آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
لندن و منچستر، دو شهرِ صنعتیِ انگلستان، نه تنها در اقتصاد و فرهنگ، بلکه در فوتبال نیز همواره رقیبانی سرسخت برای یکدیگر بودهاند. تقابلِ آرسنال و منچستریونایتد، تنها یک مسابقه نیست؛ این یک حماسهی تمامعیار است که نسلها را سرِ ذوق آورده و لحظاتی تلخ و شیرین را برای میلیونها هوادار در سراسرِ جهان رقم زده است. از دههی نودِ میلادی، با حضورِ دو استراتژیستِ بزرگ، یعنی سرالکسِ فرگوسن و آرسنِ ونگر، این رویارویی به اوجِ خود رسید. نبردهایِ لفظیِ این دو سرمربی، پیش از هر بازی، آتشِ زیرِ خاکسترِ رقابت را شعلهور میکرد. هر بازی میانِ شیاطینِ سرخ و توپچیها، نه فقط برای کسبِ سه امتیاز، بلکه برای اثباتِ برتریِ یک فلسفهی فوتبالی بر دیگری بود. دورانِ طلاییِ این رقابت، مصادف بود با اوجگیریِ دو تیم و خلقِ بازیکنانی که نامشان در تاریخِ این ورزش جاودانه شد.
در حالی که تقابلِ آرسنال و منچستریونایتد، یک کلاسیکِ همیشگی محسوب میشود، نبردِ دیگری نیز در دلِ فوتبالِ انگلستان وجود دارد که تاریخچهای پُرفرازونشیب دارد: رویاروییِ منچستریونایتد و اورتون. این دو تیم نیز در طولِ سالها، دیدارهایِ به یادماندنی و بعضاً جنجالی را رقم زدهاند. دیویدِ مویس، سرمربیِ اسبقِ منچستریونایتد و سرمربیِ کنونیِ اورتون، خود یکی از اضلاعِ این مثلثِ تاریخی است که همواره بر آتشِ این رقابت دامن زده است. امشب، ۶ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۵ شهریورِ ۱۴۰۵، اما داستان از جنسِ دیگری رقم خورد. در ورزشگاهِ هیل دیکینسون لیورپول، دو تیمِ اورتون و منچستریونایتد در چارچوبِ هفتهی سومِ لیگِ برتر به مصافِ هم رفتند؛ مسابقهای که تا دقیقهی ۹۰، همه چیز به سودِ شیاطینِ سرخ پیش میرفت، اما درامِ فوتبال در وقتهایِ تلفشده، برگهی نتیجه را به کلی دگرگون کرد.
نیمهی اول این دیدار، با احتیاطِ دو تیم آغاز شد و اورتون با تکیه بر دفاعِ فشرده و جنگندگیِ میانهی میدان، اجازهی عرضاندیشی به یونایتد نداد. هریسونِ آرمسترانگ در دقیقهی ۱۳ و برنانِ جانسون در دقیقهی ۳۴، کارتهایِ زردِ متوالی را برایِ تیمِ میزبان به ارمغان آوردند تا نشان دهد که اورتون برایِ متوقف کردنِ موجِ حملاتِ یونایتد، از هر اهرمی استفاده میکند. تا پیش از پایانِ نیمهی اول، به نظر میرسید که این جنگِ تاکتیکی با نتیجهی بدونِ گل به پایان برسد. اما در لحظاتِ آغازینِ نیمهی دوم، طلسمِ نیمهی اول در دقیقهی ۴۶ شکسته شد. برایانِ امبومو، وینگرِ کامرونیِ منچستریونایتد، با یک حرکتِ انفجاری از سمتِ راست به قلبِ محوطهی جریمه نفوذ کرد و با شوتی دقیق و زمینی، توپ را به گوشهی دورِ دروازهی جردنِ پیکفورد فرستاد تا اولین گلِ بازی را به نامِ خود ثبت کند. کوبیِ ماینو با پاسِ کلیدیِ خود، نقشِ اصلی را در این گلِ تماشایی ایفا کرد تا شاگردانِ کریک از همان ابتدایِ نیمهی دوم، برتریِ خود را تحکیم بخشند.
اورتون که به شدت تحتِ فشار قرار گرفته بود، با تعویضهایِ هوشمندانهی دیویدِ مویس، سعی درِ تغییرِ روندِ بازی داشت. خروجِ برنانِ جانسون و ورودِ جکِ گریلیش در دقیقهی ۶۶، و همچنین تعویضِ متئوسِ کونیا و ورودِ بنجامینِ ششکو در دقیقهی ۷۰، نشان از تغییرِ تاکتیکِ اورتون به سمتِ یک بازیِ هجومیِ تمامعیار داشت. در سویِ دیگر، مایکلِ کریک نیز با تعویضِ کوبیِ ماینو و دیوگوِ دالو، سعی درِ حفظِ نتیجه داشت، اما این تغییرات، هرگز نتوانست مانع از طوفانِ پایانیِ میزبان شود. دقیقهی ۸۳، نقطهی عطفِ بازی بود. تایریکِ جورج با پاسِ هایدنِ هاکنی، دروازهی یونایتد را باز کرد تا امیدِ دوباره به دلِ هوادارانِ اورتون دمیده شود. اما یونایتد در دقیقهی ۸۸، با یک ضد حملهی برقآسا و گلِ بنجامینِ ششکو، بار دیگر فاصله را به دو گل رساند تا همه چیز به سودِ شیاطینِ سرخ تمامشده به نظر برسد. اما درامِ فوتبال در وقتهایِ تلفشده، حرفِ آخر را زد. یک ضربهی پنالتیِ بحثبرانگیز در دقیقهی ۹۵، به اورتون اهدا شد و آینسلیِ مایتلندنیلس، توپ را با آرامش به گلِ مساویِ ۲-۲ تبدیل کرد تا بازیِ شگفتانگیز، با تساویِ عادلانه به پایان برسد.
روندِ تاریخیِ تقابلِ اورتون و منچستریونایتد و تاکتیکِ دو سرمربی
تقابلِ اورتون و منچستریونایتد، یکی از قدیمیترینِ رویاروییهایِ فوتبالِ انگلستان است که همواره با حساسیتهایِ خاصی همراه بوده است. منچستریونایتد در تاریخچهی این رقابت، به ویژه در دورانِ لیگِ برتر، برتریِ محسوسی نسبت به اورتون دارد؛ تا جایی که شیاطینِ سرخ با ۴۲ پیروزی، رکورددارِ بیشترینِ تعدادِ بردِ یک تیم مقابلِ تیمی دیگر در این رقابتها هستند. با این حال، اورتون در خانه، همواره یک حریفِ سرسخت بوده و این بار نیز ثابت کردند که تا آخرینِ لحظه، تسلیم نمیشوند. مایکلِ کریک، سرمربیِ منچستریونایتد، با حفظِ سیستمِ ۲-۳-۱-۴ و استفاده از سرعتِ امبومو و راشفورد در کنارهها، سعی درِ باز کردنِ قفلِ دفاعِ اورتون داشت. در سویِ مقابل، دیویدِ مویس با توجه به شرایطِ بحرانیِ تیمش در نقلوانتقالات، یک بازیِ محتاطانه و مبتنی بر دفاعِ منطقهای را طراحی کرد تا از ضد حملات نهایتِ بهره را ببرد. اما نیمهی دوم، نقطهی عطفِ بازی بود؛ جایی که مویس با تعویضهایِ تهاجمیِ خود، به ویژه ورودِ هایدنِ هاکنی، جریانِ بازی را به کلی تغییر داد.
نکتهی کلیدی، انطباقپذیریِ عالیِ مویس در برابرِ حملاتِ یونایتد بود. او با تشخیصِ خستگیِ مدافعانِ شیاطینِ سرخ در دقایقِ پایانی، فشارِ حملاتِ خود را رویِ جناحِ چپِ حریف متمرکز کرد و همین استراتژی، منجر به کسبِ ضربهی پنالتیِ بحثبرانگیز در آخرینِ ثانیهها شد. کریک اما در مدیریتِ دقایقِ پایانی، تا حدی ناموفق عمل کرد و تعویضِ کوبیِ ماینو، یکی از مهرههایِ کلیدیِ میانهی میدان، باعثِ از دست رفتنِ کنترلِ بازی شد.
ستارگانِ یونایتد و نوسانِ تمرکز در دقایقِ حساس
بدونِ شک، درخششِ مثلثِ تهاجمیِ منچستریونایتد، یعنی برایانِ امبومو، برونوِ فرناندز و متئوسِ کونیا، عاملِ اصلیِ برتریِ آنها در طولِ بازی بود. امبومو که به تازگی به جمعِ شیاطینِ سرخ پیوسته، با گلِ دقیقهی ۴۶ خود، نشان داد که تواناییِ خلقِ موقعیت از هیچ را دارد و میتواند در لحظاتِ حساس، کار را برایِ تیمش یکسره کند. متئوسِ کونیا نیز با پاسِ گلِ دقیقهی ۸۸ به بنجامینِ ششکو، بار دیگر نقشِ حیاتیِ خود را در این تیم به اثبات رساند.
با این حال، بزرگترینِ نقطهی ضعفِ یونایتد در این مسابقه، نوسانِ تمرکز در دقایقِ پایانیِ بازی بود. پس از گلِ دومِ ششکو، به نظر میرسید که یونایتد با خیالیِ آسوده، بازی را مدیریت خواهد کرد، اما غفلتِ چندبارهی مدافعان و اعتمادِ بیش از حد به برتریِ عددی، باعث شد تا آنها کنترلِ بازی را از دست بدهند. کارتهایِ زردِ هریِ مگوایر در دقیقهی ۷۹ و دیوگوِ دالو در دقیقهی ۸۱، نشان از عصبیشدنِ تیمِ میهمان در دقایقِ حساس داشت و این ناآرامی، نهایتاً به سودِ اورتون تمام شد. برونوِ فرناندز، کاپیتانِ پرتغالی، که در بازیِ قبل هتتریک کرده بود، در این مسابقه نیز عملکردیِ قابلِ قبول داشت، اما در دقایقِ پایانی و پس از گلِ تساویِ اورتون، نتوانست تیمش را به آرامش دعوت کند. این فقدانِ رهبریِ مؤثر در لحظاتِ اوجِ فشار، یکی از نقاطِ ضعفِ همیشگیِ یونایتد بوده و این بار نیز به قیمتِ از دست دادنِ دو امتیازِ ارزشمند، تمام شد.
تعویضهایِ طلاییِ مویس که بازی را دگرگون کرد
دیویدِ مویس، سرمربیِ اورتون، با سه تعویضِ کلیدی و بهموقعِ خود، نشان داد که همچنان یکی از بهترینِ مربیانِ لیگ در خوانشِ بازی است. ورودِ هایدنِ هاکنی به جایِ مرلینِ رول در دقیقهی ۷۵، نقطهی عطفِ بازی بود. هاکنی با انرژیِ مضاعف و قدرتِ نفوذِ خود، جناحِ چپِ یونایتد را به هم ریخت و در دقیقهی ۸۳، با یک پاسِ استثنایی، تایریکِ جورج را در موقعیتِ تکبهتک قرار داد تا اولین گلِ اورتون به ثمر برسد.
تعویضِ آینسلیِ مایتلندنیلس به جایِ جیمزِ گارنر در دقیقهی ۷۷، نیز یک حرکتِ هوشمندانه بود. مایتلندنیلس که با تجربهی بالایِ خود واردِ زمین شد، نه تنها در جناحِ راستِ اورتون، ثباتِ دفاعیِ بیشتری ایجاد کرد، بلکه در دقیقهی ۹۵، با تبدیلِ ضربهی پنالتی به گل، نامِ خود را به عنوانِ ناجیِ تیمش در تاریخِ این بازیِ دراماتیک ثبت کرد. حضورِ جکِ گریلیش نیز از دقیقهی ۶۶، به اورتون عمق و خلاقیتِ بیشتری در حملات بخشید و باعث شد تا یونایتد نتواند با خیالِ راحت، به دفاعِ تمامعیار روی آورد. در سویِ مقابل، تعویضهایِ کریک، به ویژه خروجِ کوبیِ ماینو در دقیقهی ۸۴، با واکنشِ منفیِ بسیاری از تحلیلگران مواجه شد. ماینو که یکی از بهترینِ بازیکنانِ زمین بود، با خروجِ او، میانهی میدانِ یونایتد خلأیِ بزرگی پیدا کرد و اورتون به راحتی توانست از این فضاها استفاده کند. این اشتباهِ تاکتیکیِ کریک، یکی از دلایلِ اصلیِ از دست رفتنِ برتریِ دو گلهی تیمش بود.
تحلیلِ ضربهی پنالتیِ بحثبرانگیز و تقابلِ دو تیم در وقتهایِ تلفشده
دراماتیکترینِ لحظهی این مسابقه، در دقیقهی ۹۵ و پس از اعلامِ ضربهی پنالتی به سودِ اورتون رخ داد. برخوردِ توپ با دستِ یکی از مدافعانِ یونایتد در محوطهی جریمه، اگرچه از سویِ برخی از کارشناسان، یک برخوردِ غیرعمد تلقی میشد، اما داورِ مسابقه با مشورتِ سیستمِ کمکداورِ ویدئویی، نقطهی پنالتی را نشان کرد. این تصمیم، واکنشِ شدیدِ بازیکنان و کادرِ فنیِ منچستریونایتد را در پی داشت، زیرا آنها معتقد بودند که برخوردِ توپ با دست، در یک موقعیتِ طبیعی و غیرارادی رخ داده است.
آینسلیِ مایتلندنیلس که با تجربهی بالایِ خود پشتِ توپ ایستاده بود، با خونسردیِ تمام، توپ را به سمتِ چپِ دروازهی آندرهاونانا فرستاد و گلِ مساوی را به ثمر رساند. این گل، نه تنها یک تساوی را برایِ اورتون به ارمغان آورد، بلکه بارِ روانیِ سنگینی را بر دوشِ شیاطینِ سرخ گذاشت. بازیکنانِ یونایتد که تا دقیقهی ۹۰، یک پیروزیِ قطعی را در ذهن داشتند، در کسری از ثانیه، تمامِ تلاشِ خود را بر باد رفته دیدند و این ضربهی روحی، میتواند در بازیهایِ آینده نیز برایِ آنها مشکلساز شود. از سویِ دیگر، اورتون با این گلِ پایانی، نشان داد که تا آخرینِ لحظه، به اصلِ فوتبال یعنی «بازی تا سوتِ داور» اعتقاد دارد. این روحیهی جنگندگی، یکی از ویژگیهایِ بارزِ تیمِ دیویدِ مویس است و میتواند در ادامهی فصل، آنها را به نتایجِ بزرگی برساند. در این بین، استفاده از تکنولوژیِ کمکداورِ ویدئویی و بحثِ همیشگیِ سرِ تصمیماتِ داوری، بار دیگر به موضوعِ داغِ فوتبالِ انگلیس تبدیل شد.
نتیجهگیری و تأثیرِ آن بر جدولِ لیگِ برتر
تساویِ ۲-۲ در ورزشگاهِ هیل دیکینسون، پیامدهایِ مهمی برایِ هر دو تیم در جدولِ لیگِ برتر داشت. منچستریونایتد که یک قدم تا صعود به ردهی پنجم فاصله داشت، با از دست دادنِ دو امتیاز در وقتهایِ تلفشده، همچنان با ۷ امتیاز در ردههایِ بالاییِ جدول باقی ماند، اما این نتیجه، طعمِ شکست را برایِ آنها داشت. این بازی نشان داد که یونایتد برایِ تبدیل شدن به یک مدعیِ جدیِ قهرمانی، نیاز به مدیریتِ بهترِ دقایقِ پایانی و افزایشِ تمرکز در لحظاتِ حساس دارد.
اورتون نیز که به دنبالِ حفظِ شکستناپذیریِ خود بود، با این تساویِ دیرهنگام، نفسِ تازهای در کالبدِ تیمش دمید و با ۵ امتیاز، به کارِ خود در لیگ ادامه داد. این امتیازِ ارزشمند، میتواند اعتمادِ به نفسِ از دست رفته را به تیمِ مویس بازگرداند و آنها را برایِ بازیهایِ آینده آمادهتر کند. با توجه به اینکه هر دو تیم در این مسابقه، نقاطِ قوت و ضعفِ خود را به خوبی به نمایش گذاشتند، پیشبینیِ جایگاهِ نهاییِ آنها در جدول، بسیار دشوار است. در نهایت، این مسابقه یکی از بهیادماندنیترینِ بازیهایِ هفتهی سومِ لیگِ برتر بود و نشان داد که فوتبال، تا زمانی که سوتِ داور به صدا در نیاید، هیچگاه قابلِ پیشبینی نیست. هوادارانِ هر دو تیم، شاهد یک نمایشِ تماشایی از جنگندگی، خلاقیت و درامِ نابِ فوتبال بودند و بیصبرانه در انتظارِ تقابلِ بعدیِ این دو تیم خواهند بود.