آسیانیوز ایران / یزد ؛
نشست خبری محمد کاظم صادقیان مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان یزد،مجموعهای از وعدهها و برنامهها درباره خودرو، معدن، انرژی، آلودگی، جادههای معدني، نظارت بر بازار و حمایت از تولید را پیش روی افکار عمومی گذاشت. این یادداشت تأکید میکند که موفقیت این برنامهها به انتشار دادههای شفاف، زمانبندی اجرایی، نظارت عمومی، حفظ حقوق مصرفکنندگان و بازگرداندن سهم واقعی مردم یزد از منابع معدنی وابسته است.
فصل نخست: خودرو؛ جایی که مردم میان قرارداد و مسئولیت سرگرداناند.
سخنان مدیرکل صنعت، معدن و تجارت یزد درباره خودرو، بیش از هر چیز نشاندهنده فاصله میان مسئولیت اداری و انتظار عمومی است. او تصریح کرد که تا زمان تحویل خودرو، مسئولیت مستقیم وزارتخانه در بسیاری از دعاوی قراردادی محدود است و رسیدگی به اختلافهای ناشی از قرارداد، در صلاحیت دادگاه عمومی قرار میگیرد. اما برای مردمی که سرمایه زندگی خود را برای خرید خودرو پرداخت کردهاند، مرزبندی میان دستگاهها مسئله اصلی نیست؛ آنان خودرو یا بازگشت پول خود را میخواهند.
آمار مطرحشده درباره سهم بالای شکایتهای خودرویی از یک خودروساز و سهم قابل توجه شرکت دیگر، زنگ خطری برای نظام نظارت بر پیشفروش خودرو در استان است. اگر بخش مهمی از شکایتهای مردمی به تأخیر در ایفای تعهدات، نبود محصول کافی یا فروش بیش از ظرفیت واقعی بازمیگردد، باید سازوکاری روشن برای اعلام عمومی تعداد تعهدات، توان تحویل، زمانبندی تولید و میزان تأخیر ایجاد شود.
مدیرکل صمت یزد از پیگیری با دادگستری، پلیس امنیت اقتصادی، استانداری و نهادهای نظارتی سخن گفت؛ اما اثر اجتماعی این پیگیریها زمانی آشکار میشود که خروجی آن به زبان قابل فهم منتشر شود. مردم باید بدانند چند پرونده به نتیجه رسیده، چند خودرو تحویل شده، چه تعداد قرارداد اصلاح شده و کدام شرکتها ملزم به جبران خسارت شدهاند. شفافیت در خودرو، نه یک امتیاز اداری، بلکه حق مصرفکننده است.
راهکارهای پیشنهادی فصل نخست
نخست، ایجاد تابلوی اطلاعرسانی عمومی درباره تعهدات خودروسازان، تعداد خودروهای معوق و زمان تحویل ضروری است. دوم، تشکیل میز مشترک رسیدگی به شکایتهای خودرو با حضور نهادهای قضایی، سازمانهای نظارتی و نمایندگان مصرفکنندگان میتواند مسیر مراجعه مردم را کوتاه کند. سوم، هرگونه پیشفروش باید منوط به اثبات ظرفیت تولید، موجودی قطعات و توان واقعی تحویل باشد.
فصل دوم: معدن؛ ثروت زیر زمین و پرسشهای روی زمین
معدن در یزد فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ با آب، خاک، جاده، اشتغال، سلامت، سکونتگاهها و آینده توسعه استان گره خورده است. پرسش خبرنگاران درباره سهم مردم یزد از معادن، پرسشی بنیادی بود: اگر معدن آب و انرژی مصرف میکند، جاده را فرسوده میسازد، گردوغبار تولید میکند و گاه نیروی کار غیربومی بهکار میگیرد، سود ملموس آن برای جامعه محلی چیست؟
مدیرکل صمت از وصول حقوق دولتی، پیگیری اختصاص بخشی از آن برای ساخت راههای معدنی و آسفالت دهها کیلومتر مسیر خبر داد. این اقدام میتواند گامی مهم باشد، اما مردم حق دارند بدانند منابع حاصل از معادن در کدام مناطق، با چه اولویتی، برای کدام طرحها و با چه میزان پیشرفت هزینه میشود. حق مردم در برابر معدن، تنها شنیدن عددهای کلان نیست؛ آنان باید اثر آن را در جاده ایمن، درمان، آب پایدار، اشتغال و کاهش آلودگی ببینند.
موضوع حسابهای بانکی معادن نیز از چالشهای مهم نشست بود. انتقاد از حسابهای کمگردش در یزد و تمرکز منابع اصلی شرکتها در بیرون از استان، به مسئلهای قدیمی اشاره دارد: استقرار جغرافیایی معدن در یک استان، الزاماً به معنای ماندن منافع اقتصادی آن در همان استان نیست. اگر گردش مالی، مالیات، خدمات بانکی، قراردادهای خرید و بخش مهمی از نیروی انسانی خارج از یزد باشد، مردم طبیعی است که نسبت به نسبت هزینهها و منافع اعتراض داشته باشند.
راهکارهای پیشنهادی فصل دوم
ضروری است گزارش سالانه «سهم یزد از معادن» منتشر شود؛ گزارشی که حقوق دولتی، عوارض، اشتغال بومی، خرید از تولیدکنندگان محلی، مصرف آب و انرژی، هزینههای زیستمحیطی و طرحهای مسئولیت اجتماعی را بهصورت شفاف نشان دهد. همچنین باید برای معادن بزرگ، تعهدهای زماندار و قابل ارزیابی در حوزه اشتغال، سلامت، جاده و محیطزیست تعریف شود. انتقال واقعی حسابها نیز باید با بررسی گردش مالی و نه صرف افتتاح یک حساب صوری سنجیده شود.
فصل سوم: انرژی، سوخت و هزینه واقعی تولید
سخنان مدیرکل صمت درباره افزایش قیمت برق و سوخت، دفاع از واقعیشدن تدریجی قیمت انرژی و مصرف گسترده گازوئیل در معادن، بخشی از واقعیت دشوار اقتصاد صنعتی یزد را آشکار میکند. از یک سو، انرژی ارزان میتواند زمینه اتلاف، مصرف بیرویه و نابرابری میان تولیدکنندگان را فراهم کند؛ از سوی دیگر، افزایش سریع هزینه انرژی میتواند واحدهای کوچک و متوسط را در معرض کاهش تولید یا تعطیلی قرار دهد.
نکته کلیدی در این میان، نسبت میان انرژی دریافتی و ارزش افزوده تولیدشده است. اگر معدن یا صنعت از آب، برق، گاز و گازوئیل یارانهای استفاده کند، اما محصول را بدون فرآوری کافی بفروشد یا سود آن به بیرون از استان منتقل شود، جامعه محلی از این معادله رضایت نخواهد داشت. واقعیشدن تدریجی قیمت انرژی زمانی قابل دفاع است که همزمان با نوسازی فناوری، کاهش شدت مصرف و حمایت از تولیدکننده واقعی همراه باشد.
مدیرکل صمت از پیوند دادن حمل بار معادن با سامانههای هوشمند و در آینده با تخصیص سوخت سخن گفت. این طرح در صورت اجرای کامل، میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای شفافیت باشد؛ زیرا تناژ واقعی بار، مسیر حرکت، میزان مصرف سوخت و سهم هر معدن از فرسایش جادهها را قابل اندازهگیری میکند. با این حال، اجرای ناقص سامانه یا نبود دسترسی نهادهای ناظر به دادهها، آن را به یک طرح اداری کماثر تبدیل خواهد کرد.
راهکارهای پیشنهادی فصل سوم
اتصال تخصیص سوخت به بار واقعی، پیمایش ثبتشده و میزان تولید تأییدشده باید در یک برنامه زماندار اجرا شود. همچنین لازم است برای واحدهای کممصرف، فناور و دارای ارزش افزوده بیشتر، مشوقهای روشن در نظر گرفته شود. انتشار گزارش فصلی مصرف انرژی معادن بزرگ و میزان تولید آنها نیز میتواند
به ارزیابی عمومی کمک کند.
فصل چهارم: خامفروشی، فرآوری و آینده رقابتپذیری یزد
مدیرکل صمت یزد بر ضرورت فاصله گرفتن از خامفروشی و حرکت به سوی فرآوری تأکید کرد؛ نکتهای که باید آن را محور آینده صنعت استان دانست. یزد نمیتواند فقط محل استخراج، عبور یا صدور مواد معدنی باشد، در حالی که ارزش افزوده اصلی در دیگر استانها یا خارج از کشور ایجاد میشود. معدن وقتی به توسعه پایدار کمک میکند که زنجیره آن از استخراج تا فرآوری، ساخت محصول و صادرات نهایی، در حد امکان درون استان شکل بگیرد.
انتقال سنگشکن به محل معدن، یکی از اقدامهایی است که از منظر اقتصادی و زیستمحیطی قابل توجه است. حذف حمل باطله، کاهش مصرف سوخت، کم شدن تردد کامیونها، جلوگیری از تخریب جاده و کاستن از گردوغبار، دستاوردهای بالقوه این سیاست است. با این حال، باید روشن شود چند معدن واقعاً این طرح را اجرا کردهاند، میزان کاهش بار حملشده چقدر بوده و اثر آن بر آلودگی و هزینه حمل چگونه اندازهگیری شده است.
در کنار مواد معدنی، اشاره به سرمایهگذاری در فناوریهای نو، صنایع کمآببر و خودروهای برقی، نشان میدهد که نیاز به تنوعبخشی صنعتی در یزد جدی است. استان با محدودیت آب و فشارهای زیستمحیطی نمیتواند هر نوع صنعتی را جذب کند. معیار اصلی صدور مجوز باید تناسب با توان زیستبومی، میزان اشتغال پایدار، فناوری، ارزش افزوده و مصرف منابع باشد؛ نه صرفاً حجم سرمایهگذاری روی کاغذ.
راهکارهای پیشنهادی فصل چهارم
ضروری است نقشه زنجیره ارزش مواد معدنی یزد منتشر شود تا مشخص شود هر ماده معدنی در کجا استخراج، کجا فرآوری و با چه ارزشی صادر میشود. مشوقهای مالی باید به سمت صنایع پاییندستی، بازیافت، کاهش مصرف آب و انرژی و تولید محصول نهایی هدایت شود. همچنین ایجاد سازوکار ارزیابی پیش از صدور مجوز، میتواند از استقرار صنایع پرمصرف و ناسازگار با ظرفیت استان جلوگیری کند.
فصل پنجم: شفافیت، نظارت و آزمون اعتماد عمومی
مدیرکل صمت یزد از انجام هزاران بازرسی، تشکیل پروندههای تخلف، پالایش جوازهای تأسیس، تعلیق برخی مجوزهای فاقد فعالیت واقعی و برخورد با سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی سخن گفت. این اظهارات نشان میدهد مسئله واحدهای صوری و انحراف سهمیه مواد اولیه، فقط یک ادعا نیست؛ بلکه بخشی از آسیبهای ساختاری اقتصاد تولیدی استان است. تولید واقعی زمانی تقویت میشود که امتیازها از واحدهای کاغذی گرفته و به تولیدکننده فعال برسد.
با این حال، تعداد بازرسی بهتنهایی شاخص موفقیت نیست. پرسش اصلی این است که چه میزان از پروندهها به صدور رأی، وصول جریمه، اصلاح تخلف، بازگشت منابع یا جلوگیری از تکرار تخلف منتهی شدهاند. اگر نتیجه بازرسیها در زنجیره رسیدگی گم شود، اعلام آمار بالا نمیتواند رضایت عمومی ایجاد کند. نظارت زمانی معتبر است که اثر بازدارنده و قابل مشاهده داشته باشد.
موضوع ایمنی معادن، حادثه معدن کوشک و مسئولیت فنی نیز به همین مسئله بازمیگردد. مسئول فنی نباید تنها نامی در پرونده اداری باشد؛ او باید ضامن حضور میدانی، کنترل خطر، آموزش کارگران و توقف فعالیت ناایمن باشد. هر حادثه معدنی، تنها یک رویداد کاری نیست؛ آزمونی برای میزان جدیگرفتن جان انسانها در چرخه تولید است.
راهکارهای پیشنهادی فصل پنجم
انتشار گزارش دورهای از بازرسیها، پروندههای مختومه، مبالغ وصولشده و تخلفهای اصلاحشده، نخستین گام برای افزایش اعتماد است. دوم، فهرست واحدهای احیاشده باید همراه با میزان تولید، اشتغال پایدار و استمرار فعالیت منتشر شود. سوم، گزارشهای ایمنی معادن پرخطر و نتیجه رسیدگی به حادثهها باید با رعایت حقوق اشخاص، در دسترس افکار عمومی قرار گیرد.
واکاوی عمیق نشست :
نخست: شکاف میان وعده و شاخص قابل سنجش
نخستین ویژگی نشست، فراوانی وعدهها و برنامههایی بود که بخش زیادی از آنها هنوز به شاخص عمومی و زمانبندی روشن تبدیل نشدهاند. هوشمندسازی حمل بار، انتقال سنگشکن، تولید مواد ناریه، توسعه خودروهای برقی، انتقال حسابهای بانکی و ساخت جاده، همگی طرحهایی مهم هستند؛ اما هر طرح باید دارای نقطه آغاز، زمان پایان، مسئول اجرایی و معیار ارزیابی باشد.
بدون شاخص شفاف، امکان تشخیص پیشرفت واقعی از بیان کلی دشوار میشود. برای نمونه، اتصال تعدادی معدن به سامانه هوشمند خبر مهمی است، اما مردم باید بدانند سهم این معادن از کل بار معدنی استان چقدر است، چه میزان تخلف یا مصرف غیرواقعی سوخت کاهش یافته و چه زمانی همه معادن بزرگ پوشش داده میشوند.
راهحل، انتشار «کارنامه اجرای وعدهها» در بازههای زمانی مشخص است. این کارنامه باید نهتنها دستاوردها، بلکه موانع، تأخیرها و اصلاح برنامهها را هم اعلام کند. مدیریتی که امکان سنجش عمومی را بپذیرد، سرمایه اعتماد بیشتری به دست میآورد.
دوم: عدالت منطقهای در توزیع منافع معدن
بخش مهمی از دغدغه خبرنگاران، به عدالت میان مناطقی بازمیگردد که معدن در آنها فعالیت دارد. روستاها و شهرستانهای میزبان معدن، نباید تنها ترافیک کامیون، گردوغبار، آسیب جاده و مصرف منابع را تحمل کنند، در حالی که منافع اصلی در جای دیگری متمرکز میشود.
اختصاص درصدی از حقوق دولتی برای جادههای معدنی، اقدامی مثبت است؛ اما عدالت منطقهای به جاده محدود نیست. بهداشت، آموزش فنی، اشتغال بومی، دسترسی به آب، کمک به احیای محیطزیست و توسعه کسبوکارهای محلی نیز باید در برنامه مسئولیت اجتماعی معادن قرار گیرد.
راهکار، ایجاد «نقشه بهرهمندی مناطق معدنی» است؛ نقشهای که نشان دهد هر منطقه میزبان معدن، چه مقدار درآمد ایجاد کرده و در برابر آن چه خدمات و زیرساختهایی دریافت کرده است. چنین سازوکاری میتواند از احساس بیعدالتی بکاهد و زمینه گفتوگوی سازنده میان مردم، معدنداران و مدیران را فراهم کند.
سوم: محیطزیست؛ از هزینه پنهان تا معیار تصمیمگیری
تأکید نشست بر انتقال سنگشکنها، کاهش حمل باطله، احیای معادن و پیگیری عوارض آلایندگی، نشانه درک اهمیت محیطزیست است. اما باید پذیرفت که محیطزیست در استان خشک و کمآب یزد، مسئلهای حاشیهای نیست؛ این موضوع باید در مرکز تصمیمگیری صنعتی و معدنی قرار گیرد.
هر معدن و صنعت بزرگ باید پیش از توسعه، هزینه واقعی آب، آلودگی هوا، گردوغبار، فرسایش خاک، تخریب مسیرها و اثر بر سلامت مردم را محاسبه کند. در غیر این صورت، ممکن است سود کوتاهمدت تولید، هزینه بلندمدتی بر دوش مردم و نسلهای بعدی بگذارد.
راهکار، انتشار عمومی دادههای پایش آلودگی و تشکیل کمیته مشترک میان صنعت، محیطزیست، دانشگاه و نمایندگان محلی است. تصمیمهای مربوط به واحدهای آلاینده و سوختهای جایگزین باید بر پایه دادههای قابل دسترس گرفته شود، نه صرفاً اطمینانبخشی شفاهی.
چهارم: انرژی واقعی و خطر فشار بر تولیدکننده کوچک
واقعیشدن تدریجی قیمت انرژی، از نگاه اقتصادی قابل بحث است؛ اما بدون سیاست حمایتی، این تغییر میتواند به زیان واحدهای کوچک و متوسط تمام شود. واحدهای بزرگ معمولاً دسترسی بیشتری به سرمایه، فناوری و بازار دارند، در حالی که تولیدکننده کوچک ممکن است توان نوسازی تجهیزات یا جذب شوک هزینه را نداشته باشد.
بنابراین هرگونه اصلاح قیمت انرژی باید با تفکیک میان تولید واقعی، فعالیت کمبازده و واحدهای صوری انجام شود. حمایت از واحدی که مصرف انرژی پایینتر، اشتغال پایدارتر و محصول رقابتپذیرتر دارد، میتواند مسیر اصلاح را عادلانهتر کند.
راهکار، طراحی بسته نوسازی انرژی برای صنایع کوچک است؛ بستهای که شامل تسهیلات کمهزینه، مشاوره فنی، کمک برای خرید تجهیزات کممصرف و پاداش برای کاهش شدت انرژی باشد. در این صورت، اصلاح قیمت انرژی بهجای تعطیلی، به نوسازی صنعت منتهی میشود.
پنجم: خودرو و حقوق مصرفکننده
تأکید بر پیچیدگی حقوقی پروندههای خودرو نباید به سرگردانی مصرفکننده منجر شود. خریدار خودرو نباید برای پیگیری یک تعهد روشن، میان شرکت، اداره صمت، نهاد قضایی و نهادهای نظارتی جابهجا شود. اصل اساسی این است که مردم یک مسیر ساده و پاسخگو داشته باشند.
آمار بالای شکایت از برخی شرکتها، ضرورت نظارت پیشگیرانه را برجسته میکند. مقابله با پیشفروش بدون توان تحویل باید پیش از شکلگیری بحران انجام شود؛ نه زمانی که هزاران خانواده پول خود را پرداخت کرده و وارد چرخه شکایت شدهاند.
راهکار، ایجاد سامانه شفاف قراردادهای خودرو و الزام شرکتها به ثبت موجودی، ظرفیت تولید، میزان تعهدات و زمان تحویل است. همچنین باید سازوکار جبران خسارت تأخیر بهگونهای باشد که شرکتها از تأخیر طولانی سود نبرند.
ششم: طرحهای کاغذی و مسئله منابع عمومی
وجود جوازهایی که بدون تجهیزات، زمین یا نیروی کار واقعی صادر شدهاند، نشانه اختلال در نظام تخصیص منابع است. چنین مجوزهایی میتوانند سهمیه مواد اولیه، زمین صنعتی، تسهیلات یا اعتبار اداری را از تولیدکنندگان واقعی دور کنند.
پالایش مجوزها اقدامی ضروری است، اما باید با سازوکار حقوقی شفاف و امکان دفاع برای صاحبان واحدها همراه باشد. هدف نباید صرفاً کاهش تعداد مجوزها باشد؛ بلکه باید منابع آزادشده به سمت طرحهای واقعی، دارای بازار، فناوری و ظرفیت اشتغال هدایت شود.
راهکار، رتبهبندی جوازها بر پایه پیشرفت واقعی، تأمین مالی، تجهیزات، اشتغال و زمان اجرای طرح است. مجوزهای کمتحرک باید در بازهای مشخص تعیین تکلیف شوند و اطلاعات پایه آنها در اختیار نهادهای نظارتی قرار گیرد.
هفتم: تجارت یزد و حفاظت از اعتبار بازرگانان
سابقه تجارت یزد، سرمایهای فرهنگی و اقتصادی است که نمیتوان آن را با آمار صادرات تنها سنجید. اعتبار تجار، اعتماد بازار و توان برقراری ارتباط با بازارهای دور و نزدیک، بخشی از مزیت تاریخی استان است.
با این حال، اعتبار تجاری در برابر سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی، واردات و صادرات غیرشفاف و فعالیتهای صوری آسیبپذیر است. برخورد با متخلفان باید سریع، مستند و عادلانه باشد تا هم راه تخلف بسته شود و هم فعال اقتصادی سالم گرفتار فضای بیاعتمادی نشود.
راهکار، تقویت آموزش حقوقی و تجاری برای بازرگانان، ایجاد مسیرهای شفاف صدور و تمدید کارت بازرگانی و ارائه گزارش دورهای از تخلفات اثباتشده است. حفظ خوشنامی یزد، با کنترل هوشمند و حمایت از تجارت سالم ممکن خواهد شد.
هشتم: دانش، فناوری و تنوعبخشی به اقتصاد استان
اشاره به حمایت از شرکتهای دانشبنیان، تولید مواد ناریه و حرکت به سمت صنایع پیشرفته، نشان میدهد که یزد برای آینده خود نباید تنها بر معدن و صنایع سنتی تکیه کند. محدودیت آب، رقابت جهانی و افزایش هزینه انرژی، ضرورت تغییر مسیر را جدیتر کرده است.
تسهیلات مالی، اگر با ارزیابی دقیق طرح، بازار و توان فناوری همراه نباشد، ممکن است به نتیجه مورد انتظار نرسد. شرکتهای فناور بیش از هر چیز به بازار، امکان آزمون محصول، سرمایه در گردش، شبکه فروش و پیوند با صنعت بزرگ نیاز دارند.
راهکار، ایجاد پیوند عملی میان معادن، صنایع بزرگ، دانشگاهها و شرکتهای فناور است. هر واحد بزرگ معدنی و صنعتی میتواند بخشی از نیازهای خود در حوزه ایمنی، انرژی، کنترل آلودگی، قطعهسازی و هوشمندسازی را از شرکتهای نوآور استان تأمین کند.
مستندات و منابع
۱. رونوشت و محتوای پنج فایل صوتی نشست مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان یزد با خبرنگاران.
۲. اظهارات مدیرکل و معاونان ادارهکل صنعت، معدن و تجارت استان یزد در همین نشست.
۳. آمارهای اعلامشده درباره حقوق دولتی، مصرف سوخت، جادههای معدنی، بازرسیها، واحدهای احیاشده و شکایتهای خودرو.
۴. چارچوبهای عمومی حقوق مصرفکنندگان خودرو، مقررات معادن، مقررات حفاظت محیطزیست، قوانین بودجه و ضوابط بازرسی بازار.
۵. نکته ضروری: اعداد مطرحشده در نشست، از جمله آمار حقوق دولتی، مصرف سوخت، بازرسی، اشتغال، تخصیص اعتبار و میزان اجرای طرحها، برای استناد نهایی باید با اسناد رسمی دستگاههای مسئول تطبیق داده شوند.
جمعبندی
نشست مدیرکل صنعت، معدن و تجارت یزد، از یکسو تصویر مدیریتی ارائه کرد که به مشکلات خودرو، انرژی، معدن، آلودگی، جوازهای صوری، بازرسی و تجارت واقف است و برای آنها طرحهایی چون هوشمندسازی حمل بار، انتقال سنگشکن، پالایش مجوزها، ساخت جاده و تقویت فرآوری را مطرح میکند. از سوی دیگر، گستردگی مشکلات نشان میدهد استان در مرحلهای قرار دارد که صرف اعلام برنامه، دیگر برای اقناع افکار عمومی کافی نیست.
مردم یزد انتظار دارند سود معدن در زندگی آنان دیده شود؛ در جادههای ایمن، هوای سالمتر، اشتغال بومی، خدمات درمانی، منابع مالی استان و توسعه مناطق کمتر برخوردار. آنان همچنین انتظار دارند خریدار خودرو در پیچوخم مسئولیتهای اداری تنها نماند، واحدهای صوری از منابع عمومی بهره نبرند و دادههای آلودگی و عملکرد معادن پنهان نماند.
آنچه این نشست را میتواند به نقطهای ماندگار در تاریخ صنعت، معدن و تجارت یزد تبدیل کند، نه حجم وعدهها، بلکه انتشار برنامه زمانبندیشده، ارائه گزارش پیشرفت، پذیرش نظارت عمومی و تبدیل آمارهای اعلامی به نتیجهای قابل مشاهده برای مردم است. اکنون زمان آن است که طرحها از سطح گفتار به سطح سنجشپذیر و پاسخگو منتقل شوند.