آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
جنایتی که در یکی از محلههای آرام مشهد رخ داد، نه فقط یک قتل، بلکه یک فاجعه انسانی بود که همه را شوکه کرد. مردی ۷۰ ساله، در اقدامی وحشیانه، همسر ۶۰ ساله خود را با ضربات متعدد تبر به قتل رساند و سپس با مراجعه به پلیس، خود را معرفی کرد. ماجرا از یک دعوای خانوادگی پس از بازگشت از یک مراسم عروسی شروع شد. اختلافی که در شب آغاز شده بود، با خواب و بیداری نه تنها تمام نشد، بلکه صبح روز بعد با شدت بیشتری ادامه یافت و نهایتاً به یک فاجعه هولناک انجامید.
متهم که پس از جنایت، خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرده، در اعترافات خود، جزئیاتی هولناک از نحوه قتل بیان کرده است. او گفته است که پس از ضربه به سر همسرش، برای اطمینان از مرگ او، با تبر مچ پای همسرش را قطع کرده و سپس با چاقو شکم او را پاره کرده است. اعترافات این پیرمرد، حاضران در بازجویی را بهتزده کرد. خشونتی که در بیان او جریان داشت، نشان از یک خشم مهارنشده یا شاید یک اختلال روانی حاد داشت که در یک لحظه، همه چیز را به فاجعه کشاند.
این قتل وحشتناک، بار دیگر جامعه را با پرسشهای تلخی درباره خشونت خانگی، بحران روانی سالمندان و نبود مراکز مشاوره کافی در کشور مواجه کرده است. چگونه یک اختلاف ساده پس از یک مهمانی، به این فاجعه ختم میشود؟ آیا میشد از این جنایت جلوگیری کرد؟ کارشناسان معتقدند که فشارهای روانی، ناتوانی در مدیریت خشم و نبود مهارتهای ارتباطی مؤثر در میان خانوادههای سالمند، یکی از عوامل پنهان اما جدی در بروز چنین فجایعی است که اغلب نادیده گرفته میشود. این حادثه، فرصتی است برای نگاه دوباره به آسیبهای اجتماعی که زیر پوست آرام شهرها جریان دارد.
بررسی علل روانشناختی و اجتماعی خشونت خانگی در سالمندان
این حادثه، نشانگر یک بحران پنهان در میان خانوادههای سالمند است که کمتر به آن پرداخته میشود. بسیاری از سالمندان، به دلیل بازنشستگی، از دست دادن نقش اجتماعی، و انزوای تدریجی، دچار افسردگی و پرخاشگری میشوند. نبود مراکز مشاوره تخصصی برای این گروه سنی، باعث میشود که مشکلات روانی آنها شناسایی و درمان نشود. در این پرونده، یک اختلاف ساده عروسی، به خروش یک خشم مزمن تبدیل شده است که احتمالاً ریشه در سالها تنش و عدم گفتوگو داشته است. آموزش مهارتهای زندگی، به ویژه مدیریت خشم و ارتباط مؤثر، باید به عنوان یک نیاز جدی برای این گروه سنی در نظر گرفته شود.
نقش عدم مداخله به موقع و حل اختلافات قبل از فاجعه
تقریباً در تمام قتلهای خانوادگی، نشانههای هشداردهندهای وجود دارد که اگر به موقع دیده شوند، میتوانند از فاجعه جلوگیری کنند. در این پرونده، مشاجره شب گذشته و ادامه آن صبح روز بعد، نشان از یک اختلاف حلنشده داشت. اما هیچکس، نه از سوی خانواده و نه از سوی همسایگان، برای میانجیگری وارد عمل نشده است. حضور یک مشاور، یک مددکار اجتماعی یا حتی یک همسایه آگاه، میتوانست به کاهش تنش و جلوگیری از این فاجعه کمک کند. این موضوع، ضرورت ایجاد خطوط مشاوره تلفنی و تیمهای مداخله در بحران را برای خانوادههای در معرض خطر نشان میدهد.
ضرورت تقویت نظام مراقبتی و مشاورهای برای خانوادهها
پلیس، روانشناسان و مددکاران اجتماعی باید با همکاری یکدیگر، سیستمهای هشداردهنده و پیشگیری از خشونت خانگی را در محلهها و شهرها راهاندازی کنند. سالمندانی که تنها زندگی میکنند یا دارای سابقه پرخاشگری هستند، باید تحت نظر مراکز خدمات اجتماعی قرار بگیرند. همچنین، فرهنگ گزارشدهی همسایگان و اعضای خانواده در صورت مشاهده اختلافات شدید، باید تقویت شود تا از وقوع فجایعی مشابه جلوگیری شود. این حادثه تلخ، نشان داد که سکوت و بیتفاوتی، میتواند بهای بسیار سنگینی داشته باشد.