جمعه / ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ / ۱۹:۴۷
کد خبر: 38722
گزارشگر: 548
۴۲
۰
۰
۱
زنان به دلیل کیفیت پایین‌تر رابطه، کمتر به سکس علاقه دارند!

​راز کمبود میل جنسی و شهوانی در زنان؛ لذت کمتر یا تفاوت ذاتی؟

​راز کمبود میل جنسی  و شهوانی در زنان؛ لذت کمتر یا تفاوت ذاتی؟
نتایج یک مطالعه جدید در روانشناسی نشان می‌دهد که دلیل اصلی تفاوت جنسیتی در میل جنسی، برخلاف باور رایج، تفاوت‌های ذاتی یا صرفاً تربیتی نیست، بلکه نابرابری کیفیت لذت جنسی است. به گزارش سایکولوژی تودی، تری کانلی و ورنا کلین از دانشگاه میشیگان اعلام کردند زنان در روابط جنسی معمولاً کمتر از مردان به ارگاسم می‌رسند، بیشتر درد را تجربه می‌کنند، قربانی خشونت می‌شوند و با استانداردهای دوگانه «دختر خوب» سرکوب می‌شوند. از ناآگاهی آناتومیک تا نبود پیش‌بازی مؤثر و شرم از دریافت رابطه دهانی، همگی دست به دست هم می‌دهند تا میل جنسی زنان کاهش یابد. محققان تأکید می‌کنند با آموزش جنسی جامع و تغییر فیلمنامه‌های غلط، این نابرابری قابل حل است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:

آیا می‌دانستید یکی از ثابت‌ترین یافته‌های روانشناسی این است که زنان به طور متوسط نسبت به مردان میل جنسی کمتری دارند؟ این تفاوت جنسیتی، دهه‌ها است که ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده. شاید برایتان جالب باشد که برخی از روانشناسان تکاملی، این پدیده را ریشه در زیست‌شناسی و تفاوت‌های ذاتی می‌دانند. طبق این دیدگاه، مردان برای افزایش شانس تولیدمثل خود به دنبال شرکای جنسی بیشتر هستند، در حالی که زنان به دلیل هزینه‌های بارداری، گزیده‌کارتر عمل می‌کنند. در سوی دیگر ماجرا، گروهی از کارشناسان معتقدند جامعه و تربیت، نقش اصلی را بازی می‌کنند. آنها می‌گویند ما به پسران یاد می‌دهیم که «بالاخره پسر، پسر است» اما به دختران القا می‌کنیم که یک دختر خوب هرگز نباید تمایل جنسی آشکار داشته باشد.

اما آیا تا به حال به این سؤال ساده فکر کرده‌اید: «اگر زنان به اندازه مردان از رابطه جنسی لذت نمی‌برند، چرا باید به همان اندازه به آن تمایل داشته باشند؟» این سؤال دقیقاً نقطه شروع یک تحقیق جدید و چشم‌گشاست. «تری کانلی» و «ورنا کلین»، دو روانشناس دانشگاه میشیگان، در مقاله‌ای انقلابی در مجله «Perspectives on Psychological Science» استدلال می‌کنند که روانشناسان تاکنون یک عامل کلیدی را نادیده گرفته‌اند: نابرابری لذت جنسی. آن ها با شواهد محکم نشان می‌دهند که کیفیت رابطه جنسی برای زنان معمولاً پایین‌تر است؛ از ناآگاهی نسبت به کلیتوریس و دردناک بودن مقاربت گرفته تا تجربه خشونت جنسی و درون‌سازی استانداردهای دوگانه «دختر خوب». 

 در این گزارش جامع، به بررسی این چهار دلیل اصلی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه فیلمنامه‌های جنسی نادرست، نبود آموزش کافی و حتی ترس از امنیت، میل طبیعی زنان را سرکوب می‌کند. اگر شما هم جزو افرادی هستید که به دنبال درک عمیق‌تر از تفاوت‌های جنسیتی، ریشه‌های کاهش لیبیدو در زنان یا راهکارهای افزایش رضایت زناشویی هستید، خواندن این تحلیل را از دست ندهید.

نبرد دیرینه طبیعت در برابر پرورش

برای دهه‌ها، روانشناسان در این دوگانه گیر کرده بودند که آیا تفاوت میل جنسی بین زن و مرد ریشه در ژنتیک و تکامل دارد یا جامعه‌پذیری. رویکرد تکاملی با استناد به حداکثرسازی تولیدمثل در نرها و هزینه‌های سنگین بارداری در ماده‌ها، منطقی به نظر می‌رسید. بر این اساس، مردان باید هر فرصتی برای جفت‌گیری غنیمت بشمارند و زنان باید سخت‌گیرانه‌ترین انتخاب‌گرها باشند.

اما این دیدگاه، یک نکته اساسی را نادیده می‌گیرد: انسان‌ها فقط ماشین‌های تولیدمثل نیستند. زنان در جوامع مدرن، کنترل بارداری دارند و لذت جنسی می‌تواند هدفی جدا از بارداری باشد. با این حال، آمارها همچنان نشان می‌دهند که زنان کمتر از مردان به سکس معمولی (casual sex) تمایل دارند. نقطه قوت پژوهش کانلی و کلاین در این است که آنها این دوگانه را کنار می‌گذارند و می‌پرسند: «مهم نیست علت اولیه چیست، اگر تجربه خود سکس برای زنان بدتر باشد، طبیعی است که نخواهند آن را تکرار کنند.» این نگاه عمل‌گرایانه، بحث را از بن‌بست «طبیعت یا پرورش» خارج می‌کند.

جهل آناتومیک و نابرابری در لذت فیزیکی

اولین و شاید مهم‌ترین دلیل برای لذت کمتر زنان، تفاوت آناتومیک همراه با ناآگاهی فرهنگی است. پسران از کودکی به دلیل نگه داشتن آلت تناسلی هنگام ادرار، با لذت لمس کردن آشنا می‌شوند، اما دختران چنین فرصتی برای کشف کلیتوریس ندارند. این محرومیت اولیه باعث می‌شود بسیاری از زنان تا بزرگسالی ندانند تحریک کلیتوریس چگونه باید باشد. علاوه بر این، ماهیت نافذ رابطه جنسی واژینال، درد را به بخشی از تجربه جنسی زنان تبدیل می‌کند. در حالی که مردان به ندرت درد فیزیکی حین سکس را تجربه می‌کنند، خشکی واژن، عفونت‌ها، واژینیسموس و حتی مقاربت عادی می‌تواند برای زنان آزاردهنده باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که زنان بیش از سه برابر مردان، درد هنگام مقاربت را گزارش می‌دهند.

نکته تأسف‌بار این است که حتی در میان زوج‌های متعهد، بسیاری از مردان از آناتومی کلیتوریس بی‌اطلاع‌اند و تصور می‌کنند همان دخول برای ارگاسم زن کافی است. این جهل جنسی، یک نابرابری ساختاری در بستر رابطه ایجاد می‌کند که پایه‌های آن از کودکی ریخته می‌شود.

خشونت جنسی و ترس از امنیت به عنوان قاتل میل

دومین دلیل کلیدی، تفاوت فاحش در میزان قربانی شدن جنسی است. زنان به دلیل کوچک‌تر و ضعیف‌تر بودن از مردان و همچنین به خاطر هنجارهای اجتماعی، بسیار بیشتر از مردان تجربه تعرض، آزار و اذیت جنسی را داشته‌اند. این تجربه تروماتیک، به طور طبیعی مکانیسم دفاعی هوشیاری بیش از حد و احتیاط در برابر هرگونه رابطه جدید را فعال می‌کند. کانلی و کلاین اشاره می‌کنند که برای اکثر زنان، «احساس امنیت» یک پیش‌شرط غیرقابل مذاکره برای تجربه میل جنسی است. در حالی که مردان ممکن است از خطر و تازگی برانگیخته شوند، زنان ابتدا نیاز دارند مطمئن شوند تهدیدی در کار نیست. این تفاوت، تا حد زیادی ریشه در تجربه واقعی و نه زیست‌شناسی صرف دارد.

جالب آنکه محققان حدس می‌زنند اگر مردانی هم به اندازه زنان قربانی خشونت جنسی می‌شدند، آنه ا نیز به همان اندازه در شروع رابطه جنسی محتاط و کم‌میل می‌شدند. این یافته نشان می‌دهد که تفاوت میل جنسی، بیش از آنکه ذاتی باشد، واکنشی اجتنابی به یک خطر واقعی و رایج در تجربه زیسته زنان است.

استاندارد دوگانه جنسی و درون‌سازی نقش «دختر خوب»

شاید نافذترین عامل اجتماعی، استاندارد دوگانه جنسی باشد. جامعه به طور همزمان به زنان پیام می‌دهد که باید جذاب و سکسی باشند، اما اگر به میل جنسی خود عمل کنند، برچسب «بدکاره» یا «آسان» می‌خورند. این تناقض، شکاف عمیقی در هویت جنسی زنان ایجاد می‌کند. درون‌سازی این استانداردها حتی در روابط متعهدانه و بلندمدت هم ادامه می‌یابد. بسیاری از زنان گزارش می‌دهند که اگر در طول رابطه جنسی با شوهر خود «بیش از حد» لذت ببرند یا خواسته خاصی داشته باشند، احساس گناه یا شرم می‌کنند. آنها ناخودآگاه نگران قضاوت شدن به عنوان «زن بد» هستند.

این احساس شرم، به ویژه در مورد دریافت رابطه جنسی دهانی (کونیلینگوس) شدیدتر است. کانلی و کلاین می‌گویند بسیاری از زنان از درخواست تحریک کلیتوریس از طریق دهان احساس انزجار یا خجالت می‌کنند، در حالی که انجام این کار برای شریک مرد خود را پذیرفته‌شده می‌دانند. این یک مثال عینی از نابرابری جنسی است که میل را می‌کشد.

فیلمنامه غلط جنسی و نبود ارتباط

چهارمین دلیل به «فیلمنامه غالب» در روابط دگرجنس‌گرا برمی‌گردد. در این فیلمنامه، مرد آغازگر است، پیش‌بازی حول نعوظ او می‌چرخد، دخول به عنوان اوج عمل تلقی می‌شود و ارگاسم مرد، نقطه پایان طبیعی رابطه است. زن در این میان باید به طور معجزه‌آسا و بدون تحریک کافی کلیتوریس به ارگاسم برسد. تحقیقات نشان می‌دهد که تعداد بسیار کمی از زوج‌ها در طول سکس درباره خواسته‌ها و لذت خود صحبت می‌کنند. سکوت به عنوان یک هنجار نانوشته، باعث می‌شود زن هرگز نگوید که به تحریک بیشتری نیاز دارد و مرد هرگز نداند که شریکش لذت نمی‌برد. این فقدان ارتباط، یک چرخه معیوب از نارضایتی و کاهش میل ایجاد می‌کند. راه حل، همانطور که محققان تأکید می‌کنند، آموزش جنسی جامع و سن‌مناسب است. وقتی زوج‌ها یاد بگیرند که کلیتوریس تنها عضوی است که کارکردش صرفاً لذت است، پیش‌بازی را گسترش دهند، رابطه دهانی را عادی‌سازی کنند و در طول سکس حرف بزنند، هم زنان و هم مردان می‌توانند به رضایت واقعی برسند. میل جنسی پایین زنان، یک سرنوشت نیست؛ یک معلول قابل درمان است.

https://www.asianewsiran.com/u/iVX
اخبار مرتبط
نتایج پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که «سکس خشن» یا همان رابطه جنسی همراه با اعمالی مانند سیلی زدن، خفه کردن سبک و گاز گرفتن، دیگر یک حاشیه نیست، بلکه به بخش عادی از زندگی جنسی بیش از نیمی از زوج‌های جوان تبدیل شده است. روانشناسان جنسی معتقدند که جذابیت این نوع رابطه، برخلاف تصور ابتدایی، ریشه در خشونت ندارد، بلکه ناشی از تحریک گیرنده‌های دوپامین در مغز از طریق عنصر «غافلگیری» است. این یافته، درک سنتی از صمیمیت را که تنها بر اساس نرمی و آرامش استوار بود، به چالش می‌کشد. کارشناسان کلینیک‌های روانشناسی تاکید دارند که کلید اصلی لذت‌بخش بودن سکس خشن، فقط یک چیز است: «رضایت آگاهانه و مستمر».
سازمان ملل متحد در تازه‌ترین گزارش خود از سی و دو مورد شکنجه جنسی سیستماتیک در زندان‌های مخفی چهار کشور طی سال گذشته خبر داد. این گزارش که بر اساس شهادت پنجاه و هفت بازمانده تهیه شده، جزئیات استفاده از ابزارهای برقی، اشیاء داغ و وسایل سوراخ‌کننده بر روی اندام تناسلی زندانیان را فاش می‌کند. به گفته کارشناسان حقوق بشر، شکنجه جنسی دیگر یک حادثه نادر نیست بلکه به یک الگوی سازمان یافته در بازداشتگاه‌های سیاسی تبدیل شده است. عاملان این جنایات معمولاً افرادی آموزش‌دیده هستند که دقیقاً می‌دانند چگونه بدون باقی گذاشتن آثار قابل پیگرد قضایی، بیشترین درد و تحقیر را به قربانی تحمیل کنند.
بر خلاف باور عمومی که خشونت جنسی را معادل تجاوز خیابانی می‌داند، آمارهای پلیس جنایی و مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که هفتاد و سه درصد موارد خشونت جنسی در مکان‌های به ظاهر امن - از اتاق خواب زوجین گرفته تا محیط کار و مدرسه - روی می‌دهد. تنها دو درصد موارد به تجاوز توسط یک غریبه کامل اختصاص دارد. شوکه‌کننده‌تر اینکه از هر ده زن متأهل در جوامع مختلف، بین چهار تا شش زن حداقل یک بار تجربه رابطه جنسی اجباری با همسر خود را داشته‌اند، اما نود و دو درصد آنها هرگز این واقعه را گزارش نمی‌دهند، چرا که فرهنگ غالب به آنها آموخته «رضایت زناشویی» امری دائم و غیرقابل انکار است.
اولین بوسه ثبت‌شده تاریخ سینما در سال ۱۸۹۶ چنان جنجالی به پا کرد که مطبوعات آن را «صحنه‌ای زننده و برخلاف عفت عمومی» نامیدند. از آن روز تاکنون، سینمای صحنه‌دار یا اروتیک مسیری پرفرازونشیب را پشت سر گذاشته است: از تابوشکنی سوررئالیست‌هایی مانند لوئیس بونوئل در فیلم «عصر طلایی» که نیم قرن ممنوع بود، تا انقلاب «پورنو شیک» دهه ۱۹۷۰ با فیلم «عمق گلو» که بیش از ۶۰۰ میلیون دلار فروش کرد. اما این ژانر همچنان از حضور در فستیوال‌های معتبر بین‌المللی محروم است و مرز میان هنر و تابو را به چالش می‌کشد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید