آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی: بعضی نامها پیش از آنکه صاحبشان را بشناسیم، جغرافیایی را در ذهن ما زنده میکنند. «آرزو» از همان نامهاست؛ نامی فارسی برای زنی که کودکیاش در تهران گذشته و امروز در یکی از حساسترین میدانهای دیپلماسی حافظه و مقابله با نفرت فعالیت میکند. آرزو هِرسل-روهیلا، دیپلمات ایرانیتبار وزارت خارجه اسرائیل، پس از چهار سال معاونت سفارت این کشور در سوئد، اکنون مدیر بخش مقابله با یهودستیزی و پاسداشت یاد هولوکاست است و در مقام نماینده اسرائیل، ریاست دورهای کمیسیون بینالمللی آرشیو آرولزن را بر عهده دارد.
بهقلم: نوید جمشیدی
نامی فارسی، خاطرهای تهرانی
روایت آرزو هِرسل-روهیلا را نمیتوان از ایران جدا کرد. او در تهران به دنیا آمد و سالهای نخست زندگیاش را در همین شهر گذراند. در معرفی رسمی منتشرشده از سوی سفارت اسرائیل در سوئد آمده است که آرزو در ۹سالگی همراه مادرش ایران را ترک کرد؛ تجربهای زودهنگام از مهاجرت که بعدها، در روایت عمومی او، با مسئله حقوق و فرصتهای زنان پیوند خورد. جزئیات همه سالهای پس از آن در منابع عمومی یکجا ثبت نشده، اما خط اصلی زندگی روشن است: کودکی مهاجر، هویتی چندلایه و زنی که راه خود را تا سطوح ارشد دیپلماسی حرفهای ادامه داده است.
زیبایی این داستان برای من فقط در پیمودن یک مسیر شغلی بلند نیست؛ در توانایی نگهداشتن چند حافظه کنار یکدیگر است. آرزو از یکسو نماینده رسمی کشوری دیگر است و از سوی دیگر، وقتی از نوروز حرف میزند، زبان خاطرهاش کاملاً ایرانی میشود: سفره هفتسین، سبزهای که مادر میرویاند، بوی سنبل و جشن در کنار خانواده، دوستان و همسایهها. اینها جزئیات کوچک زندگیاند، اما هویت آدمها دقیقاً در همین جزئیات زنده میماند.
پیام کوتاه نوروزی آرزو هِرسل-روهیلا؛ روایتی از تهران، هفتسین و امید به پیوند میان مردم ایران و اسرائیل ـ منبع: حساب رسمی اسرائیل در شبکه ایکس
او در پیام نوروزی سال ۲۰۲۶، بعد از یادآوری همین تصاویر، از احترام عمیق خود به فرهنگ و میراث غنی ایران گفت و ابراز امیدواری کرد آیندهای بر پایه ارتباط، درک متقابل و صلح میان مردم ایران و اسرائیل شکل بگیرد. مستقل از پیچیدگیهای سیاسی، این پیام از نقطهای انسانی آغاز میشود: آدمی میتواند کیلومترها از زادگاهش دور باشد و هنوز بوی سنبل او را به خانه کودکی برگرداند.
از پروندههای اوراسیا تا استکهلم
پیش از مأموریت سوئد، هِرسل-روهیلا در بخش اروپا و آسیای وزارت خارجه اسرائیل در مقام رایزن فعالیت داشت. در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۱، فصل تازهای از زندگی حرفهای و خانوادگیاش را با عزیمت به استکهلم آغاز کرد و تا ژوئیه ۲۰۲۵ معاون رئیس نمایندگی اسرائیل در سوئد بود. چهار سال حضور در محیط دیپلماتیک اسکاندیناوی برای او فقط به کار پشت میز و مکاتبات رسمی محدود نماند. راهنمای رسمی جامعه دیپلماتیک استکهلم نام او را در میان اعضای هیئتمدیره انجمن دیپلماتهای این شهر ثبت کرده است؛ انجمنی که برای ارتباط میان دیپلماتها، جامعه سوئد و نهادهای عمومی شکل گرفته است.
در روز جهانی زنان در دیپلماسی، وقتی از او پرسیدند چرا این حرفه را انتخاب کرده، پاسخ ساده و صمیمی بود: سفر را دوست دارد و کشورش را نیز دوست دارد؛ دیپلماسی برایش ترکیبی از همین دو علاقه است. شاید پاسخ کوتاه باشد، اما پشت آن یک واقعیت مهم قرار دارد: دیپلمات موفق پیش از آنکه خطابهخوان خوبی باشد، باید شنونده خوبی باشد؛ باید بتواند با فرهنگ میزبان زندگی کند، از تفاوتها نهراسد و از دل گفتوگو، نقطه مشترک بسازد.
حضور او در سوئد نمونههایی ملموس نیز داشت؛ از همراهی با برنامههای فرهنگی و اجتماعی تا پشتیبانی از نماینده جوان اسرائیل در رقابت بینالمللی جایزه آب استکهلم. چنین کارهایی ممکن است در تیترهای بزرگ سیاسی کمتر دیده شوند، اما دیپلماسی روزمره دقیقاً با همین پیوندهای کوچک، اعتماد و آشنایی میسازد.
وقتی حافظه به یک مسئولیت حرفهای تبدیل میشود
پس از پایان مأموریت استکهلم، مسیر حرفهای هِرسل-روهیلا به حوزهای رسید که هم تاریخی است و هم کاملاً امروزی: مقابله با یهودستیزی و پاسداشت یاد هولوکاست. او اکنون مدیر بخش مرتبط در وزارت خارجه اسرائیل و یکی از دو رئیس هیئت این کشور در «اتحاد بینالمللی یادبود هولوکاست» است. نامش همچنین در جمع مسئولان پروژه جهانی «برای هر انسان نامی هست» دیده میشود؛ برنامهای که میکوشد قربانیان را از یک عدد کلی بیرون بیاورد و نام، خانواده و زندگی فردی آنان را دوباره به حافظه عمومی بازگرداند.
اهمیت این مأموریت فقط در یادآوری یک فاجعه تاریخی نیست. حافظه وقتی زنده میماند که به آموزش، دسترسی آزاد به سند و حساسیت نسبت به نفرت امروز تبدیل شود. آسیانیوز ایران پیشتر در گزارش هشتادمین سالگرد آزادی آشوویتس نوشته بود که با کمشدن شمار بازماندگان، جهان در مرز انتقال حافظه از شاهدان زنده به نسلهای بعد ایستاده است. کاری که امروز بر عهده هِرسل-روهیلا و همکاران بینالمللی اوست، بخشی از پاسخ به همین پرسش دشوار است: وقتی شاهدان خاموش میشوند، چگونه میتوان حقیقت را زنده و قابل لمس نگه داشت؟
ریاست یک نهاد جهانی برای حفظ نامها و سندها
در نشست ۱۵ تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ کمیسیون بینالمللی آرشیو آرولزن در رم، ریاست دورهای این کمیسیون از ایتالیا به اسرائیل منتقل شد و آرزو هِرسل-روهیلا برای یک دوره ۱۲ماهه ریاست آن را بر عهده گرفت. این کمیسیون، بالاترین نهاد راهبری آرشیو آرولزن است و نمایندگان ۱۱ کشور عضو در آن حضور دارند.
آرشیو آرولزن یک مخزن معمولی اسناد نیست. این مرکز بینالمللی، جامعترین آرشیو جهان درباره قربانیان و بازماندگان آزار و تعقیب نازیها را نگهداری میکند؛ مجموعهای شامل بیش از ۳۰ میلیون سند و اطلاعات مربوط به حدود ۱۷٫۵ میلیون انسان که در فهرست «حافظه جهانی» یونسکو نیز ثبت شده است. هر پرونده در این مجموعه میتواند پاسخ یک خانواده، رد یک مهاجرت اجباری یا آخرین نشانه از زندگی انسانی باشد که تاریخ او را به حاشیه رانده است.
هِرسل-روهیلا در آغاز این مسئولیت، سه اولویت روشن را برجسته کرد: تقویت همکاری آرشیو آرولزن با یاد واشم، گسترش دسترسی به اسناد تاریخی و حفظ روایت گروههایی که هنوز در مجموعههای موجود کمتر دیده شدهاند. خلاصه نگاه او را میتوان در یک جمله دید: حافظه فقط برای فهم گذشته نیست؛ باید حال را شکل دهد و از آینده حفاظت کند. این تعبیر، مسئولیت آرشیو را از قفسههای اسناد بیرون میآورد و به آموزش، کرامت انسانی و پیشگیری از تکرار نفرت پیوند میزند.
ایران در این روایت کجاست؟
پیوند ایرانی آرزو فقط به محل تولد او محدود نیست. او از دل سنت دیرپای یهودیان ایران آمده است؛ جامعهای که قرنها بخشی از تاریخ، زبان، شهرها و فرهنگ این سرزمین بوده و نوروز را نیز در کنار آیینهای دینی خود پاس داشته است. تهران، شیراز، اصفهان، همدان، یزد و شهرهای دیگر، هر کدام بخشی از تاریخ یهودیان ایرانی را در خود دارند. جامعه کلیمیان ایران هنوز نیز در سپهر عمومی کشور حضور دارد و آسیانیوز در گزارشی درباره ماجرای تغییر رنگ نمادهای انجمن کلیمیان تهران، گوشهای از حساسیتهای همین حضور اجتماعی را روایت کرده است.
از این زاویه، رسیدن یک زن متولد تهران به مدیریت نهادی جهانی در حوزه حافظه، معنایی فراتر از یک ارتقای اداری دارد. او حامل تجربهای ایرانیـیهودی، زنانه و مهاجرانه است؛ تجربهای که میتواند هنگام صحبت از گروههای کمتر دیدهشده، به نگاه او عمق بیشتری بدهد. این برداشت، ستایش بیچونوچرای یک مقام سیاسی نیست؛ توجه به سرمایهای انسانی است که از عبور میان زبانها، سرزمینها و خاطرهها به دست میآید.
دیپلماسیای که از انسان آغاز میشود
در روزگاری که روابط ایران و اسرائیل اغلب فقط با واژگان جنگ، تهدید و تقابل توصیف میشود، حضور آرزو هِرسل-روهیلا یادآور لایهای است که معمولاً زیر صدای سیاست گم میشود: پیوند میان مردم، خاطرهها و فرهنگها. او اختلافهای سیاسی را حذف نمیکند و مأموریت رسمی خود را نیز پنهان نمیسازد؛ اما وقتی درباره ایران سخن میگوید، از سفره هفتسین و سبزه مادر آغاز میکند. همین انتخاب، دیپلماسی را از بیانیههای خشک به تجربه زیسته انسان نزدیک میکند.
برای من، جذابترین بخش مسیر او همین است: آرزو هِرسل-روهیلا توانسته کودک تهرانیِ مهاجر، زن دیپلمات، مادر، مدیر و مسئول پاسداری از حافظه تاریخی را در یک هویت جمع کند. امروز که ریاست کمیسیون آرولزن را بر عهده دارد، مأموریتش بیش از هر چیز حفاظت از نامهاست؛ نام کسانی که نباید در ازدحام ارقام گم شوند. و شاید معنای پنهان نام خودش نیز همینجا دوباره آشکار شود: امید به آیندهای که در آن حافظه، بهجای تغذیه نفرت، راهی برای فهم متقابل و حفاظت از کرامت انسان باشد.
به نظر شما، آیا چهرههای ایرانیتبارِ فعال در دیپلماسی جهانی میتوانند پلی واقعی میان حافظه فرهنگی ایران و گفتوگوی بینالمللی بسازند؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین این یادداشت بنویسید.
منابع پژوهش: آرشیو آرولزن و گزارش نشست کمیسیون بینالمللی در رم؛ اتحاد بینالمللی یادبود هولوکاست؛ وزارت خارجه اسرائیل و حساب رسمی اسرائیل؛ راهنمای انجمن دیپلماتهای استکهلم؛ مجموعه «برای هر انسان نامی هست»؛ دانشنامه ایرانیکا؛ موزه یادبود هولوکاست ایالات متحده؛ پروفایل حرفهای عمومی آرزو هِرسل-روهیلا و گزارشهای رسمی منتشرشده تا اوت ۲۰۲۶.