شنبه / ۱۱ مهر ۱۴۰۵ / ۲۳:۴۳
کد خبر: 41735
گزارشگر: 593
۲۳۰
۰
۰
۲
بازخوانی اسناد شهریور ۱۳۲۰؛ یادداشت سردبیر

نامه رضاشاه به روزولت؛ صدای استقلال ایران در روزهای اشغال

رضاشاه و فرانکلین روزولت؛ ترکیب دو عکس واقعی آرشیوی
پیام رضاشاه به روزولت در شهریور ۱۳۲۰، اعتراض به اشغال ایران و درخواست پایان حمله بود. نوید جمشیدی با بازخوانی متن نامه، پاسخ آمریکا و پیگیری‌های بعدی، از اهمیت این کوشش برای حفظ استقلال ایران می‌نویسد.

به قلم نوید جمشیدی، سردبیر

بعضی نامه‌ها را باید با حوصله خواند؛ به‌خصوص نامه‌ای که در روز ورود ارتش‌های خارجی به خاک یک کشور نوشته شده است. پیام رضاشاه پهلوی به فرانکلین دی. روزولت در شهریور ۱۳۲۰، برای من از همین جنس است: صدای پادشاهی که می‌کوشید مسئله ایران را از زیر سایه جنگ قدرت‌های بزرگ بیرون بیاورد و به مسئله حق یک ملت تبدیل کند. در آن روزهای دشوار، او از حق ایران برای دورماندن از جنگ سخن گفت؛ حقی که هنوز هم خواندنش آسان‌تر از تضمین‌کردنش است.

بازخوانی این مکاتبه در آسیانیوز ایران بر اسناد منتشرشده دفتر تاریخ‌نگاری وزارت خارجه آمریکا تکیه دارد. ارزش این اسناد در آن است که هم اعتراض ایران را می‌بینیم، هم پاسخ آمریکا و هم گفت‌وگوهایی را که پشت میزهای دیپلماسی جریان داشت. رضاشاه را در این پرونده باید با حرفی که واقعاً زده و وضعیتی که واقعاً با آن روبه‌رو بوده سنجید.

نامه رضاشاه و پاسخ روزولت دقیقاً کدام اسنادند؟

در مرکز این پرونده، دو پیام مستند قرار دارد. نخست، تلگرام رضاشاه پهلوی (Reza Shah Pahlavi) به رئیس‌جمهور آمریکا، مورخ ۳ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۲۵ اوت ۱۹۴۱؛ دوم، پاسخ فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt) در ۱۱ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۴۱. این دو در جلد سوم مجموعه «روابط خارجی ایالات متحده» مربوط به سال ۱۹۴۱، با شماره‌های ۴۰۱ و ۴۳۴ منتشر شده‌اند.

واژه «نامه» در روایت عمومی جا افتاده است، اما نوع سند در آرشیو، تلگرام است. سند رضاشاه با عنوان «ترجمه» عرضه شده و زمان ارسال در سرصفحه آن با علامت تردید ویراستاری آمده است؛ بنابراین نباید ساعت دقیق را قطعی نوشت. آنچه اینجا می‌خوانید، توضیح فارسی مضمون اسناد و تحلیل آنهاست؛ تصویر دست‌خط شاه یا بازنشر یک متن فارسیِ تأییدنشده نیست.

رضاشاه از روزولت چه می‌خواست؟

رضاشاه در پیام خود، عبور نیروهای بریتانیا و شوروی از مرزها و بمباران شهرها را محکوم می‌کند. او به نگرانی دو دولت درباره حضور آلمانی‌ها در ایران پاسخ می‌دهد و می‌گوید دولتش برای خروج آنان اطمینان داده است. سپس با یادآوری سخنان روزولت درباره عدالت بین‌المللی و آزادی ملت‌ها، خواهان اقدام فوری و مؤثر برای پایان‌دادن به حمله می‌شود. در بیان او، ایران کشوری بی‌طرف است که باید بتواند به آرامش و اصلاح امور خود بپردازد.

این انتخاب واژه و استدلال، شایسته توجه است. خواسته او صرفاً جلب ترحم برای یک شخص نیست؛ موضوع، مرزهای کشور، شهرها و زندگی مردم است. من در این پیام، تلاش قابل احترام برای ثبت حق ایران می‌بینم. در لحظه‌ای که زور نظامی بر سرنوشت کشور سایه انداخته بود، رضاشاه کوشید زبان حق را به میان بیاورد و رئیس‌جمهور آمریکا را در برابر اصول اعلام‌شده خودش قرار دهد.

چرا واشنگتن مخاطب این اعتراض شد؟

برای فهم این انتخاب، باید به فضای همان تابستان بازگردیم. آمریکا هنوز رسماً وارد جنگ جهانی دوم نشده بود، اما دولت روزولت به بریتانیا کمک می‌کرد و مقابله با توسعه‌طلبی آلمان نازی را برای امنیت خود مهم می‌دانست. بی‌طرفی رسمی واشنگتن، به معنای فاصله سیاسی یکسان از همه طرف‌های جنگ نبود.

از سوی دیگر، روزولت و نخست‌وزیر بریتانیا در ۲۳ مرداد ۱۳۲۰، برابر با ۱۴ اوت ۱۹۴۱، «منشور آتلانتیک» را اعلام کرده بودند. کتابخانه ریاست‌جمهوری روزولت این متن را بیانیه مشترک اصول و اهداف معرفی می‌کند؛ با تأکید بر حق تعیین سرنوشت و زندگی ملت‌ها در امنیت. منشور، پیمان دفاعی با ایران نبود. با این حال، طرح اعتراض یک کشور بی‌طرف در برابر صاحبان چنین اصولی، معنایی روشن داشت: امنیت و آزادی، اگر اصل عمومی‌اند، باید درباره ایران نیز جدی گرفته شوند.

این نسبت را باید به‌عنوان تفسیر سیاسی خواند. متن پیام رضاشاه نام منشور آتلانتیک را صریحاً نمی‌آورد؛ به اظهارات روزولت درباره عدالت و آزادی اشاره می‌کند. اهمیت اقدام او، در مطالبه اجرای همان زبان اخلاقی در یک پرونده مشخص بود.

دیپلماسی ایران به یک پیام محدود نماند

سند شماره ۴۰۰، تلگرام نماینده آمریکا در تهران، نشان می‌دهد که وزارت خارجه ایران نیز در ۳ شهریور خواهان استفاده روزولت از مساعی جمیله برای توقف درگیری و رسیدن به توافق شده بود. در این گزارش، آمادگی ایران برای دادن اطمینان درباره اخراج بیشتر آلمانی‌ها هم ثبت شده است. پس با اقدامی روبه‌رو هستیم که در کنار پیام شاه، از مجرای وزارت خارجه نیز پیگیری می‌شد.

روز بعد، ۴ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۲۶ اوت ۱۹۴۱، گفت‌وگوی نماینده ایران در واشنگتن با والاس موری، مسئول امور خاور نزدیک وزارت خارجه آمریکا، ثبت شد. در سند ۴۰۳، نماینده ایران استدلال می‌کند که سکوت آمریکا در برابر اقدام بریتانیا و شوروی به اعتبار اخلاقی این کشور آسیب می‌زند. پاسخ شخصی موری بر واقعیت سختِ حضور نیروهای خارجی و مذاکره مستقیم با بریتانیا تکیه داشت. این اختلاف، فاصله میان مطالبه حقوقی ایران و محاسبات راهبردی واشنگتن را به‌خوبی نشان می‌دهد.

به گمان من، همین پیگیری یکی از وجوه ارزشمند این پرونده است. ایران فقط اعتراض نکرد؛ کوشید اعتراض را به مطالبه‌ای قابل طرح در دستگاه دیپلماسی یک قدرت دیگر تبدیل کند. می‌توان درباره میزان امید به نتیجه بحث کرد، اما کوشش برای متوقف‌کردن جنگ و کاستن از آسیب مردم، سزاوار تحقیر نیست.

در واشنگتن هم یک نظر واحد وجود نداشت

یادداشت موری در سند ۴۰۲، مربوط به همان ۴ شهریور، از اختلاف نظر در وزارت خارجه آمریکا خبر می‌دهد. او تلاش برای مذاکره بریتانیا با ایران و جلب همکاری ایرانیان را ترجیح می‌داد. در مقابل، سامنر ولز، معاون وزیر خارجه، با استفاده آمریکا از مساعی جمیله در این پرونده مخالفت می‌کرد و رویکرد محدودتری می‌خواست. در بحث‌ها، پرسش‌هایی درباره دامنه اشغال، تضمین استقلال و خسارت‌های احتمالی ایران نیز مطرح شد.

این سند، تصویری انسانی‌تر و دقیق‌تر از دیپلماسی به دست می‌دهد. تصمیم‌ها حاصل یک اراده ساده و بی‌چون‌وچرا نبودند؛ مقام‌های مختلف، خطرها و منافع را متفاوت می‌دیدند. برای خواننده ایرانی، دیدن اینکه استقلال و خسارت‌های کشورش در این بحث‌ها موضوع پرسش بوده، مهم است؛ هرچند پرسیدن درباره یک حق، با تضمین اجرای آن فاصله دارد.

پاسخ روزولت؛ احترام دیپلماتیک و محدودیت راهبردی

روزولت در پاسخ ۱۱ شهریور، دریافت پیام شاه و توجه به رویدادهای ایران را تأیید کرد. او سپس مسئله را در چارچوب تهدید توسعه‌طلبی هیتلر و ضرورت تلاش مشترک علیه آن قرار داد. بخش دیگر پاسخ به اطمینان‌های بریتانیا و شوروی درباره استقلال و تمامیت ارضی ایران اختصاص داشت. رئیس‌جمهور آمریکا نوشت که دولتش درباره برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت دو کشور پرس‌وجو کرده و پیشنهاد داده است این اطمینان‌ها به‌صورت عمومی تکرار شوند.

این پاسخ، وعده اعزام نیرو برای دفاع از ایران یا دستور توقف عملیات نبود. واشنگتن حاضر نشد رابطه راهبردی خود با بریتانیا و اولویت مقابله با آلمان را به سود درخواست ایران کنار بگذارد. با این همه، پاسخ حاوی توجه به موضوع استقلال ایران و اشاره به پیگیری دیپلماتیک بود. خواندن دقیق آن، مانع دو برداشت نادرست می‌شود: تصور نجات نظامی قریب‌الوقوع، و تصور اینکه پیام ایران اصلاً شنیده یا پاسخ داده نشد.

گاه‌شمار مستند مکاتبات رضاشاه و روزولت در شهریور ۱۳۲۰

گاه‌شمار بر پایه اسناد ۴۰۱، ۴۰۲، ۴۳۴ و ۴۳۹ مجموعه روابط خارجی آمریکا؛ تاریخ‌های میلادی با معادل خورشیدی تطبیق داده شده‌اند.

پاسخ به پیگیری بعدی هم رسید

سند ۴۳۹ یک حلقه مهم دیگر است. در ۱۳ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۴ سپتامبر ۱۹۴۱، کوردل هال، وزیر خارجه آمریکا، از سفیر کشورش در لندن خواست موضوع تکرار عمومی تضمین‌های مربوط به ایران را با وزارت خارجه بریتانیا دنبال کند و واشنگتن را در جریان تحولات بگذارد. در همان سند آمده است که پیام مشابهی برای دولت شوروی ارسال می‌شود.

در سند ۴۵۳ نیز گفت‌وگوی هال با کاردار بریتانیا در ۲۶ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۱، ثبت شده است. طرف بریتانیایی بار دیگر از احترام به استقلال و تمامیت ارضی ایران سخن گفته بود، در حالی که پیشروی بیشتر نیروهای خارجی نیز مطرح بود. این هم‌زمانی، تلخی ماجرا را روشن می‌کند: زبان تضمین همچنان وجود داشت، اما واقعیت اشغال هم ادامه داشت. پیگیری دیپلماتیک را باید به رسمیت شناخت، بدون آنکه از آن نتیجه‌ای بزرگ‌تر از سند گرفت.

نگرانی از استقلال ایران، نگرانی واقعی بود

گزارش شماره ۴۵۸ نماینده آمریکا در تهران، مورخ ۴ مهر ۱۳۲۰، برابر با ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۱، به مشکلات ارتباطات، تجارت و نگرانی از فعالیت‌های سیاسی در مناطق زیر حضور شوروی می‌پردازد. نویسنده میان گزارش‌های تأییدنشده درباره خشونت و مشاهدات قابل اتکاتر خود تفاوت می‌گذارد، اما درباره پیامدهای سیاسی و اقتصادی و رعایت استقلال ایران ابراز نگرانی می‌کند.

همین دقت، ارزش سند را بیشتر می‌کند. لازم نیست هر روایت تند را بپذیریم تا بفهمیم چرا رضاشاه در روز نخست بر حق ایران پافشاری کرده بود. کشوری که راه‌های ارتباطی و تصمیم‌هایش زیر فشار نیروی خارجی قرار می‌گیرد، هزینه‌ای فراتر از یک شکست نظامی می‌پردازد. درخواست پایان حمله و حفظ استقلال، در چنین وضعیتی خواسته‌ای جدی و قابل احترام است.

برای قدرشناسی، افسانه لازم نیست

من این اقدام رضاشاه را تحسین می‌کنم، چون در لحظه بحرانی، مسئله ایران را با زبان استقلال و حق مردم مطرح کرد. احترام به این کوشش، نیازمند ساختن نامه‌های ناشناخته، وعده‌های خیالی روزولت یا ادعای اینکه یک تلگرام می‌توانست به‌تنهایی مسیر جنگ جهانی را عوض کند نیست. همان اسناد موجود، برای دیدن اهمیت اقدام او کافی‌اند.

در بعضی بازخوانی‌های سیاسی، لحن مؤدبانه و درخواست اقدام انسانی دستاویزی برای کوچک‌کردن نویسنده نامه می‌شود. چنین داوری‌ای منصفانه نیست. از یک رهبر در برابر حمله خارجی انتظار داریم راه‌های ممکن برای حفظ کشور و جان مردم را به کار بگیرد. نامه‌نوشتن و درخواست میانجیگری، بخشی از همین مسئولیت است. ناکامی در جلب حمایت کافی، حقانیت خواسته حفظ استقلال را از بین نمی‌برد.

به باور من، ارزش این نامه در ثبت حق ایران است؛ حقی که قدرت‌های بزرگ نمی‌توانستند صرفاً با توضیح نیازهای جنگی خود از کنار آن بگذرند.

مطالبه یک حق را باید از قدرت اجرای آن جدا سنجید. این تمایز به ما کمک می‌کند هم محدودیت‌های آن روز ایران را ببینیم، هم کوشش رضاشاه برای رساندن صدای کشور را با احترام بخوانیم. یک پایان تلخ، همه معنای تلاش پیش از خود را پاک نمی‌کند.

پایان تلخ شهریور و چیزی که باقی ماند

مکاتبه مانع اشغال نشد و رضاشاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱، از سلطنت کناره گرفت؛ محمدرضاشاه جانشین او شد. برای شناخت بستر داخلی آن انتقال، نقش محمدعلی فروغی در بحران شهریور ۱۳۲۰ نیز بخشی مهم از روایت است. این رویدادها نشان می‌دهند که نامه، در دل بحرانی بزرگ‌تر نوشته و خوانده می‌شد.

با این حال، چیزی در این مکاتبه ماندگار شد: اعتراض رسمی به اینکه ایران، با وجود خواست خود برای دورماندن از جنگ، هزینه تصمیم قدرت‌های دیگر را بپردازد. برای من، رضاشاه در این پرونده چهره رهبری را دارد که در تنگنای شدید، از بیان حق کشور دست نکشید. این بخش از کارنامه او سزاوار دیده‌شدن و قدرشناسی است. ایران در آن نامه، کشوری دارای حق و آینده بود؛ همین نگاه را باید جدی گرفت.


پرسش‌های پرتکرار:

نامه رضاشاه به روزولت چه تاریخی دارد؟

پیام مستند مورد بررسی، تلگرام ۳ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۲۵ اوت ۱۹۴۱، است و در مجموعه روابط خارجی آمریکا با شماره ۴۰۱ آمده است.

روزولت چه زمانی پاسخ داد و آیا وعده کمک نظامی داد؟

پاسخ در ۱۱ شهریور ۱۳۲۰، برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۴۱، صادر شد. در متن آن وعده مداخله نظامی برای دفاع از ایران وجود ندارد؛ توجه به استقلال ایران و پرس‌وجو از بریتانیا و شوروی مطرح شده است.

آیا این مکاتبات به کنفرانس تهران مربوط است؟

این پرونده مربوط به بحران اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ است. کنفرانس تهران دو سال بعد، در ۱۳۲۲، برگزار شد؛ در دوره سلطنت محمدرضاشاه. مخاطب پیام رضاشاه نیز فرانکلین دی. روزولت بود، رئیس‌جمهور وقت آمریکا.

آیا این یادداشت همه مکاتبات تاریخی ایران و آمریکا را پوشش می‌دهد؟

تمرکز آن بر پیام رضاشاه، پاسخ روزولت و اسناد پیرامونی همین بحران است. از این مجموعه محدود نمی‌توان نتیجه گرفت که همه تماس‌های ایران و آمریکا در آن دوره، فقط همین دو پیام بوده‌اند.


شما در خواندن این نامه، کدام بخش را مهم‌تر می‌دانید: پافشاری رضاشاه بر حق ایران، یا فاصله میان اصول اعلام‌شده قدرت‌ها و تصمیم‌هایشان؟ نگاه و تجربه مطالعه خود را با ما در میان بگذارید.

آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jIt
اخبار مرتبط
۵ آذر ۱۳۲۱ یادآور درگذشت محمدعلی فروغی است؛ اندیشمند و نخست‌وزیری که در بحران اشغال ایران، ساختار سیاسی و تمامیت ارضی کشور را حفظ کرد و بنیان‌گذار نهادهای فرهنگی مدرن شد.
هفتم آذرماه در تاریخ معاصر ایران و جهان، روزی سرنوشت‌ساز است در این روز در سال ۱۳۲۲گرفته شد، سرنوشت جنگ جهانی دوم را تعیین کرد البته اثر این رویداد را در تاریخ و سیاست ایران هم نمی‌توان نادیده انگاشت.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید