آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
چهار سال پس از مرگ مهسا ژینا امینی، بازار و کسبوکار در شماری از شهرهای کردنشین ایران در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور با اعتصاب کسبه و بازاریان روبهرو شد؛ رخدادی که در پی فراخوان مشترک برای تعطیلی بازارها و خودداری از حضور در محل کار شکل گرفت. گزارشهای منتشرشده از بسته بودن بخشی از مغازهها در شهرهایی از کردستان حکایت دارد. در سنندج، ویدیوهای منتشرشده از تعطیلی شماری از واحدهای صنفی خبر میدهند. در سقز و دیواندره نیز تصاویر و گزارشهایی از بسته بودن مغازهها و بخشهایی از بازار منتشر شده است. منابع مختلف همچنین از مشارکت کسبه در شهرهای دیگری از کردستان و مناطق کردنشین خبر دادهاند، هرچند دامنه دقیق اعتصاب در گزارشهای مختلف یکسان نیست.
فراخوان این اعتصاب ۲۲ شهریور منتشر شد و از مردم خواسته بود در چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی، با بستن مغازهها، تعطیلی بازارها و خودداری از حضور در محل کار به اعتصاب بپیوندند. در متن فراخوان، این اقدام به عنوان شیوهای مدنی برای اعتراض به وضعیت سیاسی و اقتصادی و ادامه بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالان مختلف توصیف شده بود. اهمیت این اعتصاب تنها به تعطیلی بازار محدود نمانده است. همزمان چهار زندانی سیاسی کرد، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان، اعلام کردند در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
این چهار زندانی در پیامی، اعتصاب را «مدنیترین شیوه بیان اعتراض» توصیف کردند و گفتند همزمان با چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی» به این حرکت میپیوندند. این اقدام، اعتراض بیرون از زندان و اعتراض درون زندان را در یک مقطع زمانی به هم پیوند زده است. دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی، نیز از فراخوان اعتصاب حمایت کرده و از مردم خواسته بود در اعتصاب ۲۵ شهریور همراه شوند. به این ترتیب، دامنه حمایت از فراخوان تنها به گروههای سیاسی محدود نماند و شماری از خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی نیز موضع خود را درباره آن اعلام کردند.
همزمان با انتشار گزارشهای مربوط به اعتصاب، فضای امنیتی در برخی شهرهای کردستان نیز مورد توجه منابع مختلف قرار گرفت. گزارشهای حقوق بشری از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی و همچنین بازداشت یا احضار شماری از شهروندان در آستانه سالگرد خبر دادهاند؛ ادعاهایی که درباره جزئیات آنها میان منابع مختلف تفاوتهایی وجود دارد. اکنون پرسش اصلی این است که اعتصاب ۲۵ شهریور تا چه اندازه توانسته است به یک کنش هماهنگ در شهرهای مختلف تبدیل شود و تعطیلی بازارها چه معنایی برای جامعهای دارد که چهار سال پس از آغاز اعتراضات مرتبط با مرگ مهسا امینی، همچنان شاهد شکلهای متفاوتی از اعتراض مدنی است. پاسخ به این پرسش را باید در پیوند میان بازار، جامعه مدنی، زندانیان سیاسی، شرایط اقتصادی و فضای امنیتی کردستان جستوجو کرد.
اعتصاب بازار به عنوان یک شکل متفاوت از اعتراض
تعطیلی بازار در فضای اعتراضی کردستان، صرفا به معنای بسته بودن تعدادی مغازه نیست. بازار یکی از مهمترین فضاهای اجتماعی شهرهای منطقه است و تصمیم کسبه برای تعطیلی محل کار، در صورت گسترده شدن، میتواند پیام اجتماعی اعتصاب را از سطح تجمعهای محدود به سطح فعالیت روزمره اقتصادی منتقل کند. گزارشهای منتشرشده از ۲۵ شهریور نشان میدهد که این الگو در چندین شهر تکرار شده است. در چنین شرایطی، اثر اعتصاب بیش از هر چیز به گستره مشارکت بستگی دارد.
بسته شدن چند خیابان یا چند واحد صنفی با تعطیلی بخش قابل توجهی از بازار تفاوت دارد و به همین دلیل، ارزیابی دقیق دامنه اعتصاب نیازمند بررسی جداگانه هر شهر و مقایسه تصاویر و گزارشهای میدانی است. منابع مختلف درباره شمار شهرهای درگیر، ارقام متفاوتی منتشر کردهاند و بنابراین نمیتوان بدون قید منبع، یک عدد واحد را به کل کردستان تعمیم داد. از سوی دیگر، تکرار اعتصاب بازار در سالهای متوالی، آن را به یکی از الگوهای قابل مشاهده اعتراض مدنی در کردستان تبدیل کرده است. شبکه حقوق بشر کردستان نیز سال گذشته از اعتصاب گسترده کسبه در سقز و دیواندره همزمان با سومین سالگرد مرگ ژینا امینی گزارش داده بود؛ موضوعی که نشان میدهد تعطیلی بازار در این مناسبت، سابقهای فراتر از یک رویداد یکروزه دارد.
پیوند اعتصاب با چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی
فراخوان امسال مستقیما با چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی و سالگرد آغاز اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» پیوند خورده است. ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران از مردم خواسته بود در ۲۵ شهریور با تعطیلی کسبوکارها و خودداری از حضور در محل کار در اعتصاب عمومی شرکت کنند. این پیوند زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به جایگاه سقز در روایت چهار سال گذشته توجه شود. مهسا امینی اهل سقز بود و مراسم خاکسپاری او در این شهر به یکی از نقاط آغازین اعتراضات سال ۱۴۰۱ تبدیل شد.
از آن زمان، سالگرد مرگ او در کردستان با فراخوانها، تجمعها، اعتصابها و افزایش تدابیر امنیتی همراه بوده است. درباره برخی جزئیات حوادث و مسئولیتها میان حکومت ایران، خانواده امینی و نهادهای حقوق بشری اختلاف نظر وجود دارد؛ بنابراین در گزارش خبری بهتر است ادعاهای مناقشهبرانگیز با نسبت دادن به منبع بیان شوند. چهارمین سالگرد نیز از این نظر قابل توجه است که اعتراض به یک رویداد گذشته، در کنار مطالبات جاری قرار گرفته است. در متن فراخوان اعتصاب، موضوعاتی مانند وضعیت اقتصادی، بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و صدور احکام سنگین مطرح شده بود. بنابراین برگزارکنندگان تلاش کردهاند مناسبت سالگرد را به مجموعهای از مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روز پیوند بزنند.
زندانیان سیاسی و گسترش پیام اعتصاب
یکی از مهمترین وجوه اعتصاب امسال، همراهی اعلامشده چهار زندانی سیاسی کرد است. زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان اعلام کردهاند که همزمان با اعتصاب عمومی، اعتصاب غذا خواهند کرد. شبکه حقوق بشر کردستان این خبر را روز ۲۴ شهریور منتشر کرد و از پیام مشترک این چهار زندانی خبر داد. این اقدام از نظر ارتباطی اهمیت دارد، زیرا اعتصاب را از فضای بازار به فضای زندان نیز منتقل میکند. در بیرون از زندان، ابزار اعتراض تعطیلی محل کار است و در داخل زندان، اعتصاب غذا به عنوان شکلی از اعتراض مورد استفاده قرار میگیرد. خود این چهار زندانی نیز در پیامشان اعتصاب را شیوهای مدنی برای بیان اعتراض دانستهاند.
حمایت دایه شریفه نیز وجه دیگری به این مجموعه افزوده است. او که مادر رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی اعدامشده، است، از فراخوان حمایت کرده و از مردم خواسته در اعتصاب همراه شوند. این موضع نشان میدهد که فراخوان ۲۵ شهریور، علاوه بر سازمانهای سیاسی، توانسته است بخشی از چهرهها و خانوادههای مرتبط با پروندههای سیاسی و حقوق بشری را نیز با خود همراه کند.
فضای امنیتی و تاثیر آن بر شکل اعتراض
همزمان با اعتصاب، گزارشهایی درباره افزایش حضور نیروهای امنیتی در برخی شهرهای کردستان منتشر شده است. ایراناینترنشنال به نقل از سازمان حقوق بشری ههنگاو از افزایش حضور نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهایی از جمله سقز و سنندج خبر داده است. همچنین گزارشهایی درباره بازداشت شهروندان و احضار افراد در آستانه اعتصاب منتشر شده است. شبکه حقوق بشر کردستان نیز از بازداشت دو شهروند سنندجی پس از احضار به اداره اماکن خبر داده و ارتباط این بازداشتها با موضوع اعتصاب عمومی را مطرح کرده است. در چنین مواردی، تفکیک میان گزارش نهاد حقوق بشری و واقعیت قضایی پرونده اهمیت دارد؛ زیرا جزئیات اتهامها، روند رسیدگی و وضعیت نهایی افراد ممکن است تنها پس از اعلام رسمی مراجع قضایی روشن شود.
فضای امنیتی همچنین بر شیوه سنجش میزان مشارکت در اعتصاب اثر میگذارد. در شرایطی که صاحبان کسبوکار احتمال احضار، تهدید یا برخورد را در نظر میگیرند، بسته بودن یک مغازه میتواند حاصل تصمیم سیاسی، همبستگی اجتماعی یا حتی شرایط خاص همان محل باشد. از این رو، برای تحلیل دقیق اعتصاب باید میان تصویرهای میدانی، گزارشهای محلی، ادعاهای برگزارکنندگان و اطلاعات رسمی تمایز گذاشت.
اقتصاد، جامعه و معنای تعطیلی بازار
اعتصاب بازار همزمان یک کنش سیاسی و یک تصمیم اقتصادی است. صاحب مغازه با تعطیل کردن محل کسب، دستکم برای یک روز از درآمد روزانه خود صرف نظر میکند. بنابراین گسترده شدن چنین اعتصابی تنها زمانی امکانپذیر است که بخشی از کسبه، هزینه اقتصادی آن را در برابر اهمیت مشارکت اجتماعی قابل تحمل بدانند. از سوی دیگر، اقتصاد محلی کردستان در بسیاری از شهرها به بازار و فعالیتهای خرد صنفی وابستگی زیادی دارد. به همین دلیل، تعطیلی گسترده بازار میتواند در کوتاهمدت بر رفتوآمد، خرید روزانه، خدمات و فعالیتهای تجاری تاثیر بگذارد. البته اندازه این اثر به مدت اعتصاب، تعداد واحدهای تعطیلشده و میزان مشارکت در هر شهر بستگی دارد و برای سنجش آن به دادههای اقتصادی دقیق نیاز است.
در نهایت، اعتصاب ۲۵ شهریور را میتوان در سه سطح همزمان بررسی کرد: سطح نمادین که به سالگرد مرگ مهسا امینی مربوط است؛ سطح اجتماعی که به مشارکت کسبه و شهروندان بازمیگردد؛ و سطح سیاسی که در فراخوانها و مواضع زندانیان و گروههای سیاسی بازتاب یافته است. آنچه در روزهای آینده اهمیت خواهد داشت، نه فقط تعداد مغازههای بسته، بلکه میزان استمرار این کنش، واکنش نهادهای حکومتی و چگونگی بازتاب آن در دیگر شهرها خواهد بود. گزارشهای فعلی نشان میدهند که اعتصاب ۲۵ شهریور به یکی از مهمترین رویدادهای اعتراضی سالگرد چهارم مرگ مهسا امینی در کردستان تبدیل شده است، اما ارزیابی نهایی دامنه آن نیازمند تکمیل گزارشهای میدانی است.