آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
آمریکای لاتین که روزگاری پناهگاه سیاستهای مستقل از واشنگتن بود، این روزها شاهد چرخشهای تند و قابل تأملی در سیاست خارجی برخی کشورهای خود است؛ چرخشی که این بار پرو را هدف قرار داده است. دولت راستگرای جدید پرو که به تازگی سکان هدایت این کشور آمریکای جنوبی را در دست گرفته، در اقدامی غافلگیرکننده و همسو با سیاستهای فشار حداکثری آمریکا، اعلام کرده است که روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی ایران به طور کامل قطع میکند. این تصمیم، در حالی اتخاذ شده است که پرو، تا پیش از این، روابط نسبتاً بیتنشی با ایران داشت و هر دو کشور در مجامع بینالمللی، تعاملات محدودی را تجربه میکردند؛ اما حالا، با روی کار آمدن دولتی با گرایشهای محافظهکارانه، معادلات به یک باره تغییر کرده است.
مقامات پرویی، در بیانیهی رسمی خود، تهران را به «تشدید درگیریها در منطقه» و «ایجاد اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز» متهم کرده و اعلام داشتهاند که ادامهی روابط با ایران، با امنیت ملی و منافع راهبردی این کشور سازگار نیست. این اقدام، در چارچوب موج جدیدی از فشارهای دیپلماتیک علیه ایران ارزیابی میشود که با هدایت آمریکا و متحدانش، به دنبال انزوای بیشتر تهران در عرصهی بینالمللی است؛ موجی که پیش از این، شاهد خروج برخی کشورهای کوچک و متوسط از مدار تعامل با ایران بودهایم.
پرو، با وجود فاصلهی جغرافیایی دور از خاورمیانه، اما به دلیل روابط نزدیک اقتصادی و نظامی با ایالات متحده، به تدریج در حال هماهنگسازی سیاست خارجی خود با واشنگتن است و این قطع رابطه، میتواند سرآغاز همکاریهای گستردهتر امنیتی و اقتصادی میان لیما و واشنگتن باشد. از سوی دیگر، کارشناسان روابط بینالملل معتقدند که این اقدام، اگرچه در کوتاهمدت تأثیر چندانی بر مناسبات منطقهای ایران نخواهد داشت، اما میتواند به عنوان یک پیشنهاد برای سایر کشورهای آمریکای لاتین که در حال بازنگری در سیاست خارجی خود هستند، عمل کند و ایران را در جبههی جدیدی از فشار دیپلماتیک قرار دهد.
زمینههای داخلی پرو برای قطع رابطه با ایران
روی کار آمدن دولت راستگرای جدید در پرو، که با شعارهای محافظهکارانه و همسویی کامل با آمریکا به قدرت رسیده است، اصلیترین عامل این تغییر ناگهانی در سیاست خارجی لیما محسوب میشود. این دولت، که در فضایی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی به قدرت رسیده، به دنبال جلب حمایت واشنگتن برای دریافت کمکهای مالی و سرمایهگذاریهای جدید است و قطع روابط با ایران را به عنوان یک امتیاز سیاسی به آمریکا ارائه کرده است. همچنین، جوسازیهای رسانهای علیه ایران در سالهای اخیر و بزرگنمایی نقش تهران در تنشهای خاورمیانه، زمینهی ذهنی لازم را برای چنین تصمیمی در میان نخبگان سیاسی پرو فراهم کرده است.
نقش آمریکا در هدایت این اقدام
بیتردید، این تصمیم پرو بدون چراغ سبز واشنگتن و احتمالاً با تشویق مستقیم مقامات آمریکایی اتخاذ نشده است. ایالات متحده در سالهای اخیر، با به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی، سعی در کاهش نفوذ ایران در آمریکای لاتین داشته است و قطع رابطهی پرو با تهران، گامی دیگر در این مسیر محسوب میشود. همچنین، این اقدام میتواند بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای منزویکردن ایران در مجامع بینالمللی و کاهش دامنهی مانور دیپلماتیک تهران باشد؛ استراتژی که در قبال کشورهایی مانند ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه نیز دنبال شده است.
واکنشهای احتمالی ایران و پیامدهای دیپلماتیک
با توجه به سابقهی دستگاه دیپلماسی ایران در مواجهه با چنین اقداماتی، انتظار میرود که واکنش تهران، در عین حال که محکومکننده است، اما با رویکردی عملیاتی و بر مبنای کاهش خسارتها صورت گیرد. وزارت خارجه ایران ممکن است با صدور بیانیهای، این اقدام را «غیردوستانه» و «تحت فشار» توصیف کند و بر تعهد خود به اصول عدم مداخله و احترام متقابل تأکید نماید. همچنین، ایران ممکن است به دنبال جبران این شکست، روابط خود با سایر کشورهای آمریکای لاتین، به ویژه کشورهای چپگرا مانند ونزوئلا، بولیوی و نیکاراگوئه را بیش از پیش تقویت کند.
تأثیر این اقدام بر روابط اقتصادی ایران و پرو
هرچند که حجم مبادلات تجاری میان ایران و پرو در مقایسه با کلانارقام اقتصادی ایران، ناچیز و محدود به چند حوزهی خاص (مانند محصولات کشاورزی، صنعتی و معدنی) بوده است، اما قطع روابط دیپلماتیک، به طور طبیعی بر فعالیتهای تجاری و سرمایهگذاریهای احتمالی آینده نیز سایه خواهد انداخت. همچنین، این تصمیم میتواند به عنوان یک عامل بازدارنده برای شرکتهای پرویی که به دنبال حضور در بازار ایران بودند، عمل کند و جذابیت همکاری با ایران را برای آنها کاهش دهد.
آیندهی روابط ایران و آمریکای لاتین
قطع رابطهی پرو با ایران، اگرچه یک شکست دیپلماتیک برای تهران محسوب میشود، اما به معنای پایان راه حضور ایران در آمریکای لاتین نیست. ایران همچنان روابط مستحکمی با کشورهای چپگرای منطقه مانند ونزوئلا، بولیوی و نیکاراگوئه دارد و تلاش میکند تا از این کانالها، نفوذ خود را در قاره حفظ کند. با این حال، این رویداد نشان میدهد که آمریکا با استفاده از اهرمهای اقتصادی و سیاسی، در حال بازتعریف معادلات منطقهای به نفع خود است و اگر ایران نتواند متقاعدکنندهتر و فعالتر در قبال این کشورها ظاهر شود، احتمالاً شاهد تکرار این سناریو در دیگر نقاط آمریکای لاتین نیز خواهیم بود.