نام ساینتولوژی معمولاً با چند سؤال همراه است: چرا پیروانش از «کلیسا» حرف میزنند، چرا بعضی دولتها با آن مسئله دارند و اصلاً این مجموعه باورها چه نسبتی با دین دارد؟ برای پاسخ، باید باور پیروان، تعریف پژوهشگران و حکم قانون را جدا از هم دید.
پاسخ کوتاه این است: ساینتولوژی یا Scientology خود را دین میداند و در مطالعات ادیان هم در شمار جنبشهای دینی نوپدید بررسی میشود؛ اما جایگاه حقوقی سازمانهای آن در کشورها یکسان نیست. درباره ایران نیز باید میان ایرانیان پیرو این آیین در خارج از کشور و وجود یک تشکیلات مستند در داخل ایران فرق گذاشت. این گزارش آسیانیوز ایران هر سه پرسش را مرور میکند.
ساینتولوژی چیست و از کجا آمد؟
بنیانگذار این جریان، ال. ران هابارد (L. Ron Hubbard)، نویسنده آمریکایی داستانهای عامهپسند و علمیتخیلی بود. او در سال ۱۹۵۰، برابر با ۱۳۲۹، کتاب «دیانتیک» را منتشر کرد؛ اثری که نقطه آغاز جنبشی درباره ذهن و تجربههای انسان شد. ساینتولوژی در اوایل دهه ۱۹۵۰ از دل آن شکل گرفت و به پرسشهایی درباره روح و رهایی معنوی پرداخت.
در این تاریخ، دو اتفاق نزدیک را نباید یکی گرفت: هیو اوربان، پژوهشگر تاریخ ادیان، ثبت نخستین سازمان کلیسایی را در دسامبر ۱۹۵۳، آذر و دی ۱۳۳۲، شرح میدهد؛ وبسایت رسمی ساینتولوژی نیز تشکیل کلیسای لسآنجلس را در فوریه ۱۹۵۴، بهمن و اسفند ۱۳۳۲، نقطه مهم آغاز فعالیت کلیسایی معرفی میکند. بنابراین با آیینی باستانی یا شاخهای از اسلام روبهرو نیستیم، بلکه با جنبشی برخاسته از آمریکای قرن بیستم مواجهیم.
پیروان ساینتولوژی به چه باور دارند؟
در توضیح رسمی این آیین، انسان فقط بدن و ذهن نیست؛ هویت اصلی او موجودی روحانی و نامیرا به نام «تِتان» یا Thetan دانسته میشود. پیروان آن تجربه انسان را محدود به یک زندگی نمیدانند و هدفشان را افزایش آگاهی و آزادی معنوی توصیف میکنند. اینها شرح باورهای دینی ساینتولوژی است، نه یافتههای اثباتشده علوم تجربی.
- تتان: مفهوم روح یا خودِ معنوی در آموزههای هابارد.
- آدیتینگ: جلسات پرسش و پاسخ هدایتشده که کلیسا آن را مشاوره معنوی مینامد.
- آموزش: مطالعه آثار و سخنرانیهای هابارد و تمرین روشهای تعریفشده در این آیین.
- کلیر و مراحل بالاتر: عنوانهایی برای مرحلههای پیشرفت معنوی در چارچوب باورهای ساینتولوژی.
در آدیتینگ از دستگاهی به نام «ایمتر» هم استفاده میشود. نکته مهم این است که حتی توضیح رسمی کلیسا تأکید دارد این دستگاه برای تشخیص، درمان یا پیشگیری از بیماری طراحی نشده و مؤثر نیست. عنوان کتاب «دیانتیک» یا استفاده از واژههایی شبیه اصطلاحات علمی، بهخودیخود اثربخشی پزشکی را ثابت نمیکند و نباید جای مراجعه به متخصص سلامت را بگیرد.
بالاخره دین است یا مذهب؟
در فارسی روزمره، «دین» و «مذهب» گاهی بهجای هم به کار میروند؛ اگر منظور از مذهب شاخهای درون یک دین دیگر باشد، این تعبیر برای معرفی ساینتولوژی دقیق نیست. برای فهم اختلاف نظرها، سه سطح را میتوان جدا کرد:
- تعریف خود پیروان: کلیسای ساینتولوژی آن را دینی مستقل با هدف رهایی روحانی معرفی میکند.
- مطالعه دانشگاهی: برای نمونه، جیمز آر. لوئیس در کتاب «راهنمای کمبریج درباره جنبشهای دینی نوپدید» ساینتولوژی را در همین حوزه بررسی کرده است. این طبقهبندی به معنای تأیید درستی همه باورها یا عملکرد سازمان نیست.
- وضعیت قانونی: دادگاهها و دولتها برای موضوعهایی مانند ثبت مکان عبادت، ازدواج یا مالیات معیارهای خود را دارند؛ یک رأی در یک کشور حکم یکسانی برای سراسر جهان ایجاد نمیکند.
همین تفاوت، بخش زیادی از سردرگمی را توضیح میدهد. ممکن است یک پژوهشگر درباره ساینتولوژی بهعنوان دین تحقیق کند، در حالی که نهادی دولتی با ساختار اقتصادی یا فعالیت سازمانی آن مخالف باشد.

چرا کشورها پاسخ یکسانی نمیدهند؟
دیوان عالی بریتانیا در ۱۱ دسامبر ۲۰۱۳، برابر با ۲۰ آذر ۱۳۹۲، در پرونده «هادکین» پذیرفت که محل کلیسای ساینتولوژی در لندن میتواند بهعنوان مکان عبادت دینی ثبت شود؛ موضوع پرونده امکان برگزاری ازدواج در همان محل بود. دادگاه دین را صرفاً به باور به یک خدای شخصوار محدود نکرد.
در آمریکا نیز، بنا بر پژوهش تاریخی هیو اوربان، سازمانهای ساینتولوژی در سال ۱۹۹۳، برابر با ۱۳۷۲، به معافیت مالیاتی رسیدند. در مقابل، گزارش رسمی پارلمان آلمان در دسامبر ۲۰۱۵، آذر ۱۳۹۴، موضع دولت وقت را بازتاب داد که سازمان ساینتولوژی را به دلیل غلبه اهداف اقتصادی، جامعه دینی در معنای مواد مورد بحث قانون اساسی نمیدانست.
این نمونهها همزمان یک نکته را نشان میدهند: بهرسمیتشناسی حقوقی، داوری درباره حقیقت یک باور نیست. همچنین از یک تصمیم مالیاتی یا رأی مربوط به ازدواج نمیتوان مصونیت سازمان از رسیدگی قضایی یا تأیید همه فعالیتهایش را نتیجه گرفت.
بحثها و انتقادها درباره چیست؟
اختلافها فقط بر سر نام «دین» نیست. هزینه خدمات، میزان شفافیت، ساختار اقتدار و شیوه برخورد با منتقدان از موضوعهای مورد بحث بودهاند. اوربان در مقدمه پژوهش منتشرشده توسط دانشگاه پرینستون، هم درباره برخوردهای تند سازمان با منتقدان بحث میکند و هم نسبت به تصویرهای یکسره جانبدارانه، چه موافق و چه مخالف، هشدار میدهد.
خود کلیسا توضیح میدهد که مشارکت مالی مرتبط با آدیتینگ و دورههای آموزشی، منبع اصلی تأمین هزینههای آن است و برخی خدمات عمومی بدون چنین پرداختی ارائه میشوند. در پاسخ به توصیفهای انتقادی نیز میگوید باور اجباری نیست و خود را سازمانی اقتدارگرا نمیداند. این موضع رسمی، پاسخ سازمان است و جای ارزیابی مستقل تجربه اعضا و اسناد را نمیگیرد.
پس واژه «فرقه» بهتنهایی توضیح کافی نیست؛ بهویژه وقتی صرفاً برای تحقیر به کار رود. میتوان عملکرد یک نهاد دینی را دقیق و جدی نقد کرد و همزمان حق باور، حریم خصوصی و کرامت پیروانش را محترم شمرد.
بخشی از توجه رسانهای به این موضوع از حاشیههای هالیوود میآید؛ برای نمونه، نام آن در گزارش زندگی نازنین بنیادی نیز مطرح شده است. با این حال، روایت زندگی چهرهها جای بررسی آموزهها، اسناد حقوقی یا شواهد حضور یک آیین در ایران را نمیگیرد.
ساینتولوژی در ایران وجود داشته یا دارد؟
برای وجود یک کلیسا یا شعبه رسمی و سازمانیافته ساینتولوژی در داخل ایران، در منابع عمومی بررسیشده این گزارش سند مستقل و قابل اتکایی به دست نیامد؛ درباره تعداد پیروان ساکن ایران نیز آمار قابل تأییدی در دست نیست. این محدودیت را نباید به جمله قطعی «هیچ پیروی در ایران وجود ندارد» تبدیل کرد. درباره گذشته نیز، بدون سند تاریخی معتبر نمیتوان زمان ورود، نام شعبه یا گستردگی فعالیتی را تعیین کرد.
در عوض، برای آشنایی شماری از ایرانیان مهاجر با این آیین شواهد منتشرشده وجود دارد. برنادت ریگالسلار در پژوهشی در شماره ژانویه و فوریه ۲۰۱۹ مجله CESNUR، دی و بهمن ۱۳۹۷، از مصاحبه با یک پیرو ایرانیتبار در آمریکا و ترجمه مطالبی به فارسی گزارش داده است. رسانه رسمی ساینتولوژی نیز معرفیهایی از پیروان ایرانیتبار ساکن آمریکا دارد. این شواهد درباره مهاجران و محتوای فارسی است؛ از آنها نمیتوان وجود شعبه فعال در تهران یا دیگر شهرهای ایران را نتیجه گرفت.
از نظر جایگاه رسمی هم اصل سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی فقط ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را اقلیتهای دینی شناختهشده میشمارد؛ ساینتولوژی در این فهرست نیست. بهرسمیتنشناختن قانونی با نبودن باور شخصی یکی نیست. از منظر حقوق و آزادیهای فردی که این رسانه از آن دفاع میکند، آزادی باور و بیباوری نباید به حضور نام یک دین در فهرست حکومتی وابسته باشد. این موضع تحریریه در حمایت از سکولاریسم، جدا از توصیف قانون موجود و بدون تأیید ادعاهای معنوی هیچ سازمانی است.
برای شناخت ساینتولوژی از کجا شروع کنیم؟
مفیدترین نقطه شروع، کنار هم گذاشتن توضیح خود پیروان، پژوهش مستقل و متن دقیق تصمیمهای حقوقی است. ساینتولوژی یک جنبش دینی نوپدید با باورها و مناسک مشخص است؛ وضعیت قانونی و ارزیابی عملکرد نهادهایش بحثی جدا دارد. درباره ایران، آنچه فعلاً میتوان با اطمینان گفت محدودتر از روایتهای بیمنبع فضای مجازی است: ایرانیتباران پیرو این آیین در خارج از کشور مستند شدهاند، اما تاریخچه یک تشکیلات داخلی و شمار پیروان داخل کشور برای این گزارش تأیید نشده است.
به نظر شما در شناخت یک آیین، توضیح باورهایش مهمتر است یا بررسی عملکرد نهادهای آن؟