آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
همین چند سال پیش، کافی بود دستتان را دراز کنید و یک نان تازه و گرم از نانوایی محله بگیرید. قیمتش هم مشخص بود، هم ثابت. اما این روزها، سادهترین خوراک ایرانیها به یک معما تبدیل شده. سر میزنی به نانوایی، میگویی «یک نان ساده»، نانوا با لبخند میگوید «ساده نیست، فقط کنجدی داریم». یعنی اگر نان میخواهی، باید دو برابر پول بدهی. اگر نه، برو نانوایی بعدی. واقعیت تلخ این است که نان ساده، آن نان سفید و معمولی که سالها پای ثابت سفرههای ایرانی بود، دارد از خیابانها محو میشود. نه به خاطر کمبود گندم، نه به خاطر خشکسالی، بلکه به خاطر یک سامانه به نام «نانینو». سامانهای که قرار بود جلوی قاچاق آرد را بگیرد، اما حالا خودش بزرگترین عامل گرانی و بیکیفیتی نان شده است.
ماجرا از این قرار است که سامانه نانینو با خطاهای محاسباتی، سهمیه آرد بسیاری از نانوایان منصف را قطع میکند. بهانه؟ تخلف! گاهی یک مشتری دو بار کارت میکشد، گاهی سیستم دچار ایراد میشود، و نانوا بیگناه جریمه میشود. نتیجه؟ نانواییها یا باید تعطیل کنند، یا سراغ آرد آزاد بروند. آرد آزاد اما گران است. و این گرانی را چه کسی باید بپردازد؟ شما، من، مردم. مهدی دوستی، معاون اقتصادی وزارت کشور، به تازگی در مصاحبهای گفته که «دولت هیچ برنامهای برای افزایش قیمت نان ندارد». اما این حرف راست است؟ وقتی نانواییها مجبورند به جای نان ساده، نان کنجدی یا سبزیجاتدار با قیمت دو تا سه برابر بفروشند، آیا این گرانی نیست؟ وقتی وزن چانه نان در بسیاری از استانها کاهش پیدا کرده، آیا این «گرانی پنهان» نیست؟
دوستی تأکید کرده که اصلاحات در سامانه نانینو صرفاً برای «مقابله با قاچاق، ساماندهی زنجیره توزیع و ارتقای کیفیت» است. او وعده داده که ظرف دو هفته آینده، طرح آزمایشی در یکی از مناطق اجرا شود. اما مردم دیگر به وعدهها اعتماد ندارند. بارها گفتهاند «قیمت نان تغییر نمیکند»، اما هر بار از یک دری، گرانی خودش را نشان داده. از سوی دیگر، دولت دارد مردم را به سمت «نان کامل» سوق میدهد. نانی که از آرد کامل پخته میشود و قیمت مصوب بالاتری دارد. یعنی از یک طرف میگوید قیمت نان ثابت است، از طرف دیگر مردم را مجبور میکند نانی بخرند که گرانتر است. این یعنی «جابجایی سبد مصرفی» از کالای ارزان به کالای گران. یک ترفند ساده اما مؤثر برای دور زدن شعارهای دولتی. اما نکته مهمتر، بیتوجهی به هزینههای واقعی نانواییهاست. آرد فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد هزینه نانوایی را تشکیل میدهد. بقیه هزینهها شامل دستمزد کارگر، کرایه مغازه، قیمت مایه خمیر، هزینه آب و برق و گاز است. دولت بر قیمت آرد متمرکز شده، اما بقیه هزینهها را ندیده گرفته. نتیجه؟ نانواییها برای زنده ماندن، یا کیفیت را پایین میآورند (چانه کوچکتر)، یا قیمت را بالا میبرند (با بهانه کنجد و سبزیجات). در هر دو حالت، مردم ضرر میکنند.
نانینو؛ سامانهای که به جای جلوگیری از قاچاق، نانوا را جریمه کرد
سامانه «نانینو» با هدف شفافسازی توزیع آرد و جلوگیری از قاچاق راهاندازی شد. در تئوری، این سامانه باید مصرف واقعی آرد هر نانوایی را ثبت کند، سهمیه را بر اساس نیاز تنظیم کند، و در صورت تخلف (مثلاً فروش آرد یارانهای در بازار آزاد)، جریمه اعمال کند. اما در عمل، چه اتفاقی افتاده؟ سیستم با خطاهای محاسباتی مواجه شده است. بسیاری از نانوایان منصف که هیچ تخلفی ندارند، به دلیل تراکنشهای تکراری مشتریان (مثلاً یک نفر دو بار نان میخرد)، یا اختلالات فنی، سهمیهشان قطع میشود.
این خطاها چه نتیجهای داشته؟
نانوایان یا باید تعطیل کنند (و این یعنی کاهش عرضه نان و طولانیتر شدن صفها)، یا باید به بازار آزاد پناه ببرند و آرد را با قیمت چند برابر بخرند. این یعنی هزینه تمامشده نان برای نانوا بالا میرود. و نانوا هم برای اینکه ورشکست نشود، مجبور است یا قیمت را بالا ببرد (با بهانههایی مثل کنجد)، یا وزن چانه را کم کند. معاون اقتصادی وزارت کشور گفته که «اصلاحات در سامانه در حال انجام است و پیشبینی میکنیم ظرف دو هفته آینده بتوانیم طرح آزمایشی را در یکی از مناطق اجرا کنیم». اما مردم دیگر به وعدههای «دو هفتهای» اعتماد ندارند. سالهاست که از «دو هفته دیگر» میگویند، اما هنوز خبری از اصلاح اساسی نیست.
کنجد و سبزیجات؛ ترفندی برای دور زدن قیمت دولتی
این روزها در بسیاری از نانواییها، نان ساده به سادگی پیدا نمیشود. نانوا میگوید: «ساده نداریم، کنجدی داریم، سبزیجات داریم، سیردار داریم.» و قیمت این نانها دو یا سه برابر قیمت نان ساده است. این یعنی دولت میگوید قیمت نان ثابت است، اما در عمل، مردم دارند نان گرانتر میخرند. یک ترفند قدیمی و آشنا.
چرا نانواییها این کار را میکنند؟
چون هزینههای تولیدشان (دستمزد کارگر، اجاره مغازه، قیمت مایه خمیر، هزینه آب و برق و گاز) چندین برابر شده، اما قیمت نان دولتی (حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان برای هر نان) همان باقی مانده. نانوا برای زنده ماندن، مجبور است تنوع ایجاد کند. یعنی نانی با مواد اضافی که توجیهی برای قیمت بالاتر داشته باشد. مشتری هم یا باید نان گرانتر بخرد یا گرسنه بماند. معاون اقتصادی وزارت کشور میگوید: «دولت هیچ برنامهای برای تغییر قیمت نان ندارد.» اما این حرف وقتی باور میشود که نان ساده با قیمت مصوب در دسترس باشد. وقتی نان ساده وجود ندارد، این اظهارات یک شعار سیاسی است تا یک گزارش اقتصادی.
نان کامل؛ یک تغییر سبد مصرفی پنهان
دولت در سال های اخیر تبلیغ زیادی برای مصرف «نان کامل» (نان تهیه شده از آرد کامل یا سبوسدار) کرده است. این نان از نظر تغذیهای بهتر است و وزارت بهداشت هم آن را تأیید کرده. اما نکته مهم، قیمت آن است. نان کامل معمولاً ۳۰ تا ۵۰ درصد گرانتر از نان معمولی است. دولت اکنون دارد مردم را به سمت مصرف این نان سوق میدهد، در حالی که همزمان میگوید «قیمت نان افزایش نمییابد». یعنی عملاً سبد مصرفی مردم به سمت کالای گرانتر جابجا میشود. معاون اقتصادی وزارت کشور گفته که «حدود ۴۸ کارخانه آرد به کارخانههای تولید آرد کامل تبدیل شدهاند و برای ۲۶۰۰ نانوایی در کشور امکان پخت نان کامل فراهم شده است». این یک خبر خوب از نظر سلامت عمومی است، اما از نظر اقتصادی، یک جابجایی هزینه از جیب دولت به جیب مردم است. به جای اینکه دولت یارانه نان کامل را بدهد، دارد مردم را مجبور میکند خودشان هزینه اضافی را بپردازند! کارشناسان تغذیه میگویند نان کامل مفید است، اما وقتی مردم برای خرید نان معمولی هم مشکل دارند، نمیتوان از آنها انتظار داشت که به سمت نان گرانتر حرکت کنند. این تصمیم اگر همراه با افزایش یارانه یا کاهش سایر هزینهها نباشد، فقط فشار بیشتری بر سفرههای کوچک وارد میکند.
واقعیت پشت شعار «آرامسازی روانی بازار»
مهدی دوستی در اظهاراتش تأکید کرده که «تمام دغدغه دولت این است که آرامش را به مردم و جامعه منتقل کند». این یک اصل اساسی در مدیریت بحران است؛ وقتی مردم نگراناند، باید به آنها آرامش داد. اما تفاوت بین «آرامسازی روانی» و «تبلیغات کاذب» چیست؟ آرامسازی روانی یعنی با مردم صادق باش، بگو مشکل چیست و چه راهحلی داری. اما وقتی دولت میگوید «قیمت نان افزایش نمییابد» در حالی که مردم دارند نان گرانتر میخرند، این «تبلیغات کاذب» است، نه آرامسازی. شکاف بین اظهارات مسئولان و واقعیت میدانی، یکی از دلایل اصلی بیاعتمادی مردم به دولت است. وقتی مردم هر روز صبح با خودشان میگویند «آخر هفته که قیمت نان را بالا بردند»، اما مسئولان میگویند «قیمت ثابت است»، اعتماد از بین میرود. و اعتماد، در اقتصاد به اندازه نفت ارزش دارد. اگر دولت واقعاً به دنبال آرامش است، باید راهحلهای عملی ارائه دهد. مثلاً: افزایش یارانه نانوایان به تناسب تورم، اصلاح واقعی سامانه نانینو، و شفافسازی درباره قیمت واقعی نان. تا آن زمان، این شعارها فقط شکاف بین مردم و دولت را عمیقتر میکند.
آرد تنها ۱۰ درصد هزینه است؛ پس چرا بقیه را نمیبینیم؟
یکی از مهمترین نکات تحلیلی این گزارش، سهم اندک آرد در هزینه تمامشده نان است. معاون اقتصادی وزارت کشور و دیگر مسئولان، تقریباً تمام تمرکز خود را روی قیمت آرد گذاشتهاند. میگویند «قیمت آرد افزایش نیافته، پس قیمت نان نباید افزایش یابد». اما این استدلال سادهانگارانه است. آرد تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد هزینه نان را تشکیل میدهد. بقیه هزینهها عبارتند از: دستمزد نانوا و کارگران (حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد)، اجاره مغازه (۱۵ تا ۲۰ درصد)، هزینه انرژی (آب، برق، گاز) (۱۰ درصد)، هزینه مایه خمیر و مواد اولیه دیگر (۱۰ درصد)، و هزینه حملونقل و توزیع (بقیه).
وقتی دستمزد کارگر در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال ۱۴۰۰ بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافته، وقتی اجاره مغازهها در شهرهای بزرگ دو برابر شده، وقتی قیمت گاز و برق برای واحدهای صنفی سر به فلک کشیده، چگونه میتوان انتظار داشت که قیمت نان ثابت بماند؟ دولت یا باید یارانه نانوایان را افزایش دهد تا این هزینهها را پوشش دهد، یا باید قیمت نان را واقعی کند.
دولت اما گزینه سوم را انتخاب کرده: چشمپوشی از واقعیت. نه قیمت نان را بالا میبرد، نه یارانه نانوایان را افزایش میدهد. نتیجه؟ نانواها به سمت تقلب (کم کردن وزن چانه) یا گرانفروشی غیرمستقیم (با بهانه کنجد و سبزیجات) میروند. و مردم همان پول اضافه را میدهند، منتها با یک واسطه. این بازی «قیمت ثابت، هزینه متغیر»، قدیمیترین بازی اقتصادی است و مردم از آن خسته شدهاند.