چهارشنبه / ۱۴ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۲۱:۵۰
کد خبر: 40306
گزارشگر: 548
۲۱
۰
۰
۰
از بازی درخشان شهاب حسینی تا وفاداری به خانواده شهید؛ چرا «شوق پرواز» یکی از بهترین سریال‌های تاریخ جنگ است؟

نقد، بررسی و تحلیل «شوق پرواز» عباس بابایی با بازی شهاب حسینی

نقد، بررسی و تحلیل «شوق پرواز» عباس بابایی با بازی شهاب حسینی
سریال تلویزیونی «شوق پرواز» به کارگردانی یدالله صمدی و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی، محصول سال ۱۳۹۰، یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخی-جنگی سیمای ایران است که با بازی شهاب حسینی در نقش «سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی»، شهرام حقیقت‌دوست، افسانه بایگان و الهام حمیدی، به زندگی این قهرمان ملی از دوران کودکی تا شهادت می‌پردازد. این سریال ۲۴ قسمتی که با مشورت خانواده شهید (به ویژه همسرش ملیحه حکمت) ساخته شده، روایتی «لطیف»، «انسانی» و «غیرکلیشه‌ای» از یک فرمانده آسمانی ارائه می‌دهد و به «ابعاد شخصی»، «عاشقانه» و «معنوی» زندگی او می‌پردازد. «شوق پرواز» با بازی درخشان شهاب حسینی، فیلمنامه قوی و فضاسازی دقیق، به یکی از بهترین سریال‌های تولیدشده درباره شهدای ارتش تبدیل شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 سینما و تلویزیون ایران در سال‌های پس از انقلاب57، همواره با چالش «بازنمایی شهدا و قهرمانان» مواجه بوده است. آثاری که گاهی به «شعارزدگی» و «ایده‌آل‌سازی» می‌افتند و گاهی از «جذابیت دراماتیک» بی‌بهره می‌مانند. سریال «شوق پرواز» ساخته یدالله صمدی، یکی از معدود آثاری است که با «نگاه انسانی» و «روایتی غیرمتداول»، توانسته است تصویری «ملموس» و «دست‌یافتنی» از یک قهرمان ملی (شهید عباس بابایی) ارائه دهد. این سریال که پس از ۱۴ سال تحقیق و توقف (از سال ۷۴ تا ۸۸) ساخته شد، به «ابعاد شخصی»، «عاشقانه» و «معنوی» زندگی این خلبان شهید پرداخته و نشان داده است که «قهرمان»ها نیز انسان‌هایی با «اعتراضات»، «دغدغه‌ها» و «عشق‌های زمینی» هستند.

خلاصه داستان

سریال زندگی «سرلشکر خلبان عباس بابایی» را از دوران کودکی در قزوین (با آن تعزیه‌های عید قربان) تا دوره آموزش خلبانی در آمریکا (که با وجود فرهنگ بیگانه، اصالت خود را حفظ کرد)، ازدواج با «ملیحه حکمت» (با بازی الهام حمیدی در جوانی و افسانه بایگان در میانسالی)، فرماندهی در نیروی هوایی و نهایتاً شهادت در سال ۱۳۶۶ (در بازگشت از یک عملیات برون‌مرزی) روایت می‌کند. فیلم با «شخصیت خیالی سعید خجسته‌فر» (با بازی شهرام حقیقت‌دوست) که «چکیده دوستان» شهید است، به «رابطه عمیق» و «ماجرای ممنوعیت پرواز» (به دلیل داشتن همسر خارجی) نیز می‌پردازد.

«شهاب حسینی» در نقش «عباس بابایی» یکی از بهترین بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده است. حسینی که با انتخاب «خانم ملیحه حکمت» (همسر شهید) به این نقش رسید (پس از دیدن فیلم «دل‌شکسته»)، با «چهره آرام»، «نگاه‌های عمیق» و «حرکات حساب‌شده» خود، «شخصیتی» خلق کرده است که هم «فرمانده‌ای مقتدر» است، هم «همسری عاشق» و هم «انسانی با باورهای عمیق». او در سکانس‌های «آموزش در آمریکا»، «ازدواج»، «فرماندهی» و «شهادت» چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر می‌شود که مخاطب با او «همذات‌پنداری» می‌کند. حسینی برای این نقش، «قید بازی در سریال» را (پس از دریافت سیمرغ بلورین و اعلام عدم حضور در تلویزیون) شکست و این «تکلیف» را پذیرفت.

