آسیانیوز ایران / یزد ؛
سفر شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست کشور به یزد، تنها یک برنامه اداری یکروزه نبود؛ این سفر در عمل بهانهای شد برای بازخوانی یک حقیقت تلخ: یزد، بیش از توان اکولوژیک خود، بار توسعه صنعتی و معدنی را به دوش میکشد. حقیقتی که اینبار نه فقط فعالان محیط زیست، بلکه استاندار یزد نیز صریح و بیپرده به آن اعتراف کرد.
اعترافی کمسابقه؛ «از سر استیصال، محیطزیستی شدهایم»
استاندار یزد در بدو ورود رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، جملهای گفت که میتوان آن را صادقانهترین توصیف وضعیت امروز استان دانست:
«محیط زیست شده دغدغه همه ما؛ منتی هم بر سر محیط زیست نداریم. از سر استیصال، محیطزیستی شدهایم. همه در حق شهرمان بد کردیم و حالا تغییر مسیر، بسیار سخت شده است.»
این سخنان، بیش از آنکه یک موضعگیری احساسی باشد، اعتراف به بنبست توسعه ناپایدار در استان کویری یزد است؛ استانی که سالهاست میان «اشتغال کوتاهمدت» و «حیات بلندمدت» گرفتار شده است.
معدنمحوری؛ سود برای غیربومیها، آلودگی برای یزد
بررسی نشریات استانی و یادداشتهای تحلیلی منتشرشده، از جمله نوشتههای حمید صادقیمقدم، نشان میدهد مسئله فقط یک معدن خاص نیست.
معدنهای بزرگی چون چادرملو، مهدیآباد، بافق و پروژههای مشابه، اگرچه به نام توسعه و تولید فعالاند، اما واقعیت این است که:
• بخش عمده سهام و سود آنها به استانها و سرمایهگذاران غیربومی میرسد
• سهم مردم یزد، آلودگی هوا، بحران آب، فرسایش خاک و مهاجرت اجباری است
• ساختار تصمیمگیری، اغلب خارج از استان و بیتوجه به ظرفیت برد اکولوژیک یزد انجام میشود
همان واقعیتی که نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه یزد نیز صریحاً به آن اشاره کردهاند:
«سود معادن یزد سهم اندکی برای مردم استان دارد و عمده منافع نصیب سهامداران غیربومی میشود.»
🔴 چرا فقط مرکز ایران؟ سؤال بیپاسخ افکار عمومی
یکی از جدیترین پرسشهای اجتماعی امروز یزد این است:
چرا فشار معدنکاری و صنایع سنگین، اینچنین بر مرکز ایران متمرکز شده است؟
در حالی که سایر استانها نیز دارای ذخایر معدنی گستردهاند، اما به دلایل زیر، یزد به «قربانگاه توسعه معدنی» تبدیل شده است:
1. ضعف تاریخی در چانهزنی منطقهای
2. دوری از پایتخت و تمرکز قدرت تصمیمگیری در تهران
3. همپیمانی برخی معدنداران با سرمایهگذاران پایتختنشین
4. نادیدهگرفتن محدودیتهای اقلیمی استان کویری
نتیجه این روند، تحمیل آلودگی، تغییر بافت جمعیتی، فشار بر منابع آب و خدشه به فرهنگ بومی شهرهایی چون اردکان، میبد و یزد بوده است.
️ اصل ۵۰ قانون اساسی؛ خط قرمز فراموششده
بر اساس اصل ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
«حفاظت محیط زیست، وظیفه عمومی است و هرگونه فعالیت اقتصادی که موجب آلودگی یا تخریب غیرقابل جبران محیط زیست شود، ممنوع است.»
کارشناسان حقوقی تأکید دارند که توقف یا تعطیلی معادن مخرب نهتنها جرم نیست، بلکه وظیفه قانونی قوه قضائیه است.
قوانین صریح، از جمله:
• قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست
• قانون معادن (با الزام ارزیابی زیستمحیطی)
• ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی
همگی نشان میدهند که ادامه فعالیت معدن بدون ملاحظات زیستمحیطی، خود مصداق جرم است.
درهزرشک؛ نماد تقابل «توسعه» و «حیات»
معدن مس درهزرشک، امروز به نماد یک آزمون ملی تبدیل شده است؛ آزمونی که مشخص میکند:
• آیا توسعه اقتصادی، مجوز نابودی منابع آب و خاک است؟
• آیا اشتغال کوتاهمدت، بر سلامت نسلهای آینده اولویت دارد؟
اظهارات مدیرکل حفاظت محیطزیست یزد مبنی بر اینکه:
«آسیب به شیرکوه، تیشه به ریشه حیات استان است»
بهروشنی نشان میدهد که مخالفت با این معدن، احساسی یا سیاسی نیست؛ بلکه مبتنی بر دادههای علمی و کارشناسی است.
🔵 آلودگی هوا؛ بهای توسعه بیضابطه
آمارهای رسمی پاییز امسال نشان میدهد:
• اردکان: ۷۲ روز آلاینده
• یزد: بیش از ۶۰ روز ناسالم
• تمرکز بیش از ۱۰۰ واحد کاشی، دهها فولاد، نیروگاه و صنایع آلاینده در محور مهریز–عقدا
بهگفته مدیرکل محیط زیست استان، ترکیب وارونگی هوا و صنایع آلاینده، یزد را به یکی از کانونهای بحران سلامت تبدیل کرده است.
جمعبندی / راه نجات یزد از کجاست؟
سخنان استاندار یزد، اگر به اقدام نینجامد، تنها یک هشدار تاریخی خواهد بود.
یزد بیش از هر زمان دیگری نیازمند:
• بازنگری جدی در سیاستهای معدنی
• توقف پروژههای پرآبخواه و آلاینده
• اولویت دادن به توسعه سازگار با اقلیم
• شفافسازی منافع معادن و سهم واقعی مردم استان
• و مهمتر از همه، تقویت مطالبهگری عمومی و رسانهای
چرا که تجربه
نشان داده است:
مطالبهگری آگاهانه مردم، آخرین سد در برابر تصمیمات نادرست علیه محیط زیست است.