چهارشنبه / ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۸:۲۰
کد خبر: 41224
گزارشگر: 548
۲۱۳
۰
۰
۱
سفر میلیونی جوانان به کلاب‌های زیرزمینی کافه‌های تهران

ماجرای کافه کلاب‌های زیرزمینی در تهران: از پیج اینستاگرام تا میز DJ

کافه کلاب شبانه
برگزارکنندگان پارتی‌های شبانه در تهران، با تبلیغ گسترده در شبکه‌های اجتماعی، بلیت‌های میلیونی را به فروش می‌رسانند و کافه‌های معروف شمال و غرب شهر را از ساعت ۸ شب به کلاب‌های شبانه بی‌قانون تبدیل می‌کنند. هزینه ورودی برای دختران ۳۵۰ هزار و برای پسران یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان تعیین شده و برگزارکنندگان با صراحت از «آزادی کامل در پوشش، رقص و نوشیدنی» سخن می‌گویند. مشتریان پس از واریز وجه، یک بلیت دیجیتال حاوی کیوآرکد اختصاصی و لوکیشن دقیق کافه‌های مطرحی مانند سعادت‌آباد را دریافت می‌کنند و حتی برای گرفتن صندلی نزدیک‌تر به دی‌جی، تشویق به پرداخت سریع‌تر وجه می‌شوند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

به گزارش تبیان، شاید تا همین چند سال پیش، پیدا کردن یک مهمانی شبانه در تهران کار دشواری بود؛ اما امروز با یک گوشی هوشمند و چند دقیقه وقت، می‌توانی عضو یک پارتی لاکچری در بهترین کافه‌های شمال و غرب پایتخت شوی. کافی‌ست یک پوستر اینستاگرامی ببینی، شماره کارتی که پایینش نوشته شده را واریز کنی و یک بلیت دیجیتال با کیوآرکد اختصاصی تحویل بگیری. این یعنی مسیر ورود به بعضی مهمانی‌های پرهزینه و پرسروصدای این روزها، دیگر از کوچه‌پس‌کوچه‌های حاشیه شهر نمی‌گذرد، بلکه از دل شبکه‌های اجتماعی و پیج‌های به‌ظاهر عادی شروع می‌شود.

آنچه این روزها در فضای مجازی با عنوان «پارتی شبانه» یا «کلاب شبانه» تبلیغ می‌شود، در واقع نوع جدیدی از دورهمی‌های پرهزینه است که در کافه‌های معروف تهران برگزار می‌شود. کافه‌هایی که در روز، پذیرای مشتریان عادی و خانواده‌ها هستند، اما از ساعت هشت شب به بعد، کرکره‌ها را نیمه‌پایین می‌کشند، چهره فضا را عوض می‌کنند و به یک کلاب شبانه خودمختار تبدیل می‌شوند؛ جایی که موسیقی‌های تند، رقص، نوشیدنی‌های آزاد و فضای به‌اصطلاح «بدون مرز» در انتظار مهمانان ویژه است.

هزینه حضور در این پارتی‌ها اما قصه‌ای دیگر دارد. برگزارکنندگان برای ورود دخترها مبلغ ۳۵۰ هزار تومان و برای پسرها چیزی حدود یک میلیون و دویست هزار تومان تعیین کرده‌اند. این اختلاف قیمت عجیب، خودش نشان از نگاه متفاوت و بعضاً تبعیض‌آمیز به مخاطبان دارد و در عین حال، نشان می‌دهد که این فضاها بیشتر به دنبال پر کردن جیب برگزارکننده‌اند تا ایجاد یک محیط سالم برای تفریح. وقتی به عنوان یک مشتری معمولی به یکی از این صفحات پیام دادیم، پاسخ برگزارکننده به سادگی و صراحت این بود: «همه‌چیز از پوشش و رقص تا نوشیدنی آزاده!» یعنی نه قانونی برای پوشش وجود دارد، نه محدودیتی برای رفتار و نه نظارتی بر مصرف نوشیدنی‌ها و خوراکی‌ها. این جمله کوتاه، نشان از یک بی‌قانونی سازمان‌یافته دارد که با افتخار هم اعلام می‌شود.

پس از واریز وجه، به جای یک آدرس ساده، یک بلیت دیجیتال کاملاً حرفه‌ای همراه با کیوآرکد مخصوص برای ما ارسال شد که نشان‌دهنده سطح بالای سازمان‌دهی این رویدادهاست. لوکیشن دقیق، یکی از کافه‌های سرشناس سعادت‌آباد بود؛ جایی در قلب شهر، نه در حاشیه و خلوت‌گاه. این یعنی برگزارکنندگان نه تنها ترسی از برخورد ندارند، بلکه با خیالی آسوده و اعتماد به نفس بالا، مشتریان را به مرکز شهر می‌برند و جشن می‌گیرند. برگزارکننده حتی در یک پیام صوتی هم تأکید کرده بود که هر کسی زودتر پول را کارت‌به‌کارت کند، صندلی بهتری نزدیک دی‌جی به او تعلق می‌گیرد. یعنی انگیزه‌ای برای رقابت مالی میان مهمانان ایجاد می‌شود تا هم پول بیشتری جمع شود، هم جو رقابتی و هیجانی خاصی حاکم گردد. این سبک بازاریابی، نشان می‌دهد که مدیران این پارتی‌ها، به خوبی با اصول روانشناسی فروش و مدیریت هیجان آشنا هستند.

اما پشت این سرگرمی پرهزینه و به‌ظاهر شیک، چه خطراتی نهفته است؟ در پوسترها و آگهی‌ها، از «تأمین امنیت» صحبت می‌شود، اما در عمل با فضایی روبه‌رو هستیم که نه نظارت رسمی دارد، نه قوانین مشخص و نه حتی پاسخگویی. مزاحمت، درگیری، تعرض، فیلم‌برداری بدون رضایت، مصرف مواد ناشناخته، بدحال شدن شرکت‌کنندگان در ازدحام و ده‌ها آسیب دیگر، تنها بخشی از تبعات جشن‌هایی است که در سایه نبود نهاد ناظر برگزار می‌شوند. با تمام این اوصاف، پیدا کردن این صفحات، واریز وجه و دریافت بلیت برای ما فقط چند دقیقه زمان برد. این یعنی هر نوجوان یا جوانی به راحتی می‌تواند وارد این چرخه شود، بی‌آنکه کسی مانع او شود. حالا سؤال بزرگ اینجاست: نهادهای نظارتی، اتحادیه کافه‌داران و اداره اماکن، آیا واقعاً از این ماجرا بی‌خبرند؟ یا خبر دارند، اما راهکار مؤثری برای برخورد با این پدیده نوظهور پیدا نکرده‌اند؟ خواب نظارت‌ها چقدر عمیق است که صدای دی‌جی و رقص و بلیت‌فروشی، از دل کافه‌های لاکچری پایتخت، گوش‌هایشان را کر نمی‌کند؟ این گزارش تلاش دارد تا زوایای پنهان این معضل جدید شهری را باز کند.

بررسی خلأهای قانونی در تغییر کاربری کافه‌ها به کلاب شبانه

نخستین و مهم‌ترین مسئله‌ای که در این معضل شهری به چشم می‌خورد، خلأ یا دست‌کم ابهام در قوانین مربوط به تغییر کاربری واحدهای صنفی است. بر اساس مقررات صنفی، کافه‌ها مجوز فعالیت به عنوان یک واحد پذیرایی با کاربری مشخص (سرو غذا و نوشیدنی) دریافت می‌کنند و موظف به رعایت ساعات کاری و قوانین مرتبط با نظم عمومی هستند. اما هنگامی که همین واحد صنفی، از ساعت مشخصی به بعد، درِ خود را به روی مشتریان عادی می‌بندد و با چیدمان جدید، دی‌جی، موسیقی پرقدرت و فضای رقص، به یک کلاب شبانه تبدیل می‌شود، عملاً از مجوز اولیه خود خارج شده و وارد حیطه‌ای می‌شود که برای آن مجوزی ندارد. این تغییر کاربری، نه تنها نقض آشکار مفاد پروانه کسب به شمار می‌رود، بلکه می‌تواند مصداق فعالیت غیرمجاز در حوزه اماکن عمومی و تهدیدکننده امنیت اجتماعی باشد.

از سوی دیگر، برگزاری این پارتی‌ها با دریافت ورودی میلیونی، از منظر مالی نیز یک فعالیت اقتصادی غیررسمی و خارج از چارچوب نظام مالیاتی است. درآمدهای حاصل از فروش بلیت، نه شناسنامه‌دار است، نه مالیات بر ارزش افزوده پرداخت می‌شود و نه در دفاتر رسمی کافه ثبت می‌گردد. این یعنی علاوه بر تخلف صنفی، تخلف مالیاتی و اقتصادی نیز در این میان رخ می‌دهد که خود، زنگ خطری برای نظام اقتصادی کشور محسوب می‌شود. اما نهادهای نظارتی یا از این موضوع بی‌خبرند یا ابزار مؤثری برای مقابله با آن در اختیار ندارند. پرسش اینجاست که چرا نظارت بر عملکرد کافه‌ها صرفاً به ساعات اداری و روزانه محدود شده و شب‌ها که تخلفات اوج می‌گیرد، هیچ بازرسی یا گشت نظارتی حضور ندارد؟

نکته ظریف دیگر، مسئولیت حقوقی کافه‌دار در قبال اتفاقاتی است که در این پارتی‌ها رخ می‌دهد. اگر شرکتی در این فضا آسیب ببیند، مورد تعرض قرار گیرد یا دچار مسمومیت شود، مشخص نیست که آیا کافه‌دار به عنوان مالک فضا، برگزارکننده پارتی به عنوان مسئول رویداد، یا هر دو، باید پاسخگو باشند. این ابهام حقوقی، عملاً شرکت‌کنندگان را در معرض خطرات جبران‌ناپذیری قرار می‌دهد و هیچ پناهگاه قانونی برای آنها وجود ندارد. در نتیجه، این خلأهای چندلایه قانونی، زمینه‌ساز رشد و گسترش این گونه فعالیت‌های زیرزمینی در دل شهر شده است.

آسیب‌های اجتماعی و روانی ناشی از این پارتی‌های بی‌قانون

شاید مهم‌ترین هزینه‌ای که این پارتی‌های شبانه بر پیکره جامعه تحمیل می‌کنند، نه اقتصادی، بلکه اجتماعی و روانی باشد. حضور جوانان و نوجوانان در فضایی که به صراحت از «آزادی کامل» سخن می‌گوید، به معنای حذف هرگونه نظارت اجتماعی و کنترلی بر رفتار افراد است. در چنین محیطی، افراد تحت تأثیر هیجان جمعی، موسیقی تند و مصرف احتمالی مواد، دست به رفتارهایی می‌زنند که در حالت عادی هرگز مرتکب نمی‌شوند؛ رفتارهایی مانند رقص‌های نامناسب، ارتباطات ناسالم، درگیری‌های لفظی و فیزیکی، و حتی تجاوز به حریم خصوصی دیگران. این رفتارها می‌توانند تا مدت‌ها پس از اتمام مهمانی، به عنوان خاطرات تلخ یا حتی تروماهای روانی، ذهن شرکت‌کنندگان را درگیر کنند و اثرات جبران‌ناپذیری بر سلامت روانشان بگذارند.

نکته مهم دیگر، مسئله فیلم‌برداری و انتشار تصاویر بدون رضایت افراد است. در فضای شلوغ و نیمه‌تاریک این کلاب‌ها، امکان ضبط فیلم و عکس توسط گوشی‌های همراه به سادگی وجود دارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که این تصاویر به بیرون درز نکند یا مورد سوءاستفاده قرار نگیرد. بسیاری از شرکت‌کنندگان، به ویژه دختران جوان، ممکن است بدون آگاهی یا با ناچاری، در فیلم‌ها و تصاویری ظاهر شوند که بعدها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شود و عواقب شغلی، تحصیلی و خانوادگی سنگینی برای آنها به همراه داشته باشد. این یک تهدید جدی برای حریم خصوصی افراد است که در غیاب هرگونه نظارت، به سادگی رخ می‌دهد.

علاوه بر این، مصرف نوشیدنی‌های غیرمجاز و مواد ناشناخته در این پارتی‌ها، یکی از بزرگترین خطرات جانی است. برگزارکنندگان با عبارت «نوشیدنی آزاد»، هر نوع مایعی را مجاز اعلام می‌کنند و هیچ نظارتی بر کیفیت و سلامت آن وجود ندارد. مسمومیت با الکل تقلبی یا مواد مخدر صنعتی، که متأسفانه در سال‌های اخیر موارد متعددی از آن در پارتی‌های غیرمجاز تهران گزارش شده است، می‌تواند به کما، مرگ یا آسیب‌های دائمی مغزی و جسمی منجر شود. با توجه به اینکه در این فضاها هیچ نیروی امدادی، پزشک یا حتی فرد آگاهی برای مدیریت بحران حضور ندارد، هر حادثه کوچکی به سرعت به یک فاجعه انسانی تبدیل می‌شود.

نقش شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی دیجیتال در گسترش این پدیده

از جذاب‌ترین ابعاد این معضل، استفاده هوشمندانه برگزارکنندگان از ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی به ویژه اینستاگرام برای بازاریابی، فروش بلیت و مدیریت رویداد است. آنها با طراحی پوسترهای حرفه‌ای، استفاده از واژه‌هایی مانند «کلاب شبانه»، «پارتی لاکچری» و «دی‌جی اختصاصی» و همچنین به اشتراک‌گذاری ویدیوهای کوتاه از رویدادهای قبلی، حس اعتبار و جذابیت را برای مخاطب تداعی می‌کنند. این سبک بازاریابی دیجیتال، به مراتب مؤثرتر از تبلیغات سنتی عمل می‌کند، چرا که مستقیماً به گروه هدف (جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال) می‌رسد و با ایجاد حس کم‌یابی (تعداد محدود بلیت) و فوریت (صندلی بهتر با پرداخت سریع‌تر)، نرخ تبدیل را به حداکثر می‌رساند.

اما خطر بزرگ‌تر زمانی است که الگوریتم‌های این شبکه‌های اجتماعی، این صفحات را به کاربران بیشتری پیشنهاد می‌دهند و به اصطلاح، آنها را «وایرال» می‌کنند. با هر بار اشتراک‌گذاری، لایک و کامنت، دایره مخاطبان گسترده‌تر می‌شود و نوجوانان بیشتری در معرض این دعوت‌نامه‌های پرزرق و برق قرار می‌گیرند. جالب اینجاست که برگزارکنندگان کاملاً می‌دانند چگونه از سایه «فیلترینگ» و محدودیت‌های اینترنتی عبور کنند؛ آنها معمولاً از هشتگ‌های غیرمستقیم استفاده کرده، نام کافه را در پست نمی‌آورند و همه ارتباطات را به بخش دایرکت موکول می‌کنند؛ تکنیک‌هایی که ردیابی آنها را برای نهادهای نظارتی دشوار می‌سازد.

واقعیت تلخ این است که این شبکه‌های اجتماعی، به نوعی تبدیل به «ویترین نمایش تخلفات» شده‌اند. در حالی که یک کافه‌دار نمی‌تواند در خیابان بنری برای پارتی شبانه نصب کند، به راحتی می‌تواند صدها پست در فضای مجازی منتشر کند، بدون آنکه خطری او را تهدید کند. این یعنی فضای مجازی، به پناهگاه امن برگزارکنندگان تبدیل شده و نهادهای نظارتی یا ابزار لازم برای رصد و پایش این فضا را ندارند، یا از تخصص کافی برای مقابله با این روش‌های نوین تبلیغاتی بی‌بهره‌اند.

سوءاستفاده اقتصادی از کافه‌ها و رانت‌های پنهان

پشت پرده این پارتی‌ها، یک کسب‌وکار پررونق و پرسود قرار دارد که از نبود نظارت و خلأهای قانونی بهره‌برداری می‌کند. کافه‌داری که در روز، با فروش چند فنجان قهوه و چند بشقاب دسر، درآمدی معمولی دارد، در ازای اجازه دادن به برگزارکنندگان برای تغییر کاربری شبانه کافه، مبلغ قابل‌توجهی (چه به صورت نقدی و چه به صورت درصدی از فروش بلیت‌ها) دریافت می‌کند. این یعنی کافه‌دار، بدون آنکه زحمت جذب مخاطب، برنامه‌ریزی رویداد یا حتی مسئولیت قانونی آن را بپذیرد، سهم قابل‌توجهی از یک فعالیت غیرقانونی را به جیب می‌زند. این نوع همکاری، مصداق بارز سوءاستفاده اقتصادی و دورزدن نظام صنفی و مالیاتی است.

از سوی دیگر، برگزارکنندگان این پارتی‌ها، معمولاً افراد یا گروه‌هایی هستند که سابقه فعالیت در حوزه برگزاری رویدادهای تفریحی را دارند و با استفاده از شبکه‌ای از ارتباطات، از یک سو با کافه‌داران و از سوی دیگر با دی‌جی‌ها، نورپردازها و سایر عوامل اجرایی هماهنگ می‌شوند. این شبکه، به نوعی یک زنجیره تأمین غیررسمی را شکل داده که در سایه اختفا، گردش مالی قابل‌توجهی دارد. با توجه به قیمت بلیت‌ها (۳۵۰ هزار تومان برای دختران و ۱.۲ میلیون برای پسران)، حتی با حضور ۳۰ تا ۴۰ نفر در هر مهمانی، درآمد شبانه برگزارکننده به چند ده میلیون تومان می‌رسد که کاملاً معاف از مالیات و خارج از شمایل اقتصادی شفاف است.

نکته قابل تأمل دیگر، تبعیض قیمتی بر اساس جنسیت است؛ پسران باید تقریباً چهار برابر دختران هزینه پرداخت کنند. این اختلاف قیمت، از یک سو نشان از نگاه ابزاری و بازاری به دختران به عنوان یک «جاذبه» برای جذب پسران پولدار دارد و از سوی دیگر، به پسران القا می‌کند که با پرداخت این هزینه بالا، حق توقع بیشتری از فضای پارتی و افراد حاضر دارند. این نگاه، زمینه‌ساز رفتارهای نامناسب، مزاحمت‌ها و حتی سوءاستفاده‌های جنسی در این فضاها می‌شود. در واقع، اقتصاد این پارتی‌ها بر پایه نابرابری جنسیتی و سوءاستفاده از نیازهای عاطفی و اجتماعی جوانان بنا شده است که خود جای تأمل فراوان دارد.

راهکارهای پیشنهادی برای خروج از این وضعیت

با وجود اینکه ابعاد مختلف این پدیده پیچیده به نظر می‌رسد، اما راهکارهای عملی و مشخصی برای مقابله با آن وجود دارد که هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت قابل اجراست. نخستین و فوری‌ترین اقدام، تشکیل تیم‌های نظارتی ویژه شبانه است که به صورت نامحسوس و با همکاری اتحادیه صنف کافه‌داران،از کافه‌های مناطق پرخطر (شمال و غرب تهران) بازرسی کنند. این گشت‌ها باید در ساعات پایانی شب (از ساعت ۱۰ به بعد) فعالیت کنند و هرگونه تغییر کاربری غیرمجاز، پخش موسیقی پرقدرت، فروش بلیت و حضور دی‌جی را به عنوان تخلف صنفی و امنیتی ثبت و برخورد کنند.

در سطح کلان‌تر و با نگاه پیشگیرانه، آموزش و آگاهی‌بخشی به جوانان و خانواده‌ها از طریق رسانه‌های ملی، مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند نقش مؤثری در کاهش تقاضا برای این پارتی‌ها داشته باشد. بسیاری از نوجوانان و جوانان، از روی ناآگاهی یا کنجکاوی، جذب این رویدادهای پرزرق و برق می‌شوند و تصور می‌کنند که این تنها راه تفریح و سرگرمی در شهر است. اگر فضاهای تفریحی سالم، با هزینه‌های معقول و تحت نظارت در اختیار آنان قرار گیرد، طبیعتاً تمایل کمتری به سمت چنین کلاب‌های پرخطری خواهند داشت. شهرداری و سازمان فرهنگی اجتماعی می‌توانند با حمایت از برگزاری رویدادهای سالم شبانه در اماکن عمومی، نیاز به چنین فضاهایی را مدیریت کنند.

سومین و شاید مهم‌ترین راهکار، برخورد قانونی و جدی با شبکه‌های اجتماعی و صفحاتی است که اقدام به تبلیغ این گونه پارتی‌ها می‌کنند. اگرچه فیلترینگ کامل اینستاگرام راهکار مناسبی نیست، اما می‌توان با تعامل با مدیریت این پلتفرم‌ها یا استفاده از ظرفیت‌های داخلی برای رصد و شناسایی صفحات متخلف، آنها را مسدود کرد. همچنین، پیگیری حقوقی و کیفری برگزارکنندگان و کافه‌دارانی که در این فعالیت‌ها نقش دارند، به عنوان مصداق «اخلال در نظم و امنیت عمومی» و «فعالیت اقتصادی غیرمجاز»، می‌تواند از گسترش این پدیده جلوگیری کند. در نهایت، اصلاح قوانین صنفی و شفاف‌سازی حدود اختیارات کافه‌داران و همچنین تعریف کاربری مشخص برای کلاب‌های شبانه (در صورت سیاست‌گذاری برای آنها)، می‌تواند از بلاتکلیفی حقوقی فعلی بکاهد و مسئولیت‌ها را روشن‌تر کند.

منبع: تبیان
https://www.asianewsiran.com/u/jAj
اخبار مرتبط
فرمانده نیروی انتظامی خوزستان از دستگیری دو نفر در شهرستان شوشتر به اتهام فعالیت در یک مرکز خدمات غیرمجاز خبر داد. به گفته وی، این مکان بدون دریافت مجوزهای لازم از مراجع ذی‌صلاح فعالیت می‌کرد و پس از بازرسی، پرونده متهمان برای بررسی دقیق تخلفات و صدور رأی مقتضی به دستگاه قضائی ارسال شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید