آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
شیوا ابراهیمی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران، مسیری پر فراز و نشیب را در عرصه هنر طی کرده است. او که در ۲۹ بهمن ۱۳۵۵ در شمیرانات چشم به جهان گشود، اکنون ساکن پاریس، پایتخت فرانسه است. فعالیت حرفهای خود را در سال ۱۳۷۵ با سریال «کهنه سوار» به کارگردانی اکبر خواجویی آغاز کرد. اما پیش از آن، سال ۱۳۷۳ پس از ورود به دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر، با بازی در تئاترهای دانشجویی پا به عرصه هنر گذاشته بود. او دارای مدرک کارشناسی تئاتر با گرایش عروسکی است. این تحصیلات تخصصی، بعدها در بازیهای ظریف و احساسی او تأثیرگذار بود. شیوا ابراهیمی بازیگری را از تئاتر شروع کرد و سپس به تلویزیون و سینما راه یافت.
در سال ۱۳۸۰ و در سن ۲۵ سالگی با فیلم «شام آخر» به کارگردانی فریدون جیرانی پا به سینما گذاشت. اما نام او با سریال «مدینه» در سال ۱۳۹۲ بر سر زبانها افتاد و با بازی در سریال «پرده نشین» (۱۳۹۳) و «مینو» (۱۳۹۷) به اوج شهرت رسید. از دیگر آثار شاخص او میتوان به «زیر هشت» (۱۳۸۹)، «فرات» (۱۳۹۰)، «خانه امن» (۱۳۹۹)، «بیگانهای با من است» (۱۴۰۰) و «کلبهای در مه» (۱۴۰۱) اشاره کرد. او همچنین در فیلمهای سینمایی «خون خدا» (۱۳۹۷) و «گنجشکک اشی مشی» (۱۳۹۳) نقش آفرینی کرده است.
شیوا ابراهیمی با بهنام خدایاری ازدواج کرده است. ثمر این ازدواج، دختری به نام «نفس» است که در سال ۱۳۸۱ در هند به دنیا آمد. جالب است بدانید او تا زمان زایمان نمیدانست فرزندش دختر است یا پسر و حتی برای سونوگرافی هم مراجعه نکرده بود. در شهریور ۱۴۰۱، شیوا ابراهیمی در حمایت از مهسا امینی (شهروند کشتهشده توسط گشت ارشاد) کشف حجاب کرد. این اقدام اعتراضی، سرنوشت حرفهای او را در ایران تغییر داد و نهایتاً به مهاجرت او به فرانسه انجامید. دخترش نفس نیز به دنبال راه هنر است و به نقاشی و دامپزشکی علاقه دارد. شیوا ابراهیمی رابطه بسیار صمیمی با دخترش دارد و خود میگوید با نفس بیشتر شبیه دوست و خواهر است تا مادر و دختر. آنها با هم سینما میروند، کارتون میبینند و والیبال بازی میکنند.
مسیر هنری شیوا ابراهیمی از تئاتر تا تلویزیون
شیوا ابراهیمی مسیر هنری خود را از تئاترهای دانشجویی آغاز کرد. ورود او به دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر در سال ۱۳۷۳، نقطه عطفی در زندگی او بود. تحصیل در رشته تئاتر با گرایش عروسکی، به او دیدگاه متفاوتی نسبت به بازیگری داد. تئاتر عروسکی نیازمند ظرافت، کنترل دقیق حرکت و توانایی انتقال احساس از طریق اشیاء است. این مهارتها بعدها در بازیهای سینمایی و تلویزیونی او به خوبی مشهود بود. اولین تجربه حرفهای او در جلوی دوربین، سریال «کهنه سوار» (۱۳۷۵) به کارگردانی اکبر خواجویی بود. این سریال ۲۳ قسمتی از شبکه ۳ پخش شد و شیوا ابراهیمی را به عنوان یک بازیگر تازهنفس به مخاطبان تلویزیون معرفی کرد. پس از آن، در سال ۱۳۷۹ در سریال «مسافر» به کارگردانی سیروس مقدم بازی کرد و سپس در سال ۱۳۸۰ با فیلم سینمایی «شام آخر» ساخته فریدون جیرانی پا به سینما گذاشت.
اما اوج شهرت او در تلویزیون، با سریال «مدینه» (۱۳۹۲) رقم خورد. پس از آن، نقشهای به یادماندنی در سریالهای «پرده نشین» (۱۳۹۳، شبکه ۱)، «مینو» (۱۳۹۷، شبکه ۱)، «خانه امن» (۱۳۹۹، شبکه ۱) و «بیگانهای با من است» (۱۴۰۰، شبکه ۲) بازی کرد. همکاری او با کارگردانانی مانند سیروس مقدم، احمد امینی، بهروز شعیبی و سعید نعمتالله، نشان از انعطاف پذیری و توانایی بالای او در نقشهای مختلف دارد.
زندگی شخصی و خانواده؛ ازدواج، دخترش نفس و زندگی در هند
شیوا ابراهیمی با بهنام خدایاری ازدواج کرده است. حاصل این ازدواج، دختری به نام «نفس» است که در سال ۱۳۸۱ در هند به دنیا آمد. تولد نفس در هند یک داستان جالب دارد. شیوا ابراهیمی و همسرش تصمیم گرفتند که جنسیت فرزند خود را قبل از تولد ندانند. آنها حتی برای سونوگرافی هم مراجعه نکردند و ترجیح دادند که همه چیز کاملاً طبیعی باشد. جالب اینجاست که شیوا ابراهیمی فکر میکرد فرزندش پسر است، اما پس از تولد متوجه شد که صاحب یک دختر شده است. این سورپرایز شیرین، خاطرهای ماندگار برای او و همسرش شد. نام «نفس» نیز تصادفی انتخاب نشده است. دو سال قبل از تولد نفس، شیوا ابراهیمی و همسرش هر کدام به طور جداگانه فیلم «سفر قندهار» را تماشا کرده بودند. در آن فیلم، یکی از شخصیتهای اصلی یک دختر افغان به نام «نفس» بود. هر دو از این نام خوششان آمد و تصمیم گرفتند اگر روزی صاحب دختر شدند، نام او را نفس بگذارند. این نام برای آنها تداعیگر زندگی و امید بود.
نفس در چند تله فیلم همراه با مادرش بازی کرده است. اولین تجربه بازیگری نفس در ۴ سالگی بود، زمانی که نقش کودکی شیوا ابراهیمی را بازی کرد. همچنین تئاتر «عرق خورشید، اشک ماه» به کارگردانی آتیلا پسیانی، یکی از کارهای مشترک مادر و دختر است که یک ماه و نیم در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه بود. جالب است بدانید که نفس هیچ وقت به همکلاسیهایش نگفته است که مادرش بازیگر است، زیرا نمیخواهد از او در این مورد سوال بپرسند.
علایق و تفریحات مشترک با دخترش نفس
شیوا ابراهیمی رابطه بسیار صمیمی و نزدیکی با دخترش نفس دارد. به قول خودش، آنها بیشتر شبیه دوست و خواهر هستند تا مادر و دختر. آنها راحت با هم صحبت میکنند و تصمیم میگیرند. اکثر تفریحاتشان مشترک است. آنها با هم سینما میروند، کارتون میبینند، نقاشی میکنند و این اواخر زیاد والیبال بازی میکنند. شیوا ابراهیمی و دخترش هر دو فوتبال دوست هستند و طرفدار دو آتیشه پرسپولیس هستند. این علاقه مشترک به فوتبال و تیم پرسپولیس، یکی از نقاط قوت رابطه آنهاست. آنها احتمالاً با هم بازیهای پرسپولیس را دنبال میکنند و درباره فوتبال صحبت میکنند.
آرزوی نفس برای آینده، ادامه تحصیل در یکی از دانشگاههای خوب فرانسه است. او به هنر و به خصوص نقاشی علاقه زیادی دارد. همچنین عاشق حیوانات است. به همین دلیل، بین رشته دامپزشکی و نقاشی مردد است. شیوا ابراهیمی آرزویش این است که دخترش همیشه خوشحال و شاد زندگی کند. او و همسرش هر کاری برای خوشحالی نفس انجام میدهند. جالب است که نفس گاهی از شغل مادرش ناراحت میشود، به خصوص وقتی که مجبور است برای مدتی او را تنها بگذارد. اما در کل، به مادرش افتخار میکند.
کشف حجاب و مهاجرت به فرانسه
در شهریور ۱۴۰۱، شیوا ابراهیمی در حمایت از مهسا امینی، شهروند کشتهشده توسط گشت ارشاد، کشف حجاب کرد. این اقدام اعتراضی، یک نقطه عطف در زندگی حرفهای و شخصی او بود. کشف حجاب توسط یک بازیگر شناختهشده تلویزیون، واکنشهای گستردهای در پی داشت. برخی از او حمایت کردند و برخی دیگر او را محکوم نمودند. با این حال، سرانجام این اعتراضات به محدودیتهای حرفهای برای شیوا ابراهیمی انجامید. او دیگر نتوانست در ایران به فعالیت هنری خود ادامه دهد و ناچار به ترک کشور شد. او اکنون ساکن پاریس، پایتخت فرانسه است. پاریس، شهری که از دیرباز محل زندگی بسیاری از هنرمندان و روشنفکران ایرانی در تبعید بوده است.
مهاجرت شیوا ابراهیمی به فرانسه، پایان کارنامه هنری او در ایران بود، اما شاید آغازی برای یک فصل جدید در عرصه بینالمللی باشد. فرانسه یکی از مراکز مهم تئاتر و سینمای جهان است و بازیگران ایرانی تبعیدی گاهی در تولیدات فرانسوی و اروپایی ایفای نقش میکنند. باید دید آینده برای این بازیگر چه در انتظار است.
جمعبندی کارنامه هنری و جایگاه شیوا ابراهیمی در سینما و تلویزیون ایران
شیوا ابراهیمی با بیش از دو دهه فعالیت هنری، در حدود ۲۰ سریال تلویزیونی و چندین فیلم سینمایی و تله فیلم ایفای نقش کرده است. او با کارگردانان مطرحی چون سیروس مقدم، احمد امینی، بهروز شعیبی، سعید نعمتالله، احمد معظمی و فریدون جیرانی همکاری داشته است. این نشان از اعتبار و توانایی بالای او به عنوان یک بازیگر دارد. او در نقشهای متفاوت و متعددی ظاهر شده است. از نقشهای اجتماعی و درام (مانند «زیر هشت»، «مینو»، «خانه امن») تا نقشهای عاطفی و خانوادگی (مانند «پرده نشین»، «فرات»، «همه بچههای ما»). انعطاف پذیری او در نقشهای مختلف، یکی از دلایل محبوبیت او نزد مخاطبان بوده است. با این حال، پس از حوادث ۱۴۰۱ و مهاجرت اجباری، دیگر شاهد بازی او در تولیدات داخلی نخواهیم بود.
جایگاه شیوا ابراهیمی در تاریخ تلویزیون ایران، جایگاه یک بازیگر حرفهای و تأثیرگذار است. او در اوج شهرت خود، به خاطر باورهای انسانی و سیاسی خود، از حرفه و کشورش دست کشید. این تصمیم، او را در کنار سایر هنرمندان مهاجر قرار داده است که به قیمت از دست دادن وطن، آزادی بیان و عقیده خود را انتخاب کردند. کارنامه هنری او برای همیشه در حافظه تاریخی مخاطبان تلویزیون ایران باقی خواهد ماند و زندگی شخصی و سیاسی او نیز به عنوان بخشی از تاریخ اجتماعی ایران ثبت خواهد شد.
فیلمشناسی شیوا ابراهیمی
فیلم های سینمایی
- خون خدا (۱۳۹۷)
- در پروازهای خروجی بود که گم شد، ریحانه (۱۳۹۴) (نمایش تئاتر)
- تلهفیلم روشنای حقیقی (روشنایی حقیقی یا روشناییهای حقیقی) (۱۳۹۳)
- گنجشکک اشیمشی (۱۳۹۳)
- تلهفیلم سه ماهی (۱۳۹۲)
- تلهفیلم فرجام (۱۳۸۹)
- جایی برای بودن (۱۳۹۰)
- گلهای خیابانی (۱۳۸۹)
- زمانی برای شخم زدن (۱۳۸۹)
- پیش خواهد آمد (۱۳۸۹)
- زیر هشت (۱۳۸۹)
- شیرین (۱۳۸۷)
- خواب لیلا (۱۳۸۶)
- شام آخر (۱۳۸۰)
- مسافر (۱۳۷۸)
مجموعه تلویزیونی
- ۱۳۷۶ کهنه سوار
- ۱۳۷۹ مسافر
- ۱۳۸۱ باران عشق
- ۱۳۸۴ و خداوند عشق را آفرید
- ۱۳۸۹ زیر هشت
- ۱۳۹۰ فرات
- ۱۳۹۲ همه بچههای ما
- ۱۳۹۳ پرده نشین
- ۱۳۹۶ دیگری
- ۱۳۹۷ مینو
- ۱۳۹۸ برادر جان
- ۱۳۹۹ زمین گرم
- ۱۴۰۰ کلبه ای در مه