به قلم نوید جمشیدی، سردبیر آسیانیوز ایران
شروین حاجیپور میخندد؛ کنار امیرحسین قیاسی مینشیند، شوخی میکند و از موسیقی و زندگی حرف میزند. دیدن همین تصویر ساده، برای من خوشحالکننده است. جوانی که صدایش با خاطره یکی از دشوارترین دورههای زندگی ایرانیان گره خورده، حق دارد روزهای دیگری هم داشته باشد؛ روزهایی برای ساختن آهنگ، معاشرت، دوستداشتن و خندیدن.
ما که با ترانه «برای» همراه شدهایم، چرا باید از صاحب آن انتظار داشته باشیم برای همیشه در یک قاب غمگین باقی بماند؟ اگر زندگی و آزادی را برای مردم میخواهیم، شروین هم یکی از همین مردم است. حمایت از او، در نگاه من، یعنی این حق را در زندگی روزمرهاش نیز به رسمیت بشناسیم.
شروین حاجیپور در «دور امیر»؛ فرصتی برای دیدن خودِ آدم
گفتوگوی تازه در قسمت سوم برنامه طنز «دور امیر» انجام شده است؛ برنامهای با اجرای امیرحسین قیاسی که در فیلیمو عرضه میشود. نسخه گفتوگو نیز در کانال يوتیوب قیاسی و کانال رسمی تلویکا در دسترس قرار گرفته است. تاریخ درج نسخه کانال قیاسی، ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۲ آبان ۱۴۰۵ است؛ تاریخی که نباید با زمان ضبط مصاحبه یا نخستین عرضه قسمت در فیلیمو یکی گرفت.
در این گفتوگو، صحبت از موسیقی و شهرت به توقعات دیگران از زندگی هنرمند میرسد. شروین درباره فاصله میان انتظار برخی مخاطبان و امکان ادامه کارش توضیح میدهد. در بخشی از صحبت، از انتظاری میگوید که گویی پایانش این است: او دیگر کار نکند. همین مضمون، فراتر از یک شوخی تلویزیونی، ارزش مکث دارد.
هنرمند قرار نیست برای اثبات همدلیاش با مردم، امکان زندگیکردن را از خودش بگیرد. میتوان درباره کیفیت یک برنامه، جنس شوخیها یا انتخاب حرفهای یک خواننده نقد داشت. اما تبدیل خندیدن و کارکردن او به پرونده اخلاقی، مطالبهای بیرحمانه است؛ بهخصوص درباره کسی که پیشتر هزینه سنگینی برای صدایش پرداخته است.
بخشی از گفتوگوی شروین حاجیپور با امیرحسین قیاسی درباره انتظار مخاطبان و امکان ادامه کار؛ برنامه «دور امیر»، ویدیوی منتشرشده در تابناک، ۳۰ مهر ۱۴۰۵. نسخه کوتاه بدون تغییر صدا و تصویر بازنشر شده است.
از «برای» در سال ۱۴۰۱ تا جایزه ویژه گرمی
شروین حاجیپور، با املای انگلیسی Shervin Hajipour، در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ با ترانه «برای» جایگاهی فراتر از یک خواننده جوان پیدا کرد. ترانهای که با خواستهها و تجربههای بیانشده مردم در شبکههای اجتماعی پیوند داشت و برای بسیاری، صورت موسیقایی رنج و آرزوهای مشترک شد.
آکادمی ضبط موسیقی آمریکا اعلام کرده است که «برای» در مراسم ۵ فوریه ۲۰۲۳، برابر با ۱۶ بهمن ۱۴۰۱، نخستین دریافتکننده جایزه ویژه «بهترین ترانه برای تغییر اجتماعی» شد. عنوان اصلی آن Best Song For Social Change Special Merit Award است؛ جایزهای ویژه در مجموعه افتخارات گرمی، نه عنوان عمومی «بهترین آهنگ سال». اعلام این افتخار در مراسم بر عهده جیل بایدن بود.
بازتاب جهانی این اثر هم محدود به جایزه نماند. اجرای «برای» با همراهی گروه کلدپلی و گلشیفته فراهانی در بوئنوسآیرس در سال ۲۰۲۲، یکی از نمونههای شناختهشده آن است. این مسیر توضیح میدهد چرا نام شروین برای بخشی از مخاطبان با خاطرهای اجتماعی گره خورده؛ اما چنین جایگاهی نباید همه ابعاد شخصیت و آینده او را ببلعد.
مجوز «واقعی»؛ بازشدن راه کار را باید به فال نیک گرفت
موضوع مجوز آلبوم هم مربوط به همین روزها نیست. بنا بر گزارش ۱۳ آذر ۱۴۰۴ رادیو فردا از اعلام خود خواننده، شروین در ۱۱ آذر ۱۴۰۴ از دریافت مجوز نخستین آلبومش، «واقعی»، و آغاز پیشفروش آن خبر داده بود. گزارشهای مستقل دیگری نیز همان زمان این خبر و واکنشهای پیرامون آن را پوشش دادند.
به باور من، صدور مجوز برای انتشار اثر این هنرمند، اقدامی مثبت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود؛ اقدامی که باید به امکان پایدار و بیتبعیض کار هنری برسد. خوشامدگفتن به بازشدن یک راه، به معنای فراموشکردن محدودیتها و فشارهای پیشین نیست. اجازه کار نیز لطفی شخصی به هنرمند نیست که در برابرش از او سکوت یا وفاداری سیاسی طلب شود.
کسی که در ایران زندگی میکند، برای انتشار حرفهای اثرش با سازوکارهای واقعی همین محیط روبهروست. نمیتوان از فاصلهای امن، راههای درآمد و فعالیت او را یکییکی نامشروع اعلام کرد و سپس انتظار داشت همچنان موسیقی بسازد. قضاوت منصفانه، دشواری انتخابهای واقعی را هم میبیند.
حق عشق و حریم خصوصی، بدون بازار شایعه
درباره زندگی خصوصی شروین، از جمله نام ترلان پروانه، بازیگر سینما، گمانهزنیهای زیادی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. این یادداشت بنا ندارد از تصویر، لایک یا برداشت کاربران، رابطهای قطعی بسازد. احترام به شروین و ترلان، پیش از هر چیز به معنی احترام به حق آنان برای گفتن یا نگفتن جزئیات زندگی شخصیشان است.
اصل موضوع روشن است: یک خواننده حق دارد دوست داشته باشد، وارد رابطه شود، ازدواج کند یا درباره این انتخابها حرف نزند. هیچیک از این حقوق با همدلی اجتماعی تناقض ندارد. شهرت، سند مالکیت عمومی بر زندگی خصوصی افراد نیست.
در کنار شروین، در کنار حق زندگی
بحث تنها درباره یک خواننده نیست. از واکنش به شادی جوانان تا فشار بر فعالیت هنری، بارها با این پرسش روبهرو میشویم که چه کسی حق دارد برای زندگی دیگران نسخه بپیچد. در ماجرای برخورد با نمایشگاه فیتکس و مسدودشدن صفحه آن نیز همین حساسیت نسبت به شادی و حضور اجتماعی، موضوع توجه ما بوده است؛ هرچند عاملان و زمینه این دو موضوع متفاوتاند.
من از شروین حاجیپور و حق او برای ادامه زندگی و کار حمایت میکنم. این حمایت، به معنای ممنوعبودن نقد آثارش نیست. اتفاقاً وقتی او را هنرمندی زنده و خلاق بدانیم، باید بتوانیم درباره آهنگ بعدیاش گفتوگو کنیم، نه اینکه مدام از او گواهی رنجکشیدن بخواهیم.
«برای» در حافظه جمعی جای خود را دارد. لبخند امروز شروین چیزی از آن کم نمیکند. بهتر است به جای مطالبه اندوه دائمی، فرصت ساختن فردا را برای او و همه جوانان ایرانی به رسمیت بشناسیم.
شما مرز نقد یک هنرمند و دخالت در حق زندگی او را کجا میدانید؟ دیدگاهتان را در کادر نظرات انتهای این یادداشت، پایین بخش اخبار مرتبط، بنویسید.