آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
شاید این روزها وقتی چراغ خانهتان را روشن میکنید، فکر نکنید پشت این روشنایی ساده چه طوفانی در جریان است. معاون اجرایی رئیسجمهور تازه ترین آمار را داده؛ آمارهایی که مو بر تن آدم سیخ میکند. چهار هزار و ۷۰۰ مگاوات کسری برق. همین حالا. نه برای فردا، نه برای یک سال دیگر. الان.
اما این عدد به چه معناست؟!
ما برایتان ترجمه میکنیم! هر هزار مگاوات حدوداً معادل مصرف برق یک استان بزرگ مثل اصفهان یا فارس است. یعنی الان نزدیک به پنج استان کامل دارند بدون برق برنامهریزی شده زندگی میکنند. اما جالب اینجاست که خاموشی گسترده نداریم. چطور؟ چون صنایع بزرگ را میبندند، چون بخش کشاورزی را محدود میکنند، چون فشار روی دوش مردم و تولید است. اما بدتر از این، آینده است. پیشبینی شده در ماههای گرم پیش رو، این کسری به هشت هزار مگاوات برسد. یعنی دو برابر الان. آن موقع دیگر شاید نتوان با مدیریت فشار، خاموشی را پنهان کرد. آن موقع است که کولرها خاموش میشوند، خط تولید کارخانهها میایستد و یخچال مواد غذایی را آب میکند. معاون اجرایی رئیسجمهور در همایش حکمرانی همافزا پشت تریبون رفت و بیپرده گفت: ما کسری داریم. او میتوانست بگوید اوضاع خوب است، اما نگفت. راست گفت و این ارزش دارد. اما حرفش فقط به کسری ختم نشد. سه عامل را نام برد که کابوس وزارت نیرو هستند؛ رمزارزهای غیرقانونی، سوخت زمستانی نیروگاهها و الگوی مصرف عجیب.
استانهای پرمصرف را هم لیست کرد. تهران، خوزستان، فارس، اصفهان، خراسان رضوی. اینها همان استانهایی هستند که در تابستان کولرشان روشن است و در زمستان بخاریشان. معاون رئیسجمهور با تعجب گفت تفاوت چندانی بین الگوی مصرف در تابستان و زمستان دیده نمیشود. یعنی مردم در زمستان هم مثل تابستان برق میکشند؟ این یعنی عایق نیستیم، یعنی بیخیال مصرف میکنیم. اما شاید مهمترین حرف او در انتها بود. پیشنهادی که میتواند تحول ایجاد کند. گفت هر استان باید سهم مشخصی از برق تولیدی کشور داشته باشد. آن وقت استانی که صرفهجویی کند، میتواند همان برق را در راه توسعه اقتصادی خود به کار بگیرد. یعنی دیگر خبری از «همه یکسان قطع میشویم» نیست. هر استانی خودش مسئول مصرفش است. در ادامه این گزارش، هم عدد و رقم میدهیم، هم تحلیل میکنیم که این چهار هزار و ۷۰۰ مگاوات از کجا آمده، و هم میگوییم اگر همین الان در خانه یا محل کارتان هستید، چقدر در این بحران سهیمید. خواندنش خالی از لطف نیست، مخصوصاً اگر قبض برق تان این ماه دوتا شده.
چهار هزار و ۷۰۰ مگاوات کسری یعنی چه؟ ترجمه یک فاجعه به زبان ساده
عدد چهار هزار و ۷۰۰ مگاوات را شاید خیلی ها بشنوند اما درک نکنند. بگذارید اینطور بگویم: یک نیروگاه بزرگ گازی مثل نیروگاه شهید منتظری اصفهان حدود ۷۰۰ مگاوات ظرفیت دارد. یعنی کسری امروز ما برق تقریباً هفت تا از این نیروگاه ها است. یا از زاویه دیگر، مصرف برق کل استان فارس در یک روز گرم حدود هزار و ۲۰۰ مگاوات است. پس ما الان برق نزدیک به چهار استان فارس را کم داریم.
حالا این کسری چطور جبران میشود؟
جواب تلخ است. با خاموشی برنامهریزی شده صنایع بزرگ، با محدودیت کشاورزی، با قطع برق چاههای کشاورزی در اوج گرما، و در بدترین حالت با خاموشی بخش خانگی در ساعات اوج مصرف. شما وقتی نیمه شب کولرتان یک دفعه خاموش نمیشود، خیال نکنید مشکلی نیست. یعنی صنعتی دارد خاموش میشود تا چراغ خانه شما روشن بماند. این یعنی بیکاری، تورم و عقب افتادگی اقتصادی.
اما تراژدی واقعی این است که این کسری در حالی رخ میدهد که ایران یکی از غنیترین منابع گاز طبیعی جهان را دارد. ما میتوانیم چند برابر نیروگاه بسازیم. اما مشکل جای دیگری است. سرمایهگذاری نکردهایم. فرسودگی شبکه انتقال. دزدی برق توسط ماینرهای غیرمجاز. و مهمتر از همه، مصرف بیرویه ما مردم. چهار هزار و ۷۰۰ مگاوات فقط عدد نیست؛ صورت حساب سالها بیتوجهی است.
ماینرهای غیرمجاز؛ دزدانی که با چراغ روشن برق میدزدند
معاون اجرایی رئیسجمهور صراحتاً گفت که استفاده غیرمجاز از شبکه برق برای استخراج رمزارز یکی از چالشهای جدی است. این حرف را خیلی ها قبلاً زده بودند اما انگار نه انگار. آمار دقیق نیست اما تخمینها میگوید چیزی بین ۷۰۰ تا هزار مگاوات برق کشور صرف استخراج رمزارزهای غیرقانونی میشود. یعنی نزدیک به یک چهارم کسری امروز ما فقط جیب این ماینرها را پر میکند. واقعیت تلخ این است که شناسایی این ماینرها کار سختی نیست. مصرف برق یک خانوار معمولی ماهانه ۳۰۰ کیلووات ساعت است. یک ماینر غیرمجاز میتواند ده ها برابر این میزان مصرف کند. اما چرا دستشان رو میشود؟ چون گاهی پشت یک واحد مسکونی خالی، یک مزرعه استخراج با صدها دستگاه کار میکند، قبض برق هم اسم فرد دیگری است. دستگاههای کارتخوان بانکی ردشان را میزند اما امنیتیها آن طور که باید ورود نمیکنند. نکته مهم این است که اگر همین فردا همه ماینرهای غیرمجاز جمعآوری شوند، نزدیک به هزار مگاوات به شبکه برمیگردد. یعنی یک چهارم کسری فعلی حل میشود. اما به نظر میرسد عزم جدی برای این کار وجود ندارد. یا اگر هم وجود دارد، دستگاههای امنیتی و قضایی هماهنگ نیستند. تا وقتی سود استخراج رمزارز از جریمههایش بیشتر باشد، این قاچاق برق ادامه خواهد داشت.
سوخت زمستانی؛ معمای عجیبی که هر سال تکرار میشود
اگر مشکل تابستان کمبود برق است، مشکل زمستان کمبود سوخت نیروگاههاست. پارسال در اوج سرما، چندین نیروگاه بزرگ به دلیل کمبود گاز با حداکثر نیمی از ظرفیت کار میکردند. چون گاز باید اول به خانهها میرفت تا مردم یخ نزنند. نیروگاهها مجبور میشدند به جای گاز از مازوت استفاده کنند. مازوت هم یعنی آلودگی هوا، یعنی black rain، یعنی مرگ تدریجی مردم کلانشهرها. نکته عجیب اینجاست که معاون رئیسجمهور گفت الگوی مصرف برق در زمستان و تابستان تفاوت چندانی ندارد. یعنی مردم در زمستان هم کولر گازی روشن نمیکنند اما بخاری برقی، پتوهای برقی، آبگرمکن برقی و ... . این یعنی ما در مصرف برق بینظمیم. تابستان بیش از حد کولر، زمستان بیش از حد بخاری برقی. کلاف سردرگمی که نیروگاهها را بین گازرسانی به خانه یا تولید برق سرگردان میکند. راه حل مشخص است.
- یک، عایقکاری ساختمانها تا نیاز به گرمایش کم شود.
- دو، تولید برق از منابع تجدیدپذیر مثل خورشید که در زمستان هم جواب میدهد.
- سه، سیاستگذاری قیمتی که مصرف بیرویه را تنبیه کند. اما تا آن روز، زمستان امسال هم همان قصه پارسال تکرار میشود. نیروگاهها میروند سراغ مازوت و مردم شهرهای بزرگ می روند سراغ دستگاه تصفیه هوا.
پنج استان پرمصرف و معمای عدالت در توزیع برق
تهران، خوزستان، فارس، اصفهان، خراسان رضوی. اینها مشتریان پروپاقرص برق ایران هستند. در تابستان، کولرهای گازی صنعتی و خانگی شان مثل اژدها برق میبلعد. در زمستان، بخاریهای برقی و آبگرمکنهای لحظهای. معاون رئیسجمهور میگوید تفاوتی بین الگوی مصرف در این دو فصل نیست. یعنی در بهمن ماه هم همان قدر برق میکشند که در مرداد ماه. این یعنی فاجعه.
اما تقصیر فقط این استانها نیست. خوزستان گرمترین نقطه کشور است، بدون کولر قابل زندگی نیست. تهران پرجمعیتترین استان است و صنایع انرژیبر در اطرافش جمع شدهاند. اصفهان قطب فولاد است. مشکل ساختاری است، نه رفتاری. با این حال، همین استانها در سهمیهبندی برق همیشه بیشترین سهم را میگیرند و استانهای محروم و کممصرف گاهی در خاموشیهای برنامهریزی شده اولویت آخر دارند. پیشنهاد معاون رئیسجمهور جسورانه است. گفت هر استان سهم مشخصی از برق تولیدی کشور داشته باشد. آن وقت استان خوزستان اگر میخواهد کولرهایش را روشن نگه دارد، باید صرفهجویی کند در جای دیگر، یا برق مازاد را از استان دیگر بخرد. این همان ایده «عدالت در توزیع» است. ممکن است در ابتدا برای استانهای پرمصرف گران تمام شود اما در بلندمدت هم مصرف را بهینه میکند، هم به استانهای کممصرف انگیزه صرفهجویی میدهد.
حکمرانی همافزا یعنی چه و چرا الان مطرح شد؟
نام این همایش «همایش سراسری حکمرانی همافزا» بود. ترکیب غریبی نیست. یعنی حاکمیت و مردم باید به جای موازی کاری، همافزا عمل کنند. در حوزه برق یعنی چه؟ یعنی وزارت نیرو فقط وظیفه تولید و توزیع دارد اما مصرف بر عهده ماست. اگر مردم مصرف را کنترل نکنند، هیچ نیروگاهی نمیتواند پاسخگو باشد. پس بحران برق، بحران جمعی است. معاون اجرایی رئیسجمهور با بیان صریح این ارقام نشان داد که دولت دیگر قصد ندارد معضل ناترازی را پنهان کند. این یک تغییر گفتمان است. دولت قبل کمتر از این آمارها را میگفت. اما دولت جدید انگار تصمیم گرفته با راستیآزمایی، مردم را وارد بازی کند. چون اگر مردم بدانند چقدر اوضاع بحرانی است، شاید سراغ بخاری برقی نروند یا کولر را روی ۲۴ درجه تنظیم کنند. اما نکته مهم این است که حکمرانی همافزا فقط وظیفه مردم نیست. وظیفه دولت هم هست. دولت باید جلوی ماینرهای غیرمجاز را بگیرد. باید نیروگاههای جدید بسازد. باید سوخت زمستانی را تامین کند. باید به استانهای صرفهجو پاداش بدهد. مردم و دولت با هم، اما هر کدام سهم خود را ادا کنند. این یعنی حکمرانی همافزا. اگر یکی از این حلقهها کم بگذارد، زمستان امسال سختترین زمستان سالهای اخیر خواهد بود.