آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
شامگاه یکشنبه، منطقه بار دیگر شاهد تشدید تنشهای نظامی بود. موج جدیدی از حملات موشکی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل آغاز شد و آژیرهای خطر در مناطق مختلف اسرائیل به صدا درآمد. ارتش اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد که موشکهایی را که از ایران به سمت خاک این کشور شلیک شده بودند، شناسایی کرده است. سامانههای پدافند هوایی برای رهگیری و مقابله با این تهدید فعال شدند. این حملات چند ساعت پس از آن رخ داد که ارتش اسرائیل منطقه ضاحیه در جنوب بیروت را هدف قرار داد. جمهوری اسلامی پیش از این تهدید کرده بود که به این حمله پاسخ خواهد داد.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء دقایقی پس از انتشار خبر شلیک موشکها، حمله را تأیید کرد. در بیانیه این قرارگاه آمده است: «قبلاً اخطار داده بودیم در صورت گسترش حملات در ضاحیه بیروت، اهدافی را در اسرائیل مورد هجوم قرار میدهیم.» سپاه پاسداران در بیانیهای مدعی شد که در پاسخ به حمله اسرائیل به جنوب بیروت، «پایگاه هوایی رامات دیوید» اسرائیل به عنوان مبدأ این حملات، هدف موشکهای بالستیک نیروی هوافضای سپاه قرار گرفته است.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور تاکنون موفق شده است تمامی موشکهای شلیکشده از سوی جمهوری اسلامی را به طور کامل رهگیری و منهدم کند. با این حال، رادارهای پدافندی موج جدیدی از شلیکها را شناسایی کردهاند. واکنشهای تند سیاسی نیز آغاز شده است. ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی راستافراطی اسرائیل، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «امشب تهران باید بسوزد!» دونالد ترامپ نیز به فاکس نیوز گفت که ارتش آمریکا در حالت آمادهباش است. همزمان با این تحولات، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری از بسته شدن بخش غربی فضای پروازی ایران تا اطلاع ثانوی خبر داد. مدارس در سراسر اسرائیل نیز در روز دوشنبه تعطیل اعلام شدهاند. جهان چشم به تحولات ساعات آینده دوخته است.
جزئیات عملیاتی حملات و هدفگیری استراتژیک
بر اساس اعلام سپاه پاسداران، این حملات در پاسخ به تجاوز اسرائیل به منطقه ضاحیه بیروت (قلعه حزب الله) و کشته شدن غیرنظامیان انجام شده است. هدف اعلامشده، «پایگاه هوایی رامات دیوید» در شمال اسرائیل بوده است. این پایگاه یکی از مهمترین تأسیسات نیروی هوایی اسرائیل است و محل استقرار اسکادرانهای اف-۱۵ و اف-۱۶ محسوب میشود. هدفگیری این پایگاه نشاندهنده تغییر در محاسبات استراتژیک جمهوری اسلامیست؛
از حمله به اهداف صرفاً نظامی در عمق سرزمینهای اشغالی، به جای حملات قبلی که بیشتر نمادین و با موشکهای کروز انجام میشد. تعداد دقیق موشکهای شلیک شده محل اختلاف است. ارتش اسرائیل به رسانه آمریکایی صدای آمریکا گفت که «یازده موشک» از سوی ایران شلیک شده است. اما منابع دیگر اعداد متفاوتی را گزارش کردهاند. آنچه مسلم است، استفاده از «موشکهای بالستیک» (احتمالاً خرمشهر-۴) بوده است. موشکهای بالستیک به دلیل سرعت بالا (چندین برابر سرعت صوت) و مسیر پروازی سهموی، برای سامانههای پدافندی مانند گنبد آهنین و پیکان چالش جدی ایجاد میکنند. رهگیری موفق تمام آنها (اگر ادعای اسرائیل درست باشد) یک پیروزی بزرگ فنی و عملیاتی برای پدافند هوایی اسرائیل است.
نکته قابل توجه، زمانبندی و هماهنگی حملات است. حملات جمهوری اسلامی، بلافاصله پس از حمله اسرائیل به بیروت و پیش از آنکه رسانههای جهان فرصت پوشش کامل جنایت ضاحیه را پیدا کنند، آغاز شد. این سرعت عمل، نشاندهنده وجود یک «طرح از پیش آماده» (Scenario Ready) در ستاد کل نیروهای مسلح ایران است. همچنین شلیک همزمان از چندین نقطه و در چند موج، نشاندهنده تلاش برای اشباع سامانههای پدافندی اسرائیل و افزایش احتمال نفوذ است.
واکنشهای نظامی و سیاسی اسرائیل؛ از خودداری تا تهدید
واکنش اولیه اسرائیل به حملات جمهوری اسلامی، «خودداری از پاسخ فوری» و تمرکز بر اطلاعرسانی موفقیت پدافند هوایی بوده است. اعلام اینکه «همه موشکها منهدم شدند» یک پیام دوگانه داشت: هم به شهروندان اسرائیلی برای کاهش نگرانی و هم به ایران که «حمله شما بیاثر بود و هزینهای برای ما نداشت». همچنین ارتش اسرائیل از پاسخ فوری خودداری کرد تا ابتدا اطلاعات دقیق از ابعاد حمله (تعداد موشکها، نوع آن ها، میزان موفقیت رهگیری، و شناسایی دقیق سکوهای پرتاب در ایران) جمعآوری شود.
با این حال، اظهارات ایتامار بنگویر (وزیر امنیت ملی) که «امشب تهران باید بسوزد» واکنشی تند و نظامی بود. گرچه بنگویر وزیر کابینه است و اظهارات او نیمه رسمی تلقی میشود، اما معمولاً سیاست خارجی و نظامی اسرائیل توسط نخستوزیر (نتانیاهو) و وزیر جنگ (گالانت) تعیین میشود. بنگویر از چهرههای تندرو است و اظهارات او ممکن است صرفاً بازتاب خشم و خواهان انتقامجویی باشد، نه نقشه عملیاتی دولت. نخستوزیری اسرائیل هنوز بیانیه رسمی منتشر نکرده است؛ این سکوت محتاطانه، حاکی از آن است که کابینه جنگ در حال سنجش گزینههای مختلف است. رسانههای اسرائیل گزارش دادهاند که یک مقام اسرائیلی به خبرنگار اکسیوس گفته است: «این کشور حمله موشکی ایران را تلافی خواهد کرد.» اما آیا تلافی فوری خواهد بود یا تأخیری (چند روز تا چند هفته)دو سناریو مطرح است:
- سناریوی اول، تلافی فوری و محدود (مانند حملات هوایی به مواضع سپاه در شرق سوریه یا غرب عراق) که ریسک کمتری دارد.
- سناریوی دوم، تلافی تأخیری و سنگین (مانند حملات سایبری به زیرساختهای ایران یا ترور فرماندهان) که نیاز به زمان برای برنامهریزی دارد. تعطیلی مدارس در اسرائیل (که معمولاً نشانه پیشبینی حملات تلافیجویانه حزب الله از لبنان است) نشان میدهد که اسرائیل منتظر واکنش دوم (احتمالاً از جبهه لبنان) است.
جایگاه آمریکا؛ آمادهباش ترامپ و سناریوهای مداخله
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بلافاصله پس از حملات اعلام کرد که «ارتش آمریکا در حالت آمادهباش است». این عبارت کلیدی را میتوان در سه سطح تحلیل کرد: سطح اول، «آمادهباش تدافعی» برای حفاظت از پایگاههای آمریکا در منطقه (مانند عراق، اردن و قطر) در برابر هرگونه موشک سرگردان یا حمله تلافیجویانه گروههای نیابتی ایران. سطح دوم، «آمادهباش برای کمک به پدافند هوایی اسرائیل» (هماهنگی اطلاعاتی و راداری) که پیش از این نیز انجام میشده است. سطح سوم، «آمادهباش تهاجمی» برای مشارکت در حمله تلافیجویانه به ایران؛ این سناریو کمترین احتمال را دارد، اما گزینه ی روی میز است.
کاخ سفید هنوز بیانیه رسمی صادر نکرده است. اما بر اساس گزارشها، بایدن و تیم امنیت ملی او در حال رایزنی فشرده با طرف اسرائیلی هستند. سه سناریوی محتمل برای نقش آمریکا:
- سناریوی اول (حداکثر فشار دیپلماتیک بر ایران برای توقف حملات بعدی از طریق واسطههای قطر و عمان).
- سناریوی دوم (ارسال تجهیزات نظامی اضافی به اسرائیل و تشدید تحریمهای موشکی علیه ایران).
- سناریوی سوم (مداخله مستقیم در رهگیری موشکهای بعدی؛ مثلاً استفاده از سامانه تاد در پایگاههای آمریکا در خاورمیانه). ترامپ به خوبی میداند که ورود به یک جنگ جدید در آستانه فصل انتخابات، هزینه سیاسی سنگینی برای او دارد. به همین دلیل، محتملترین سناریو، حمایت لجستیکی و اطلاعاتی از اسرائیل، بدون مشارکت مستقیم در جنگ است. نکته جالب، واکنش محتاطانه متحدان عرب اسرائیل (امارات، بحرین و عربستان) است. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ یک از این کشورها به طور رسمی حمله ایران را محکوم یا حمایت قاطع خود از اسرائیل را اعلام نکردهاند. این سکوت نشان میدهد که کشورهای عربی خواهان گسترش دامنه جنگ نیستند و ترجیح میدهند نقش میانجی یا ناظر غیردرگیر را بازی کنند.
سناریوهای آینده؛ تشدید، مهار یا ورود به جنگ تمام عیار؟
سه سناریوی اصلی پیش روی تحولات منطقه وجود دارد:
-
سناریوی اول (تشدید فزاینده)
ایران موج دوم و سوم حملات خود (با تعداد و برد بیشتر) را آغاز کند. اسرائیل نیز با حملات هوایی گسترده به تأسیسات هستهای و زیرساختهای نظامی ایران پاسخ دهد. در این سناریو، منطقه وارد یک جنگ تمام عیار چند جبههای میشود که لبنان (حزب الله)، سوریه، یمن (انصارالله) و عراق (مقاومت اسلامی) را نیز درگیر خواهد کرد. بسته شدن تنگه هرمز و شوک نفتی جهانی، یک پیامد قطعی این سناریوست. احتمال این سناریو (با توجه به اظهارات بنگویر) شاید ۲۰ تا ۳۰ درصد باشد.
-
سناریوی دوم (مهار و بازدارندگی)
هر دو طرف پس از تبادل حملات محدود (یک یا دو موج)، از ورود به جنگ تمام عیار خودداری کنند. ایران به دستاورد «پاسخ نمادین» به حمله بیروت اکتفا کند و اسرائیل نیز با اعلام «بازدارندگی موفق» (به دلیل رهگیری موشکها) از تشدید تنش صرف نظر کند. واسطههای بینالمللی (قطر، عمان و پاکستان) وارد عمل شوند و یک آتشبس شکننده بین تهران و تلآویو برقرار گردد. این سناریو محتملترین گزینه (۶۰ تا ۷۰ درصد) است، چراکه هیچ طرفی منافع واقعی خود را در جنگ نمیبیند. اسرائیل درگیر جنگ غزه و جبهه شمال است و ایران نیز با مشکلات اقتصادی شدید داخلی دست و پنجه نرم میکند. جنگ برای هر دو طرف «هزینه بسیار زیاد، فایده کم» دارد.
-
سناریوی سوم (سقوط به سمت گفتگو)
شوک حملات موشکی، طرفین را پای میز مذاکرات هستهای و منطقهای بکشاند. گاهی یک بحران بزرگ، فرصتی برای دیپلماسی ایجاد میکند. در این سناریو (با احتمال کمتر از ۱۰ درصد)، ایران و آمریکا وارد گفتگوی غیرمستقیم (با میانجیگری عمان) میشوند و در ازای محدودیتهای هستهای و تعهد به عدم حملات موشکی، تحریمها کاهش مییابد. اما با توجه به مواضع تند هر دو طرف در روزهای اخیر، این سناریو دور از ذهن به نظر میرسد.
پیامدهای داخلی و منطقهای برای ایران
ایران پس از این حملات، وارد یک دوره حساس داخلی و خارجی میشود. در سطح داخلی، دولت و سپاه باید افکار عمومی را متقاعد کنند که این حمله «پاسخی متناسب و موفق» بوده است. اگر رسانههای اسرائیلی تصاویری از موشکهای منهدم شده پخش کنند که نشان دهد هیچ خسارتی به پایگاه رامات دیوید وارد نشده، ممکن است انتقادات داخلی از سپاه افزایش یابد (مشابه حملات آوریل ۲۰۲۴ که بیاثر توصیف شد). دولت برای مدیریت این انتقادات، تأکید خواهد کرد که هدف اصلی «ارسال پیام» و «آزمایش تواناییهای پدافندی اسرائیل» بوده است، نه ایجاد تخریب گسترده.
در سطح منطقهای، ایران توانست نشان دهد که «توانایی و اراده حمله مستقیم به اسرائیل را دارد». این یک بازدارندگی مهم در برابر حملات آینده اسرائیل به تأسیسات ایران در سوریه و لبنان ایجاد میکند. اما در عین حال، متحدان ایران در منطقه (حزب الله، حوثیها و گروههای عراقی) را در معرض حملات تلافیجویانه اسرائیل قرار میدهد. در اولین ساعات پس از حمله، گزارشهایی از پرواز گسترده پهپادهای اسرائیلی بر فراز جنوب لبنان منتشر شده است. این بدان معناست که اسرائیل به جای جنگ با ایران (که پرهزینه است)، شاید سراغ «بریدن دستهای ایران» در لبنان و سوریه برود.
در سطح بینالمللی، شورای امنیت سازمان ملل احتمالاً جلسه اضطراری برگزار خواهد کرد. قطعنامهای برای محکومیت ایران، با وتوی روسیه یا چین مواجه خواهد شد (مشابه روال همیشگی). اتحادیه اروپا احتمالاً تحریمهای موشکی جدیدی علیه سپاه وضع میکند. اما مهمترین پیامد، زنده شدن دوباره بحث «گزینه نظامی» علیه ایران در محافل واشنگتن و تلآویو است. اگر تنش در روزهای آینده کاهش نیابد، ممکن است در هفتههای پیش رو شاهد حملات سایبری یا عملیاتهای پنهان (نه جنگ تمام عیار) علیه ایران باشیم. مردم ایران باید خود را برای یک دوره طولانیتر از تحریم و تورم ناشی از تنشهای سیاسی و نظامی آماده کنند.