آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
در تازهترین رویداد افتخارآمیز برای جامعه علمی ایران، نام یک استاد برجسته ایرانی بر بلندای عالیترین نشان آموزشی دانشگاه استنفورد در آمریکا نقش بست. جایزه والتر جی. گورز که نماد نهایی برتری در تدریس و آموزش در این دانشگاه جهانی به شمار میرود، امسال به عباس میلانی، پژوهشگر نامآشنای تاریخ معاصر ایران، رسیده است. این جایزه که هر سال با رقابت تنگاتنگ استادان و مدرسان نخبه از همه دانشکدهها برگزار میشود، در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵ خورشیدی) نام یک ایرانی را در کنار تنها چهار برگزیده دیگر خود ثبت کرده است. خبری که موجی از شادی و غرور را در میان ایرانیان داخل و بیرون از کشور برانگیخته است. عباس میلانی، مدیر برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، که دههها در پربار کردن گنجینه پژوهشهای ایرانشناختی در غرب کوشیده است، این بار نه برای یک کتاب یا مقاله، بلکه به پاس «شیوه منحصر به فرد تدریس و تربیت نسلی از دانشجویان کنجکاو» مفتخر به دریافت این نشان نادر شده است. اگر به دنبال نام بزرگانی میگردید که تصویر درست و روشنی از تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران معاصر به جهان عرضه کردهاند، عباس میلانی بیگمان یکی از ستونهای اصلی این بنای بلند است. از تحلیل لایههای پنهان انقلاب مشروطه تا واکاوی ابعاد تاریک حکومت پهلوی، او همواره در ترازوی انصاف و بیطرفی علمی ایستاده است.
اما آنچه این جایزه را از دیگر دستاوردهای علمی میلانی متمایز میکند، تمرکز آن بر «هنر انتقال دانش» به جای «تولید خام دانش» است. دانشگاه استنفورد در متن معرفی خود از او به عنوان استادی «کنجکاو، خوشفکر و برخوردار از دانش گسترده فرهنگی» یاد کرده که فضایی برای گفتگوی آزاد و مشارکت همه جانبه دانشجویان فراهم میکند. در گزارشی که دانشگاه استنفورد درباره برگزیدگان امسال منتشر کرده، از عباس میلانی با عباراتی فراتر از یک استاد معمولی نام برده شده است: «استادی به معنای واقعی کلمه، پژوهشگری صادق و فردی با صداقت و فروتنی کمنظیر». این توصیفات، او را در کنار کسانی قرار میدهد که تدریس را یک مأموریت انسانی میدانند، نه صرفاً یک شغل. برای هزاران دانشجوی ایرانی و غیرایرانی که در کلاسهای او در استنفورد شرکت کردهاند، میلانی نماد یک «معلم تراز» است؛ کسی که پیچیدهترین معماهای تاریخ خاورمیانه را با زبانی ساده و صمیمی برای تازهواردان به این عرصه گشوده است. همین ویژگی، او را به یکی از محبوبترین چهرههای آموزشی در یکی از دشوارترین دانشگاههای جهان بدل کرده است.
چیستی جایزه والتر جی. گورز و جایگاه آن در نظام دانشگاه استنفورد
جایزه والتر جی. گورز، بر خلاف بسیاری از جوایز علمی که صرفاً بر مبنای کمیت مقالات یا ارجاعات به پژوهشگران اعطا میشود، کیفیترین و نمادینترین نشان برای ارج نهادن به «هنر تدریس» در دانشگاه استنفورد به شمار میرود. این جایزه از سال ۱۹۵۱ میلادی و به یاد والتر جی. گورز، استاد فقید علوم انسانی، بنیان گذاشته شده و بالاترین تقدیری است که یک مدرس یا استاد میتواند در این دانشگاه دریافت کند. فرایند انتخاب برگزیدگان بسیار سختگیرانه و چندلایه است: دانشجویان، همکاران علمی و مدیران گروههای آموزشی، نامزدها را پیشنهاد میدهند و سپس یک کمیته مرکزی، پرونده آموزشی و تأثیرگذاری عملی هر فرد را در درازمدت بررسی میکند. دریافت این جایزه برای عباس میلانی به معنای آن است که او در طول سالها تدریس در استنفورد، توانسته استانداردهای کیفی این دانشگاه را در تربیت نسلی از پژوهشگران برآورده کند که فراتر از حفظ کردن کتاب، میتوانند «متفکران نقاد» باشند. این موفقیت، یک پیروزی فردی نیست؛ بلکه نشانه بلوغ و کارآمدی یک شیوه آموزشی مبتنی بر گفتگوی تمدنی و احترام به دانش پیشینه فرهنگی است.
ویژگیهای منحصر به فرد آموزشی عباس میلانی در کلاسهای درس استنفورد
آنچه عباس میلانی را از بسیاری از اساتید همتراز خود در غرب جدا میکند، ترکیب نادر «تخصص عمیق در تاریخ ایران» با «روش سقراطی پرسش و پاسخ» است. دانشجویان او در مصاحبههای مختلف تأکید کردهاند که کلاسهای میلانی هرگز یک سویه و سخنرانیمحور نیست، بلکه او با باز کردن لایههای پیچیده رویدادهایی مانند کودتای ۲۸ مرداد یا انقلاب ۱۳۵۷، دانشجویان را وادار میکند خود به سراغ منابع اولیه بروند و روایت خود را بسازند. دانشگاه استنفورد در توجیه اعطای این جایزه به میلانی، به صراحت به «فضای باز برای گفتگو» اشاره کرده است؛ یعنی محیطی که در آن هیچ پرسشی (حتی پرسشهای چالشبرانگیز درباره هویت ایرانی) تابو نیست و میتوان با تکیه بر اسناد و منطق، به فهم مشترک رسید. این رویکرد در آموزش علوم انسانی، بویژه در غرب که گاهی تصویری کاریکاتوری از ایران ارائه میشود، یک ضرورت انکارناپذیر است. میلانی به دانشجویان خود میآموزد که ایران فقط یک میدان ژئوپلیتیک نیست، بلکه یک تمدن زنده با لایههای متناقض، شیرین و تلخ است. دریافت این جایزه یعنی تأیید نهادینه این روش تربیتی در قلب یکی از قدرتمندترین دانشگاههای جهان.
تأثیر این موفقیت بر منزلت علمی پژوهشگران ایرانی در نظام دانشگاهی جهان
در دهههای اخیر و با شدت گرفتن فضای سیاسی میان ایران و غرب، دانشجویان و پژوهشگران ایرانی در دانشگاههای بزرگ آمریکا گاه با پیشداوریهای ناخودآگاه فرهنگی یا دشواریهای سیاسی برای ادامه کار روبهرو بودهاند. در چنین بستری، اعطای عالیترین نشان آموزشی یک دانشگاه تراز اول به یک استاد ایرانی، یک پیام نمادین قدرتمند به کل سیستم آکادمیک غرب ارسال میکند. این پیام روشن است که «مرزهای علمی و آموزشی از مرزهای سیاسی فراتر میروند» و یک پژوهشگر فارغ از تابعیت، زمانی شایسته بالاترین تقدیرهاست که در روش و محتوای کار خود، به استانداردهای حرفهای پایبند بماند. از سوی دیگر، این موفقیت چراغ راهی برای نسل جوان دانشجو و پژوهشگر ایرانی است که نشان میدهد راه تأثیرگذاری در معتبرترین مراکز علمی جهان، از مسیر «صداقت علمی» و «اراده بر انتقال درست دانش» میگذرد. عباس میلانی با این جایزه عملاً پرونده تازهای در حوزه دیپلماسی علمی ایران باز کرده است؛ دیپلماسی که در آن واژهای از سیاست رسمی نیست، اما تأثیر آن بر نسل آینده پژوهشگران ایرانی در غرب، از هزاران سند سیاسی بیشتر است.
تحلیل توصیفات اخلاقی و حرفهای دانشگاه استنفورد از عباس میلانی
در بیانیه رسمی دانشگاه استنفورد برای برگزیدگان جایزه گورز، دو ویژگی اخلاقی برجسته برای میلانی ذکر شده است: «صداقت» و «فروتنی کمنظیر». این دو صفت زمانی ارزش مضاعف پیدا میکنند که در کنار عنوان «استاد به معنای واقعی کلمه» قرار میگیرند. بدیهی است که در یک نهاد رقابتی مانند استنفورد، بسیاری از پژوهشگران دارای هوش و دانش بالا هستند، اما آنچه میلانی را متمایز کرده، رویکرد «انسانمحور» او به فرایند یادگیری است. فروتنی در برابر دانشجو، شنیدن اشتباهات آنان به عنوان بخشی از مسیر رشد، و صداقت در پذیرفتن ندانستههای خود، معیارهایی هستند که به ندرت در پرونده آموزشی یک استاد ممتاز به صراحت برجسته میشوند. نکته جالب توجه دیگر، نسبت دادن «کنجکاوی» به عنوان یک ویژگی برجسته به میلانی است. در نظام آکادمیک کنونی، بسیاری از اساتید پس از رسیدن به درجه استادی، از حالت یادگیرنده خارج و صرفاً به تکرار دانستههای خود میپردازند. اما تأکید استنفورد بر کنجکاوی میلانی نشان میدهد که او هنوز خود را یک دانشجوی همیشگی میداند، و این روحیه به دانشجویانش نیز منتقل میشود. این الگو، پاسخی عملی به بحران معناداری در آموزش عالی جهان است: چگونه میتوان استادی داشت که نه فقط پاسخ میدهد، بلکه یاد میدهد چگونه پرسشهای تازه و بزرگتری طرح کنیم.
پیامدها و درسهای این رویداد برای جامعه علمی ایران (داخل و بیرون از کشور)
برای جامعه علمی در داخل ایران، این خبر یک «شکستن قالب» است. خیلی گمان میکنند که موفقیت در نظام دانشگاهی غرب فقط از رهگذر پذیرش کامل روایتهای مسلط سیاسی آنها ممکن است. اما سوابق پژوهشی عباس میلانی نشان میدهد که او همواره بر حفظ موضع انتقادی خود نسبت به برخی روایتهای رایج در غرب درباره ایران تأکید داشته، با این حال جایزه گرفته است.
این یعنی فضای آکادمیک حرفهای، هنوز برای آن دسته از پژوهشگرانی که «کیفیت کار» و «شفافیت روش» را بر «همسویی سیاسی» ترجیح میدهند، ارزش قائل است. برای دانشجویان و پژوهشگران ایرانی خارج از کشور، شخصیت میلانی الگوی یک «پل زدن» موفق میان دو جهان است. او نه در دام نفی مطلق هویت ایرانی خود گرفتار شده و نه در حباب تکرار کلیشههای شرقشناسانه. بلکه با قدرت تمام، یک «روشنفکر مسئول» در عرصه بینالملل است. این موفقیت میتواند به شبکهسازی گستردهتر میان دانشگاهیان ایرانی در جهان منجر شود و حتی راه را برای تفاهمنامههای علمی نهادی هموار کند. به هر روی، نام عباس میلانی از این پس نه فقط در فهرست ایرانپژوهان برجسته، بلکه در تالار مفاخر معلمان الهامبخش جهان ثبت خواهد شد.