افزایش فروش یکی از مهمترین اهداف صاحبان کسب و کار است. بیشتر مدیران برای جذب مشتری جدید، افزایش بودجه تبلیغات، توسعه شبکههای اجتماعی، استخدام نیروی فروش یا راهاندازی شعبه جدید برنامهریزی میکنند. اما بیشتر شدن تعداد مشتریان همیشه به معنای رشد واقعی یک مجموعه نیست.
گاهی یک کمپین تبلیغاتی موفق میشود، تعداد سفارشها بالا میرود و درآمد مجموعه در ظاهر افزایش پیدا میکند؛ اما همزمان تأخیر در تحویل، اشتباه کارکنان، نارضایتی مشتریان، فشار کاری و هزینههای پیشبینینشده نیز بیشتر میشوند.
در چنین شرایطی، فروش افزایش یافته است اما توان کسب و کار برای مدیریت فروش بیشتر رشد نکرده است. نتیجه این فاصله میتواند کاهش سود، فرسودگی تیم و حتی از دست رفتن اعتبار برند باشد.
افزایش فروش با رشد کسب و کار تفاوت دارد
فروش، تنها یکی از شاخصهای رشد است. یک کسب و کار زمانی رشد کرده که بتواند سفارشهای بیشتری دریافت کند و در عین حال کیفیت، سودآوری، سرعت تحویل و رضایت مشتری را حفظ کند.
فرض کنید یک مجموعه روزانه ظرفیت رسیدگی به ۳۰ سفارش را دارد. اگر تبلیغات باعث شود تعداد سفارشها به ۸۰ مورد برسد، این افزایش در نگاه اول یک موفقیت به نظر میرسد. اما اگر انبار، تیم فروش، واحد پشتیبانی و فرآیند ارسال برای این حجم آماده نباشند، مشکلات بهتدریج آغاز میشوند.
ممکن است بعضی سفارشها اشتباه ثبت شوند، مشتریان دیرتر پاسخ بگیرند، محصول بهموقع تحویل داده نشود یا کارکنان مجبور شوند برای جبران آشفتگی، ساعتهای بیشتری کار کنند.
بنابراین رشد پایدار زمانی اتفاق میافتد که فروش، تیم، مالی، محصول، بازاریابی و فرآیندهای اجرایی با یکدیگر توسعه پیدا کنند.
نشانههایی که میگویند کسب و کار برای رشد آماده نیست
برخی نشانهها پیش از بروز یک بحران جدی قابل مشاهدهاند. مدیران با شناسایی این علائم میتوانند پیش از اجرای تبلیغات گسترده یا توسعه بازار، زیرساختهای خود را اصلاح کنند:
| نشانه |
مسئله احتمالی |
افزایش سفارش و کاهش سود
|
محاسبه نادرست هزینهها یا تخفیفهای زیاد
|
وابستگی همه تصمیمها به مدیر
|
نامشخص بودن اختیار و مسئولیت کارکنان
|
افزایش شکایت مشتریان
|
نبود فرآیند مشخص برای تحویل و پشتیبانی
|
دوبارهکاری کارکنان
|
نبود دستورالعمل و استاندارد اجرایی
|
کمبود نقدینگی با وجود فروش بالا
|
ضعف در مدیریت جریان نقدی
|
پاسخهای متفاوت به مشتری
|
نبود سناریو و فرآیند یکسان فروش
|
فرسودگی و خروج نیروها
|
توزیع نامناسب کار و نبود ظرفیتسنجی
|
وجود یک یا دو مورد از این نشانهها لزوماً به معنای بحران نیست، اما تکرار آنها نشان میدهد ساختار مجموعه با سرعت فروش هماهنگ نشده است.
چرا سفارش بیشتر همیشه سود بیشتری ایجاد نمیکند؟
درآمد با سود تفاوت دارد. ممکن است مبلغ فروش یک مجموعه افزایش پیدا کند اما هزینه ارائه محصول یا خدمت با سرعت بیشتری بالا برود.
استخدام فوری نیروی جدید، اضافهکاری، مرجوعی کالا، ارسال مجدد سفارش، تخفیف برای جبران نارضایتی و خرید عجولانه مواد اولیه، بخشی از هزینههایی هستند که در دوره رشد نامنظم ایجاد میشوند.
از طرف دیگر، رشد فروش میتواند سرمایه در گردش بیشتری نیاز داشته باشد. یک مجموعه ممکن است امروز مواد اولیه را نقدی خریداری کند اما مبلغ فروش خود را چند هفته بعد دریافت کند. اگر این فاصله در برنامه مالی دیده نشده باشد، فروش بیشتر بهجای ایجاد نقدینگی، فشار مالی ایجاد میکند.
مدیر باید پیش از افزایش بودجه تبلیغات، حاشیه سود واقعی، ظرفیت تولید یا ارائه خدمت و زمان بازگشت پول را بررسی کند.
سیستم سازی چه کمکی به مدیریت رشد میکند؟
سیستم سازی به معنای پیچیده کردن یک مجموعه یا تولید انبوهی از فرمها و دستورالعملها نیست. هدف این است که فعالیتهای مهم به شیوهای مشخص، قابل تکرار و قابل اندازهگیری انجام شوند.
در یک مجموعه سیستممحور، کارکنان میدانند هر سفارش از چه مراحلی عبور میکند، مسئول هر مرحله چه کسی است، کیفیت چگونه کنترل میشود و در صورت بروز خطا چه اقدامی باید انجام شود.
برای آشنایی دقیقتر با این مسیر میتوان راهنمای سیستم سازی کسب و کار را بررسی کرد. در این رویکرد، استاندارد اجرا، مسئولیت هر نقش و شیوه پیگیری نتیجه باید روشن باشد.
یک سیستم اجرایی مناسب معمولاً به چهار سؤال پاسخ میدهد:
- چه کاری باید انجام شود؟
- مسئول انجام آن چه کسی است؟
- استاندارد قابل قبول چیست؟
- نتیجه با چه شاخصی اندازهگیری میشود؟
اگر پاسخ این چهار سؤال درباره فروش، تحویل، پشتیبانی، مالی و منابع انسانی مشخص نباشد، افزایش حجم فعالیتها معمولاً آشفتگی موجود را بزرگتر میکند.
کدام بخشها باید پیش از تبلیغات گسترده آماده شوند؟
۱. مسیر ثبت و پیگیری فروش
هر سرنخ فروش باید در یک مسیر مشخص ثبت شود. اطلاعات مشتری، نیاز او، نتیجه تماس و زمان پیگیری بعدی نباید فقط در ذهن کارشناس فروش یا پیامهای پراکنده باقی بماند.
اگر یک کارشناس فروش غایب باشد یا از مجموعه خارج شود، اطلاعات مشتریان باید همچنان در اختیار کسب و کار قرار داشته باشد.
۲. ظرفیت ارائه محصول یا خدمت
قبل از اجرای تبلیغات باید مشخص شود مجموعه در روز، هفته یا ماه توان پاسخگویی به چه تعداد سفارش را دارد. این ظرفیت فقط به تولید مربوط نیست؛ فروش، بستهبندی، ارسال، پشتیبانی و حسابداری نیز باید بررسی شوند.
۳. کنترل کیفیت
هرچه تعداد سفارشها بیشتر شود، احتمال خطا نیز افزایش پیدا میکند. تعریف نقاط کنترل کیفیت باعث میشود اشتباه پیش از رسیدن محصول یا خدمت به مشتری شناسایی شود.
۴. مدیریت مالی و جریان نقدی
رشد فروش ممکن است به موجودی بیشتر، نیروی جدید یا فضای بزرگتر نیاز داشته باشد. هزینه این توسعه باید پیش از شروع کمپین محاسبه شود، نه زمانی که مجموعه با کمبود نقدینگی روبهرو شده است.
۵. تقسیم مسئولیت در تیم
اگر تمام تصمیمهای کوچک و بزرگ به مدیر وابسته باشند، افزایش فروش به افزایش فشار روی مدیر منجر میشود. مسئولیتها، سطح اختیار و نتیجه مورد انتظار هر جایگاه باید روشن باشد.
چرا بعضی مدیران با وجود دانستن راهکارها اجرا نمیکنند؟
بسیاری از مدیران میدانند که باید فرآیندها را ثبت کنند، شاخصهای مالی را بررسی کنند یا وظایف کارکنان را مشخص سازند؛ اما اجرای این تصمیمها میان مسائل روزمره عقب میافتد.
جلسههای فوری، تماس مشتریان، کمبود نیرو و مشکلات اجرایی باعث میشوند مدیر بیشتر وقت خود را صرف خاموش کردن آتشهای روزانه کند. در نتیجه، تصمیمهای مهم بارها به تعویق میافتند.
در چنین موقعیتی، بیزینس کوچینگ میتواند به مدیر کمک کند مسئله اصلی را از فعالیتهای کماهمیت جدا کند، هدفهای اجرایی مشخصی تعیین کند و روند اجرای تصمیمها را بهصورت منظم بسنجد.
نقش کوچ، اداره کردن کسب و کار بهجای مدیر نیست. کوچ به مدیر کمک میکند مسئله را دقیقتر ببیند، تصمیم روشنتری بگیرد و نسبت به اجرای تصمیم خود پاسخگو بماند.
برنامه ۳۰ روزه برای آمادهسازی کسب و کار
اصلاح تمام بخشهای یک مجموعه در مدت کوتاه امکانپذیر نیست، اما میتوان از مهمترین گلوگاه آغاز کرد.
هفته اول؛ شناسایی نقطه فشار
تمام مراحل ورود مشتری تا تحویل نهایی روی کاغذ نوشته شوند. سپس مشخص شود بیشترین تأخیر، دوبارهکاری یا نارضایتی در کدام مرحله اتفاق میافتد.
هفته دوم؛ استانداردسازی مسیر فروش
شیوه پاسخگویی، ثبت اطلاعات، پیگیری مشتری و انتقال سفارش به واحد اجرا مشخص شود. هدف این نیست که تمام مکالمات کارکنان یکسان باشند؛ بلکه نباید مشتری در مراحل فروش گم شود.
هفته سوم؛ اصلاح مسیر تحویل
مسئول هر مرحله، زمان استاندارد و نقطه کنترل کیفیت تعیین شود. خطاهای پرتکرار نیز باید ثبت شوند تا علت آنها برطرف شود.
هفته چهارم؛ ساخت داشبورد مدیریتی
برای شروع نیازی به دهها شاخص نیست. پنج عدد میتوانند تصویر مناسبی از وضعیت مجموعه ارائه دهند:
- تعداد سرنخهای ورودی
- نرخ تبدیل سرنخ به مشتری
- مبلغ فروش
- حاشیه سود
- تعداد شکایت یا مرجوعی
مقایسه منظم این اعداد به مدیر نشان میدهد افزایش فروش واقعاً به رشد منجر شده یا فقط حجم فعالیتها را بیشتر کرده است.
چه زمانی نباید بودجه تبلیغات را افزایش داد؟
در شرایط زیر بهتر است ابتدا ساختار داخلی اصلاح شود:
- حاشیه سود واقعی محصولات مشخص نیست.
- سفارشهای فعلی با تأخیر تحویل داده میشوند.
- نارضایتی مشتریان در حال افزایش است.
- کارکنان وظایف و اختیارات روشنی ندارند.
- اطلاعات مشتریان بهصورت پراکنده نگهداری میشود.
- مدیر مجبور است تمام مسائل روزانه را شخصاً حل کند.
- مجموعه برای تأمین سفارشهای بیشتر، نقدینگی کافی ندارد.
افزایش تبلیغات در این شرایط مانند باز کردن بیشتر شیر آب برای مخزنی است که نشتی دارد. ابتدا باید محل هدررفت منابع پیدا و اصلاح شود.
چه زمانی استفاده از مشاوره کسب و کار ضروری میشود؟
گاهی مدیر نشانههای مشکل را میبیند اما نمیتواند علت اصلی آن را تشخیص دهد. برای مثال، کاهش سود ممکن است از قیمتگذاری، تخفیف، هزینه تأمین، دوبارهکاری یا ضعف فرآیند فروش ناشی شده باشد.
در این شرایط، عارضهیابی باید پیش از ارائه راهکار انجام شود. مدیرانی که در بازار جنوب کشور فعالیت میکنند میتوانند برای بررسی فروش، تیم، مالی و فرآیندهای اجرایی از خدمات مشاوره کسب و کار در شیراز استفاده کنند.
مشاوره زمانی مفید است که خروجی آن فقط مجموعهای از توصیههای کلی نباشد؛ بلکه مسئله اولویتدار، اقدام بعدی، مسئول اجرا، زمانبندی و شاخص سنجش مشخص شود.
رشد پایدار چگونه شکل میگیرد؟
رشد پایدار نتیجه یک تبلیغ موفق یا افزایش موقت تعداد مشتریان نیست. یک مجموعه زمانی رشد کرده که بتواند بدون افت کیفیت، فرسودگی کارکنان یا وابستگی بیشتر به مدیر، به مشتریان بیشتری خدمت ارائه دهد.
برای رسیدن به این وضعیت، فروش، تبلیغات، برندسازی، رهبری، منابع انسانی، مالی و محصول باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. ضعف هرکدام از این بخشها میتواند نتیجه سایر بخشها را محدود کند.
افزایش فروش یک فرصت ارزشمند است؛ اما فقط مجموعههایی میتوانند از این فرصت استفاده کنند که پیش از توسعه بازار، ظرفیت اجرایی خود را نیز توسعه داده باشند.
آکادمی مدیران مانی، معتبرترین آکادمی آموزش کسب و کار در جنوب کشور، مستقر در شیراز، با تمرکز بر تحلیل، هدفگذاری، استراتژی و سیستم سازی، به مدیران کمک میکند مسائل اصلی مجموعه خود را شناسایی و مسیر رشد را به اقدامهای قابل اجرا تبدیل کنند./