آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
بعضی آتشسوزیها تصادفی است. بعضی فنی. بعضی هم نتیجه یک اختلاف ساده است که از کنترل خارج میشود. آتشسوزی هولناک چند روز پیش در چیتگر اما در دسته سوم قرار میگیرد. دختری که با دوست پسرش قهر کرده بود، تصمیم گرفت خانه او را به آتش بکشد. نفهمید که این آتش، دودش به خانه همسایه میرود و یک زن بیگناه را در میان شعلههای خاموش خفه میکند. ماجرا از یک گزارش تلفنی به سامانه ۱۲۵ شروع شد. همسایهها شعلههای آتش را دیده بودند که از یک واحد مسکونی در چیتگر زبانه میکشید. تا آتشنشانان برسند، آفساید بود. دود غلیظ و سیاهی همه کوچه را فراگرفته بود. مردم وحشت زده بیرون دویده بودند. اما یک زن در خانه مجاور نمانده بود؛ افتاده بود روی زمین، بیحرکت.
آتشنشانان با سرعت عمل خود، آتش را مهار کردند. اما وقتی وارد خانه مجاور شدند، با صحنه دلخراشی روبرو شدند. زنی حدوداً چهل و پنج ساله روی زمین افتاده بود. هیچ سوختگی نداشت، اما دود سیاه ریههایش را پر کرده بود. تلاش آتشنشانان برای احیای او بیفایده بود. مرگ در سکوت و در میان دود فرا رسیده بود. اینجا بود که قضیه از یک آتشسوزی معمولی به یک پرونده جنایی تبدیل شد. کارشناسان آتشنشانی پس از بررسی دقیق منشأ حریق را عمدی اعلام کردند. نقطه شروع آتش در جای عجیبی بود، با مواد اشتعالزایی که اصلاً در یک خانه معمولی پیدا نمیشود. پلیس آگاهی وارد عمل شد. تیم جنایی اداره دهم ماموریت یافت تا راز این آتشسوزی مرگبار را کشف کند.
اولین سرنخ را دوربینهای مداربسته خیابان فراهم کردند. کارآگاهان ساعتها فیلم را ورق زدند تا اینکه لحظه کلیدی را پیدا کردند. دقایقی قبل از آتشسوزی، یک زن جوان وارد آن خانه شده بود. کیف به دست، قدمهایش مصمم بود. چند دقیقه بعد، همان زن با موهای ژولیده و چشمان وحشتزده از خانه بیرون دوید. دیگر شعلهها از پنجره زبانه میکشید. شکی نبود؛ او کسی بود که دنبالش میگشتند. شناسایی متهم کار سختی نبود. چهرهاش در چند دوربین دیگر هم ثبت شده بود. کارآگاهان با روشهای اطلاعاتی رد او را زدند تا اینکه مخفیگاهش را در یکی از محلههای غرب تهران پیدا کردند. دستور بازداشت از بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی تهران گرفته شد. عملیات غافلگیرانه بود، ساده و بیسر و صدا. متهم وقتی در خانهاش محاصره شد، حتی تلاشی برای فرار نکرد.
در اداره دهم پلیس آگاهی، پرده از راز آتشسوزی برداشته شد. او اعتراف کرد که خانه متعلق به دوست پسرش بوده. اختلافات شدیدی بینشان پیش آمده بود. چند بار تلفنی دعوا کرده بودند، یک بار هم کتک کاری. دلش میخواست انتقام بگیرد، دلش میخواست به او بفهماند که نمیشود اینطور بیعواقب از کنار یک دل شکسته رد شد. پس رفت و خانهاش را آتش زد. اما نمیدانست همسایهای در خانه کناریست. حالا او در سلول است و یک زن بیگناه دیگر نفس نمیکشد. خانواده مقتول چشمانتظار قصاصاند. خانواده دوست پسر متهم هم میان حیرت و نفرت سرگردانند. ماموران هنوز در حال بررسی ابعاد پنهان پرونده هستند. آیا متهم قصد جان کسی را داشته یا فقط میخواسته ترس ایجاد کند؟ آیا دوست پسرش از این نقشه خبر داشته یا بیخبر بوده؟ سوالهایی که جوابشان شاید در روزهای آینده روشن شود.
آتش به جای التماس؛ روانشناسی انتقام در دختر جوان
چه چیزی یک دختر جوان را به جایی میرساند که به جای حل اختلاف با حرف زدن، سراغ بنزین و فندک برود؟ روانشناسان جنایی معتقدند این نوع رفتارها ریشه در احساس تحقیر و درماندگی دارد. وقتی کسی چندین بار تلاش میکند از راه عادی مشکلش را حل کند اما پاسخ نمیگیرد، مغز او مسیرهای جایگزین را فعال میکند. یکی از این مسیرها، تخریب دارایی طرف مقابل است. «به تو نشان میدهم»، «میفهمی با کی طرفی»، «پشیمان میشوی». اینها جملاتی هستند که در ذهن متهم قبل از ارتکاب جنایت مرور میشوند. در این پرونده، متهم گفته که چندین بار با دوست پسرش دعوا کرده و حتی یک بار کتک خورده. از نظر او، آتش زدن خانه یک اقدام تلافیجویانه متناسب با آن چیزی بود که تحمل کرده بود. اما مغز انسان در لحظه خشم، توان محاسبه عواقب را از دست میدهد. او فکر نمیکرده که آتش میتواند به خانه دیگران سرایت کند. فکر نمیکرده که دود از دیوارها عبور میکند. فکر نمیکرده یک نفر در خانه کناری نفس بکشد و دیگر نفس نکشد.
نکته جالب در روانشناسی این نوع جنایتها این است که اکثر عاملان بعد از سرد شدن آتش، شدیداً پشیمان میشوند. اما دیگر دیر است. قانون در ایران برای آتشزنی عمدی که منجر به مرگ شود، مجازات سنگینی پیشبینی کرده. اگر اثبات شود که متهم قصد قتل نداشته اما اقدام او به طور مستقیم باعث مرگ شده، باز هم میتواند به حبس طولانی مدت و دیه محکوم شود. اگر ثابت شود که پیشبینی سرایت آتش برای او ممکن بوده، اتهام میتواند «قتل شبه عمد» یا حتی «قتل عمد غیر مستقیم» باشد. این را قاضی باید تصمیم بگیرد.
دود، قاتل خاموشی که از دیوار عبور میکند
خیلیها فکر میکنند در آتشسوزی، شعله میکشد. اما آمار میگوید بیش از نیمی از مرگهای ناشی از حریق به دلیل دودگرفتگی است نه سوختگی. دود سمی حاوی مونوکسید کربن، سیانید هیدروژن و دی اکسید کربن است. وقتی این گازها وارد ریه میشوند، جای اکسیژن را میگیرند. انسان اول سردرد میگیرد، بعد خواب آلود میشود، بعد بیهوش میشود، و بعد در عرض چند دقیقه خفه میشود. بدون اینکه حتی متوجه شود در خطر است. در این حادثه، زن همسایه هیچ راه فراری نداشته. دود از شکاف درها و پنجرهها و کانال کولر وارد خانهاش شده. او احتمالاً اول بوی دود را حس کرده، اما فکر کرده بیرون کسی آشغال سوزانده. بعد سرگیجه گرفته، بعد به رختخواب رفته تا استراحت کند، و بعد دیگر هرگز بیدار نشده. آتشنشانان او را روی زمین پیدا کردهاند، نه در رختخواب. یعنی شاید لحظه آخر تلاش کرده بیرون بیاید اما پاهایش دیگر توان حملش را نداشته اند.
کارشناسان آتشنشانی میگویند در هر خانه باید یک دستگاه هشدار دهنده دود نصب شود. قیمتش کمتر از دویست هزار تومان است اما جان آدم را نجات میدهد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، نصب این دستگاهها در ساختمانهای مسکونی اجباری است. در ایران اما هنوز نه. زن چیتگری شاید اگر این دستگاه را داشت، ده ثانیه زودتر از دود باخبر میشد و میتوانست خودش را به پنجره برساند. ده ثانیه، گاهی فاصله زندگی و مرگ است.
دوربینهای مداربسته؛ شاهد خاموشی که دروغ نمیگوید
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در این پرونده یک دستیار فوقالعاده داشتند: دوربینهای مداربسته خیابان. آنهایی که در ورودی ساختمان نصب شده بودند، آنهایی که روی دکه میوهفروشی بود، آنهایی که کنار بانک خودپرداز قرار داشت. همه آنها فیلم ضبط کرده بودند از زنی که وارد آن خانه میشود و بعد با عجله بیرون میآید. کل ماجرا در چند قاب دوربین خلاصه شد. فناوری مداربسته امروز به جایی رسیده که حتی تصاویر با کیفیت پایین هم قابل بزرگنمایی هستند. چهره متهم در سه دوربین مختلف ثبت شده بود. کارآگاهان توانستند مختصات صورت او را استخراج کنند و با بانک اطلاعاتی پلیس مقایسه کنند. این فرآیند که به آن «تشخیص چهره» میگویند، در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته. در عرض چند ساعت، هویت متهم مشخص شد. نشانی خانهاش، شماره تلفنش، حتی مدل ماشینی که سوار میشده.
نکته مهم اینکه خود متهم هم از وجود این دوربینها خبر داشته یا نه؟ در بازجویی گفت فکر میکرد دوربینها فقط جلوی بانک است و او از کوچه پس کوچه رفته که دیده نشود. اما امروزه دیگر کوچه پس کوچهای بدون دوربین نیست. فروشگاههای کوچک، کوچههای بنبست، حتی درختهای کنار خیابان گاهی حسگرهای پنهان دارند. پلیس توصیه میکند هر کسی که حتی فکر جنایت از سرش میگذرد، بداند که تقریباً همه جا دیده میشود. تنها راه ندیدن، انجام ندادن است.
مسئولیت کیفری دوست پسر متهم؛ آیا او هم باید پاسخگو باشد؟
یکی از سوالات پیچیده این پرونده این است: دوست پسری که خانهاش به آتش کشیده شده، آیا در این ماجرا مسئولیتی دارد؟ از یک طرف او قربانی است. خانهاش را از دست داده، داراییهایش سوخته، و حالا با یک پرونده قضایی بزرگ مواجه است. از طرف دیگر، شاید اگر او با متهم بهتر رفتار میکرد، یا اگر کتک کاری در کار نبود، یا اگر قبل از این مشاجره را جدی میگرفت، شاید هیچ آتشسوزی رخ نمیداد.
قانون مجازات اسلامی در مواردی که فردی با رفتار تحریکآمیز خود زمینهساز جنایت شود، او را تا حدودی مسئول میداند. مثلاً اگر ثابت شود دوست پسر متهم بارها او را تهدید به ترک کرده، یا داراییاش را به زور گرفته، یا در ملأعام او را تحقیر کرده، ممکن است دادگاه او را نیز به مجازاتهایی مثل جزای نقدی یا حبس کوتاه مدت محکوم کند. اما این یک استثناست نه قاعده. معمولاً قاضی میگوید هر کسی مسئول اعمال خودش است. متهم میتوانست آتش نزند، حتی اگر کتک هم خورده بود. نکته دیگر، مسئولیت مدنی است. خانواده زن مقتول میتوانند از متهم و همچنین از صاحب خانه (همان دوست پسر) به دلیل عدم ایمنی کافی دیوارها و درزهای ساختمان، شکایت کنند. اگر اثبات شود که آتش به راحتی به خانه مجاور سرایت کرده به خاطر نقص فنی ساختمان، صاحب خانه هم میتواند تا چند درصد مقصر شناخته شود. اما این مسیر طولانی و پیچیده است و نیاز به کارشناسی متعدد دارد. فعلاً تمرکز پلیس روی خود متهم اصلی است.
مجازات آتشزنی عمدی در قانون ایران؛ از دیه تا قصاص
آتشزنی عمدی در قانون مجازات اسلامی عنوان خاصی ندارد اما ذیل «افساد فی الارض» یا «تعمد در تخریب مال غیر» طبقه بندی میشود. اگر این عمل منجر به مرگ فردی شود، موضوع وارد فقه الجنایی میشود. بسته به نیت متهم، سه حالت ممکن است: اگر ثابت شود قصد قتل داشته، میتواند قصاص شود. اگر ثابت شود قصد قتل نداشته اما میدانسته عملش کشنده است (مثلاً میدانسته خانه همسایه پر از کپسول گاز است و آتش میزند)، حکمش «قتل شبه عمد» است که دیه و حبس دارد. اگر اصلاً تصور نمیکرده کسی بمیرد، باز هم دیه و حبس دارد اما با تخفیف. در این پرونده خاص، متهم مدعی است از حضور زن همسایه بیخبر بوده. بازپرس باید بررسی کند آیا او میتوانسته پیشبینی کند که دود به خانه دیگران سرایت میکند یا نه. اگر خانههای منطقه قدیمی و بدون عایق باشند، پاسخ مثبت است. اگر آپارتمان مدرن و درزگیر باشد، شاید منفی. کارشناسان آتشنشانی گزارش خود را به دادگاه ارائه خواهند داد و قاضی بر اساس آن رأی میدهد.
حتی اگر متهم قصاص نشود، حداقل مجازات حبس چند ساله و پرداخت دیه است. دیه یک زن مسلمان در قانون ایران نصف دیه یک مرد است اما اخیراً برخی قضات احکام یکسان صادر میکنند. بسته به نظر قاضی، خانواده مقتول ممکن است بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ سکه طلا به عنوان دیه دریافت کنند. متهم اما بیست و چند سال بیشتر ندارد. از کجا پول دیه را بیاورد؟ از خانواده دوست پسرش؟ از اموال مصادره شده خودش؟ اینها پرسشهایی است که در دادگاه به آنها پاسخ داده خواهد شد. آنچه قطعی است، این است که یک اختلاف ساده، زندگی چند خانواده را برای همیشه نابود کرده است.