آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
بازار افغانستان، یکی از مهمترین و راهبردیترین مقاصد صادراتی ایران، این روزها با چالشی جدی روبرو شده است؛ چالشی که نه از جنس تحریم است و نه از جنس جنگ، بلکه ریشه در ضعف مدیریت مرزی و بخشینگری دستگاههای مختلف دارد. محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان، با انتقاد تند از وضعیت مرزهای تجاری کشور، اعلام کرده که در حال حاضر مرزهای میلک و دوغارون با بیشترین میزان معطلی کامیونها مواجه هستند و ایستایی برخی کامیونها به بیش از ۱۵ روز رسیده است. این در حالی است که صدها دستگاه کامیون در صف خروج از کشور قرار دارند و توقفهای طولانیمدت، هزینههای حملونقل را بهطور غیرمعمول افزایش داده و قدرت رقابت ایران در بازار افغانستان را کاهش میدهد. آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، کاهش ۲۵ درصدی صادرات ایران به افغانستان از آغاز جنگ است. بخشی از این کاهش به محدودیت صادرات برخی کالاها مانند محصولات پتروشیمی، فولاد و مواد غذایی مربوط میشود، اما مسئله مهمتر، ورود جدی رقبای منطقهای به بازار افغانستان در همین مدت است. ازبکستان در سال جاری میلادی حدود ۴۲ درصد رشد صادرات به افغانستان داشته و با سرعت در حال افزایش سهم خود از این بازار است. همچنین، عربستان در نزدیکی مرز ایران، قرارداد چند ده میلیارد دلاری برای استخراج گاز بسته است؛ تحولاتی که به گفته سیادت، زنگ خطر جدی برای تجارت منطقهای ایران محسوب میشود.
رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان با تأکید بر اینکه هیچ منطقی قبول نمیکند کامیون صادراتی ایران در مرزها ۱۳، ۱۴ و بعضاً ۱۵ روز معطل بماند، گفت: «توقفهای طولانیمدت کامیونها در مرز، خود باعث افزایش غیرمعمول هزینه و کرایههای حملونقل و کاهش قدرت رقابت ما در بازار افغانستان میشود.» او دلیل اصلی این توقف مرزی را نه جنگ و نه تحریم، بلکه ضعف مدیریت ساختار حکومتی، موازیکاری دستگاهها، بخشینگری سازمانهای مستقر در مرز و عدم مدیریت واحد مرزی دانست و گفت: «این ضعف توجیهناپذیری است که در مرزهای ما وجود دارد.» نکته جالب توجه این است که به گفته سیادت، وضعیت تردد کامیونها در طرف افغانستان بسیار روانتر از سمت ایران است. او با اشاره به اینکه عمده این مسائل، مسائل حکومتی و حاکمیتی و نگاههای غیراقتصادی است که در مرزهای ما حاکم است، افزود: «هرچه برای حل آن مکاتبه کردیم و قول گرفتیم، ولی در عمل متأسفانه تغییری حاصل نشد.» این اظهارات نشان میدهد که مشکل اصلی، نه در آن سوی مرز، بلکه در داخل کشور و در ساختار مدیریتی و تصمیمگیریهای بخشی نهفته است.
در همین حال، حسان ملکزاده، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران، نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر از توقف طولانیمدت کامیونهای صادراتی در پشت مرزهای کشورهای همسایه خبر داده و اعلام کرده که بهطور میانگین ۱۸ تا ۲۰ روز ایستایی کامیونها را پشت مرزها شاهد هستیم. او این وضعیت را در مرزهای ریمدان، دوغارون و بازرگان تأیید کرده و گفته که در شرایط سخت آبوهوایی، گرما، گردوخاک و وضعیت نامناسب مرز ریمدان، شرایط برای رانندگان واقعاً سخت و غیرقابل تصور است. به گفته او، در مرز ریمدان حدود ۲ هزار و ۲۴۹ دستگاه کامیون در صف صادرات قرار دارند و زمان انتظار برای کالاهای صادراتی به ۶۸۶ ساعت، یعنی حدود ۲۸ روز، میرسد. ملکزاده با اشاره به اقدامات انجامشده برای کاهش مشکلات مرزی، از افزایش پذیرش کامیون در مرز بازرگان از ۲۷۰ به ۴۰۰ دستگاه در روز خبر داده و این دستاورد را نتیجه دیپلماسی فعال بخش خصوصی و جلسات متعدد با انجمن شرکتهای حملونقل بینالمللی ترکیه دانسته است. او همچنین از تخفیف ۸۰ درصدی برای برخی محمولههای مانده ایران در بنادر کراچی و گوادر پاکستان خبر داده و گفته که در این زمینه، هیئتهای ایرانی و پاکستانی مذاکرات متعددی انجام دادهاند. با این حال، او تأکید کرده که ناوگان حملونقل بینالمللی ایران در شرایط بسیار سختی قرار دارد و نیازمند ورود جدی حاکمیت است.
سیادت با اشاره به محدود شدن برخی مسیرهای صادراتی کشور، هشدار داده که در شرایط فعلی، افغانستان یکی از معدود مسیرهای مهم باقیمانده برای صادرات کالاهای ایرانی است. او بهویژه درباره تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و میوه و ترهبار هشدار داده که بخش قابلتوجهی از مسیرهای صادراتی این محصولات از طریق بنادر و مسیرهای جنوبی با محدودیت مواجه شده است. به گفته وی، در چنین شرایطی انتظار میرود مرزهای افغانستان بهعنوان یک مسیر تنفسی برای تجارت ایران تقویت شوند، نه اینکه با مدیریت نامناسب، همین مسیر نیز با مشکل مواجه شود.
رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان با تأکید بر اینکه حل مشکل از مسیر مذاکره و وعدههای تکراری گذشته و نیازمند قاطعیت، مدیریت واحد و مقابله با بخشینگری است، گفت: «رئیسجمهور صراحتاً این مطالبه را داشتند؛ ولی به نظر میرسد که موضوع نظمدهی به مرزها از تمنا و التماس و مذاکره باید خارج شود و باید ما با یک قاطعیت و تصمیم جدی ملی و مقابله با بخشینگری این موضوع را حل کنیم.» او همچنین از اینکه بخش خصوصی در ایران عمدتاً در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها «زینتالمجالس» است و تنها وعده میشنود اما عمل نمیبیند، ابراز گلایه کرد. در نهایت، باید گفت که ادامه این وضعیت میتواند یک زنجیره منفی برای تجارت ایران ایجاد کند؛ از افزایش هزینه حملونقل و خواب کامیون گرفته تا افزایش قیمت تمامشده کالا و کاهش قدرت رقابت صادرکنندگان ایرانی. در شرایطی که رقبایی مانند ازبکستان در حال افزایش حضور خود در افغانستان هستند، طولانی شدن زمان عبور کامیونها میتواند به از دست رفتن بخشی از بازار این کشور برای صادرکنندگان ایرانی منجر شود. این یک هشدار جدی است که نیازمند توجه فوری و اقدام عملی از سوی مسئولان و حاکمیت است.
ریشهیابی دلایل توقف طولانیمدت کامیونها در مرزهای ایران و افغانستان
توقف طولانیمدت کامیونهای صادراتی در مرزهای ایران و افغانستان، پدیدهای نیست که یکشبه به وجود آمده باشد، بلکه ریشه در سالها ضعف مدیریت و نبود یکپارچگی در تصمیمگیریهای مرزی دارد. بر اساس اظهارات محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان، بخش قابل توجهی از این مشکل ناشی از موازیکاری دستگاههای مستقر در مرز، بخشینگری سازمانها و عدم وجود یک مدیریت واحد مرزی است. هر سازمان و نهاد، بر اساس منافع و اختیارات خود عمل میکند و همین موضوع باعث میشود که فرایند ترخیص و عبور کامیونها از مرز، با تأخیرهای طولانی و غیرضروری روبرو شود. این در حالی است که در سمت افغانستان، تردد کامیونها بسیار روانتر انجام میشود و این تناقض، نشاندهنده آن است که مشکل اصلی در داخل کشور و در ساختار مدیریتی ما نهفته است.
دومین عامل مؤثر، نگاههای غیراقتصادی و بعضاً منفعتطلبیهای بخشی یا شخصی در مرزهاست. سیادت با تأکید بر اینکه «این تعلل و تأخیر در مرزها مربوط به مدیریت و رقابت و بخشینگری سازمانهای مستقر در مرز و عدم مدیریت واحد مرزی و منفعتطلبی بخش یا شخصی در مرزهاست»، به این واقعیت اشاره میکند که برخی تصمیمها و رویههای مرزی، نه بر اساس منافع ملی و اقتصادی، بلکه بر پایه ملاحظات جناحی و سازمانی اتخاذ میشود. این موضوع، باعث میشود که حتی با وجود تأکیدات رئیسجمهور و مکاتبات متعدد، تغییری در وضعیت مرزها حاصل نشود و کامیونها همچنان روزها در صف بمانند.
سومین عامل، نبود زیرساختهای مناسب و تجهیزات کافی در مرزهاست. مرزهای میلک و دوغارون، بهعنوان مرزهای اصلی ارتباطی ایران با افغانستان، از نظر زیرساختی در وضعیت مناسبی قرار ندارند. کمبود دستگاههای ایکسری، سیستمهای الکترونیکی ترخیص و نیروی انسانی کافی، باعث میشود که فرایند بررسی و ترخیص کامیونها بسیار کند پیش برود. همچنین، وضعیت نامناسب جادهها در دو طرف مرز و شرایط سخت آبوهوایی، بهویژه در مرز ریمدان، بر دشواری این وضعیت میافزاید. حسان ملکزاده نیز با اشاره به این مشکلات، بر لزوم ورود جدی حاکمیت برای بهبود زیرساختها و روانسازی تردد کامیونها تأکید کرده است.
تأثیر توقف کامیونها بر هزینههای حملونقل و قدرت رقابت ایران
توقف طولانیمدت کامیونها در مرزها، تأثیر مستقیم و قابلتوجهی بر هزینههای حملونقل و در نهایت، بر قیمت تمامشده کالاهای صادراتی ایران دارد. هر روز توقف کامیون، به معنای خواب سرمایه، افزایش هزینههای نگهداری و بیمه، و همچنین پرداخت حقوق رانندگان و کارگران است. این هزینههای اضافی، در نهایت به کرایه حملونقل اضافه میشود و صادرکننده ایرانی را مجبور میکند که قیمت کالای خود را در بازار افغانستان افزایش دهد. این افزایش قیمت، مستقیماً قدرت رقابت ایران را در برابر رقبایی مانند ازبکستان، چین و ترکیه کاهش میدهد و باعث میشود که مشتریان افغان به سمت کالاهای ارزانتر و در دسترستر روی بیاورند.
سیادت با تأکید بر اینکه «توقفهای طولانیمدت کامیونها در مرز، خود باعث افزایش غیرمعمول هزینه و کرایههای حملونقل و کاهش قدرت رقابت ما در بازار افغانستان میشود»، به این زنجیره منفی اشاره میکند. وقتی یک کامیون ۱۵ روز در مرز معطل میماند، هزینههای آن بهشدت افزایش مییابد و این هزینهها، در نهایت از جیب مصرفکننده افغان یا صادرکننده ایرانی پرداخت میشود. در حالت اول، کالای ایرانی گرانتر میشود و قدرت رقابت خود را از دست میدهد؛ در حالت دوم، صادرکننده ایرانی متضرر میشود و انگیزهاش برای ادامه صادرات کاهش مییابد. هر دو حالت، به زیان اقتصاد ایران و به نفع رقباست. علاوه بر این، توقف طولانی کامیونها، به از دست رفتن بازارهای صادراتی منجر میشود. وقتی یک صادرکننده ایرانی نمیتواند کالای خود را بهموقع به مشتری افغان برساند، مشتری بهسرعت به سراغ تأمینکننده دیگری میرود و ممکن است برای همیشه از دست برود. در بازاری مانند افغانستان که رقابت در آن بسیار شدید است، زمانبندی و تحویل کالا، یکی از عوامل کلیدی موفقیت محسوب میشود. بنابراین، توقفهای طولانیمدت مرزی، نه تنها هزینهها را افزایش میدهد، بلکه به تدریج سهم ایران از بازار افغانستان را کاهش میدهد و این بازار را به رقبا واگذار میکند.
بررسی رقابت منطقهای و هشدار نسبت به از دست رفتن بازار افغانستان
یکی از مهمترین نکاتی که سیادت در اظهارات خود بر آن تأکید کرده، ورود جدی رقبای منطقهای به بازار افغانستان در فاصله زمانی کاهش صادرات ایران است. ازبکستان در سال جاری میلادی حدود ۴۲ درصد رشد صادرات به افغانستان داشته و با سرعت در حال افزایش سهم خود از این بازار است. این رشد شتابان، نشاندهنده آن است که رقبای ایران، از فرصت ایجادشده بهدلیل کاهش حضور ایران، نهایت استفاده را بردهاند و در حال تثبیت جایگاه خود در بازار افغانستان هستند. اگر این روند ادامه یابد، بازپسگیری سهم از دست رفته ایران، بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.
علاوه بر ازبکستان، عربستان نیز در نزدیکی مرز ایران، قرارداد چند ده میلیارد دلاری برای استخراج گاز بسته است. این قرارداد، نشاندهنده آن است که رقبای منطقهای، نه تنها در حوزه تجارت کالا، بلکه در حوزه انرژی و سرمایهگذاری نیز در حال گسترش نفوذ خود در افغانستان هستند. سیادت این تحولات را «زنگ خطر» برای تجارت منطقهای ایران دانست و تأکید کرد که ما باید متوجه این خطرات باشیم. اگر ایران نتواند حضور خود را در بازار افغانستان تقویت کند، این بازار راهبردی را بهتدریج از دست خواهد داد و رقبا جای آن را خواهند گرفت. نکته قابل توجه دیگر، این است که بخشی از کاهش صادرات ایران به افغانستان، به محدودیت صادرات برخی کالاها مانند محصولات پتروشیمی، فولاد و مواد غذایی مربوط میشود. این محدودیتها، که بهدلیل نیاز داخلی یا آسیبهای ناشی از جنگ اعمال شده، باعث شده که ایران نتواند از ظرفیت کامل صادراتی خود به افغانستان استفاده کند. در چنین شرایطی، رقبا با پر کردن این خلأ، جایگاه خود را در بازار افغانستان تثبیت کردهاند. بنابراین، حل مشکل مرزها و تسهیل صادرات، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ نفوذ ایران در منطقه محسوب میشود.
نقش بخش خصوصی و دیپلماسی اقتصادی در حل مشکلات مرزی
در میان مشکلات متعدد مرزی، نقش بخش خصوصی و دیپلماسی اقتصادی در حل این چالشها، بسیار حائز اهمیت است. حسان ملکزاده، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی شرکتهای حملونقل بینالمللی ایران، از اقدامات موفق دیپلماسی بخش خصوصی در مرز بازرگان خبر داده است. با برگزاری جلسات متعدد با انجمن شرکتهای حملونقل بینالمللی ترکیه در استانبول، مرز بازرگان و مرز گوربلاغ، پذیرش کامیون از سوی طرف ترک از حدود ۲۷۰ دستگاه در روز به حدود ۴۰۰ دستگاه رسیده است. این دستاورد، نشاندهنده آن است که دیپلماسی فعال و تعامل سازنده با طرفهای خارجی، میتواند به بهبود وضعیت مرزها و کاهش توقف کامیونها کمک کند.
ملکزاده همچنین از تخفیف ۸۰ درصدی برای برخی محمولههای مانده ایران در بنادر کراچی و گوادر پاکستان خبر داده است. این تخفیفها، نتیجه مذاکرات هیئتهای ایرانی و پاکستانی بوده و نشان میدهد که با گفتوگو و تعامل، میتوان به توافقاتی رسید که منافع هر دو طرف را تأمین کند. با این حال، او تأکید کرده که ناوگان حملونقل بینالمللی ایران در شرایط بسیار سختی قرار دارد و نیازمند ورود جدی حاکمیت است. به گفته او، از بحث ویزا گرفته تا کارنه تیر و ایستایی پشت مرزها، مجموعهای از مشکلات وجود دارد که واقعاً نیازمند توجه و اقدام جدی مسئولان است. سیادت نیز با اشاره به اینکه بخش خصوصی در ایران عمدتاً در تصمیمسازیها و تصمیمگیریها «زینتالمجالس» است، از اینکه تنها وعده میشنود اما عمل نمیبیند، ابراز گلایه کرده است. این اظهارات، نشاندهنده آن است که بخش خصوصی، با وجود توانمندیها و تجربیات ارزشمند خود، در فرایندهای تصمیمگیری نقش کمرنگی دارد و نظرات و پیشنهادات آن، آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد. برای حل مشکلات مرزی، لازم است که بخش خصوصی بهعنوان یک شریک راهبردی در تصمیمگیریها حضور داشته باشد و از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی آن برای بهبود روابط تجاری با کشورهای همسایه استفاده شود.
راهکارهای پیشنهادی و ضرورت تصمیمگیری ملی برای ساماندهی مرزها
با توجه به ابعاد مختلف بحران توقف کامیونها در مرزهای ایران و افغانستان، ارائه راهکارهای عملی و تصمیمگیری ملی برای ساماندهی مرزها، یک ضرورت انکارناپذیر است:
- نخستین و مهمترین راهکار، ایجاد مدیریت واحد مرزی است. در حال حاضر، چندین سازمان و نهاد مختلف در مرزها حضور دارند و هر کدام بر اساس اختیارات و منافع خود عمل میکنند. این موازیکاری، باعث کندی فرایند ترخیص و افزایش توقف کامیونها میشود. ایجاد یک نهاد واحد که مسئولیت هماهنگی و مدیریت تمام فرایندهای مرزی را بر عهده داشته باشد، میتواند بهطور قابلتوجهی زمان توقف کامیونها را کاهش دهد و کارایی مرزها را افزایش دهد.
- دومین راهکار، تسهیل فرایندهای گمرکی و الکترونیکی کردن ترخیص کالاست. استفاده از سیستمهای الکترونیکی برای ثبت اظهارنامهها، پرداخت عوارض و بررسی مدارک، میتواند زمان ترخیص کامیونها را بهشدت کاهش دهد. همچنین، ایجاد پنجره واحد تجارت فرامرزی که در آن تمام سازمانهای مرتبط با صادرات و واردات بهصورت یکپارچه عمل کنند، میتواند به حذف مراحل غیرضروری و کاهش توقف کامیونها کمک کند. تجربه کشورهای موفق در این زمینه نشان میدهد که الکترونیکی کردن فرایندهای گمرکی، میتواند زمان ترخیص را تا ۵۰ درصد کاهش دهد.
- سومین راهکار، تقویت دیپلماسی اقتصادی و تعامل با کشورهای همسایه برای روانسازی تردد کامیونهاست. تجربه موفق مرز بازرگان نشان میدهد که با مذاکره و تعامل سازنده با طرفهای خارجی، میتوان به توافقاتی رسید که به کاهش توقف کامیونها منجر شود. ایران باید از ظرفیتهای دیپلماتیک خود برای رفع موانع مرزی با افغانستان، پاکستان، ترکیه و سایر کشورهای همسایه استفاده کند و توافقات دوجانبهای برای تسهیل تجارت و کاهش زمان انتظار در مرزها منعقد نماید. در نهایت، حل مشکل مرزها نیازمند یک عزم ملی و تصمیم جدی در سطح حاکمیت است. همانطور که سیادت تأکید کرده، موضوع نظمدهی به مرزها باید از تمنا و التماس و مذاکره خارج شود و با قاطعیت و مقابله با بخشینگری، به یک راهحل پایدار دست یابد.