آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
پژوهشی گسترده با ۶۱ هزار شرکتکننده از ۸۱ کشور جهان نشان میدهد که افراد خودمحور (فردگرا) عشق را با شدت کمتری نسبت به دیگران تجربه میکنند؛ اما محققان میگویند این اتفاق لزوماً بد نیست. اگر شما به دنبال درک تأثیر فرهنگ و شخصیت بر روابط عاطفی هستید یا نگران تأثیر فردگرایی بر زندگی عاشقانه خود میباشید، این گزارش کامل را تا انتها بخوانید. به گزارش نشریه نیوساینتیست، یاروسلاوا وارلا والنتووا از دانشگاه سائوپائولوی برزیل توضیح میدهد: «وقتی کاملاً عاشق کسی هستید و مدام به او فکر میکنید، تواناییتان برای کار یا تحصیل ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد. در عوض، کاهش تمرکز بر شریک عاطفی میتواند فرصتی باشد تا انرژی و وقت بیشتری صرف روابط دیگر یا علایق شخصی شود.»
پژوهشگران به رهبری مارتا کووال از دانشگاه وروتسواف لهستان، بیش از ۶۱ هزار بزرگسال ۱۸ تا ۹۰ ساله را که از چند هفته تا چند سال در یک رابطه عاطفی بودند، مورد مطالعه قرار دادند. شرکتکنندگان در پرسشنامههای آنلاین، میزان عشق خود به شریک زندگی را ارزیابی کردند و همچنین میزان فردگرایی خود را با جملاتی مانند «موفقیت گروه مهمتر از موفقیت فرد است» سنجیدند. نتایج نشان داد کسانی که ذهنیت فردگراتری دارند، عشق را با شدت کمتری تجربه میکنند؛ یافتهای که پس از کنترل متغیرهایی مانند جنسیت، سن و پسزمینه اقتصادی نیز پابرجا ماند. توماس کوران از کالج اقتصاد لندن میگوید: «اگر مدام نگران خودتان و تصویری باشید که دیگران از شما دارند، احساس رقابت بیشتری میکنید. در نتیجه، نشان دادن تمام وجودتان به کسی دیگر دشوار میشود.»
روش تحقیق و حجم نمونه بیسابقه
این پژوهش که بزرگترین مطالعه از نوع خود درباره عشق محسوب میشود، روی ۶۱ هزار بزرگسال ۱۸ تا ۹۰ ساله از ۸۱ کشور جهان انجام شده است. شرکتکنندگان از چند هفته تا چند سال در یک رابطه عاطفی بودهاند. محققان از پرسشنامههای آنلاین برای سنجش دو متغیر اصلی استفاده کردند: شدت عشق (با جملاتی مانند «پیوند عاطفی عمیقی با این شخص احساس میکنم») و میزان فردگرایی (با جملاتی مانند «موفقیت گروه مهمتر از موفقیت فرد است»). پژوهشگران برای اطمینان از نتایج، مطالعه را روی گروه جداگانهای از ۶ هزار نفر از ۵۰ کشور نیز تکرار کردند و به نتایج مشابهی رسیدند.
رابطه معکوس بین فردگرایی و شدت عشق
نتایج نشان داد هر چه نمره فردگرایی افراد بالاتر بود (یعنی بیشتر به اهداف شخصی به جای منافع جمعی اولویت میدادند)، شدت عشق تجربه شده توسط آنها پایینتر بود. این رابطه معکوس حتی پس از کنترل متغیرهای مداخلهگر (جنسیت، سن، وضعیت اقتصادی) نیز معنیدار باقی ماند. به عبارت دیگر، افراد خودمحور کمتر عاشق میشوند، یا اگر هم بشوند، احساس عشق در آن ها شدت کمتری دارد.
چرا فردگرایی لزوماً بد نیست؟
یاروسلاوا وارلا والنتووا، یکی از محققان، توضیح میدهد که عشق شدید میتواند تمرکز فرد را بر کار، تحصیل و سایر اهداف شخصی مختل کند. در مقابل، فردگرایان با شدت عشق کمتر، انرژی بیشتری برای روابط دیگر (دوستی، خانواده) و علایق شخصی (سرگرمی، پیشرفت شغلی) دارند. به عبارت دیگر، این یک معامله (Trade-off) است: عشق عمیق و پرشور در مقابل تنوع و تعادل بیشتر در زندگی.
ریشههای فردگرایی و نقش شبکههای اجتماعی
جولی ایتکن شرمر از دانشگاه وسترن کانادا، تأکید میکند که نسلهای جوانتر امروز در مقایسه با نسلهای پیشین، خودمحورتر و فردگراتر هستند. ارتباط با جهان و فناوریهای مدرن، به ویژه شبکههای اجتماعی، اغلب به عنوان عوامل اصلی این تحول مطرح میشوند. توماس کوران از کالج اقتصاد لندن، مکانیسم اثر را اینگونه توضیح میدهد: فردگراها مدام نگران تصویری هستند که دیگران از آنها دارند؛ احساس رقابت میکنند و آسیبپذیر بودن برایشان دشوار میشود.
راهکارهای غلبه بر تأثیرات منفی فردگرایی
با وجود تأثیر فردگرایی بر کاهش شدت عشق، راهکارهایی برای غلبه بر آن وجود دارد. شرمر پیشنهاد میکند رویکردهایی مانند گفتگودرمانی میتوانند به افراد کمک کنند خود را بخشی از یک جامعه بزرگتر ببینند، نه موجودیتهایی مجزا. همچنین، آگاهی از این الگو (اینکه فردگرایی ممکن است توانایی پیوند عمیق را تضعیف کند) نخستین گام برای تغییر است. محققان اکنون قصد دارند در مطالعه بعدی خود، تأثیر شدت عشق بر سلامت روان و کیفیت زندگی را طی یک سال پیگیری کنند.