آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
دیگر نه خرید خانه، نه هزینه درمان و نه حتی تامین مایحتاج روزمره؛ حالا گرانی حتی تا قبرستانها هم رسیده است. تورم به جایی رسیده که دیگر مردن هم لوکس شده و هزینهاش از توان بسیاری از خانوادهها خارج است. بررسی آگهیهای فروش قبر نشان میدهد که قیمت یک قبر سهطبقه در برخی قطعات بهشت زهرا، به ۳ میلیارد تومان رسیده است؛ رقمی که بیش از ۸.۶ برابر تعرفه رسمی است و برای بسیاری از خانوادهها، رویایی غیرقابلدسترس محسوب میشود.
این فقط در تهران نیست؛ در کرمانشاه، کرمان، کرج، یزد و مشهد نیز قبرهایی با قیمتهای میلیاردی آگهی شدهاند. آرامستانهای بزرگ، این روزها به یکی از داغترین بازارهای سوداگری تبدیل شدهاند. اما هزینههای سنگین مرگ به خرید قبر ختم نمیشود. انتقال پیکر با آمبولانس خصوصی، خرید سنگ قبر، مراسم ختم، گلآرایی، پذیرایی و هزینههای مراسم برای حدود ۱۰۰ نفر، مجموعاً بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان آب میخورد.
در این میان، برخی خانوادهها که توانایی پرداخت این هزینهها را ندارند، ناچار به فروش جای دفن خود یا بستگانشان میشوند. این فروش، نشان از عمق فاجعه اقتصادی دارد؛ جایی که حتی آخرین دارایی معنوی یک خانواده، به کالایی برای معامله تبدیل شده است. اسناد اجرای احکام نیز نشان میدهد که حق دفن، در برخی موارد برای وصول بدهی، به مزایده گذاشته شده است. این یعنی نه تنها فقر، که بدهی، افراد را حتی پس از مرگ نیز رها نمیکند. همزمان، گزارشهایی از انتقال پیکر شهرنشینان به قبرستانهای ارزانتر یا حتی رایگان روستاها منتشر شده است؛ پدیدهای که نشان میدهد هزینههای سرسامآور آرامستانهای شهری، خانوادهها را به سمت انتخابهای تحقیرآمیز سوق داده است.
با این حال، فشار تنها اقتصادی نیست. در پرونده شماری از کشتهشدگان اعتراضات و اعدامشدگان، گزارشهایی از مطالبه پول برای تحویل پیکر یا اعلام محل دفن منتشر شده است. در چنین شرایطی، محل دفن به داراییای تبدیل شده که برخی برای تأمین هزینههای امروز، ناچار به فروش آن هستند.
ریشهیابی افزایش قیمت قبر در ایران
افزایش سرسامآور قیمت قبر در آرامستانهای کشور، ریشه در چند عامل کلیدی دارد:
- اولین و مهمترین عامل، افزایش قیمت زمین و مسکن در سالهای اخیر است که به طور مستقیم بر قیمت زمینهای آرامستانها نیز تأثیر گذاشته است.
- عامل دوم، افزایش هزینههای خدمات شهرداری و هزینههای حفاری، بتنریزی و نگهداری از آرامستانهاست که بر تعرفههای رسمی افزوده شده است.
- عامل سوم، سوداگری و دلالی در بازار قبر است که توسط برخی دلالان، با خرید و فروش قطعات محدود و ممتاز، قیمتها را به شدت افزایش دادهاند.
این عوامل، در کنار تورم افسارگسیخته، باعث شده که یک کالای ضروری و اجتنابناپذیر، به یک کالای لوکس و گرانقیمت تبدیل شود.
مقایسه تعرفه رسمی و قیمت واقعی در بازار
تعرفه رسمی قبر در بهشت زهرا، بر اساس مصوبات شورای شهر تهران، سالانه تعیین میشود و معمولاً در قطعات عادی، بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان است. اما قیمت واقعی در بازار آزاد، گاه تا ۸.۶ برابر این تعرفه افزایش مییابد. این اختلاف فاحش، نشان از یک شکاف ساختاری میان عرضه و تقاضا و همچنین نظارت ناکافی بر بازار فروش قبر دارد. افزایش قیمتها، به ویژه در قطعات ممتاز و چندطبقه، نشان از تبدیل این بازار به یک عرصه سوداگری است که از درد و رنج مردم، منافع کلانی به دست میآورد. کارشناسان معتقدند که برای کنترل این وضعیت، باید تعداد قطعات قابل عرضه افزایش یابد و نظارت بر فروش آنها تشدید شود.
هزینههای جانبی مرگ و بار مالی آن بر خانوادهها
هزینههای مرگ، فراتر از خرید قبر است و خانوادهها را با یک بار مالی سنگین رو به رو میکند. مجموع هزینههای انتقال پیکر، کفن و دفن، سنگ قبر، گلآرایی، مراسم ختم، پذیرایی و موارد دیگر، به راحتی از ۱۵۰ میلیون تومان عبور میکند. برای بسیاری از خانوادهها، پرداخت این مبلغ، به ویژه در شرایطی که نانآور اصلی خانواده از دست رفته است، تقریباً غیرممکن است. این موضوع، باعث میشود که برخی از خانوادهها مجبور به فروش داراییهای خود و یا حتی استقراض از دیگران شوند و در نتیجه، با یک بحران اقتصادی مضاعف رو به رو شوند. فشار روانی ناشی از مرگ عزیز، با فشار مالی حاصل از هزینههای سنگین خاکسپاری، ترکیب میشود و یک بحران روانی-اقتصادی تمامعیار را برای خانوادهها رقم میزند.
فروش قبر، بازتابی از عمق بحران اقتصادی
فروش قبرهای شخصی یا خانوادگی، یکی از تلخترین پیامدهای بحران اقتصادی کنونی است. افرادی که ناچار میشوند جای دفن خود یا بستگانشان را بفروشند، نشان از عمق فقر و ناچاری در جامعه دارند. این پدیده، به ویژه در میان خانوادههای کمدرآمد و طبقات متوسط رو به افزایش است و نشان میدهد که هزینههای زندگی، حتی برای تأمین نیازهای اولیه، از توان بسیاری از افراد خارج شده است. در برخی موارد، حق دفن به عنوان یک دارایی قابلمعامله، برای تأمین هزینههای درمان، ازدواج فرزندان و یا حتی پرداخت بدهیها، به فروش میرسد. این اتفاق، نشان از نابودی سرمایه اجتماعی و فروپاشی ارزشهای فرهنگی در جامعه دارد و باید به عنوان یک هشدار جدی برای سیاستگذاران اقتصادی و اجتماعی کشور تلقی شود.
راهکارهای عملی برای مدیریت این بحران
برای کنترل بحران قیمت قبر و کاهش بار مالی مرگ بر خانوادهها، چند راهکار عملی میتواند مؤثر باشد. نخست، افزایش تعداد قطعات قابل عرضه در آرامستانها و تنوعبخشی به قیمتها، به گونهای که برای همه اقشار جامعه، یک گزینه مناسب وجود داشته باشد. دوم، نظارت دقیق بر بازار فروش قبر و برخورد با دلالان و سوداگرانی که با احتکار قطعات، قیمتها را افزایش میدهند. سوم، ارائه تسهیلات قرضالحسنه و وامهای کمبهره به خانوادههای کمدرآمد برای تأمین هزینههای خاکسپاری و مراسم. چهارم، ترویج فرهنگ خاکسپاری ساده و کمهزینه و کاهش تشریفات سنگین مراسم، که بخش عمدهای از هزینهها را کاهش میدهد. پنجم، راهاندازی صندوقهای خیریه و مردمی برای کمک به خانوادههای نیازمند در این حوزه، تا بتوانند با حفظ کرامت انسانی، عزیزان خود را به خاک بسپارند.