آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در تحولی بزرگ و پرتنش در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که ارتش این کشور بزرگترین پایگاه منتسب به ایران در خارج از مرزهای ایران را در منطقه تونلهای علیالطاهر در جنوب لبنان منهدم کرده است. نتانیاهو در این پیام با لحنی پیروزمندانه نوشت: «امشب بزرگترین پایگاه ایران در خارج از ایران، یعنی تونلهای علیالطاهر در لبنان را نابود کردیم. ماموریت تکمیل شد. سال نو مبارک.» این اظهارات، نشاندهنده یک عملیات نظامی گسترده و بیسابقه است که میتواند معادلات امنیتی منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، شبکه تونلی حزبالله در ارتفاعات علیالطاهر با استفاده از بیش از هزار و ۱۰۰ تن مواد منفجره تخریب شده است. به گفته ارتش، در این تونلها که طول آنها بیش از دو کیلومتر اعلام شده، دهها موشک، راکت، پهپاد، سلاحهای سبک، موشکهای ضدزره، صدها مین و مقادیر زیادی مواد منفجره کشف شده است. این حجم از تسلیحات و مهمات، نشاندهنده اهمیت راهبردی این پایگاه برای حزبالله و متحدانش بوده و انهدام آن، ضربهای سنگین به توانمندیهای نظامی این گروه محسوب میشود.
شدت انفجارهای ناشی از مواد منفجره به کار گرفتهشده، بهقدری زیاد بود که سازمان زمینشناسی آمریکا روز پنجشنبه ۱۰ سپتامبر (۱۹ شهریور) اندکی پس از اعلام ارتش اسرائیل درباره انهدام تونلهای حزبالله، وقوع زمینلرزهای به بزرگی ۴.۱ در جنوب لبنان را ثبت کرد. این زمینلرزه، که ناشی از انفجارهای عظیم در تونلهای زیرزمینی بود، نشاندهنده مقیاس بیسابقه این عملیات و حجم بالای مواد منفجره بهکاررفته است. چنین انفجارهایی، نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر زیستمحیطی و زمینشناختی نیز میتوانند تأثیرات قابلتوجهی بر منطقه داشته باشند. بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در بیانیهای مشترک اعلام کردند که نیروهای اسرائیلی در این منطقه باقی خواهند ماند تا از بازگشت حزبالله، گروه مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی، و بازسازی توانمندیهای نظامی آن جلوگیری کنند. این اعلام حضور نظامی دائمی در جنوب لبنان، نشاندهنده تغییر راهبرد اسرائیل از عملیات محدود و موقت به حضور بلندمدت در مناطق مرزی است؛ موضوعی که میتواند به تنشهای بیشتر با لبنان و حزبالله منجر شود و ثبات شکننده منطقه را بیش از پیش به چالش بکشد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که نیروهای این کشور پیش از انهدام این زیرساختها، کنترل عملیاتی منطقه را در بخشهای روی زمین و زیر زمین به دست گرفته بودند. به گفته ارتش، شبکه زیرزمینی مورد نظر بیش از دو کیلومتر امتداد داشت و محل استقرار دهها فروند راکت، موشک و پهپاد، همچنین موشکهای ضدتانک، مین و مواد منفجره بود. این توصیف، نشاندهنده یک عملیات پیچیده و برنامهریزیشده است که در آن، نیروهای اسرائیلی ابتدا منطقه را بهطور کامل محاصره و کنترل کرده و سپس با استفاده از حجم عظیمی از مواد منفجره، اقدام به تخریب کامل زیرساختها نمودهاند. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، با انهدام این سایت، عملیات تخریب شبکهای متشکل از هشت تونل به طول مجموع ۵.۴ کیلومتر در منطقه علیالطاهر و قلعه شقیف تکمیل شده است. این شبکه تونلی، که بهعنوان بزرگترین پایگاه منتسب به ایران در خارج از مرزهای این کشور معرفی شده، احتمالاً سالها با سرمایهگذاری کلان و با هدف ایجاد یک زیرساخت نظامی پیشرفته برای حزبالله ساخته شده بود. انهدام این شبکه، نه تنها ضربهای به توان نظامی حزبالله، بلکه پیامی به جمهوری اسلامی محسوب میشود که متحد اصلی این گروه در منطقه است.
این عملیات، در شرایطی انجام شده که منطقه خاورمیانه در ماههای اخیر شاهد تنشهای فزاینده میان اسرائیل و محور مقاومت بوده است. از یک سو، حزبالله لبنان و اسرائیل در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی درگیر تبادل آتش متقابل بودهاند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی و اسرائیل در آستانه رویارویی مستقیم قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، انهدام بزرگترین پایگاه منتسب به ایران در لبنان، میتواند بهعنوان یک اقدام تنبیهی و بازدارنده تلقی شود که هدف آن، تضعیف توانمندیهای محور مقاومت و ارسال پیام قدرت به تهران است. در پایان، باید توجه داشت که این عملیات نظامی، پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه و آینده روابط میان اسرائیل، لبنان و ایران خواهد داشت. از یک سو، حزبالله ممکن است برای جبران این ضایعه، دست به اقدامات تلافیجویانه بزند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ممکن است پاسخ متقابلی را در دستور کار قرار دهد. در چنین شرایطی، احتمال تشدید تنشها و گسترش دامنه درگیری به سایر مناطق، بسیار بالاست.
بررسی ابعاد نظامی و راهبردی عملیات انهدام تونلهای علیالطاهر
عملیات انهدام تونلهای علیالطاهر، یکی از بزرگترین و پیچیدهترین عملیات نظامی اسرائیل در سالهای اخیر محسوب میشود که با هدف تخریب زیرساختهای نظامی حزبالله و تضعیف توانمندیهای محور مقاومت انجام شده است. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، این شبکه تونلی شامل هشت تونل به طول مجموع ۵.۴ کیلومتر بوده که در منطقه علیالطاهر و قلعه شقیف قرار داشته است. این تونلها، بهعنوان بزرگترین پایگاه منتسب به ایران در خارج از مرزهای این کشور معرفی شده و احتمالاً سالها با سرمایهگذاری کلان و با هدف ایجاد یک زیرساخت نظامی پیشرفته برای حزبالله ساخته شده بودند. انهدام این شبکه، نه تنها ضربهای سنگین به توان نظامی حزبالله محسوب میشود، بلکه پیامی به جمهوری اسلامی است که متحد اصلی این گروه در منطقه به شمار میرود.
آنچه این عملیات را از سایر عملیاتهای نظامی متمایز میکند، استفاده از حجم عظیم مواد منفجره است. بیش از هزار و ۱۰۰ تن مواد منفجره برای تخریب این تونلها به کار گرفته شده که شدت انفجارهای ناشی از آن، بهقدری زیاد بوده که سازمان زمینشناسی آمریکا وقوع زمینلرزهای به بزرگی ۴.۱ در جنوب لبنان را ثبت کرده است. این زمینلرزه، که ناشی از انفجارهای عظیم در تونلهای زیرزمینی بود، نشاندهنده مقیاس بیسابقه این عملیات و حجم بالای مواد منفجره بهکاررفته است. چنین انفجارهایی، نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر زیستمحیطی و زمینشناختی نیز میتوانند تأثیرات قابلتوجهی بر منطقه داشته باشند. از منظر راهبردی، انهدام این پایگاه، بخشی از یک راهبرد گستردهتر اسرائیل برای تضعیف محور مقاومت و جلوگیری از استقرار نیروهای متحد ایران در نزدیکی مرزهای خود است. اسرائیل سالهاست که حضور نظامی جمهوری اسلامی و حزبالله در سوریه و لبنان را بهعنوان یک تهدید وجودی تلقی میکند و با انجام عملیاتهای مختلف، از جمله حملات هوایی به مواضع نظامی، ترور فرماندهان و انهدام زیرساختها، تلاش کرده است تا از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه جلوگیری کند. انهدام تونلهای علیالطاهر، یک گام دیگر در این راهبرد بلندمدت محسوب میشود که میتواند معادلات امنیتی منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
ابعاد حقوقی و بینالمللی عملیات اسرائیل در خاک لبنان
عملیات نظامی اسرائیل در خاک لبنان، از منظر حقوق بینالملل، سؤالات متعددی را برمیانگیزد که پاسخ به آنها برای درک ابعاد این رویداد ضروری است. بر اساس منشور سازمان ملل متحد و قواعد حقوق بینالملل، هرگونه اقدام نظامی علیه یک کشور مستقل، بدون مجوز شورای امنیت یا در چارچوب دفاع مشروع معتبر، عملی تجاوزکارانه و نقض آشکار حاکمیت ملی محسوب میشود. اسرائیل در این عملیات، بدون دریافت مجوز از شورای امنیت سازمان ملل متحد و بدون رضایت دولت لبنان، اقدام به انهدام زیرساختهایی در خاک این کشور کرده است. این اقدام، از منظر حقوقی، نقض تمامیت ارضی لبنان و حاکمیت ملی این کشور محسوب میشود و میتواند در محاکم بینالمللی قابل پیگیری باشد.
با این حال، اسرائیل همواره عملیاتهای خود در خاک لبنان و سوریه را در چارچوب «دفاع مشروع» و با استناد به تهدیدات حزبالله و سایر گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی توجیه میکند. مقامات اسرائیلی معتقدند که حضور نظامی حزبالله در نزدیکی مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی، یک تهدید مستقیم برای امنیت شهروندان این کشور است و بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، این کشور حق دارد برای دفاع از خود، اقدامات پیشگیرانه انجام دهد. اما این تفسیر از دفاع مشروع، در حقوق بینالملل بحثبرانگیز است و بسیاری از حقوقدانان معتقدند که دفاع مشروع باید متناسب، ضروری و فوری باشد و نمیتواند بهانهای برای اقدامات نظامی گسترده و مخرب در خاک کشورهای دیگر شود. علاوه بر این، تخریب گسترده زیرساختها و استفاده از حجم عظیم مواد منفجره، میتواند نقض قوانین بینالمللی بشردوستانه محسوب شود. کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی را در زمان درگیریهای مسلحانه الزامی میدانند. اگرچه اسرائیل مدعی است که تونلهای علیالطاهر صرفاً زیرساختهای نظامی بودهاند، اما در صورت اثبات وجود تأسیسات غیرنظامی در نزدیکی این منطقه یا آسیبهای جانبی به غیرنظامیان، این عملیات میتواند مصداق نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی باشد. جامعه بینالمللی و نهادهای حقوقی باید این موضوع را با دقت بررسی کنند تا مشخص شود که آیا اسرائیل در این عملیات، به تعهدات بینالمللی خود پایبند بوده است یا خیر.
پیامدهای منطقهای و واکنشهای احتمالی حزبالله وجمهوری اسلامی
انهدام بزرگترین پایگاه منتسب به ایران در خارج از مرزهای این کشور، پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه و آینده روابط میان اسرائیل، لبنان و ایران خواهد داشت. از یک سو، حزبالله لبنان بهعنوان گروهی که متحمل این ضایعه سنگین شده است، ممکن است برای جبران این شکست و بازگرداندن اعتبار خود، دست به اقدامات تلافیجویانه بزند. حزبالله در سالهای گذشته نشان داده است که در برابر حملات اسرائیل، با استفاده از موشکهای دوربرد، پهپادهای انتحاری و حملات زمینی، پاسخهای دردناکی داده است. بنابراین، احتمال افزایش تنشها در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی و حتی وقوع یک درگیری گسترده، بسیار بالاست.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی که حامی اصلی حزبالله محسوب میشود، ممکن است این عملیات را بهعنوان یک اقدام تنبیهی علیه خود تلقی کند و پاسخ متقابلی را در دستور کار قرار دهد. جمهوری اسلامی در سالهای اخیر، با استفاده از نیروهای نیابتی خود در منطقه، از جمله حزبالله، حماس و انصارالله یمن، توانسته است شبکهای از قدرت و نفوذ ایجاد کند که اسرائیل آن را بهعنوان یک تهدید وجودی میبیند. انهدام تونلهای علیالطاهر، ضربهای به این شبکه محسوب میشود و ممکن است تهران را به سمت اقدامات تلافیجویانه، از جمله حملات سایبری، حملات موشکی از خاک لبنان یا سوریه، و حتی فعالسازی سایر گروههای نیابتی در منطقه سوق دهد. در چنین شرایطی، احتمال تشدید تنشها و گسترش دامنه درگیری به سایر مناطق، بسیار بالاست. جامعه بینالمللی، بهویژه سازمان ملل متحد و قدرتهای بزرگ، باید برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی و امنیتی بزرگ، تلاشهای دیپلماتیک خود را تشدید کنند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که درگیریهای محدود در مرزهای لبنان و اسرائیل، بهسرعت میتوانند به یک جنگ تمامعیار منطقای تبدیل شوند که پیامدهای آن، نه تنها برای منطقه، بلکه برای کل جهان، ویرانگر خواهد بود. بنابراین، خویشتنداری و بازگشت به میز مذاکره، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگتر است.
بررسی ابعاد رسانهای و جنگ اطلاعاتی پیرامون عملیات
عملیات انهدام تونلهای علیالطاهر، بلافاصله پس از اعلام رسمی، به یک رویداد رسانهای بزرگ تبدیل شد و هر دو طرف درگیر، تلاش کردند تا روایت خود را به افکار عمومی جهانی تحمیل کنند. بنیامین نتانیاهو با انتشار ویدیویی در شبکه اجتماعی ایکس، از این عملیات بهعنوان یک پیروزی بزرگ برای اسرائیل یاد کرد و آن را «بزرگترین پایگاه ایران در خارج از ایران» نامید. این اظهارات، با هدف ایجاد یک پیروزی روانی و تقویت روحیه عمومی در داخل سرزمینهای اشغالی بیان شد و نشاندهنده تلاش اسرائیل برای استفاده حداکثری از این عملیات در جنگ رسانهای و تبلیغاتی است.
در سوی مقابل، حزبالله و متحدانش، سعی کردهاند تا اهمیت این عملیات را کمرنگ جلوه دهند و آن را صرفاً یک اقدام تبلیغاتی اسرائیل معرفی کنند. برخی رسانههای نزدیک به محور مقاومت، با انتشار گزارشهایی، ادعاهای اسرائیل درباره حجم تسلیحات و اهمیت این پایگاه را زیر سؤال برده و آن را بخشی از جنگ روانی اسرائیل علیه حزبالله دانستهاند. این تناقض در روایتها، نشاندهنده آن است که ما با یک جنگ اطلاعاتی تمامعیار روبرو هستیم که در آن، هر طرف سعی دارد با مدیریت اخبار و روایتها، افکار عمومی داخلی و خارجی را با خود همراه کند. علاوه بر این، ثبت زمینلرزه ۴.۱ ریشتری توسط سازمان زمینشناسی آمریکا، بهعنوان یک سند علمی و بیطرف، میتواند به تأیید صحت ادعاهای اسرائیل درباره حجم انفجارها کمک کند. این زمینلرزه، نشان میدهد که انفجارها در تونلهای علیالطاهر، بهقدری شدید بوده که در سطح زمین نیز قابل ثبت بوده است. با این حال، برخی کارشناسان معتقدند که این زمینلرزه میتواند ناشی از عوامل طبیعی نیز باشد و نمیتوان آن را صرفاً به انفجارهای اسرائیل نسبت داد. در هر صورت، این رویداد، بار دیگر نشان داد که در دنیای امروز، رسانهها و شبکههای اجتماعی، بهعنوان میدانهای نبرد جدید، نقش کلیدی در شکلدهی به افکار عمومی و تعیین سرنوشت درگیریها ایفا میکنند.
سناریوهای احتمالی پس از عملیات
با توجه به ابعاد مختلف عملیات انهدام تونلهای علیالطاهر، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
- سناریوی اول، تشدید تنشها و وقوع یک درگیری گسترده در مرزهای لبنان و اسرائیل است. در این سناریو، حزبالله با انجام حملات تلافیجویانه، سعی در بازگرداندن اعتبار خود دارد و اسرائیل نیز با ادامه عملیاتهای پیشگیرانه، سعی در تضعیف بیشتر این گروه میکند. این سناریو، میتواند به یک جنگ فرسایشی طولانیمدت منجر شود که پیامدهای آن، برای هر دو طرف و برای غیرنظامیان منطقه، ویرانگر خواهد بود. در چنین شرایطی، احتمال ورود سایر بازیگران منطقهای و بینالمللی به درگیری نیز افزایش مییابد و منطقه میتواند به یک بحران بزرگ امنیتی تبدیل شود.
- سناریوی دوم، خویشتنداری نسبی و بازگشت به میز مذاکره است. در این سناریو، حزبالله و جمهوری اسلامی، با درک خطرات یک درگیری گسترده، تصمیم میگیرند که پاسخ نظامی مستقیم ندهند و به جای آن، از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای پیگیری مطالبات خود استفاده کنند. اسرائیل نیز ممکن است با توجه به فشارهای بینالمللی، از ادامه عملیاتهای گسترده در خاک لبنان خودداری کند و به یک آتشبس شکننده بسنده نماید. این سناریو، اگرچه مطلوبترین گزینه برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی است، اما تحقق آن نیازمند یک اراده سیاسی قوی و همکاری بینالمللی گسترده است که در شرایط کنونی، چندان محتمل به نظر نمیرسد.
- سناریوی سوم، ادامه وضعیت فعلی و تبدیل شدن به یک «جنگ فرسایشی» است. در این سناریو، نه درگیری گستردهای رخ میدهد و نه صلح پایداری برقرار میشود، بلکه دو طرف بهطور متناوب، به حملات محدود و تبادل آتش ادامه میدهند. این وضعیت، که در سالهای گذشته نیز بارها تجربه شده است، میتواند ماهها یا حتی سالها ادامه یابد و به یک وضعیت عادی و پایدار در مرزهای لبنان و اسرائیل تبدیل شود. در چنین شرایطی، غیرنظامیان منطقه، همواره در معرض خطر حملات و تهدیدات قرار دارند و زندگی آنها، بهشدت تحت تأثیر بیثباتی و ناامنی خواهد بود. در نهایت، آنچه مسلم است، این که عملیات انهدام تونلهای علیالطاهر، یک نقطه عطف در تحولات منطقه خاورمیانه محسوب میشود و پیامدهای آن، برای ماهها و سالهای آینده قابل مشاهده خواهد بود.