آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
صرفنظر از دامنه و نتایج تفاهمنامه ایران و آمریکا، اصل ماجرا از آن جهت اهمیت دارد که پس از سالها تقابل، بار دیگر نشانهای از امکان گفتوگو میان دوطرف دیده میشود. اما این بار، نگاهها تنها به ژنو و واشنگتن نیست؛ بلکه به داخل ایران نیز دوخته شده است. جایی که فضای سیاسی، میتواند این تفاهم را یا به یک فرصت تبدیل کند یا به یک تهدید. روابط ایران و آمریکا در دهههای گذشته بیش از آنکه بر پایه تفاهم پیش برود، در سایه بیاعتمادی، تنش و رقابت شکل گرفته است. برجام، اگرچه در ادامه مسیر با موانع جدی مواجه شد و نتوانست به ثبات لازم برسد، اما همان تجربه نشان داد که گفتوگو، هرچند دشوار، ناممکن نیست. حالا بار دیگر، ایران و آمریکا در آستانه یک توافق قرار گرفتهاند. اما سوال اینجاست: آیا این توافق، همان سرنوشت برجام را پیدا خواهد کرد؟
توافقهای سیاسی فقط با امضا زنده نمیمانند. آنچه به هر تفاهمی دوام میبخشد، مجموعهای از الزامات عملی، سیاسی و اقتصادی است. در روزهای نخست، مهمترین ضرورت آن است که از اصل توافق و از تعهدات ناشی از آن صیانت شود تا این روند، پیش از آنکه فرصت حرکت پیدا کند، از نفس نیفتد. اما این صیانت، در گرو مدیریت فضای داخلی است. موفقیت این مسیر، پیش از هر چیز، به پایبندی واقعی دو طرف به تعهداتشان وابسته است. اما در داخل ایران، یک چالش بزرگ وجود دارد: جو سیاسی حاکم. برخی جریانها، فارغ از محتوای توافق، با اصل مذاکره با آمریکا مخالفند و هرگونه تعامل را به عنوان «تسلیم» و «نفوذ» تلقی میکنند. این نگاه، میتواند به تضعیف جایگاه دولت و افزایش بیاعتمادی عمومی منجر شود.
روندهای دیپلماتیک زمانی شانس بیشتری برای موفقیت پیدا میکنند که در داخل، بهجای تخریب و هیجانزدگی، نوعی عقلانیت و مسئولیتپذیری حاکم باشد. اگر هر گام مذاکره بلافاصله به میدان تسویهحسابهای سیاسی تبدیل شود، ثبات و استمرار آن با خطر روبهرو خواهد شد. در چنین فضایی، حتی یک توافق خوب نیز ممکن است به سرنوشت برجام دچار شود. هیچ سیاست خارجی موفقی بدون پشتوانه داخلی پایدار نخواهد بود. تقویت اعتماد عمومی، توجه به رضایت شهروندان و حرکت در چارچوب حکمرانی قانونمند، میتواند ظرفیت کشور را برای عبور از تنشها افزایش بدهد. اما این کار، نیاز به یک گفتمان جدید در داخل کشور دارد؛ گفتمانی که در آن، مذاکره، یک «ابزار» برای تأمین منافع ملی تلقی شود، نه یک «خیانت» یا «ضعف». در سوی دیگر، مخالفان داخلی ترامپ نیز مانند یک خط ثابت، به «نه گفتن به ترامپ» ادامه میدهند. دیروز با جنگ مخالف بودند و امروز با توافق. این دوگانگی، نشان میدهد که برخی جریانها، بیشتر به دنبال منافع سیاسی خود هستند تا حل مشکلات کشور. اما آیا این رویکرد، به نفع منافع ملی است؟ زمان، پاسخ این سوال را خواهد داد.
چرا فضای داخلی، تهدیدی برای توافق است؟
فضای سیاسی ایران، در سالهای اخیر به شدت قطبی شده است. جریانهای مختلف، به جای همکاری برای حل مشکلات کشور، به دنبال تخریب یکدیگر هستند. در چنین فضایی، هرگونه اقدام دولت (به ویژه در حوزه سیاست خارجی) با واکنشهای تند و غیرمنطقی مواجه میشود. مخالفان دولت، به جای نقد سازنده، به دنبال تخریب اعتماد عمومی و تضعیف جایگاه دولت هستند. برجام، یک نمونه بارز از این آسیبپذیری بود. این توافق، که در زمان خود یک دستاورد بزرگ دیپلماتیک بود، به دلیل عدم مدیریت فضای داخلی، با مخالفتهای گسترده روبرو شد و در نهایت، با خروج آمریکا، به شکست انجامید. اگر دولت فعلی، نتواند درسهای برجام را به خوبی یاد بگیرد و فضای داخلی را مدیریت کند، ممکن است این تفاهم نیز به همان سرنوشت دچار شود. دولت باید با ایجاد یک گفتمان جدید، به افکار عمومی نشان دهد که مذاکره، یک «ابزار» برای تأمین منافع ملی است و نه یک «هدف» یا «امتیاز». دولت باید با شفافسازی و پاسخگویی، اعتماد عمومی را جلب کند و از هرگونه شایعهسازی و تخریب جلوگیری کند.
نقش رسانهها و فضای مجازی در تخریب توافق
رسانهها و فضای مجازی، نقش کلیدی در شکلگیری فضای سیاسی دارند. در ایران، برخی از رسانهها و کانالهای مجازی، به جای اطلاعرسانی دقیق، به دنبال تخریب دولت و تضعیف اعتماد عمومی هستند. آنها با انتشار اخبار کذب، تحلیلهای مغرضانه و شایعهپراکنی، سعی میکنند که فضای سیاسی را به نفع خود تغییر دهند. در مورد تفاهمنامه ایران و آمریکا، شاهد موجی از شایعهپراکنی و تخریب در فضای مجازی هستیم. برخی، این توافق را به عنوان «تسلیم» و «نفوذ» معرفی میکنند و برخی دیگر، آن را یک «توافق پنهانی» و «خائنانه» توصیف میکنند. این شایعهها، میتوانند به افزایش بیاعتمادی عمومی و تضعیف جایگاه دولت منجر شوند. دولت باید با اطلاعرسانی دقیق و شفاف، به این شایعهها پاسخ دهد و از هرگونه ابهام و سردرگمی جلوگیری کند. همچنین، باید با همکاری نهادهای نظارتی، با کانالهای مجازی که به نشر اخبار کذب میپردازند، برخورد قانونی کند.
تجربه برجام؛ درسهایی برای آینده
برجام، یک تجربه گرانبها برای ایران بود. این توافق، نشان داد که گفتوگو با آمریکا، هرچند دشوار، امکانپذیر است. اما همچنین نشان داد که توافقهای سیاسی، بدون پشتوانه داخلی پایدار، با خطر روبرو هستند. برجام، به دلیل عدم مدیریت فضای داخلی و همچنین به دلیل خروج آمریکا، با شکست مواجه شد. دولت فعلی، باید از تجربه برجام درس بگیرد و از اشتباهات گذشته پرهیز کند. دولت باید با ایجاد یک ائتلاف داخلی، از این توافق حمایت کند و از هرگونه اقدام یکجانبه و غیرمنطقی خودداری کند. همچنین، دولت باید با شفافسازی و پاسخگویی، اعتماد عمومی را جلب کند و از هرگونه شایعهسازی و تخریب جلوگیری کند. علاوه بر این، دولت باید با همکاری مجلس و قوه قضائیه، یک چارچوب حقوقی برای این توافق ایجاد کند تا از هرگونه سوءاستفاده و نقض تعهدات جلوگیری شود. این چارچوب، میتواند به افزایش اعتماد عمومی و تضمین پایبندی دو طرف به تعهداتشان کمک کند.
نقش مخالفان داخلی ترامپ؛ از جنگ تا صلح
مخالفان داخلی ترامپ، یک خط ثابت را در قبال ایران دنبال میکنند: «نه گفتن به ترامپ». آنها دیروز با جنگ مخالف بودند و امروز با توافق. این رویکرد، نشان میدهد که آنها بیشتر به دنبال منافع سیاسی خود هستند تا حل مشکلات کشور. آنها به جای نقد سازنده، به دنبال تخریب هرگونه اقدام دولت هستند. این رویکرد، میتواند به تضعیف جایگاه دولت و افزایش بیاعتمادی عمومی منجر شود. همچنین، میتواند به از بین رفتن فرصتهای دیپلماتیک و افزایش تنشها منجر شود. مخالفان دولت، باید به جای تخریب، به نقد سازنده بپردازند و راهکارهای عملی برای حل مشکلات کشور ارائه دهند. دولت نیز باید با صبر و حوصله، به نقدهای سازنده پاسخ دهد و از هرگونه تخریب و شایعهسازی جلوگیری کند. دولت باید با شفافسازی و پاسخگویی، اعتماد عمومی را جلب کند و نشان دهد که به دنبال تأمین منافع ملی است.
آینده توافق؛ نقش اتحادیه اروپا و آژانس
آینده این توافق، به عوامل متعددی بستگی دارد. علاوه بر فضای داخلی ایران، نقش اتحادیه اروپا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بسیار مهم است. اتحادیه اروپا، به عنوان یکی از امضاکنندگان برجام، میتواند نقش مهمی در تضمین اجرای این توافق ایفا کند. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز از احتمال لغو تحریمهای هستهای ایران خبر داده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز نقش کلیدی در نظارت بر اجرای تعهدات هستهای ایران دارد. ویتکاف، از اعزام بازرسان آژانس به ایران سخن گفته است و والاستریت ژورنال نیز گزارش داده است که مدیرکل آژانس، روز جمعه با هیئت ایرانی در ژنو دیدار خواهد کرد. این نشان میدهد که آژانس، به دنبال ایفای نقش فعالی در این فرایند است. همکاری اتحادیه اروپا و آژانس، میتواند به افزایش اعتماد بین ایران و آمریکا کمک کند و راه را برای اجرای کامل این توافق هموار کند. اما در نهایت، موفقیت این توافق، به اراده سیاسی دو طرف و همچنین به مدیریت فضای داخلی ایران بستگی دارد.