پنج شنبه / ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۰:۳۶
کد خبر: 38870
گزارشگر: 306
۳۴
۰
۰
۶۱
هفته صنایع‌دستی یزد در آینه حکمرانی فرهنگی _ یادداشت تحلیلی از سید محمد جواد عرفان فر

از آموزش و بازار تا اطلس ۱۲ جلدی؛ چرا یزد در صنایع‌دستی یک الگوی ملی است؟

از آموزش و بازار تا اطلس ۱۲ جلدی؛ چرا یزد در صنایع‌دستی یک الگوی ملی است؟
یزد در هفته صنایع‌دستی فقط مجموعه‌ای از مراسم و نمایشگاه‌ها را پیش نمی‌برد؛ آنچه در سخنان معاون صنایع‌دستی و مدیرکل میراث فرهنگی این استان دیده می‌شود، یک نقشه راه عملیاتی برای تبدیل صنایع‌دستی از «حوزه‌ای نمایشی» به «اقتصادی زنده، برندمحور و بازارگرا» است. از آموزش‌های تخصصی و الزام‌آور تا اطلس ۱۲ جلدی، از بازارچه‌های دائمی تا احیای فرش یزد و از مهر اصالت تا نمایشگاه‌های فروش‌محور، یزد نشان داده که می‌خواهد به‌جای تکرار شعارها، ساختار بسازد؛ و همین نقطه، مهم‌ترین دلیل برای تحسین عملکرد اداره کل میراث فرهنگی استان است
آسیانیوز ایران / یزد ؛
 
یزد در هفته صنایع‌دستی فقط مجموعه‌ای از مراسم و نمایشگاه‌ها را پیش نمی‌برد؛ آنچه در سخنان معاون صنایع‌دستی و مدیرکل میراث فرهنگی این استان دیده می‌شود، یک نقشه راه عملیاتی برای تبدیل صنایع‌دستی از «حوزه‌ای نمایشی» به «اقتصادی زنده، برندمحور و بازارگرا» است. از آموزش‌های تخصصی و الزام‌آور تا اطلس ۱۲ جلدی، از بازارچه‌های دائمی تا احیای فرش یزد و از مهر اصالت تا نمایشگاه‌های فروش‌محور، یزد نشان داده که می‌خواهد به‌جای تکرار شعارها، ساختار بسازد؛ و همین نقطه، مهم‌ترین دلیل برای تحسین عملکرد اداره کل میراث فرهنگی استان است.

 

یزد و درس بزرگ صنایع‌دستی: وقتی مدیریت فرهنگی از «مناسبت» عبور می‌کند
هفته صنایع‌دستی در بسیاری از استان‌ها به مراسمی نمادین، چند نمایشگاه کوتاه‌مدت و چند خبر تکراری محدود می‌شود؛ اما در یزد، آنچه از مجموعه سخنان مسئولان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی برمی‌آید، فراتر از یک برنامه مناسبتی است.
 
اینجا با یک نگاه مدیریتی مواجهیم که می‌خواهد صنایع‌دستی را از سطح «حفظ میراث» به سطح «تولید ارزش» برساند. تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است: در نگاه نخست، صنایع‌دستی فقط باید بماند؛ در نگاه دوم، باید بماند، بفروشد، رشد کند و به معیشت هنرمند کمک کند. عملکرد اداره کل میراث فرهنگی استان یزد در هفته صنایع‌دستی، به‌ویژه در حوزه آموزش، بازارسازی، ثبت و برندینگ، نشان می‌دهد که این اداره کل به‌درستی فهمیده است بقا در صنایع‌دستی بدون اقتصاد ممکن نیست.

 

یزد از این منظر یک نمونه قابل تأمل است، زیرا ظرفیت تاریخی، نیروی انسانی خلاق، هویت فرهنگی و سابقه جهانی‌شدن را هم‌زمان در اختیار دارد. از شهر جهانی زیورآلات سنتی تا شهر ملی نساجی سنتی اردکان و شهر ملی مطابی بفروئیه، این استان فقط یک نام در نقشه صنایع‌دستی نیست؛ بلکه یک منظومه کامل از مهارت، هویت، بازار و اصالت است.
 
وقتی مدیران استان از «بازارچه دائمی» حرف می‌زنند، از «آموزش الزامی» سخن می‌گویند و برای «اطلس ۱۲ جلدی» برنامه‌ریزی می‌کنند، در واقع دارند زیرساخت تولید فرهنگی را بازتعریف می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که می‌توان عملکرد اداره کل را تحسین کرد: عبور از مناسبت‌گرایی به سیاست‌گذاری.

 

در این یادداشت، مهم‌ترین لایه‌های این رویکرد را در پنج محور بررسی می‌کنیم؛ محورهایی که اگر درست ادامه یابند، می‌توانند یزد را نه فقط در جایگاه یکی از قطب‌های صنایع‌دستی کشور، بلکه به‌عنوان الگوی حکمرانی فرهنگی و اقتصادی در این حوزه تثبیت کنند.

 

آموزش، از فعالیت جانبی تا شرط بقا
نخستین نکته‌ای که در سخنان معاون صنایع‌دستی استان یزد برجسته است، بازتعریف آموزش است. در نگاه سنتی، آموزش صنایع‌دستی اغلب یک امر جنبی تلقی می‌شد؛ چیزی برای انتقال تجربه، نه الزام برای ورود به بازار. اما اکنون رویکرد استان به‌سمت آموزش‌های تخصصی، مهارت‌محور و حتی الزام‌آور برای بهره‌مندی از خدمات دولتی رفته است. این تغییر، بسیار مهم و به‌موقع است. چون وقتی بازار رقابتی می‌شود، هنرمند فقط با ذوق و تجربه نمی‌تواند دوام بیاورد؛ او باید طراحی، بسته‌بندی، بازاریابی، تجاری‌سازی و شناخت بازار را هم بداند.

 

در فایل‌های صوتی، از پنج دوره آموزشی در موضوعاتی مانند خلاقیت، نوآوری، بازاریابی، تجاری‌سازی و توانمندسازی سخن گفته شده است. همین فهرست کوتاه نشان می‌دهد که آموزش در یزد از سطح «تکرار تکنیک» عبور کرده و به سمت «ساختن هنرمند اقتصادی» رفته است. مهم‌تر از آن، آموزش فقط در مرکز استان باقی نمانده و به شهرستان‌های دورتر مانند خاتم، مروست، بهاباد، اردکان، بافت، تفت و ابرکوه رسیده است. این توزیع جغرافیایی، نشانه یک سیاست عادلانه و هوشمندانه است؛ چون توسعه صنایع‌دستی اگر فقط در مرکز استان بماند، به‌سرعت نابرابر و فرساینده می‌شود.

 

نکته قابل توجه دیگر، حرکت به سمت آفلاین‌سازی و دسترسی گسترده‌تر به آموزش است. این تصمیم، از منظر فنی بسیار ارزشمند است، چون موانع زمانی و مکانی را کاهش می‌دهد و امکان بهره‌مندی هنرمندان بیشتری را فراهم می‌کند. اگر آموزش به‌صورت عمومی، ضبط‌شده و قابل دسترس باشد، آنگاه سیاست‌گذار می‌تواند به‌جای آموزش مقطعی، با یک نظام یادگیری مستمر مواجه شود. این دقیقا همان چیزی است که صنایع‌دستی یزد به آن نیاز دارد: نه کارگاه‌های نمایشی، بلکه نظام یادگیری پایدار.

 

بازارسازی، حلقه مفقوده‌ای که یزد به‌دنبال تکمیل آن است
یکی از عمیق‌ترین نقاط قوت رویکرد جدید استان، فهم درست از مسئله بازار است. بسیاری از سیاست‌های حمایتی در حوزه صنایع‌دستی به این دلیل نتیجه کامل نمی‌دهند که تولید را می‌بینند اما فروش را نه. اما در یزد، مدیران استان به‌خوبی دریافته‌اند که هنرمند زمانی می‌تواند بماند که بداند محصولش کجا و چگونه عرضه می‌شود. از همین رو، تأکید بر بازارچه‌های دائمی در شهرستان‌ها بسیار معنادار است. بازارچه موقت، هرچند مفید است، اما ثبات نمی‌سازد؛ بازارچه دائمی اما می‌تواند به یک نقطه مرجع برای خریدار، گردشگر و تولیدکننده تبدیل شود.

 

این نگاه، به‌ویژه برای استان یزد که هم گردشگرپذیر است و هم دارای هویت اصیل صنایع‌دستی، اهمیت دوچندان دارد. شهرهایی که در بافت تاریخی و مسیرهای گردشگری قرار دارند، اگر فاقد مکان ثابت عرضه باشند، بخش مهمی از ظرفیت خود را از دست می‌دهند. از این‌رو، طرح تبدیل برخی کاربری‌های نامتناسب در بافت تاریخی به فضاهای هنری و کارگاهی، یک تصمیم صرفاً معماری نیست؛ یک تصمیم اقتصادی و هویتی است. این تغییر کاربری، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند هم به احیای بناهای تاریخی کمک کند و هم به اقتصاد هنرمندان جان تازه بدهد.

 

در همین چارچوب، نمایشگاه‌های فروش‌محور نیز معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. اشاره به نمایشگاه بسته‌بندی و فروش B2B که در آن حدود ۳۰ هنرمند یا برند حضور داشتند و به فروش و سفارش قابل توجهی حدود ۲۰ میلیارد تومان رسیدند، نشان می‌دهد که اگر سازوکار درست طراحی شود، صنایع‌دستی می‌تواند از یک بازار خرد و پراکنده به یک بازار حرفه‌ای و ارزش‌افزا تبدیل شود. این تجربه برای یزد بسیار مهم است، زیرا ثابت می‌کند که خریدار حرفه‌ای، سفارش عمده و بسته‌بندی مناسب، می‌تواند از هنرمندِ تولیدکننده، یک فعال اقتصادی واقعی بسازد. این همان «بازارسازی فنی» است که در بسیاری از استان‌ها هنوز به‌درستی فهم نشده است.
 
اطلس ۱۲ جلدی و تاریخ شفاهی، سرمایه‌گذاری بلندمدت بر حافظه فرهنگی
اگر بخواهیم یک نشانه روشن از نگاه آینده‌نگر در سیاست صنایع‌دستی یزد پیدا کنیم، آن نشانه بدون تردید پروژه اطلس ۱۲ جلدی است. این پروژه، صرفاً یک کار پژوهشی نیست؛ یک سرمایه‌گذاری بلندمدت بر حافظه فرهنگی استان است. وقتی از اطلس سخن می‌گوییم، منظور فقط فهرست رشته‌ها یا معرفی استادکاران نیست؛ بلکه منظور ثبت تاریخ، روایت‌های شفاهی، جغرافیای مهارت، پیوندهای نسلی و سیر تحول هر رشته است. چنین اثری اگر درست تدوین شود، می‌تواند به مرجع اصلی آموزش، پژوهش، سیاست‌گذاری و حتی برندینگ تبدیل شود.

 

در گفت‌وگوها، آغاز کار از پیشکسوتان مطرح شده و همین انتخاب بسیار هوشمندانه است. چون در صنایع‌دستی، دانش اصلی اغلب در سینه استادکاران کهنه‌کار نهفته است و اگر این دانش ثبت نشود، با رفتن آن نسل از بین می‌رود. سخن از تاریخ شفاهی در اینجا فقط یک واژه زیبا نیست؛ یک ضرورت استراتژیک است. در فایل پرسش و پاسخ نیز اشاره شده که برخی اقدامات پراکنده برای ثبت تاریخ شفاهی انجام شده، اما هنوز نیاز به انسجام، سناریو و سازمان‌دهی کامل وجود دارد. این صداقت در بیانِ نقص‌ها، خودش نشانه بلوغ مدیریتی است.

 

از منظر فنی، چنین اطلس‌هایی اگر با داده‌های دقیق، عکس، روایت، نقشه جغرافیایی، تاریخچه بازار، مواد اولیه، ابزار و شیوه آموزش همراه شوند، می‌توانند نقشی فراتر از یک کتاب مرجع داشته باشند. آن‌ها می‌توانند به ابزار توسعه تبدیل شوند. در شرایطی که بسیاری از رشته‌های سنتی در خطر فراموشی‌اند، یزد با این پروژه در حال انجام کاری است که ارزش آن در بلندمدت آشکار می‌شود. به همین دلیل است که باید این بخش از عملکرد اداره کل را نه فقط تحسین، بلکه به‌عنوان یک اقدام بنیادین ستود.
 
برندینگ، مهر اصالت و احیای رشته‌های شاخص
صنایع‌دستی بدون برند، در بازار امروز محکوم به حاشیه‌نشینی است. یزد این مسئله را بهتر از بسیاری از استان‌ها فهمیده است. آمار ۶۵ گواهی مهر اصالت، قرار گرفتن در میان سه استان برتر کشور در این حوزه، و ثبت‌های ملی و جهانی، نشان می‌دهد که استان فقط به تولید فکر نمی‌کند؛ بلکه به اعتبار محصول نیز توجه دارد. مهر اصالت، در واقع نوعی تأیید هویت، کیفیت و قابلیت عرضه است و زمانی که به‌طور گسترده اعطا شود، می‌تواند حلقه اتصال میان هنر، بازار و اعتماد مصرف‌کننده باشد.

 

در همین فضا، مسئله فرش یزد بسیار مهم است. فرش یزد یک نماد هویتی است و احیای آن نباید فقط در سطح شعار بماند. آنچه در سخنان مدیرکل میراث فرهنگی دیده می‌شود، یک رویکرد درست است: حفظ اصالت در کنار نوآوری، و همکاری میان اتحادیه‌ها، اتاق بازرگانی، صنعت و معدن و میراث فرهنگی. این ترکیب، نشان می‌دهد که احیای فرش یزد باید از مسیر کار جمعی، بازارشناسی و خلاق‌سازی بگذرد. فرشی که با سلیقه روز، بسته‌بندی مناسب و هویت اصیل همراه شود، می‌تواند دوباره به جایگاه شایسته خود بازگردد.

 

به همین ترتیب، رشته‌هایی مانند زیورآلات سنتی، نساجی سنتی، سفال و سرامیک، و حتی موتابی بفروئیه، وقتی در قالب جشن، رویداد، ثبت و بازار تعریف می‌شوند، از یک مهارت محلی به یک سرمایه برندمحور تبدیل می‌گردند. اینجا یزد یک درس مهم می‌دهد: برند را فقط در تبلیغ نباید جست‌وجو کرد؛ برند در ثبت، اصالت، روایت و تجربه واقعی شکل می‌گیرد. سیاست‌گذاری فعلی استان دقیقاً در همین مسیر حرکت می‌کند و از این منظر شایسته تحسین است.

 

زیرساخت، سرمایه‌گذاری و پیوند صنایع‌دستی با گردشگری
صنایع‌دستی در خلأ نمی‌ماند؛ به زیرساخت نیاز دارد. اگر هنرمند تولید کند اما گردشگر، خریدار و بازار در دسترس نباشد، توسعه پایدار شکل نمی‌گیرد. از این رو، خبر آغاز یا پیگیری پروژه هتل پنج‌ستاره با سرمایه‌گذار یزدی، فقط یک خبر گردشگری نیست؛ بخشی از زنجیره حمایت از صنایع‌دستی است. هرچه زیرساخت اقامتی و گردشگری استان تقویت شود، فرصت عرضه، فروش و معرفی صنایع‌دستی نیز بیشتر می‌شود. این یعنی سیاست فرهنگی و سیاست اقتصادی در یزد به هم پیوند خورده‌اند.

 

از سوی دیگر، اشاره به تبصره ۱۵ ملی و استانی نیز نشان می‌دهد که مدیران استان در تأمین منابع مالی برای این حوزه فعال بوده‌اند. هرچند در متن‌های در دسترس، رقم ۷۵ میلیارد تومان به‌صورت کامل و واضح در همه بخش‌ها تکرار نشده، اما اصل ماجرا روشن است: صنایع‌دستی یزد در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن تنها شعار کافی نیست و منابع مالی، اعتبارات حمایتی و تسهیل‌گری نهادی باید واقعی و ملموس باشند. همین رویکرد، تفاوت میان مدیریت نمایشی و مدیریت مؤثر را آشکار می‌کند.

 

در نهایت، کنار هم قرار دادن بازارچه دائمی، اطلس، آموزش، مهر اصالت، بافت تاریخی و هتل‌سازی، یک تصویر مهم می‌سازد: یزد می‌خواهد صنایع‌دستی را در یک اکوسیستم کامل ببیند. اکوسیستمی که در آن هنرمند آموزش می‌بیند، تولید می‌کند، هویت‌اش ثبت می‌شود، محصولش برند می‌شود، بازارش تعریف می‌شود و گردشگرش به او می‌رسد. این نگاه جامع و کاربردی، مهم‌ترین دلیل برای تحسین عملکرد اداره کل میراث فرهنگی استان در هفته صنایع‌دستی است.
 
جمع‌بندی نهایی
یزد در هفته صنایع‌دستی نشان داد که اگر مدیریت فرهنگی، واقع‌بین، داده‌محور و بازارگرا باشد، صنایع‌دستی می‌تواند از یک حوزه تزئینی به یک بخش مولد و اثرگذار تبدیل شود. آنچه در سیاست‌های استان دیده می‌شود، ترکیبی از آموزش تخصصی، بازارسازی، مستندسازی، برندینگ و زیرساخت‌سازی است؛ ترکیبی که کمتر در کنار هم دیده می‌شود. از این منظر، عملکرد اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان یزد قابل تحسین است، زیرا به‌جای تکرار شعارهای رایج، در حال ساختن یک مدل عملیاتی برای آینده صنایع‌دستی است.

 

سید محمد جواد عرفانفر
https://www.asianewsiran.com/u/iYp
اخبار مرتبط
استان یزد، دیاری که قرن‌ها با تدبیر، قناعت و همزیستی با اقلیم خشک شناخته می‌شد، امروز در میانه فشارهای فزاینده صنعتی، کم‌آبی مزمن، کاهش کیفیت هوا، فرونشست زمین و فرسایش سرمایه زیستی، در موقعیتی قرار گرفته که دیگر نمی‌توان آن را «تنها یک چالش اقلیمی» نامید؛ آنچه در یزد رخ می‌دهد، حاصل سال‌ها بی‌توجهی، توسعه نامتوازن، ضعف نظارت، و ترجیح سود کوتاه‌مدت بر سلامت عمومی است. این یادداشت، تلاشی است برای واکاوی ریشه‌های بحران محیط زیست یزد و طرح پرسش‌هایی روشن از مسئولانی که سال‌هاست در برابر این وضعیت، بیشتر سخن گفته‌اند تا عمل
یزد روزگاری با کوچه‌های آرام، خیابان‌های کم‌ترافیک و شهروندانی که دوچرخه را نه ابزار تفریح، بلکه شیوه زندگی می‌دانستند، به «شهر دوچرخه‌ها» شهرت داشت؛ اما امروز صدای زنگ دوچرخه‌ها در هیاهوی موتورسیکلت‌ها، آلودگی هوا، ناامنی معابر و ضعف سیاست‌گذاری شهری کم‌رنگ شده است. هم‌زمان با سوم ژوئن، روز جهانی دوچرخه، و با یادآوری جایگاه تاریخی یزد در فرهنگ دوچرخه‌سواری، این پرسش جدی پیش روی مدیریت شهری و استانی قرار دارد: آیا یزد می‌تواند دوباره به شهر دوچرخه‌ها بازگردد یا این عنوان تاریخی نیز مانند بسیاری از سرمایه‌های اجتماعی شهر، تنها در خاطره‌ها باقی خواهد ماند؟
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان یزد از تدوین بسته‌ای جامع برای احیای گردشگری درون‌استانی در پی رکود سفرها خبر داد و اعلام کرد با وجود خسارت ۱۴۳۰ میلیارد تومانی جنگ اخیر به بخش گردشگری، اعتبارات میراث فرهنگی استان بیش از دو برابر شده و یک همت تسهیلات برای ۳۰۰ طرح گردشگری در سال جاری به تصویب رسیده است
سیزدهم فروردین در فرهنگ ایرانی تنها یک روز گردش در طبیعت نیست؛ این روز پایانی آیین‌های نوروزی و نمادی از پیوند انسان با زمین، آب، باد و زندگی است. در استان یزد، سرزمین قنات‌ها و کویرهای کهن، سیزده‌بدر جلوه‌ای ویژه یافته و با باورها، آیین‌ها و روایت‌هایی همراه شده که ریشه در تاریخ، اسطوره و فرهنگ مردم این دیار دارد. این نوشتار با رویکردی پژوهشی و مردم‌شناسانه، به بررسی تاریخ، فلسفه و آداب سیزده‌بدر در ایران و به‌ویژه یزد می‌پردازد و تلاش می‌کند تصویری جامع از این آیین کهن ارائه دهد
نوروز، جشن بی‌بدیل ایرانی، در طول هزاران سال با وجود دگرگونی‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی پابرجا مانده است؛ جشنی که هم در سفره‌های ساده مردم کویر معنا یافته و هم در تالارهای پرشکوه پادشاهان. مرور روایت‌های تاریخی و مردم‌نگارانه، از شاردن و پولاک تا مستوفی و طالبوف، نشان می‌دهد که این جشن ریشه در نظام زیست‌جهانی ایرانیان دارد، نه در تشریفات موقت حکومت‌ها. این یادداشت پژوهشی با رویکردی تاریخی و تحلیلی، از زندگی روزمره تا آیین‌های مذهبی و حکومتی، ژرفای تمدنی نوروز را می‌کاود
در روزگاری که جهان در التهاب و بی‌ثباتی غوطه‌ور است، یزد، شاهکار خشت و ایمان، در نوروز ۱۴۰۵ با پیام هم‌دلی، آرامش و خدمت طلوع می‌کند. تخفیف‌های گسترده اقامت، طرح راهنمایان گردشگری، فضای امن برای آسیب‌دیدگان و مدیریت هوشمند سفر، این شهر تاریخی را به نماد "تاب‌آوری ملی" و "میزبانی انسانی" بدل ساخته است؛ جایی که بهار، نه‌فقط فصل شکوفه‌ها، بلکه آیین مقاومت و پیوند دل‌هاست
همزمان با برگزاری جشنواره تولید محتوای بین‌المللی گردشگری ایران، استان یزد میزبان فم‌تورهای تخصصی با حضور اینفلوئنسرها، بلاگرها و تولیدکنندگان محتوای حرفه‌ای از سراسر کشور شد؛ رویدادی هدفمند که با تکیه بر آموزش، تولید محتوای ویدئویی استاندارد و روایت واقع‌گرایانه از ایران، معرفی ظرفیت‌های مغفول گردشگری و مقابله مؤثر با ایران‌هراسی را دنبال می‌کند
آیا یزد قربانی معدن‌محوری و توسعه ناپایدار شده است؟
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید