نوید جمشیدی | سردبیر آسیانیوز ایران
نام پروفسور لطفیزاده برای ایران، هم مایهٔ افتخار است و هم فرصتی برای پرسیدن یک سؤال جدی: کشوری که چنین استعدادهایی در مدرسه و دانشگاهش پرورش مییابند، چه میکند که بتوانند در همانجا کار کنند، آزمایشگاه بسازند و نسل بعدی را آموزش دهند؟ بزرگداشت دانشمندان ایرانی وقتی معنا دارد که به زندگی و آزادی دانشمند امروز هم اهمیت بدهیم.
لطفیزاده دیگر در میان ما نیست؛ او ششم سپتامبر ۲۰۱۷، در ۹۶سالگی درگذشت. اما میراث علمیاش همچنان موضوع آموزش، پژوهش و تقدیر دانشگاهی است. مرور زندگی او، از باکو و تهران تا دانشگاههای آمریکا و صنعت ژاپن، نشان میدهد چگونه یک اندیشهٔ جسورانه میتواند از مرزها بگذرد و به زندگی روزمره راه پیدا کند.
لطفیزاده که بود؛ از باکو و البرز تا تهران و برکلی
لطفیزاده، با نام کامل لطفعلی رحیماوغلو عسگرزاده و نام شناختهشدهٔ علمی Lotfi A. Zadeh، مهندس برق و دانشمند علوم کامپیوتر بود که بنیان نظریهٔ مجموعههای فازی را گذاشت. او چهارم فوریهٔ ۱۹۲۱ در باکو به دنیا آمد. زندگینامه و مصاحبهٔ منتشرشده در مجلهٔ انگلیسیزبان «آذربایجان اینترنشنال» از پدری آذربایجانیتبار و روزنامهنگارِ آمده از ایران و مادری روس و پزشک سخن میگوید. خانواده در سال ۱۹۳۱ به تهران رفتند.
بخشی تعیینکننده از آموزش او در ایران شکل گرفت: دبیرستان البرز و سپس دانشگاه تهران. طبق زندگینامهٔ دانشگاه برکلی، در سال ۱۹۴۲ مدرک کارشناسی مهندسی برق گرفت و در سال ۱۹۴۴ برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفت. کارشناسی ارشدش را در ۱۹۴۶ از امآیتی و دکتری را در ۱۹۴۹ از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. پس از تدریس در کلمبیا، در سال ۱۹۵۹ به برکلی پیوست.
این مسیر برای ما ایرانیان افتخارآمیز است، بیآنکه لازم باشد سهم باکو، دانشگاههای آمریکا یا همکاران دیگر کشورها را حذف کنیم. خود او در گفتوگوی سال ۱۹۹۴، بر تأثیر فرهنگهای گوناگون بر زندگیاش تأکید میکرد. میتوان به پیوند ایرانی لطفیزاده بالید و همزمان او را دانشمندی متعلق به جامعهٔ جهانی علم دانست.

منطق فازی چه چیزی را تغییر داد؟
در ژوئن ۱۹۶۵، مقالهٔ «مجموعههای فازی» او در نشریهٔ Information and Control منتشر شد. ایدهٔ محوری این بود که عضویت در بعضی مجموعهها الزاماً صفر یا یک نیست و میتواند درجه داشته باشد. مفاهیمی مثل «گرم»، «بلند» یا «نزدیک» در زبان روزمره مرز کاملاً تیز و یکسانی ندارند؛ لطفیزاده برای کار با چنین مفاهیمی چارچوبی ریاضی فراهم کرد.
برای مثال، در یک سامانهٔ تنظیم دما، بهجای آنکه وضعیت فقط «سرد» یا «گرم» تلقی شود، میتوان شدت گرمی را وارد قواعد کنترل کرد. این مثال ساده، معنای فازیبودن را روشن میکند: ابهام در مرز مفهوم را با محاسبهٔ دقیق مدیریت میکنیم. درجهٔ عضویت هم خودبهخود همان احتمال وقوع یک رویداد نیست.
مؤسسهٔ فرانکلین، در معرفی جایزهٔ سال ۲۰۰۹ او، از کاربرد این اندیشه در کنترل خودکار ماشینها و هوش مصنوعی یاد کرده است. نباید از این دستاورد نتیجه گرفت که همهٔ هوش مصنوعی امروز، یا هر چتباتی که استفاده میکنیم، مستقیماً بر منطق فازی ساخته شده است. سهم واقعی لطفیزاده آنقدر بزرگ هست که به چنین اغراقهایی احتیاج نداشته باشد.
سه وجه از یک کارنامهٔ ماندگار
- پژوهش بنیادی: ایجاد راهی تازه برای صورتبندی مفاهیم دارای مرزهای تدریجی.
- کاربرد مهندسی: گسترش ابزارهای کنترل و تصمیمگیری برای مسائل دنیای واقعی.
- دانشگاهسازی: تقویت علوم کامپیوتر در دورهٔ ریاست بخش مهندسی برق برکلی، از ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۸.
یادنامهٔ سنای دانشگاه کالیفرنیا نقش او را در شکلگیری ساختار مهندسی برق و علوم کامپیوتر برکلی و راهنمایی بیش از ۵۰ دانشجوی دکتری ثبت کرده است. ارزش یک دانشمند فقط در تعداد مقالههایش خلاصه نمیشود؛ مدرسهٔ فکری و آدمهایی که پرورش میدهد نیز بخشی از میراث او هستند.
ژاپن چگونه قدر این ایده را شناخت؟
ژاپن در تاریخ استقبال از منطق فازی جایگاه مهمی دارد. بنیاد هوندا در فهرست رسمی برندگانش، جایزهٔ سال ۱۹۸۹ را به لطفیزاده نسبت میدهد و دلیل آن را ساخت نظریهٔ فازی و دامنهٔ کاربردهایش در انسانیترکردن جامعهٔ اطلاعاتی معرفی میکند. این همان جایزهٔ هونداست؛ نباید با جایزهٔ کیوتو اشتباه گرفته شود.
در سال ۱۹۹۶ نیز بنیاد ژاپنی اوکاوا، برای نقش او در علوم اطلاعات از راه توسعهٔ منطق فازی و کاربردهای آن، به او جایزه داد؛ اطلاعیهٔ همان سال دانشگاه برکلی این انتخاب را ثبت کرده است. مقالهٔ خود لطفیزاده دربارهٔ تولد و تحول منطق فازی نیز در دسامبر ۱۹۹۹ در نشریهٔ انجمن فازی ژاپن منتشر شد و مشخصات آن امروز در پایگاه علمی J-STAGE در دسترس است.
در آمریکا، مدال افتخار IEEE در سال ۱۹۹۵ و مدال بنجامین فرانکلین در سال ۲۰۰۹ از جمله تقدیرهای برجستهٔ او بودند. این کارنامه، حاصل رفتوآمد یک اندیشه میان دانشگاه و صنعت و میان کشورهاست. برای ایران هم درس عملی دارد: توان علمی زمانی به رفاه و صنعت تبدیل میشود که پژوهشگر بتواند با جهان ارتباط داشته باشد و حاصل کارش از آزمایشگاه بیرون بیاید.
خانوادهٔ لطفیزاده؛ آنچه امروز میتوان با سند گفت
او و همسرش، فی یا فاینا زاده، در سال ۱۹۴۶ ازدواج کردند و دو فرزند به نامهای استلا و نورمن داشتند. یادنامهٔ رسمی برکلی میگوید استلا در سال ۲۰۰۶ و فی در سال ۲۰۱۷، چند ماه پیش از لطفیزاده، درگذشتند. بنابراین روایتهایی که امروز همسر او را زنده معرفی میکنند، با این سند دانشگاهی سازگار نیستند.
دربارهٔ نورمن، اطلاعات عمومی تازهتری وجود دارد. وبسایت «بنیاد لطفیزاده» او را فرزند دانشمند و مدیرعامل بنیاد معرفی میکند؛ او از هر دو نام خانوادگی Zadeh و Zada استفاده میکند. بنیاد به نام پدرش، طرحهایی برای اسکان کمهزینه و حمایت از افراد بیخانمان مطرح کرده است. در بیانیهٔ ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ بنیاد، که از مسیر بیزنسوایر توزیع شده، نورمن بار دیگر این پیشنهاد را توضیح داده است.
این شاهد، فعالیت عمومی کنونی او را نشان میدهد؛ اما طرح پیشنهادی را نباید پروژهای تکمیلشده یا نتیجهای اثباتشده معرفی کرد. دربارهٔ سلامت، محل زندگی خصوصی و دیگر جزئیات شخصی خانواده نیز سند تازه و لازم برای این گزارش نداریم. احترام به یک دانشمند، احترام به حریم خانوادهاش را هم در بر میگیرد.
حسابهای عمومی در شبکههای اجتماعی
برای خود لطفیزاده حساب شخصیِ اصیل و فعال در اینستاگرام، ایکس یا تلگرام احراز نشد. صفحهٔ دانشگاهی، یادبود و حساب هواداری، حساب شخصی او محسوب نمیشوند؛ نبودِ تأیید نیز بهمعنای اثبات نداشتن حساب در گذشته نیست.
نورمن زاده در وبسایت شخصیاش به حسابهای لینکدین و فیسبوک زیر ارجاع داده و در معرفی عمومی لینکدین، اینستاگرام خود را نیز معرفی کرده است. نشانیها متعلق به نورمن هستند، نه پدرش:
- نورمن زاده؛ لینکدین: linkedin.com/in/norman-zadeh-b48b0a176/
- نورمن زاده؛ فیسبوک: facebook.com/norman.zada.1
- نورمن زاده؛ اینستاگرام: instagram.com/normanzada1/
انتساب این نشانیها بر ارجاعهای عمومی خود او تکیه دارد؛ بررسی مستقیم همهٔ پستهای شبکهها در این گزارش میسر نبوده است.
میراث امروز؛ نامی که همچنان به دانشجو میرسد
در برکلی، جایزهٔ «لطفی ای. زاده» از سال ۲۰۲۰ برای تقدیر از دانشجوی دکتریِ فارغالتحصیل با مشارکت برجسته در رایانش نرم و کاربردهای آن برقرار شده است. فهرست عمومی دانشگاه، برگزیدگان سال تحصیلی ۲۰۲۴–۲۰۲۵ را نیز ثبت کرده است. این نمونهای روشن از زندهبودن یک میراث علمی است: نام دانشمند به حمایت و تشویق نسل بعد پیوند میخورد.
برکلی همچنین مجموعهای از پرترههایی را که خود او عکاسی کرده بود معرفی کرده است. پشت نامی که بیشتر با فرمول و مقاله میشناسیم، انسانی کنجکاو حضور داشت که به چهرهها و آدمها هم توجه میکرد. برای شناخت او، همین جزئیات مستند از ستایشهای کلی و بیپشتوانه گویاترند.
اگر حکومتی شایسته داشتیم، سهم ایران چه میشد؟
اینجا باید تاریخ را دقیق نگه داریم: لطفیزاده در ۱۹۴۴ به آمریکا رفت؛ حدود ۳۵ سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷. خروج او را نمیتوان به جمهوری اسلامی نسبت داد. همچنین هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید که اگر مسیر سیاسی ایران متفاوت بود، او حتماً بازمیگشت یا همهٔ دانشمندان مهاجر در کشور میماندند.
اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست. به باور نگارنده، اگر در نزدیک به پنج دههٔ گذشته، بهجای جمهوری اسلامی حکومتی پاسخگو، سکولار و متعهد به آزادی دانشگاه و توسعهٔ کشور داشتیم، ایران میتوانست بخت بسیار بیشتری برای ماندگاری استعدادها، بازگشت داوطلبانهٔ پژوهشگران و همکاری مؤثر با ایرانیان خارج از کشور داشته باشد. این داوری دربارهٔ فرصتهای ازدسترفته است، نه ادعای دانستن سرنوشت تکتک افراد در تاریخی که رخ نداده است.
پشت این نگرانی، شواهدی هم وجود دارد. شبکهٔ «پژوهشگران در خطر» در گزارش «آزاد برای اندیشیدن ۲۰۲۵»، فشار بر آزادی دانشگاهی در ایران را بررسی کرده و با استناد به شاخص آزادی دانشگاهی، وضعیت ایران در سال ۲۰۲۴ را در دستهٔ کاملاً محدود توصیف کرده است. این گزارش را باید با دورهٔ زمانی خودش خواند؛ اما روشن میکند که بحث استقلال دانشگاه و امنیت پژوهشگر، صرفاً گلایهای احساسی نیست.
پیشتر در یادداشت هوش مصنوعی و آیندهٔ اشتغال به نسبت فناوری و اقتصاد پرداختهام. امروز نیز پرسش همانقدر عملی است: چگونه میتوان از اقتصاد دانشبنیان حرف زد، اما نیازهای پایهٔ تولید دانش را جدی نگرفت؟ بحث مهاجرت اعضای هیئت علمی دانشگاهها هم باید در همین چارچوبِ کیفیت محیط کار و امکان ساختن آینده بررسی شود.
بزرگداشت واقعی از کجا آغاز میشود؟
- دانشگاه در انتخاب موضوع پژوهش، استاد و همکاری علمی استقلال داشته باشد و وفاداری سیاسی جای شایستگی را نگیرد.
- پژوهشگر به اینترنت آزاد، منابع علمی، تجهیزات و ارتباط حرفهای با جهان دسترسی داشته باشد.
- ماندن، رفتن و بازگشتن انتخاب آزادانه باشد؛ همکاری با ایرانیان خارج از کشور نیز با اعتماد و قواعد روشن پیش برود.
لطفیزاده به ما حق افتخار میدهد، اما این افتخار مسئولیت هم میآورد. ایرانِ شایستهٔ چنین نامهایی باید برای دانشمند جوانش امکان کار و زندگی آبرومند فراهم کند. سهم کشور از فرزندانش میتواند مقاله، آزمایشگاه، صنعت و آموزش باشد؛ به شرط آنکه حکومت، آزادی و استعداد را سرمایه بداند.
حقوق تصویر
عکس: BBR100، «Lotfi Zadeh2005 1.jpg»، ویکیمدیا کامنز؛ مجوز Creative Commons Attribution-ShareAlike 4.0 International (CC BY-SA 4.0). عکس با وضوح اصلی روی بوم قرار گرفته و حاشیه و نشان آسیانیوز ایران به بیرون عکس افزوده شده است؛ خروجی به WebP تبدیل شده، بدون بازسازی جزئیات یا تغییر چهره. ترکیببندی تصویر نیز تحت همان مجوز ارائه میشود. استفاده از عکس بهمعنای تأیید مقاله از سوی عکاس نیست.
نشانی منبع: https://commons.wikimedia.org/wiki/File:Lotfi_Zadeh2005_1.jpg
نشانی مجوز: https://creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0/
تحریریهٔ آسیانیوز ایران یاد لطفیزاده و اعضای درگذشتهٔ خانوادهاش را گرامی میدارد و با بازماندگان آنان ابراز همدردی میکند.