آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مجید سعیدی، عکاس شناختهشده ایرانی که سالها با دوربین خود، رنج و مقاومت انسانها را در بحرانیترین نقاط جهان روایت کرده است، بار دیگر بازداشت شده است. این خبر که توسط برادر او، مهدی سعیدی، در فضای مجازی منتشر شد، موجی از نگرانی و ابهام را در میان فعالان رسانهای و دوستداران عکاسی مستند ایجاد کرده است. بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی روز چهارشنبه به محل زندگی مجید سعیدی رفته و او را بازداشت کردهاند، اما تاکنون هیچ اطلاعی از دلیل بازداشت و محل نگهداری او در دست نیست.
این نخستین بار نیست که مجید سعیدی با محدودیتهای امنیتی روبرو میشود. او پیشتر نیز چند بار توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود؛ از جمله شهریور سال ۱۴۰۰ که برای تهیه گزارشی از وضعیت آوارگان افغان به استان آذربایجان غربی سفر کرده بود و در شهر خوی بازداشت شد. این سابقه بازداشتها، نشاندهنده آن است که فعالیت حرفهای این عکاس، همواره با چالشها و موانع امنیتی همراه بوده است. حالا با گذشت چند روز از بازداشت جدید، خانواده و همکاران او در بیخبری کامل به سر میبرند و هیچ مقام رسمی پاسخگوی این وضعیت نیست.
مجید سعیدی در سال ۱۳۹۲ با مجموعه عکسهای خود با عنوان «زندگی در جنگ» که به زندگی مردم افغانستان میپرداخت، برنده جایزه انجمن لوکاس دو لهگا شد. این جایزه معتبر، او را به یکی از شناختهشدهترین عکاسان مستند ایران و جهان تبدیل کرد و آثارش در نمایشگاهها و رسانههای بینالمللی متعددی به نمایش درآمد. عکسهای او، نه فقط تصاویری از جنگ و ویرانی، بلکه روایتی انسانی از زندگی، امید و مقاومت مردمانی بود که در میان بحرانها، به زندگی خود ادامه میدادند. این رویکرد انسانی، وجه تمایز سعیدی با بسیاری از عکاسان خبری دیگر است. در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران، مجید سعیدی از برخورد نیروهای امنیتی با خود و دیگر همکارانش خبر داده و نوشته بود: «ما را نه قهرمان، که هدف میدیدند. ما شکار بودیم و برخی، مثل من، واقعاً شکار شدند.» این جمله تکاندهنده، نشاندهنده شرایط دشواری است که خبرنگاران و عکاسان در مناطق بحرانی با آن روبرو هستند. آنها که برای ثبت حقیقت و انتقال آن به افکار عمومی، جان خود را به خطر میاندازند، گاه خود قربانی محدودیتها و برخوردهای امنیتی میشوند. این موضوع، پرسشهای جدی درباره وضعیت آزادی رسانهها و امنیت خبرنگاران در ایران مطرح میکند.
بازداشت مجید سعیدی، در حالی رخ میدهد که فضای رسانهای ایران، در سالهای اخیر با محدودیتهای فزایندهای روبرو بوده است. خبرنگاران، عکاسان و فعالان رسانهای، بارها هدف بازداشت، احضار و ممنوعیت فعالیت قرار گرفتهاند. این وضعیت، نه تنها به کاهش تنوع صداها و دیدگاهها در فضای عمومی منجر شده، بلکه انگیزه نیروهای جوان و مستعد را برای فعالیت در حوزه رسانه نیز کاهش داده است. بسیاری از فعالان رسانهای، به دلیل ترس از عواقب امنیتی، از پرداختن به موضوعات حساس و بحرانی خودداری میکنند و این، به معنای از دست رفتن بخش مهمی از حافظه تصویری و خبری کشور است. مهدی سعیدی، برادر مجید، در پیام خود در اینستاگرام، از بیخبری کامل درباره وضعیت برادرش ابراز نگرانی کرده است. این بیخبری، خود یک نوع شکنجه روانی برای خانوادهها محسوب میشود. وقتی یک فرد بازداشت میشود و خانواده او تا روزها یا هفتهها هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت سلامت و اتهامات او ندارند، این امر نه تنها ناقض حقوق اولیه انسانی است، بلکه فشار روانی طاقتفرسایی را بر عزیزان او تحمیل میکند. در نظامهای حقوقی مبتنی بر قانون، متهم باید در اسرع وقت از اتهام خود مطلع شود و حق دسترسی به وکیل و تماس با خانواده را داشته باشد.
مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز تاکنون هیچ توضیحی درباره این بازداشت ارائه نکردهاند. این سکوت، در حالی است که افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر، خواستار شفافسازی در این زمینه هستند. سازمانهای بینالمللی حقوق بشر، بارها نسبت به وضعیت خبرنگاران و فعالان رسانهای در ایران هشدار داده و از مقامات خواستهاند که به تعهدات بینالمللی خود در زمینه آزادی بیان و حقوق بشر پایبند باشند. اما به نظر میرسد که این درخواستها، تاکنون تأثیری در رویه مقامات ایرانی نداشته است. بازداشت مجید سعیدی، بار دیگر این واقعیت را یادآوری میکند که خبرنگاری و عکاسی مستند در ایران، حرفهای پرخطر و همراه با ریسکهای فراوان است. کسانی که با دوربین خود، به دنبال روایت حقیقت هستند، گاه به دلیل همین حقیقتجویی، هدف محدودیت و بازداشت قرار میگیرند. این وضعیت، نیازمند توجه جدی نهادهای مدنی، رسانهها و سازمانهای بینالمللی است تا ضمن پیگیری وضعیت مجید سعیدی، زمینههای لازم برای حمایت از آزادی رسانهها و امنیت خبرنگاران در ایران فراهم شود.
بررسی پیشینه بازداشتها و فعالیتهای حرفهای مجید سعیدی
مجید سعیدی، عکاس مستند و خبری ایرانی، یکی از چهرههای شناختهشده در عرصه عکاسی بینالمللی است که آثارش در بسیاری از رسانهها و نمایشگاههای جهان به نمایش درآمده است. او در سال ۱۳۹۲ با مجموعه «زندگی در جنگ» برنده جایزه انجمن لوکاس دو لهگا شد؛ جایزهای معتبر که به عکاسانی اعطا میشود که با نگاه انسانی و عمیق، به مستندسازی بحرانها و رنجهای بشری میپردازند. این موفقیت، او را به یکی از معدود عکاسان ایرانی تبدیل کرد که در سطح جهانی شناخته شدهاند و آثارشان در کنار بزرگان عکاسی مستند قرار گرفته است. با این حال، همین فعالیت حرفهای و حضور در مناطق بحرانی، او را در معرض محدودیتها و بازداشتهای متعدد قرار داده است.
پیشینه بازداشتهای سعیدی نشان میدهد که فعالیت او بهعنوان یک عکاس مستند، همواره با حساسیتهای امنیتی روبرو بوده است. شهریور سال ۱۴۰۰، او برای تهیه گزارشی از وضعیت آوارگان افغان به استان آذربایجان غربی سفر کرده بود که در شهر خوی بازداشت شد. این بازداشت، در حالی رخ داد که او صرفاً به دنبال ثبت تصاویر و روایتهای انسانی از یک بحران واقعی بود. همچنین در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران، او از برخورد نیروهای امنیتی با خود و همکارانش خبر داد و نوشت که «ما را نه قهرمان، که هدف میدیدند.» این تجربهها نشان میدهد که سعیدی، بهعنوان یک خبرنگار و عکاس، در میدانهای واقعی حاضر بوده و هزینههای سنگینی را برای حرفهاش پرداخته است. اکنون با بازداشت جدید، این پرسش مطرح میشود که آیا فعالیت حرفهای سعیدی، بهعنوان یک عکاس مستند، همچنان در چارچوب قانونی و مشروع تلقی میشود یا اینکه مقامات، نگاه امنیتی به او دارند و هرگونه فعالیت در مناطق بحرانی را تهدید میدانند. پاسخ به این سؤال، نه تنها برای سرنوشت سعیدی، بلکه برای آینده عکاسی مستند و خبرنگاری در ایران حیاتی است. اگر قرار باشد هر عکاسی که به مناطق بحرانی میرود، با خطر بازداشت روبرو شود، طبیعی است که بسیاری از استعدادها، از ورود به این عرصه خودداری کنند و این، خسارتی بزرگ برای حافظه تصویری و تاریخی کشور خواهد بود.
تحلیل ابعاد حقوقی بازداشت و سکوت مقامات
بازداشت مجید سعیدی، از منظر حقوقی، سؤالات متعددی را برمیانگیزد که پاسخ به آنها، برای شفافسازی وضعیت او ضروری است. بر اساس اصول حقوقی شناختهشده در نظام جمهوری اسلامی ایران و همچنین موازین بینالمللی حقوق بشر، هر فرد بازداشتشده حق دارد که در اسرع وقت از اتهام خود مطلع شود، به وکیل دسترسی داشته باشد و با خانواده خود تماس بگیرد. همچنین، بازداشت باید بر اساس قرار قانونی صادرشده از سوی مقام قضایی باشد و نه صرفاً بر اساس تشخیص نیروهای امنیتی. در مورد مجید سعیدی، تاکنون هیچ اطلاعیه رسمی درباره اتهامات او منتشر نشده و خانوادهاش نیز از دسترسی به او محروم هستند. این وضعیت، با اصول دادرسی عادلانه مغایرت دارد.
سکوت مقامات قضایی و امنیتی در برابر این بازداشت، خود یک موضوع قابل تأمل است. وقتی یک نهاد رسمی، هیچ توضیحی درباره دلیل بازداشت یک شهروند ارائه نمیدهد، این امر به بیاعتمادی عمومی دامن میزند و این شبهه را ایجاد میکند که ممکن است بازداشت بر اساس دلایل غیرقانونی یا سیاسی صورت گرفته باشد. در نظامهای حقوقی پیشرفته، شفافیت در فرایندهای قضایی و امنیتی، یکی از ارکان اصلی اعتماد عمومی محسوب میشود. اما در ایران، متأسفانه این شفافیت در بسیاری از پروندههای امنیتی و سیاسی وجود ندارد و خانوادهها، هفتهها یا ماهها در بیخبری کامل به سر میبرند. این بیخبری، علاوه بر اینکه ناقض حقوق متهم و خانواده اوست، میتواند به عنوان یک ابزار فشار روانی نیز مورد استفاده قرار گیرد. وقتی خانوادهای نمیداند که عزیزش در چه شرایطی نگهداری میشود، آیا تحت شکنجه قرار دارد یا از سلامت جسمی و روانی برخوردار است، این وضعیت، فشار طاقتفرسایی را بر آنها تحمیل میکند. در مورد مجید سعیدی، برادرش مهدی، با انتشار پیام در اینستاگرام، نگرانی خود را از این بیخبری ابراز کرده است. این نگرانی، نماینده احساسات بسیاری از خانوادههایی است که عزیزانشان در بازداشتهای امنیتی به سر میبرند و هیچ نهادی پاسخگوی آنها نیست.
وضعیت آزادی رسانهها و امنیت خبرنگاران در ایران
بازداشت مجید سعیدی را باید در چارچوب کلیتر وضعیت آزادی رسانهها و امنیت خبرنگاران در ایران مورد بررسی قرار داد. در سالهای اخیر، فضای رسانهای ایران با محدودیتهای فزایندهای روبرو بوده است. خبرنگاران، عکاسان، روزنامهنگاران و فعالان رسانهای، بارها هدف بازداشت، احضار، ممنوعیت فعالیت و حتی محکومیتهای قضایی قرار گرفتهاند. این محدودیتها، نه تنها به کاهش تنوع صداها و دیدگاهها در فضای عمومی منجر شده، بلکه انگیزه نیروهای جوان و مستعد را برای فعالیت در حوزه رسانه نیز کاهش داده است. بسیاری از خبرنگاران، به دلیل ترس از عواقب امنیتی، از پرداختن به موضوعات حساس و بحرانی خودداری میکنند و این، به معنای از دست رفتن بخش مهمی از حافظه خبری و تصویری کشور است.
خبرنگاران و عکاسان مستند، به دلیل ماهیت حرفهای خود، ناچارند در مناطق بحرانی و حساس حضور یابند تا بتوانند روایتهای دقیق و مستند از وقایع ارائه دهند. این حضور، اگرچه برای آگاهیبخشی عمومی و ثبت تاریخ ضروری است، اما آنها را در معرض خطرات امنیتی قرار میدهد. در بسیاری از کشورها، خبرنگاران در مناطق جنگی و بحرانی، از حمایتهای قانونی و بینالمللی برخوردارند و تلاش میشود که امنیت آنها تأمین شود. اما در ایران، به نظر میرسد که خبرنگاران نه تنها از این حمایتها بیبهرهاند، بلکه خود هدف محدودیت و بازداشت قرار میگیرند. این وضعیت، نیازمند توجه جدی نهادهای مدنی و بینالمللی است.
نهادهای بینالمللی مدافع آزادی رسانه، بارها نسبت به وضعیت خبرنگاران در ایران هشدار داده و از مقامات خواستهاند که به تعهدات بینالمللی خود در زمینه آزادی بیان و حقوق بشر پایبند باشند. اما به نظر میرسد که این درخواستها، تاکنون تأثیری در رویه مقامات ایرانی نداشته است. بازداشت مجید سعیدی، نمونهای از این رویه است که نشان میدهد خبرنگاری در ایران، همچنان حرفهای پرخطر و همراه با ریسکهای فراوان است. برای تغییر این وضعیت، نیازمند یک اراده سیاسی قوی و همچنین فشار افکار عمومی داخلی و بینالمللی هستیم تا فضای رسانهای ایران، به سمت بازتر و امنتر حرکت کند.
واکنشهای داخلی و بینالمللی به بازداشت ها
پس از انتشار خبر بازداشت مجید سعیدی، واکنشهای متعددی از سوی فعالان رسانهای، نهادهای مدنی و شخصیتهای حرفهای در داخل و خارج از ایران شکل گرفته است. بسیاری از همکاران و دوستداران سعیدی، با انتشار پیامهای حمایتی در فضای مجازی، خواستار آزادی فوری او و شفافسازی درباره وضعیتش شدهاند. این واکنشها، نشاندهنده اهمیت همبستگی در میان جامعه رسانهای است؛ جامعهای که بهخوبی میداند، تهدید علیه یک خبرنگار، تهدید علیه همه آنهاست. اگر خبرنگاران در برابر بازداشت همکارانشان سکوت کنند، این سکوت، راه را برای محدودیتهای بیشتر و گستردهتر باز خواهد کرد. در سطح بینالمللی نیز، سازمانهای مدافع آزادی مطبوعات و حقوق بشر، معمولاً به بازداشت خبرنگاران واکنش نشان میدهند و خواستار آزادی آنها میشوند. این سازمانها، با انتشار بیانیهها و گزارشها، توجه افکار عمومی جهانی را به وضعیت خبرنگاران در کشورهای مختلف جلب میکنند. در مورد مجید سعیدی، به دلیل شهرت بینالمللی و جوایز معتبری که دریافت کرده است، احتمال واکنش سازمانهای بینالمللی بیشتر است. این واکنشها، میتواند به افزایش فشار بر مقامات ایرانی برای شفافسازی و آزادی او کمک کند، هرچند تجربه نشان داده که این فشارها همیشه مؤثر نیستند.
اهمیت همبستگی و حمایت از خبرنگاران بازداشتشده، نه فقط در آزادی فوری آنها، بلکه در ایجاد یک فرهنگ حمایتی در جامعه رسانهای نهفته است. وقتی خبرنگاران بدانند که در صورت بازداشت، همکاران و نهادهای مدنی از آنها حمایت خواهند کرد، این امر میتواند به افزایش اعتماد به نفس و انگیزه آنها برای ادامه کار کمک کند. همچنین، این همبستگی، پیامی به مقامات است که جامعه رسانهای، بازداشت خبرنگاران را تحمل نخواهد کرد و برای آزادی آنها تلاش خواهد کرد. بنابراین، حمایت از مجید سعیدی، یک وظیفه حرفهای و انسانی برای همه فعالان رسانهای است.
ضرورت اصلاحات ساختاری در حوزه رسانه
بازداشت مجید سعیدی، بار دیگر ضرورت اصلاحات ساختاری در حوزه رسانه و امنیت خبرنگاران را برجسته کرده است. برای جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی، نیازمند تغییر رویکردهای امنیتی به رسانهها و ایجاد یک چارچوب قانونی شفاف برای فعالیت خبرنگاران هستیم. خبرنگاران باید بتوانند بدون ترس از بازداشت و محدودیت، به وظیفه حرفهای خود یعنی اطلاعرسانی و آگاهیبخشی بپردازند. این امر، نه تنها به نفع جامعه رسانهای، بلکه به نفع کل جامعه است؛ چراکه رسانههای آزاد و مستقل، میتوانند نقشی مهم در نظارت بر قدرت و بهبود حکمرانی ایفا کنند.
یکی از گامهای اساسی در این مسیر، تصویب قوانینی است که حمایتهای قانونی لازم را برای خبرنگاران فراهم کند. این قوانین باید شامل تضمین امنیت شغلی، حق دسترسی به اطلاعات، حمایت در برابر بازداشتهای خودسرانه و دسترسی به وکیل باشد. همچنین، باید سازوکارهای نظارتی مستقلی ایجاد شود که تخلفات نیروهای امنیتی علیه خبرنگاران را بررسی و پیگیری کند. بدون چنین تضمینهایی، خبرنگاران همچنان در معرض خطر خواهند بود و فضای رسانهای ایران، به سمت بستهتر شدن پیش خواهد رفت. در نهایت، باید توجه داشت که آزادی رسانهها و امنیت خبرنگاران، نه یک امتیاز، بلکه یک حق اساسی است که در قانون اساسی ایران و موازین بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. احترام به این حق، نه تنها وظیفه مقامات است، بلکه پیششرط توسعه پایدار و حکمرانی خوب در هر جامعهای محسوب میشود. امید است که با پیگیری فعالانه نهادهای مدنی، رسانهها و سازمانهای بینالمللی، وضعیت مجید سعیدی هرچه سریعتر روشن شود و شاهد آزادی او و سایر خبرنگاران بازداشتشده باشیم.