«الهام حمیدی» در نقش «ملیحه حکمت» (جوانی) و «افسانه بایگان» در نقش «ملیحه حکمت» (میانسالی) نیز بازی‌های «پراحساس» و «باورپذیر» ارائه داده‌اند. حمیدی با «چهره معصوم» و «حرکات لطیف» خود، «عشق» و «فداکاری» یک همسر جوان را به تصویر کشیده است. بایگان نیز با «چهره آرام» و «نگاه‌های پر از صبر»، «انتظار» و «ایمان» یک همسر شهید را منتقل کرده است. «شهرام حقیقت‌دوست» در نقش «سعید خجسته‌فر» (دوست خیالی شهید) با بازی «پرشور» و «پراحساس» خود، «نماد دوستان» و «همراهان» بابایی است. «اکبر عبدی» در نقش «استوار مهرمنش» (با آن طنز خاص خود) و «فرهاد قائمیان» در نقش «سرهنگ سلطانی» (فرمانده پایگاه) نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند.

از نظر «فیلمنامه» و «ساختار روایی»، «شوق پرواز» یک «درام تاریخی-انسانی» با «پیرنگ چندلایه» است. فیلمنامه‌نویسان (فرهاد توحیدی، مهدی محمدنژادیان و حسین تراب‌نژاد با مشاوره مجید مجیدی) با «تمرکز بر ابعاد شخصی» و «پرهیز از شعارزدگی»، توانسته‌اند «تصویری تازه» از یک شهید ارائه دهند. فیلمنامه به «اعتراضات» عباس بابایی (مثلاً به برخی مسائل) نیز پرداخته و نشان داده است که «قهرمانان» نیز «انسان‌هایی با نقد و نظر» هستند. همچنین «شخصیت سعید خجسته‌فر» (که ما به ازاء خارجی ندارد) به عنوان «چکیده دوستان» شهید، به فیلمنامه «انسجام» بخشیده است.

«یدالله صمدی» (کارگردان فیلم‌هایی چون «اتوبوس» (۱۳۶۴) و «مردی که زیاد می‌دانست» (۱۳۶۸)) در «شوق پرواز» کارگردانی «مطمئن» و «حساس» ارائه داده است. او با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران، به ویژه شهاب حسینی) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای آسمان و پایگاه‌های هوایی) به «باورپذیری» و «جذابیت» فیلم کمک کرده است. «فیلمبرداری حسن پویا» و «تدوین سهراب خسروی» نیز در سطح «قابل قبول» قرار دارد. با این حال، «کمبود بودجه» (که به گفته صمدی، تنها یک میلیارد تومان نقد بوده) از «کیفیت» برخی صحنه‌ها (به ویژه صحنه‌های پروازی که با تصاویر آرشیوی تکمیل شده) کاسته است. از نقاط قوت فیلم، «فضاسازی دقیق» و «استفاده از لوکیشن‌های واقعی» است. خانه واقعی شهید بابایی (در منطقه قصر فیروزه) به عنوان لوکیشن استفاده شده و «یادگاری‌های» شهید (مانند لباس‌ها و وسایل شخصی) در اختیار گروه قرار گرفته است. همچنین «صحنه تعزیه» (که با کمک خانواده واقعی شهید اجرا شده) و «تصاویر آرشیوی عملیات‌های هوایی» (که از آرشیو نیروی هوایی بیرون آمده) به «واقع‌گرایی» فیلم کمک کرده است. با این حال، «ناهماهنگی‌های تاریخی» (مثل رنگ هواپیماهای F-14 که در زمان جنگ خاکی بود اما در فیلم طوسی است) و «عدم استفاده از لهجه قزوینی» (که به دلیل ترس از تقلید ناشیانه، از آن صرف‌نظر شده) از نقاط ضعف فیلم هستند.

در مجموع، «شوق پرواز» یک «سریال ارزشمند» و «تأثیرگذار» است که با «نگاه انسانی»، «بازی درخشان شهاب حسینی» و «وفاداری به واقعیت» (با مشورت خانواده شهید)، به یکی از بهترین آثار سیمای ایران در حوزه دفاع مقدس تبدیل شده است. با این حال، فیلم در «برخی جزئیات فنی» و «بودجه» نیاز به «پرداخت عمیق‌تر» داشته است. تماشای آن را به همه علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ انسانی‌سازی یک قهرمان

فیلمنامه «شوق پرواز» (نوشته فرهاد توحیدی، مهدی محمدنژادیان و حسین تراب‌نژاد با مشاوره مجید مجیدی) از یک «ایده مرکزی» جذاب (روایت زندگی شهید بابایی از زاویه‌ای انسانی) و «ساختار چندلایه» (کودکی، جوانی، آمریکا، ازدواج، فرماندهی، شهادت) بهره می‌برد. فیلمنامه‌نویسان با «تمرکز بر ابعاد شخصی» و «پرهیز از شعارزدگی»، توانسته‌اند «تصویری تازه» از یک شهید ارائه دهند. فیلمنامه به «اعتراضات» عباس بابایی (مثلاً به برخی مسائل) نیز پرداخته و نشان داده است که «قهرمانان» نیز «انسان‌هایی با نقد و نظر» هستند. نکته قوت فیلمنامه، «شخصیت‌پردازی عمیق» (به ویژه شخصیت عباس بابایی و ملیحه حکمت) و «دیالوگ‌نویسی هوشمندانه» است.

«عباس بابایی» در فیلمنامه هم «فرمانده‌ای مقتدر» است، هم «همسری عاشق» و هم «انسانی با باورهای عمیق». فیلمنامه با «سکانس‌های عاشقانه» (مثل ازدواج و زندگی مشترک) و «سکانس‌های نظامی» (مثل عملیات‌ها) «تعادل» را به خوبی رعایت کرده است. همچنین «شخصیت سعید خجسته‌فر» (که ما به ازاء خارجی ندارد) به عنوان «چکیده دوستان» شهید، به فیلمنامه «انسجام» بخشیده است. نکته ضعف فیلمنامه، «پراکندگی» در برخی نقاط (به ویژه در بخش‌های میانی) و «کندی ریتم» در برخی سکانس‌ها است. همچنین «پایان‌بندی» (که به شهادت عباس بابایی ختم می‌شود) اگرچه «تأثیرگذار» است، اما برای مخاطبی که با شخصیت همذات‌پنداری کرده، ممکن است «تلخ» و «ناامیدکننده» باشد.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ شهاب حسینی، ستاره بی‌رقابت

«شهاب حسینی» در نقش «عباس بابایی» یکی از بهترین بازی‌های کارنامه خود و یکی از بهترین بازی‌های سینمای ایران را ارائه داده است. حسینی که با انتخاب «خانم ملیحه حکمت» (همسر شهید) به این نقش رسید، با «چهره آرام»، «نگاه‌های عمیق» و «حرکات حساب‌شده» خود، «شخصیتی» خلق کرده است که هم «فرمانده‌ای مقتدر» است، هم «همسری عاشق» و هم «انسانی با باورهای عمیق». او در سکانس‌های «آموزش در آمریکا» (که با وجود فرهنگ بیگانه، اصالت خود را حفظ می‌کند)، «ازدواج» (با آن نگاه‌های عاشقانه)، «فرماندهی» (با آن صلابت) و «شهادت» (با آن آرامش) چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر می‌شود که مخاطب با او «همذات‌پنداری» می‌کند.

حسینی برای این نقش، «قید بازی در سریال» را (پس از دریافت سیمرغ بلورین و اعلام عدم حضور در تلویزیون) شکست و این «تکلیف» را پذیرفت. «الهام حمیدی» در نقش «ملیحه حکمت» (جوانی) و «افسانه بایگان» در نقش «ملیحه حکمت» (میانسالی) نیز بازی‌های «پراحساس» و «باورپذیر» ارائه داده‌اند. حمیدی با «چهره معصوم» و «حرکات لطیف» خود، «عشق» و «فداکاری» یک همسر جوان را به تصویر کشیده است. بایگان نیز با «چهره آرام» و «نگاه‌های پر از صبر»، «انتظار» و «ایمان» یک همسر شهید را منتقل کرده است. «شهرام حقیقت‌دوست» در نقش «سعید خجسته‌فر» (دوست خیالی شهید) با بازی «پرشور» و «پراحساس» خود، «نماد دوستان» و «همراهان» بابایی است. «اکبر عبدی» (استوار مهرمنش) و «فرهاد قائمیان» (سرهنگ سلطانی) نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ تسلط بر فضای نظامی و عاطفی

یدالله صمدی در «شوق پرواز» کارگردانی «مطمئن» و «حساس» ارائه داده است. او به خوبی می‌داند که چگونه از «فضای باز» (آسمان، پایگاه‌های هوایی) برای ایجاد «حس حماسه» و از «فضای بسته» (خانه، اتاق) برای ایجاد «حس صمیمیت» استفاده کند. صمدی با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی بازیگران، به ویژه شهاب حسینی) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای آسمان و پایگاه‌های هوایی) به «باورپذیری» و «جذابیت» فیلم کمک کرده است. «فیلمبرداری حسن پویا» و «تدوین سهراب خسروی» نیز در سطح «قابل قبول» قرار دارد. با این حال، «کمبود بودجه» (که به گفته صمدی، تنها یک میلیارد تومان نقد بوده) از «کیفیت» برخی صحنه‌ها (به ویژه صحنه‌های پروازی که با تصاویر آرشیوی تکمیل شده) کاسته است. «ریتم» فیلم در برخی نقاط (به ویژه در بخش‌های میانی) «کند» و «کشدار» است.

طراحی صحنه، لباس و موسیقی؛ بازآفرینی دقیق دهه شصت

«طراحی صحنه و لباس»در سطح «خوب» قرار دارد. بازآفرینی «فضای دهه شصت» (خانه‌ها، لباس‌ها، خودروها) به «باورپذیری» و «حس نوستالژی» فیلم کمک کرده است. «موسیقی متن»  با «تم‌های حزین و ملایم» (با استفاده از سازهای زهی) به «فضای عاطفی» فیلم عمق بخشیده است. موسیقی در لحظات کلیدی (مثل سکانس‌های شهادت و عاشقانه) «تأثیرگذار» است.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن

«شوق پرواز» را در مقایسه با سایر سریال‌های تاریخی-جنگی سیمای ایران باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «نگاه انسانی» و «پرهیز از شعارزدگی» در سطح بالایی قرار دارد، اما از نظر «بودجه» و «جلوه‌های ویژه» در سطح پایین‌تری است. با این حال، «شوق پرواز» به دلیل «بازی درخشان شهاب حسینی» و «وفاداری به واقعیت» (با مشورت خانواده شهید)، به یکی از بهترین سریال‌های دفاع مقدس تبدیل شده است. میراث «شوق پرواز» برای سینمای ایران، «انسانی‌سازی قهرمانان» و «پرهیز از شعارزدگی» است. این سریال نشان داد که می‌توان با «نگاه انسانی» و «تمرکز بر ابعاد شخصی»، به «قهرمانان ملی» پرداخت و در عین حال «هویت بومی» را حفظ کرد. «شوق پرواز» یک «سریال ارزشمند» است که تماشای آن را به همه علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس توصیه می‌کنیم.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jlw
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی محمد خزاعی، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که با بازی هادی حجازی‌فر، بابک حمیدیان، هومن سیدی و پانته‌آ پناهی‌ها، داستان «یونس» (خلبان کهنه‌کار) و پسرش «علی» را روایت می‌کند که برای نجات مردم سوریه از چنگال داعش، به منطقه تدمر اعزام می‌شوند. این فیلم با «فیلمبرداری چشم‌نواز» (مهدی جعفری)، «جلوه‌های ویژه قابل قبول» و «سکانس‌های اکشن هیجان‌انگیز» (به ویژه صحنه‌های تعقیب و گریز و نبرد هوایی) توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند.
فیلم سینمایی «اربعین» با محوریت «علی»، آزاده‌ای که سال‌ها در اسارت رژیم بعثی عراق به سر برده و پس از بازگشت، با از دست دادن همسرش، در «انزوا» و «تنهایی» فرو رفته است، به یکی از موضوعات مغفول سینمای دفاع مقدس یعنی «بازگشت به زندگی پس از اسارت» می‌پردازد. این فیلم تلاش می‌کند تا «زخم‌های روانی» و «چالش‌های اجتماعی» آزادگان را به تصویر بکشد و نشان دهد که «اسارت» فقط در اردوگاه‌های دشمن نیست؛ گاهی «اسارت» در «تنهایی» و «انزوا» پس از بازگشت نیز ادامه می‌یابد. فیلم با «فضای سرد و خفقان‌آور» و «نگاهی انسانی» به «رنج» و «امید» می‌پردازد. «اربعین» برای علاقه‌مندان سینمای دفاع مقدس و موضوع آزادگان، اثری است «قابل تماشا» و «تأمل‌برانگیز».
فیلم سینمایی «باران» به کارگردانی و نویسندگی مجید مجیدی و تهیه‌کنندگی مجیدی و فؤاد نحاس، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از درخشان‌ترین، تأثیرگذارترین و ماندگارترین آثار سینمای ایران و از شاهکارهای سینمای جهان است که در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به کسب ۵ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد برای حسین عابدینی، بهترین موسیقی متن و بهترین صدا) شد و در جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال نیز جایزه بزرگ قاره آمریکا و جایزه کلیسای جهانی را از آن خود کرد و نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان نیز شد.
سینمایی «سیب و سلما» به کارگردانی حبیب‌الله بهمنی و نویسندگی سید ناصر هاشم‌زاده (بر اساس طرحی از جهانگیر الماسی)، محصول سال ۱۳۸۹، یکی از آثاری است که با ایده‌ای برگرفته از یک روایت تاریخی-مذهبی (داستان طلبه‌ای که پس از خوردن سیبی به دنبال حلالیت از صاحب آن می‌گردد) سعی دارد تا «احساس مسئولیت»، «تقوا» و «بازگشت به خویش‌فرهنگی» را در قالب یک درام معنوی به تصویر بکشد. این فیلم که با بازی محمدهادی دیباجی، سوگل قلاتیان، جعفر دهقان، اسماعیل خلج و بهروز بقایی ساخته شده، در بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر جوایزی را در بخش «تجلی اراده ملی» (بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه) از آن خود کرد و به عنوان نماینده ایران در جشنواره کازان نیز انتخاب شد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید