جمعه / ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۰۱:۴۴
کد خبر: 41452
گزارشگر: 548
۱۹۱۴
۰
۰
۱
روایتی درباره جنگ، فناوری و مرزهای دشوار حقیقت

همه چیز درباره مستند نازا (NAZA) + نقد و بررسی

مستند نازا NAZA
مستند «نازا» ساخته یووال آبراهام و راشل زور، یکی از بحث برانگیزترین آثار جشنواره ونیز ۲۰۲۶ بود؛ فیلمی ۸۰ دقیقه ای که بدون نمایش مستقیم چهره مصاحبه شوندگان، روایت ۲۴ فرد معرفی شده به عنوان نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی را درباره سازوکار جنگ در غزه دنبال می کند. فیلم با تکیه بر تصویربرداری شبانه، صداهای تغییر یافته، سکوت، آرشیو و گفت و گوهای طولانی، به جای بازسازی میدان نبرد، سراغ تصمیم ها و فناوری های پشت آن می رود. «نازا» در پایان جشنواره جایزه ویژه هیئت داوران را گرفت؛ در عین حال، ارتش اسرائیل ادعاهای مطرح شده در فیلم را رد کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

مستند «نازا» به کارگردانی یووال آبراهام و راشل زور، دو تن از کارگردانان مستند برنده اسکار «سرزمین دیگری نیست»، در سال ۲۰۲۶ ساخته شد و نخستین نمایش جهانی خود را ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در جشنواره فیلم ونیز تجربه کرد. این فیلم با مدت زمان حدود ۸۰ دقیقه، تنها مستند حاضر در بخش مسابقه این دوره جشنواره ونیز بود و در نهایت جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد.

تهیه کنندگی «نازا» را گاردین و جیمز ویلسون بر عهده داشته اند و جاناتان گلیزر، کارگردان فیلم «منطقه مورد علاقه»، تهیه کننده اجرایی آن است. همچنین شرکت «ام کا ۲ فیلمز» مسئول فروش جهانی اثر شده است. فیلم در طول سه سال و عمدتا در شب و در پشت بام های تل آویو فیلمبرداری شده و بر گفت و گو با منابع نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی تکیه دارد.«نازا» پس از نمایش ونیز، قرار است ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآید؛ بنابراین در حال حاضر مسیر اصلی تماشای رسمی فیلم، نمایش های جشنواره ای است و هنوز پلتفرم عمومی پخش اینترنتی برای آن اعلام نشده است.

چگونه NAZA را تماشا کنیم؟!

در نتیجه، اگر قصد تماشای «نازا» را دارید، باید منتظر اعلام زمان اکران عمومی یا قرارداد پخش اینترنتی آن بمانید. شرکت ام کا ۲ فیلمز فروش جهانی اثر را بر عهده دارد و با توجه به برنامه نمایش های جشنواره ای، اطلاعات مربوط به اکران در کشورهای مختلف احتمالا به تدریج اعلام خواهد شد.

نقد و بررسی مستند «نازا» 

مستند «نازا» از آن فیلم هایی نیست که تماشاگر را با تصاویر مستقیم میدان جنگ به صحنه های ویرانی و خونریزی پرتاب کند. دوربین بیشتر اوقات در تاریکی می ماند، چهره ها دیده نمی شوند و صداهایی ناشناس از پشت پرده درباره سازوکارهایی حرف می زنند که به گفته آنان در جنگ غزه مورد استفاده قرار گرفته است. همین انتخاب ساده، فضای فیلم را از یک گزارش تصویری معمولی جدا می کند و آن را به تجربه ای سرد، رازآلود و تا حدی شبیه یک تریلر سیاسی تبدیل می کند. این مستند به کارگردانی یووال آبراهام و راشل زور ساخته شده است؛ دو فیلمسازی که پیش از این با مستند «سرزمین دیگری نیست» در مرکز توجه سینمای مستند جهان قرار گرفته بودند. «نازا» در جشنواره ونیز سال ۲۰۲۶ در بخش مسابقه به نمایش درآمد و در پایان جشنواره جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد. فیلم حدود ۸۰ دقیقه زمان دارد و ساخت آن بر پایه گفت و گو با ۲۴ فرد معرفی شده به عنوان نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی شکل گرفته است.

اما آنچه «نازا» را از یک مستند سیاسی معمولی جدا می کند، صرفا موضوع آن نیست؛ بلکه شیوه ای است که فیلمسازان برای روایت موضوع انتخاب کرده اند. مصاحبه شوندگان در تاریکی و با چهره ها و صداهای تغییر یافته دیده می شوند و بیشتر گفت و گوها روی پشت بام های تل آویو انجام شده است. در نتیجه، فیلم به جای اینکه شخصیت سازی کلاسیک انجام دهد، مخاطب را وادار می کند با مجموعه ای از صداها و اطلاعات روبه رو شود؛ صداهایی که هر کدام بخشی از یک سازوکار بزرگ تر را توضیح می دهند. از نظر سینمایی، این تصمیم بسیار مهم است. اگر فیلم چهره مصاحبه شوندگان را نشان می داد، بخش زیادی از توجه مخاطب به شخصیت، سن، ظاهر و حالات آنان منتقل می شد. اما در «نازا» شخصیت تا حد زیادی حذف می شود و جای آن را شهادت و اطلاعات می گیرد. این انتخاب البته یک هزینه هم دارد: هرچه فیلم از هویت افراد فاصله می گیرد، امکان راستی آزمایی مستقیم سخنان آنان برای مخاطب دشوارتر می شود؛ مسئله ای که برخی منتقدان نیز به آن اشاره کرده اند.

یکی از ویژگی های قابل توجه فیلم، فاصله میان زندگی عادی شهروندان تل آویو و آنچه در جنوب جریان دارد است. دوربین گاهی به زندگی روزمره شهری، ساختمان های روشن و خیابان های آرام نگاه می کند، در حالی که روایت مصاحبه شوندگان از جنگ، حملات و تصمیم های نظامی ادامه دارد. این تضاد، بدون آنکه فیلم نیاز داشته باشد دائما تصاویر خشن نشان دهد، نوعی فشار روانی ایجاد می کند و مفهوم فاصله میان زندگی روزمره و میدان جنگ را به یک عنصر بصری تبدیل می سازد. «نازا» همچنین در نقطه تلاقی روزنامه نگاری تحقیقی و سینمای مستند قرار می گیرد. بخشی از اطلاعات مطرح شده در فیلم پیش از این نیز در گزارش های تحقیقی منتشر شده بود و خود فیلم نیز بر آن تحقیقات تکیه دارد. بنابراین ارزش اصلی فیلم را نمی توان فقط در «کشف اطلاعات تازه» جست و جو کرد؛ یکی از کارکردهای مهم آن، تبدیل مجموعه ای از گزارش ها، شهادت ها و داده های پراکنده به یک روایت سینمایی منسجم است.

همین جاست که بحث درباره «نازا» جذاب می شود. آیا یک مستند سیاسی باید همه طرف های یک مناقشه را به یک اندازه وارد قاب کند؟ آیا حذف چهره منابع ناشناس، اعتبار روایت را کاهش می دهد یا در شرایط حساس، تنها راه امکان پذیر برای گفت و گو با آنهاست؟ آیا فیلم باید صرفا اطلاعات ارائه کند یا می تواند از فرم سینمایی برای ایجاد حس اضطراب و پرسش استفاده کند؟ «نازا» پاسخ های مشخصی به این پرسش ها نمی دهد، اما آنها را با قدرت مقابل تماشاگر می گذارد. حاشیه های فیلم نیز از همین نقطه آغاز شده اند. ارتش اسرائیل پس از انتشار فیلم، ادعاهای مطرح شده را به طور قاطع رد کرد و درباره ناشناس بودن مصاحبه شوندگان، امکان تایید هویت و سمت آنان و همچنین برخی برداشت های حقوقی و نظامی مطرح شده در فیلم پرسش هایی را مطرح کرد. بنابراین برای ارزیابی منصفانه «نازا» باید میان آنچه فیلم به عنوان شهادت و روایت منابع خود ارائه می کند و آنچه نهادهای رسمی اسرائیلی درباره آن می گویند، تفکیک قائل شد.

روایت در تاریکی، مهم ترین تصمیم فرمی فیلم

مهم ترین تصمیم کارگردانی «نازا» احتمالا همان چیزی است که در نگاه اول ممکن است یک محدودیت به نظر برسد: ندیدن چهره آدم هایی که مقابل دوربین نشسته اند. مصاحبه شوندگان در تاریکی قرار گرفته اند و چهره و صدای آنها تغییر داده شده است. این انتخاب از یک سو با مسئله امنیت منابع ارتباط دارد و از سوی دیگر، یک زبان بصری مستقل برای فیلم می سازد. در سینمای مستند، چهره معمولا یکی از مهم ترین ابزارهای ایجاد اعتماد است. نگاه، مکث، لرزش صدا و حرکت صورت می تواند بخشی از حقیقت عاطفی یک گفت و گو را منتقل کند. «نازا» آگاهانه این امکان را از خود می گیرد. در نتیجه، تماشاگر مجبور می شود به جای تکیه بر چهره، به ساختار روایت، جزئیات گفته ها و ارتباط میان شهادت های مختلف توجه کند.

از طرف دیگر، تاریکی در این فیلم فقط یک پوشش امنیتی نیست؛ تبدیل به زبان فیلم شده است. پشت بام های شبانه، نورهای دور شهر و آدم هایی که در سایه نشسته اند، فضایی میان مستند و فیلم جاسوسی ایجاد می کنند. این فرم، احساس ناامنی و پنهان بودن اطلاعات را تشدید می کند و باعث می شود گفت و گوهای ظاهرا ساده، وزن دراماتیک بیشتری پیدا کنند. برخی نقدهای سینمایی نیز همین فضای شبانه را یکی از عناصر مهم اثرگذاری فیلم دانسته اند.

فیلمبرداری و تضاد میان شهر آرام و جنگ

فیلمبرداری «نازا» برخلاف بسیاری از مستندهای جنگی، به دنبال تولید تصاویر تکان دهنده از میدان نبرد نیست. بخش قابل توجهی از فیلم در فضای شهری تل آویو و به ویژه در شب می گذرد. ساختمان های روشن، خیابان ها و زندگی عادی شهر در کنار روایت هایی قرار می گیرند که از جنگ و تصمیم های نظامی سخن می گویند.

این تضاد تصویری، یکی از نقاط قوت زبان بصری فیلم است. کارگردانان به جای آنکه هر بار انفجار یا خرابی را نشان دهند، اجازه می دهند ذهن تماشاگر آن تصاویر را از خلال صداها و روایت ها بسازد. نتیجه، نوعی «خشونت خارج از قاب» است؛ اتفاق اصلی همیشه جلوی دوربین نیست، اما حضور آن را می توان در سکوت، مکث و کلمات مصاحبه شوندگان احساس کرد. فیلم همچنین از فاصله جغرافیایی میان تل آویو و غزه به عنوان یک عنصر دراماتیک استفاده می کند. منتقدان به این نکته اشاره کرده اند که محل مصاحبه ها، در فاصله ای نسبتا نزدیک از منطقه جنگی قرار دارد و همین مجاورت، در کنار آرامش ظاهری شهر، تضاد مرکزی فیلم را شکل می دهد.

تدوین، از انباشت اطلاعات درام می سازد

«نازا» فیلمی نیست که در آن اتفاق های داستانی یکی پس از دیگری رخ دهند. موتور درام فیلم، اطلاعات است. هر مصاحبه بخشی از تصویر کلی را کامل می کند و فیلمسازان به جای وابستگی به یک شخصیت اصلی، از کنار هم گذاشتن روایت های مختلف استفاده می کنند. این شیوه تدوین خطر مشخصی دارد: اگر اطلاعات بیش از اندازه فنی یا تکراری شوند، فیلم ممکن است به یک گزارش تصویری طولانی تبدیل شود. اما تدوین «نازا» تلاش می کند با جابه جایی میان مصاحبه ها، تصاویر شهری، مواد آرشیوی و سکوت، ریتم را حفظ کند.

منتقدان نیز به این ویژگی اشاره کرده اند که فیلم بخش زیادی از تاثیر خود را نه از یک لحظه انفجاری، بلکه از انباشته شدن تدریجی اطلاعات به دست می آورد. یکی از نکات جالب در ساختار فیلم، تبدیل مفاهیم پیچیده نظامی و فناوری به توضیح های ساده و حتی ترسیم های دستی است. برخی نقدها به این صحنه ها توجه ویژه نشان داده اند؛ جایی که فناوری پیچیده از طریق کاغذ و قلم توضیح داده می شود. این روش، فاصله میان زبان تخصصی سامانه های نظامی و فهم عمومی مخاطب را کاهش می دهد و به فیلم امکان می دهد موضوعی پیچیده را بدون تبدیل شدن کامل به یک اثر آموزشی توضیح دهد.

صدا و موسیقی، عنصر پنهان اما تعیین کننده

در «نازا» صدا اهمیت ویژه ای دارد، چون چهره تا حد زیادی از فیلم حذف شده است. صدای تغییر یافته مصاحبه شوندگان، سکوت های طولانی و صدای محیط شهری، فضای روانی فیلم را می سازند. در چنین ساختاری، حتی مکث میان دو جمله می تواند به اندازه یک تصویر اهمیت پیدا کند. موسیقی نیز قرار نیست احساسات تماشاگر را به شکل مستقیم هدایت کند. فضای صوتی فیلم بیشتر به سمت اضطراب، تعلیق و نگرانی حرکت می کند. استفاده از موسیقی مینیمال و فضای صوتی محدود باعث می شود صدای گفت و گوها مرکز توجه باقی بماند و فیلم به یک اثر تبلیغاتی پرهیاهو تبدیل نشود.

از منظر حرفه ای، اینجا یکی از تفاوت های مهم «نازا» با گزارش های تلویزیونی دیده می شود. گزارش خبری معمولا می خواهد اطلاعات را سریع منتقل کند؛ اما مستند سینمایی می تواند از سکوت و زمان استفاده کند. «نازا» از همین ظرفیت استفاده می کند و اجازه می دهد برخی اطلاعات پیش از آنکه توضیح داده شوند، در ذهن مخاطب رسوب کنند. همین مکث ها به فیلم کیفیتی نزدیک به سینمای تعلیق می دهند.

اعتبار روایت، نقطه قوت و آسیب پذیری همزمان

مهم ترین مسئله تحلیلی درباره «نازا» به اعتبار منابع بازمی گردد. فیلم بر شهادت افرادی تکیه دارد که هویتشان برای مخاطب آشکار نیست. از منظر روزنامه نگاری، حفاظت از هویت منابع می تواند در شرایط حساس ضروری باشد؛ اما از منظر تماشاگر، امکان بررسی مستقل اینکه هر فرد دقیقا چه سمت و مسئولیتی داشته، محدود می شود. ارتش اسرائیل دقیقا از همین نقطه به فیلم انتقاد کرده است. در بیانیه رسمی ارتش آمده که هویت مصاحبه شوندگان و اینکه آیا واقعا در جایگاه هایی که فیلم به آنها نسبت می دهد خدمت کرده اند یا نه، برای نهاد نظامی قابل تایید نیست. همچنین ارتش برخی ادعاهای مطرح شده درباره ساختار نظامی، اصطلاحات حقوقی و نقش برخی نیروها را نادرست یا متناقض دانسته است.

از طرف دیگر، این مسئله لزوما به معنای بی اعتبار بودن کل فیلم نیست؛ بلکه نشان می دهد مخاطب باید «نازا» را در چارچوب یک اثر مستند تحقیقی بخواند، نه یک سند رسمی که تمام ادعاهایش به شکل مستقل در خود فیلم اثبات شده باشد. حتی برخی منتقدان موافق فیلم نیز به این محدودیت اشاره کرده اند و ناشناس بودن منابع را یکی از نقاط قابل بحث اثر دانسته اند. از نظر هنری، همین ابهام به شکل متناقض نمایی بخشی از نیروی فیلم را هم می سازد. مخاطب نمی تواند به چهره و نام افراد تکیه کند و در نتیجه مجبور است درباره ساختار روایت، شواهد و ادعاها فکر کند. «نازا» در بهترین لحظات خود دقیقا همین فاصله میان «باور کردن» و «بررسی کردن» را ایجاد می کند.

حواشی فیلم؛ از تشویق ونیز تا واکنش رسمی اسرائیل

نمایش «نازا» در ونیز با واکنش بسیار گسترده ای همراه شد و فیلم در نهایت جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره را به دست آورد. این جایزه اهمیت فیلم را در فضای جشنواره ای نشان می دهد، اما نباید آن را با تایید مستقل تمام ادعاهای مطرح شده در فیلم یکی دانست؛ جایزه جشنواره در درجه نخست یک داوری هنری درباره اثر است. در سوی دیگر، واکنش رسمی اسرائیل بسیار متفاوت بود. ارتش اسرائیل ادعاهای فیلم را رد کرده و مشخصا درباره ناشناس بودن منابع، نسبت دادن برخی اطلاعات به نیروهای نظامی و برداشت های حقوقی مطرح شده در فیلم ایراد گرفته است. این واکنش باید در کنار محتوای خود فیلم قرار گیرد تا مخاطب بتواند مرز میان «ادعای فیلم» و «موضع رسمی طرف مقابل» را تشخیص دهد.

حاشیه دیگر به سابقه سازندگان بازمی گردد. آبراهام و زور پیش از «نازا» در ساخت «سرزمین دیگری نیست» حضور داشتند؛ فیلمی که توجه جهانی گسترده ای به خود جلب کرد. «نازا» نیز در ادامه همان مسیر، از سینمای مستند به عنوان ابزاری برای بررسی یک موضوع سیاسی و انسانی استفاده می کند. به همین دلیل، بخشی از واکنش ها به فیلم نه فقط به محتوای آن، بلکه به پیشینه فیلمسازان و موضع گیری های قبلی آنان مربوط شده است. در نهایت، شاید مهم ترین نکته درباره «نازا» این باشد که فیلم تلاش نمی کند یک گزارش خبری معمولی باشد. فرم آن، انتخاب منابع، فیلمبرداری شبانه، حذف چهره ها، طراحی صوتی و تدوین تدریجی، همه در خدمت ساختن تجربه ای سینمایی هستند. همین مسئله هم نقطه قوت آن است و هم جایی که می توان درباره اش بحث کرد.

«نازا» از نظر سینمایی، مستندی است که بیش از تصویر، روی صدا و غیاب تصویر حساب می کند؛ بیش از شخصیت، روی ساختار و بیش از حادثه، روی سازوکار تمرکز دارد. ممکن است مخاطب درباره بخشی از ادعاهای آن پرسش های جدی داشته باشد و حتی پاسخ های رسمی ارائه شده در برابر فیلم را مهم بداند؛ اما از منظر فرم، نمی توان انتخاب های آگاهانه فیلمسازان را نادیده گرفت. فیلم در نهایت یک پرسش دشوار را مقابل تماشاگر می گذارد: وقتی جنگ مدرن بیش از آنکه در فاصله نزدیک و با چشم انسان انجام شود، به داده، سامانه های فنی و تصمیم های از راه دور وابسته می شود، سینمای مستند چگونه باید درباره آن حرف بزند؟ «نازا» پاسخ خود را با تاریکی، سکوت و صدا ارائه می کند؛ پاسخی که شاید بیش از هر چیز، مخاطب را وادار می کند درباره رابطه میان فناوری، تصمیم انسانی و مسئولیت اخلاقی فکر کند.


* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jDV
اخبار مرتبط
هشتاد و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز، قدیمی‌ترین رویداد سینمایی جهان، با معرفی برندگان بخش‌های مختلف به کار خود پایان داد. فیلم سینمایی «زن ناشناس» به کارگردانی می التوخی، محصول مشترک دانمارک، سوئد و لتونی، جایزه معتبر «شیر طلایی» بهترین فیلم را از آن خود کرد. جایزه بزرگ شیر نقره‌ای هیئت داوران به فیلم «عشق ممکن» ساخته لی چانگ دونگ از کره جنوبی رسید و جایزه شیر نقره‌ای بهترین کارگردانی به ایلیا خرژانوفسکی برای فیلم «دائو» تعلق گرفت. در بخش بازیگری، ماتیلده آرسل برای «زن ناشناس» جایزه بهترین بازیگر زن و جان مالکوویچ برای «اسب وحشی شماره ۹» جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کردند.
فیلم «کمی نور» به کارگردانی علی عسگری، یکی از تحسین‌شده‌ترین آثار سینمای ایران در جشنواره ونیز، داستان پزشکی ایرانی به نام آرش را روایت می‌کند که پس از بازداشت و از دست دادن مجوز طبابت، تصمیم به خودکشی گرفته و در آخرین روز زندگی‌اش به دیدار خانواده‌اش می‌رود. این فیلم که فیلمنامه آن را عسگری با همراهی شادمهر راستین نوشته، توانسته توجه منتقدان بین‌المللی را به خود جلب کند. ایندی‌وایر آن را «معجزه کوچک» خوانده، ورایتی آن را «درامی زندگی‌بخش» توصیف کرده و هالیوود ریپورتر آن را «درامی سوگوار با طنزی ظریف» دانسته است.
فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، با عنوان بین‌المللی «خانه در حال فروپاشی»، در بخش افق‌های هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و توانست چهار ستاره از گاردین دریافت کند. این فیلم داستان رشید، زندانبان رده‌پایینی با بازی درخشان فرهاد اصلانی را روایت می‌کند که پس از مواجهه با بحران‌های اقتصادی و شخصی، همسر و دخترانش را در خانه حبس می‌کند. لاله مرزبان در نقش انسی، دختر بزرگ خانواده، و ریما رامین‌فر از دیگر بازیگران این فیلم هستند. «مراقب» که همچنان مجوز اکران داخلی ندارد، در جدول آرای منتقدان فیپرشی در بخش افق‌ها صدرنشین شده و با میانگین امتیاز ۴.۲۵ از ۵ بالاتر از سایر آثار این بخش قرار گرفته است.
لاله مرزبان، بازیگر ایرانی فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، موفق شد جایزه بهترین بازیگر زن بخش افق‌های هشتاد و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز را کسب کند. فیلم «مراقب» داستان یک خانواده کم‌درآمد در حاشیه تهران را روایت می‌کند که تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و بحران‌های خانوادگی قرار گرفته‌اند و مرزبان در آن نقش زن جوانی را بازی می‌کند که رویای فعالیت به‌عنوان مدل در خارج از ایران را در سر دارد، اما با ممانعت پدرش روبرو می‌شود. مرزبان پس از دریافت جایزه، آن را به زنان ایران تقدیم کرد و گفت: «می‌دانم که در حال تجربه سخت‌ترین روزهای زندگی‌مان هستیم، اما نباید امیدمان را از دست دهیم.» در کنار او، فرهاد اصلانی و ریما رامین‌فر از بازیگران اصلی این فیلم هستند.
علی عسگری، کارگردان ایرانی، روز جمعه ۲۰ شهریور در نشست خبری جشنواره فیلم ونیز تأکید کرد که در ایران امروز، حتی کوچک‌ترین انتخاب‌ها به یک «اقدام سیاسی» تبدیل می‌شود و سینما ابزاری قدرتمند برای مقاومت است. عسگری که با فیلم «کمی نور» برای دریافت شیر طلا رقابت می‌کند، این فیلم را روایتگر داستان پزشک تهرانی دانست که پس از مواجهه با خشونت‌های اعمال‌شده علیه معترضان، تصمیم به پایان دادن به زندگی خود می‌گیرد. عوامل فیلم اشاره کردند که پس از حملات آمریکا و اسرائیل از ماه فوریه، محدودیت‌ها افزایش یافته و نوعی بی‌حسی و کرختی جامعه را فراگرفته است. شادمهر راستین، فیلمنامه‌نویس، گفت جامعه ایران دچار «بی‌حسی مفرط» همزمان با نوعی «شرم از نجات یافتن» شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید