آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
با وجود حملات شبانه آمریکا به اهدافی در ایران و اظهارات تند دونالد ترامپ درباره پایان آتشبس، هنوز ابهامات جدی درباره آینده روابط دو کشور وجود دارد. آیا تنشهای نظامی به یک رویارویی تمامعیار تبدیل میشود یا این حملات، نمایشی قدرتی برای آزادسازی تنگه هرمز است؟ دونالد ترامپ در حاشیه نشست ناتو در آنکارا، با لحنی خصمانه از پایان آتشبس با ایران خبر داد و تأکید کرد که حملات نظامی با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. او همچنین مذاکره با ایران را «اتلاف وقت» توصیف کرد، اما در عین حال درهای دیپلماسی را به طور کامل نبست.
در واکنش به حملات آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد که ۸۵ نقطه از تأسیسات نظامی آمریکا در بندر سلمان، منطقه پنجم دریایی بحرین و پایگاه هوایی علیالسالم کویت را هدف قرار داده است. همزمان، انفجارهای متعددی در بندرعباس، سیریک و ماهشهر شنیده شد و منابع رسمی از مصدومیت چند نفر خبر دادند. سازمان ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا به شرکتهای هواپیمایی هشدار داد که به دلیل احتمال اقدامات نظامی بیشتر، از تردد در حریم هوایی ایران و عراق خودداری کنند. این هشدار تا پایان مرداد ماه معتبر اعلام شده است.
تحلیلگران درباره ماهیت این حملات، نظرات متفاوتی ارائه دادهاند. گروهی معتقدند که این حملات، مقدمهای برای بازگرداندن محاصره دریایی ایران و قطع صادرات نفت کشورمان است، در حالی که گروهی دیگر آن را یک «نمایش قدرت» برای آزادسازی تنگه هرمز و تحت فشار قرار دادن تهران ارزیابی میکنند. همزمان با تشدید بحران، دیپلماسی منطقهای نیز فعال است. وزیر کشور پاکستان قرار است برای دیدار با مقامهای آمریکایی راهی واشنگتن شود و اسرائیل نیز مدعی است که برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در آمادگی کامل قرار دارد.
در میان این تحولات، رقابتهای تسلیحاتی و ژئوپلیتیک میان متحدان آمریکا در منطقه نیز شکل تازهای به خود گرفته است. ترکیه و اسرائیل هر کدام به دنبال بهرهبرداری از این بحران برای پیشبرد اهداف خود هستند. اگر شما هم از دنبالکنندگان تحولات سیاسی و نظامی منطقه هستید، این گزارش را تا انتها دنبال کنید. ما در ادامه به تحلیل کامل این بحران، ابعاد مختلف آن، سناریوهای محتمل و چشمانداز آینده روابط ایران و آمریکا پرداختهایم.
ابعاد نظامی حملات و تغییر در راهبرد آمریکا
حملات شبانه آمریکا به بیش از ۸۰ هدف در ایران، با همزمانی با اظهارات تند ترامپ درباره پایان آتشبس، نشان از یک تغییر راهبردی در رویکرد واشینگتن دارد. این حملات که در پاسخ به اقدامات ایران در تنگه هرمز انجام شده، از چند جهت حائز اهمیت است:
- نخست، گستردگی اهداف که شامل تأسیسات نظامی، زیرساختهای انرژی و مراکز نظارتی ساحلی بوده و نشان از هدفمندی آمریکا برای تضعیف تواناییهای نظامی و اقتصادی ایران دارد.
- دوم، هماهنگی با نشست ناتو که نشان میدهد ترامپ به دنبال جلب حمایت متحدان خود برای تشدید فشار بر ایران است.
- سوم، تغییر در زمانبندی حملات که از حملات شبانه به حملات در روشنایی روز (در مورد بوشهر) تغییر کرده و پیام روشنی به تهران ارسال میکند که آمریکا قصد دارد فشار نظامی را بدون وقفه ادامه دهد.
در مقابل، پاسخ متقارن سپاه با هدفگیری ۸۵ نقطه از تأسیسات آمریکا در منطقه (بحرین، کویت و بندر سلمان)، نشان از عزم جدی ایران برای پاسخدهی به هرگونه تعرض دارد و معادله بازدارندگی را به چالش کشیده است.
تحلیل دوگانه «پایان آتشبس» و «نمایش قدرت»؛ سناریوهای محتمل
در فضای فعلی، دو روایت اصلی از ماهیت تحولات ارائه میشود:
- روایت اول (پایان آتشبس و آغاز رویارویی تمامعیار): این روایت بر اظهارات صریح ترامپ مبنی بر «پایان تفاهم اسلامآباد» و «ادامه حملات با شدت بیشتر» تأکید دارد. طرفداران این روایت معتقدند که آمریکا به دنبال بازگرداندن محاصره دریایی ایران و قطع کامل صادرات نفت کشورمان است و این حملات، مقدمهای برای یک جنگ تمامعیار است.
- روایت دوم (نمایش قدرت برای آزادسازی تنگه هرمز): این گروه از تحلیلگران، شخصیت بیثبات ترامپ را مد نظر قرار داده و معتقدند که حملات اخیر، یک نمایش قدرت موقتی برای تحت فشار قرار دادن ایران و آزادسازی تنگه هرمز است و آمریکا خواهان آغاز دوباره رویاروییها نیست، چراکه هزینههای تحمیلی آن بسیار بالاست.
با توجه به ادامه حملات و همزمانی آن با دیپلماسی منطقهای (سفر وزیر کشور پاکستان به واشنگتن)، به نظر میرسد که هر دو روایت در حال اجرا هستند و ترامپ با «بازی فشار حداکثری»، هم به دنبال امتیازگیری در مذاکرات و هم تضعیف تواناییهای نظامی ایران است.
واکنش سپاه و تأثیر آن بر معادله بازدارندگی
پاسخ موشکی و پهپادی سپاه به تأسیسات آمریکا در بحرین، کویت و بندر سلمان، یک پیام روشن به واشینگتن ارسال کرده است: ایران نه تنها از پاسخدهی واهمه ندارد، بلکه توانایی هدفگیری پایگاههای آمریکا در منطقه را نیز دارد. این پاسخ، که با هدفگیری ۸۵ نقطه انجام شده، نشان از هماهنگی و آمادگی بالای نیروهای مسلح ایران دارد. با این حال، این پاسخ متقارن، میتواند به تشدید تنشها و ورود به یک چرخه حملات متقابل منجر شود که کنترل آن برای هر دو طرف دشوار خواهد بود. همچنین، اعلام رسمی سپاه درباره این حملات، نشان از شفافیت و جسارت ایران در اعلام تواناییهای نظامی خود دارد و میتواند به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر حملات آینده آمریکا عمل کند.
ابعاد دیپلماتیک و نقش بازیگران منطقهای
همزمان با تشدید تنشهای نظامی، دیپلماسی منطقهای نیز فعال شده است. سفر وزیر کشور پاکستان به واشنگتن، میتواند به عنوان یک تلاش میانجیگرانه برای کاهش تنشها یا هماهنگی بیشتر آمریکا با متحدانش در منطقه تلقی شود. همچنین، ادعای اسرائیل مبنی بر آمادگی کامل برای حمله به ایران، نشان از هماهنگی تلآویو با واشنگتن و تلاش برای استفاده از این بحران برای پیشبرد اهداف خود دارد. از سوی دیگر، واکنش اتحادیه اروپا با صدور هشدار به شرکتهای هوایی، نشان از نگرانی جامعه بینالمللی از تشدید تنشها و احتمال گسترش درگیری به سایر مناطق دارد. این ابعاد دیپلماتیک، نشان میدهد که بحران فعلی، تنها محدود به ایران و آمریکا نیست و سایر بازیگران منطقهای و بینالمللی نیز در حال رصد و تأثیرگذاری بر آن هستند.
چشم انداز آینده و سناریوهای محتمل
با توجه به تحولات اخیر، چند سناریو محتمل است:
-
سناریوی اول (ادامه تنشهای محدود و هدفمند)
در این سناریو، هر دو طرف به حملات محدود و هدفمند ادامه میدهند و از درگیری تمامعیار پرهیز میکنند. ایران ممکن است از طریق نیروهای نیابتی خود (حزبالله، انصارالله و گروههای عراقی) به اهداف آمریکا در منطقه پاسخ دهد.
-
سناریوی دوم (گسترش درگیری به کل منطقه)
در صورت پاسخ همهجانبه ایران (مانند بستن تنگه هرمز، حملات موشکی به پایگاههای آمریکا یا حملات سایبری)، ممکن است شاهد یک درگیری گسترده منطقهای با مشارکت اسرائیل و کشورهای عربی باشیم که میتواند اقتصاد جهانی را با شوک نفتی بیسابقهای مواجه کند.
-
سناریوی سوم (بازگشت به دیپلماسی با شروط جدید)
هرچند بعید به نظر میرسد، اما ممکن است با میانجیگری یک کشور ثالث (مانند پاکستان یا عمان)، دو طرف به میز مذاکره بازگردند، اما این بار با شروط سختگیرانهتر از سوی هر دو طرف.
با توجه به لحن تند ترامپ و ادامه حملات، سناریوی اول (ادامه تنشهای محدود) محتملترین گزینه به نظر میرسد، اما هرگونه اشتباه محاسباتی از سوی هر دو طرف، میتواند منطقه را به سمت سناریوی دوم (گسترش درگیری) سوق دهد. همچنین، امکان دستیابی به هرگونه توافق در شرایط فعلی، بسیار کاهش یافته و به نظر میرسد که پنجره دیپلماسی در حال بسته شدن است.