آسیانیوز ایران / یزد ؛
دارالعباده،
قلب تپنده تمدن مکتوب و پیوند ماندگار با شمسالشموس
یزد، جهانشهر
خشت خام، مهد قنات و قنوت و قناعت، در درازنای سدههای پیدرپی همواره مأمن امن
اندیشه، دینداری، معرفت و صیانت از مواریث گرانسنگ مکتوب بوده است. در این میان،
نام بلند کتابخانه و موزه وزیری یزد، چونان نگینی درخشان در بافت تاریخی و در جوار
مسجد جامع کبیر یزد، فراتر از یک مکان امانت کتاب، به عنوان شناسنامه هویتی،
فرهنگی و پایگاه مرجعیت علمی فلات مرکزی ایران خودنمایی میکند. این بنیاد رفیع که
ثمره اخلاص، درایت، پیگیریهای شبانهروزی و خونِدلهای عالم مجاهد و ژرفاندیش،
شادروان حجتالاسلام والمسلمین حاج سید علیمحمد وزیری است، امروزه با اتکا به سنت
ماندگار وقف و انتساب به بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، هویتی فراملی
و جهانی یافته است.
آیین باشکوه
تکریم و قدردانی از زحمات داستاننویس و چهره فرهنگی برجسته، حجتالاسلام والمسلمین
مظفر سالاری و معارفه مدیر علمی، جوان و باانگیزه، دکتر سعید زارع به عنوان رئیس
جدید کتابخانه و موزه وزیری یزد، آوردگاهی از تلاقی نگاه تمدنی به وقف، احیای
مواریث مکتوب، رونمایی از گنجینههای نویافته و واکاوی چالشهای اساسی سازمانی در
آغاز دهه هشتم حیات این نهاد تمدنی بود.
سخنان
تفصیلی سخنرانان آیین تکریم و معارفه
۱.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر سید جلال حسینی؛ تمدنسازی بر پایه سه رکن و وقف به
مثابه فناوری پیشران فرهنگی
حجتالاسلام
والمسلمین دکتر سید جلال حسینی، رئیس سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد
آستان قدس رضوی، به عنوان نخستین سخنران این محفل، مباحث خود را بر پایههای فلسفه
تاریخ، شکلگیری تمدنها و جایگاه بیانی و عملیاتی کتابخانهها متمرکز ساخت. وی با
تبیین این حقیقت که تمدنها پدیدههایی دفعی و یکشبه نیستند، اظهار داشت:
«هر تمدن
پویایی حداقل بر سه پایه بنیادین “علم”، “فرهنگ” و “هنر” استوار است و پیشران و
موتور محرکی که این سه عنصر را به پیش میراند، بیشک کتابخانهها، مراکز علمی و
پایگاههای اسنادی هستند. این حقیقت حتی پیش از ورود اسلام به ایران نیز وجود
داشته است؛ آنگونه که در عصر هخامنشیان فرمانها، اسناد درباری و متون مقدس در
دژنبشتها و مراکز اسنادی نگهداری میشد و در دوران ساسانیان، مرکز سترگی چون
دانشگاه و بیمارستان و کتابخانه جندیشاپور به بار نشست که نقطه پیوند علوم ایران،
هند و یونان بود.»
دکتر حسینی
با گذر به عصر تمدن اسلامی افزود:
«در تمدن
درخشان اسلامی، کتابخانهها از مخازن صِرف نگهداشت متون به مراکز جوشان آموزش،
پژوهش و زایش دانش تبدیل شدند. در سدههای چهارم و پنجم، کتابخانه صاحب بن عباد در
ری با ۱۱۷ هزار جلد کتاب و حضور دانشمندانی چون ابنمسکویه، یا کتابخانه عضدالدوله
در شیراز، گواهی بر این پویایی است. پیوند کتابخانهها با دارالعلمها در بغداد و
شیراز، تأسیس نظامیهها و ظهور رصدخانه و کتابخانه ۴۰۰ هزار جلدی مراغه به دست
خواجه نصیرالدین طوسی، نشاندهنده آن است که کتابخانهها کانون اصلی زایش اندیشه
بودهاند.»
وی در ادامه
به تبیین نقش راهبردی وقف پرداخت و گفت:
«نخ تسبیحی
که توانست در کوران جنگها، تاختوتازها و رخدادهای طبیعی، مواریث علمی و فکری را
نجات داده و تا به امروز زنده نگه دارد، “سنت حسنه وقف” بوده است. وقف صرفاً یک
کنش انفاقی یا اقتصادی ساده نیست، بلکه یک “راهبرد هوشمندانه تمدنی” به شمار میرود.
مرحوم آیتالله وزیری نیز با بصیرتی بینظیر برای تضمین جاودانگی این کتابخانه، آن
را به دریای بیکران آستان قدس رضوی پیوند زد. امروز ما باید این نهادها را از
شیوههای صرفاً سنتی خارج کرده و به یک “فناوری فرهنگی” تبدیل کنیم؛ زیرا کتابخانه
انبار کتاب نیست، بلکه زایشگاه علم، پایگاه خردورزی و پناهگاه هویت ملی و اسلامی
است.»
رئیس سازمان
کتابخانههای آستان قدس رضوی با اشاره به وجود بیش از ۱۰۰ هزار نسخه خطی و افزون
بر ۱۰۰ میلیون منبع اطلاعاتی در آستان قدس، کتابخانه وزیری یزد را در صدر کتابخانههای
هویتبخش منطقهای دانست و ضمن گلایه از ایستایی در افزایش کتابخانههای وقفی یزد
از سالهای دور، خواستار خیزش خیران و دانشمندان شد. وی همچنین با تمجید از خدمات
چندساله حجتالاسلام والمسلمین سالاری به جهت پیشبرد امور کتابخانه در دوران
بازنشستگی و خوشنامی کشوری ایشان، انتصاب دکتر سعید زارع را به سبب دارا بودن
انگیزه وافر، تحصیلات عالی، پیشینه مدیریتی پیروزمند و نیروی جوانی، نویدبخش حرکتی
جهشی خواند.
۲.
آیتالله سید محمدکاظم مدرسی؛ پاسداری از میراث تاریخی دارالعباده و رونمایی از
هدیه نفیس علمی
آیتالله سید
محمدکاظم مدرسی، امام جمعه بخش مرکزی یزد و نایبرئیس شورای حوزههای علمیه استان،
سخنان خود را با نقل حکایتی شنیدنی از عارف نامدار قرن پنجم، ابوسعید ابوالخیر،
آغاز کرد و گفت:
«ابوسعید
ابوالخیر را برای خطابه دعوت کردند. منبر و مجلس آکنده از جمعیت شد و صفوف جلو پر
و انتهای مجلس مسدود گردید. مردی از پای منبر ندا درداد: “خدای رحمت کند آن بندهای
را که از جای خود برخیزد و قدمی فراپیش نهد!” مردم جلو آمدند و جای برای همگان باز
شد. ابوسعید از منبر فرود آمد و راه خروج در پیش گرفت. چون سبب را پرسیدند، فرمود:
من آمده بودم تا یک ساعت سخن بگویم، اما تمام جان کلام و مقصود را آن مرد گفت؛
یعنی انسان باید در مسیر کمال و خدمت، همواره یک گام فراتر بردارد و پیشتر برود.
امروز نیز در این پایگاه عظیم، گامهای فرارونده و رو به جلو برای پاسداشت فرهنگ
ضروری است.»
آیتالله
مدرسی با برشمردن ابعاد چندگانه شخصیت مرحوم وزیري، تصریح کرد که ایشان فراتر از
ساخت یک کتابخانه، نقش منجی هویت و ابنیه تاریخی شهر یزد را ایفا کرد. وی برای
نخستین بار به روایتی شگفتانگیز و تاریخی درباره میدان امیرچقماق اشاره کرد و
افزود:
«در دهههای
گذشته عدهای از مدیران وقت قصد داشتند به بهانه رونق بخشیدن به خیابان پشت میدان
امیرچقماق، منارهها و تکیه تاریخی امیرچقماق را ویران و با خاک یکسان کنند! تصمیم
فرماندار و مسئولان کاملاً قطعی بود. در آن هنگامه حساس، تنها شجاعت، درایت و نفوذ
کلام مرحوم حاج آقای وزیری بود که سد راه این تخریب بزرگ شد. ایشان با درک روانشناختی
حاکمان، تکبیتی پرمغز و عبرتآموز سرودند و پیام دادند:
بعدِ عمری که
خواجه کاری کرد / فکر ویرانیِ مناری کرد!
همین بیت
تکاندهنده موجب شرمساری مسئولان و متوقف شدن فوری دستور تخریب شد و اگر امروز
میدان و منارههای باشکوه امیرچقماق نماد یزد است، به برکت ایستادگی آن مرد
خداست.»
امام جمعه
بخش مرکزی یزد در پایان، بزرگترین رویداد علمی این نشست را رقم زد و از اهدای
تصاویری از گنجینه شخصی و خانوادگی خاندان مدرسی به آستان قدس رضوی خبر داد و گفت:
«مجموعهای
فوقالعاده نفیس مشتمل بر تصاویر رقومی و فنی کامل از ۴۰۰ تا ۵۰۰ نسخه خطی و سند
تاریخی منحصربهفرد از یزد و میراث برجامانده نزد والد راحل ما، گردآوری شده که
به یمن آغاز مدیریت دکتر سعید زارع به آستان مقدس حضرت امام رضا (ع) اهدا میشود.
در میان این گنجینه، نسخهای کامل و شگفتانگیز از نهجالبلاغه شریف کتابتشده
در سال ۵۸۷ هجری قمری وجود دارد که از آغاز تا انجام، بدون هیچگونه اسقاط،
تحریف و تصحیحی با ثبت مشخصات نویسنده موجود است و میتوان آن را “سومین نسخه کهن
نهجالبلاغه در جهان” به شمار آورد. همچنین تصویر اصل فتوای تاریخی تحریم
تنباکو به خط مرجع عالیقدر میرزای شیرازی در این مجموعه مستندسازی شده که
نشانگر جایگاه بیبدیل دارالعباده در تاریخ تحولات دینی و سیاسی تشیع است.»
۳.
حجتالاسلام والمسلمین مظفر سالاری؛ خدمت در سایه خورشید هشتم و انتقال مشعل به
دستان نو
حجتالاسلام
والمسلمین مظفر سالاری، مدیر پیشین کتابخانه و موزه وزیری یزد، رماننویس برجسته
کشوری و پدیدآورنده آثار نامآشنای ادبی، با تواضعی ادیبانه پشت تریبون قرار گرفت
و توفیق خدمت چندساله خود در این بارگاه ملکوتی را موهبتی الهی و پاداشی معنوی
دانست. وی گفت:
«لرزه بر
اندام من میافتد که در حضور عالمان و فرهیختگان سخن بگویم، چرا که جایگاه من
همواره در ساحت نوشتن بوده است. باور قلبی من این است که رخصت چند سال خدمتگزاریام
در کتابخانه وزیری، دستمزد و عنایت ویژه شمسالشموس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و
میوه دل ایشان، حضرت جوادالائمه (ع)، به خاطر نگارش رمانهای “دعبل و زلفا” و “مرا
با خودت ببر” بود که تاکنون بارها تجدید چاپ شده و مورد تفقد جامعه قرار گرفته
است.»
وی با ذکر
خاطرهای اخلاقی درباره ماهیت خدمت در دستگاه رضوی افزود:
«در آستان
امام هشتم (ع)، رتبهها، عناوین و مقامات اعتباری هیچ جایگاهی ندارد و خدمت در هر
سطحی، والاترین منصب عالم است؛ خدمت یعنی بندگی خالصانه، و چه توفیقی بالاتر از
غبارروبی از درگاه کتاب و دانایی.»
سالاری
پیرامون بازنشستگی و واگذاری این مسئولیت خاطرنشان ساخت:
«در اسفندماه
سال گذشته موعد بازنشستگی من فرارسید. با اینکه پیشنهادهایی برای تداوم مدیریت
وجود داشت، اما زمانی که نام چهره پرتلاش، دانشمند و توانمندی چون دکتر سعید زارع
مطرح شد، با خرسندی تمام کنارهگیری کردم تا این مجموعه از هوایی تازه، نگاهی جوان
و حرکتی پرشتاب بهرهمند شود. دکتر زارع شخصیتی است که یکتنه برابر با یک لشکر
کار میکند و هرگز خود را در حصار کمبود منابع و امکانات محبوس نمیسازد. برگزاری
پرشور شبهای بزرگداشت مولانا و حافظ در محوطه حیاط کتابخانه در همین چند روز نخست
مهرماه، نمایانگر ظرفیت عظیم ایشان است و رجای واثق دارم که گنجینه وزیری در دوران
وی به اوج بالندگی خواهد رسید.»
۴.
دکتر سعید زارع؛ اعلام رسمی مانیفست تحول در دهه هشتم و هشدار پیرامون فرسودگی
چارت سازمانی
دکتر سعید
زارع، رئیس جدید کتابخانه و موزه وزیری یزد، پس از ادای احترام و سپاسگزاری به
درگاه ولینعمت ایرانیان، حضرت ثامنالحجج (ع)، و درود بر روان پاک واقف عالیقدر
و خانواده معظم وزیری، به ویژه آیتالله دکتر سید محمود وزیری و سرکار خانم دکتر
سیده حمیده وزیری، حضور در این جایگاه را نعمتی بیکران و مسئولیتی سنگین دانست.
وی ضمن قدردانی از دههها مجاهدت خستگیناپذیر آقای محمدرضا انتظاری (تاریخ شفاهی
کتابخانه)، مدیریت درخشان دکتر محمدرضا ملکثابت و خدمات حجتالاسلام سالاری،
تصویر آماری خیرهکنندهای از این پایگاه تمدنی ارائه داد و گفت:
«تمدنها نه
با باروهای سنگی و برجهای گلین، بلکه با مواریث مکتوب و ژرفای حافظه تاریخی
پابرجا میمانند. کتابخانه و موزه وزیری با نگهداری از:
- بیش از ۵۴۷۹ نسخه خطی نفیس و
نایاب (از سده ششم هجری تا قرآنهای
شکوهمند دورههای مختلف)
- افزون بر ۶۲۰۰ جلد کتاب چاپ
سنگی، سربی و افست
- بیش از ۱۰۰ هزار برگ سند اصیل و
دستنخورده تاریخی
- فراتر از ۸۰ هزار نسخه از نشریات
کهن و نایاب مطبوعاتی
- و گنجینهای بالغ بر ۲۵۰ هزار
جلد کتاب چاپی تخصصی
دیگر یک
قرائتخانه یا کتابخانه عمومی ساده نیست؛ اینجا نماد هویت دارالعباده، قلب پژوهشی
فلات مرکزی ایران و پارک ملی میراث مکتوب جهانشهر یزد است.»
دکتر زارع در
تبیین چشمانداز برنامههای خود در طلیعه «دهه هشتم حیات» کتابخانه وزیری، برنامه
عملیاتی خود را در چهار محور تشریح کرد:
۱. تبدیل
کتابخانه به اندیشکده متون و راهاندازی کرسیهای پژوهشی: خروج نسخ و اسناد از
سکون مخازن از طریق راهاندازی میزهای تخصصی تصحیح و تحقیق با همیاری حوزویان و
دانشگاهیان.
۲. جهش
فراگیر در دیجیتالسازی و هوشمندسازی منابع: توسعه سامانههای مطالعه
الکترونیک، احیای خدمات تکثیر اسناد و فراهمآوری دسترسی محققان جهان اسلام به
نشریات و متون.
۳. صیانت
فعال و پویا از میراث مکتوب دارالعباده: جلوگیری از تخریب، قاچاق و خروج
اسناد، کتابچهها و نسخههای خطی بیوت و خاندانهای کهن یزد.
۴. مردمیسازی
و فرهنگ محلهمحور: پیوند کتابخانه با بافت جهانی یزد، بازار، مساجد، مدارس و
خانوادهها از طریق رویدادهای زنده ادبی و فرهنگی در صحن و سرای کتابخانه.
رئیس جدید
کتابخانه وزیری در ادامه با شجاعت و صراحت به بیان چالشها پرداخت و هشدار داد:
«جسارتاً و
با کمال تواضع باید یادآور شوم که چارت سازمانی و ساختار اداری کنونی کتابخانه
وزیری، هیچگونه همخوانی با وسعت ۶ هزار متر مربعی و ارزش این گنجینه بیهمتا
ندارد. متأسفانه در سالهای گذشته با نگاههایی انقباضی، چارت تشکیلاتی مجموعه
تقلیل یافته و حتی پست معاونت کتابخانه حذف شده است! برای کتابخانهای با این
آوازه بینالمللی شایسته نیست که تنها با یک نیروی خدماتی اداره شود و یک
کارشناس شریف ناچار باشد همزمان بار امانت، مخزن، حفاظت نسخ خطی و ارتباطات رسانهای
را بر دوش کشد!»
وی با
استمداد از استاندار یزد، مسئولان استانی و مدیران عالی آستان قدس رضوی، خواستار
بازنگری در سازمان تفصیلی، احیای ردیفهای شغلی متخصص در حوزههای نسخ خطی، اسناد،
مرمت، پژوهش و روابط عمومی، و همچنین تأمین اعتبارات حفاظتی برای این اثر ارزشمند
در بافت ثبتجهانی یزد شد.
۵.
آیتالله دکتر سید محمود وزیری؛ پردهبرداری از تاریخ تأسیس کتابخانه در ۱۳۲۴ و
بازخوانی سیره واقف
آیتالله
دکتر سید محمود وزیری، استاد برجسته حوزه و دانشگاه و نواده واقف گرانمایه، سخنان
خود را با خوشامدگویی به مدیران ارشد و تجلیل از زحمات طاقتفرسای همه خدمتگزاران
و کتابداران تاریخ این مجموعه آغاز کرد. وی با تجلیل از بینش و پاکدستی حجتالاسلام
والمسلمین دکتر سید جلال حسینی و مدیران گذشته، بر ضرورت استخراج تاریخ ناگفته
کتابخانه پای فشرد و اظهار داشت:
«در اسناد
رسمی آمده است که کتابخانه وزیری در سال ۱۳۳۴ شمسی تأسیس شده است، اما حقیقت
تاریخی این است که نقطه آغاز این نهاد به ۱۰ سال پیش از آن، یعنی سال ۱۳۲۴ برمیگردد.
در آن سال اتاقی در منزل شخصی جد بزرگوارمان به عنوان نخستین مخزن گردآوری کتابها
تعیین شد. پدرم نقل میکردند که من با چشم خود میدیدم که حاج آقای وزیری برای
خریداری کتابهای نفیس، پول قرض میکردند تا این میراث از میان نرود و دستمایه
تأسیس رسمی کتابخانه در سال ۳۴ شود.»
وی به نقل از
رهبر فرزانه انقلاب، واقعهای ژرف از دوراندیشی مرحوم وزیری را روایت کرد و گفت:
«در سفر
استانی سال ۱۳۸۶ رهبر معظم انقلاب به یزد، معظمله در کنار مزار مرحوم وزیری در
همین مکان مقدس فرمودند: «در سالهای پیش از پیروزی انقلاب، مرحوم وزیری با من
مشورت کردند که آیا این کتابخانه را وقف آستان قدس بکنند یا نه؟ من و شماری از
دوستان به خاطر حضور طاغوت مخالفت کردیم و بیم آن را داشتیم که این کتابها دستخوش
یغما و نابودی شود؛ ولی ایشان با یقین قلبی به تصمیم خود عمل کرد و آن را وقف
بارگاه امام رضا (ع) نمود. گذر زمان نشان داد که حق با ایشان بود و آنچه را که ما
آن روزها در آینه نمیدیدیم، او در خشت خام میدید!» که جناب آقای انتظاری خود
شاهد این روایت بودند.»
نواده مرحوم
وزیری در تبیین رمز جاودانگی این پایگاه، ویژگیهای اخلاقی مرحوم وزیری نظیر
معامله بیریا با خدا، آزادگی از نام و نان، و مردمداری کمنظیر را بازگو کرد و
نمونههایی از لطافت رفتار و اشعار ایشان در برخورد با جوانان، مهار خواستههای
شخصی در مجالس و نیز تکبیت مشهورشان در یادآوری وظیفه مسئولان در غمگساری از
مردم را یادآور شد.
وی در فراز
پایانی سخنانش همگان را به یاری فکری، معنوی و اداری دکتر سعید زارع فراخواند و
تأکید کرد:
«برای
پژوهشگران و اصحاب رسانهای که به دنبال شناخت حقایق سینه پرمهر مرحوم وزیری هستند،
دو شخصیت “محرم اسرار” این پیر روشنضمیر به شمار میروند که باید قدر دانسته
شوند؛ نخست جناب آقای محمدرضا انتظاری که پنج دهه امانتدار این گنجینه
بودند، و دوم جناب آقای حاج میرزا مهدی وافی که سالها مدیریت اوقاف یزد،
فارس و کرمان را بر عهده داشتند. هر کس بخواهد حقیقت این تمدن بومی را دریابد،
باید با گفتوگو با این دو چهره، زوایای پنهان تاریخ یزد را واکاوی کند.»
واکاوی
و تحلیل عمیق و فنی :
نخست:
مفهومشناسی «وقف تمدنساز»؛ گذار از انفاق معیشتی به راهبرد بالندگی علمی
سنت حسنه وقف
در اندیشه اصیل اسلامی همواره فراتر از یک سازوکار خیریه تسکینی یا پاسخ موقت به
فقر مادی تعریف شده است. تبیین عمیق این مفهوم نشان میدهد که وقف، ساختاری حقوقی،
پایدار و بازتولیدکننده سرمایه برای پشتیبانی از حیات فکری بشر در طول قرنهاست.
هنگامی که یک واقف، دارایی خویش را بر مدار اندیشه، کتاب و علم متمرکز میسازد، در
واقع شریان جریان دانش را از وابستگی به فراز و فرودهای حکومتها و بودجههای
متغیر دولتی رها میسازد.
در سدههای
گوناگون تاریخ ایران و جهان اسلام، آسیبپذیرترین میراث در جنگها، هجوم بیگانگان
و تب و تابهای سیاسی، کتابخانهها و سرمایههای خطی بودهاند. در این میان، تنها
نهادهایی که توانستند از شبیخونهای ویرانگر قحطی، آتشسوزی و تطاول غارتگران جان
سالم به در برند، مراکزی بودند که زیر سایه قداست وقف و حمایت شرعی مردم حفظ شدند.
از این رو، تحلیل تاریخی نشان میدهد که وقف، سامانهای درونزا برای حفاظت از
اندیشهورزی در بستر ناامنیهای ژئوپلیتیک فلات ایران بوده است.
رویکرد آیندهنگر
به وقف، امروزه نیازمند دگرگونی در انگارههای پیشین است. تبدیل عواید موقوفات
سنتی به زیرساختهای نوین تولید محتوا، سامانههای دادهپردازی و شبکهسازی
پژوهشگران، وظیفه پیشروی متولیان دینی و حکمرانان فرهنگی است. اگر وقف تمدنساز
در دوره جدید نتواند ابزارهای دیجیتال، بسترهای تبادل اطلاعات و اقتصاد نشر را
پوشش دهد، موقوفات فرهنگی دچار ایستایی کارکردی خواهند شد و کارایی خود را در
برابر شبیخون نوین ارتباطی از دست میدهند.
دوم:
کتابخانه و موزه وزیری؛ نگین پیوندزننده هویت بومی کویر با مدار رضوی
کتابخانه
وزیری یزد را نباید تنها سازهای کالبدی در پهنه بافت تاریخی این شهر دانست، بلکه
این کانون، نقطه تلاقی نبوغ معماری، زیستبوم کویری و روح ولایتمداری جامعه تشیع
است. یزد به عنوان سرزمینی که مردمانش با سختکوشی قنات را در دل خاک کویر
شکافتند، در ساختار معرفتی خود نیز نیازمند قناتی بود که آب زلال معرفت و فرهنگ را
در رگهای شهر به گردش درآورد؛ نقشی که کتابخانه وزیری از همان گامهای نخستین به
زیبایی آن را ایفا نمود.
پیوستن این
مجموعه به نهاد کهن آستان قدس رضوی، پیوندی ژرف میان دو قطب هویتی ایجاد کرد. از
یک سو، پایتخت معنوی ایران در مشهد الرضا (ع) قرار دارد که مرجع دانشمندان و
پناهگاه دینداران است، و از سوی دیگر یزد، به عنوان کانون اصالت دینی و اخلاقی،
بازویی مقتدر برای این کانون ولایی در مرکز ایران فراهم ساخت. این اتصال، کتابخانه
وزیری را از گزند تحولات زودگذر ایمن کرد و اعتباری بینالمللی بدان بخشید که توجه
دانشمندان سراسر گیتی را جلب نمود.
از زاویه
مدیریت استراتژیک، کتابخانههای وابسته به بارگاه رضوی رسالتی فراملی بر دوش
دارند. حضور جهانگردان، پژوهشگران مذاهب مختلف و دانشجویان غیرایرانی در بافت
جهانی یزد، کتابخانه وزیری را به یک سفارتخانه فرهنگی برای بازنمایی اسلام
عقلانی، هنر شیعی و ادبیات غنی فارسی بدل ساخته است. از این رو، حفظ این پیوند و
تقویت بسترهای گفتوگوی بینافرهنگی در دل این موقوفه، راهبردیترین تصمیم در
حکمرانی فرهنگی به شمار میرود.
سوم:
هدیه علمی و کشف نویافتهها؛ اهمیت سندی نهجالبلاغه کهن و فتوای میرزای شیرازی
اهدای نگارههای
رقومی بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ نسخه خطی و سند تاریخی توسط آیتالله سید محمدکاظم مدرسی
به آستان قدس رضوی، رخدادی فرخنده در تاریخ پژوهشهای حدیثی و تاریخی معاصر است.
خاندانهای اصیل علم و فقاهت در یزد، در طول سدهها همواره نگهبانان بیادعای
مواریثی بودند که بسیاری از آنها هنوز در بوته گمنامی مانده است. این اقدام
پیشگامانه، ضرورت بازگشایی گنجینههای خانوادگی و پیوند آنها با مخازن امن و
عمومی را آشکار ساخت.
وجود نسخه
خطی نهجالبلاغه با قدمتی بازگشته به سال ۵۸۷ هجری قمری، برگ زرین دیگری بر مرجعیت
نسخهشناسی دارالعباده افزود. این نسخه نفیس، به دلیل کتابت دقیق، بدون افتادگی و
تحریف، و تاریخ نگارش بسیار نزدیک به عصر گردآوری شریف رضی، یکی از سه دستنوشته
کهن این کتاب آسمانی در کل جهان اسلام محسوب میشود. مقابله این نسخه با سایر نسخ
موجود، میتواند گره از اختلافات متنی بگشاید و بنیان پژوهشهای کلامی، تاریخی و
بلاغی پیرامون کلام امیرالمؤمنین (ع) را استحکام بخشد.
افزون بر آن،
وجود نگاره اصل فتوای تحریم تنباکوی میرزای شیرازی، جایگاه این مجموعه را به نقطه
عطف تاریخنگاری جنبشهای استعمارستیز بدل میسازد. این سند تاریخی، نماد استقلالخواهی
دینی و قدرت مرجعیت شیعه در ایستادگی برابر کمپانیهای غربی است. انتشار و تحلیل
علمی اینگونه اسناد، پاسخی استوار به کسانی است که نقش روحانیت اصیل و تودههای
مردم در خیزشهای استقلالطلبانه را کمرنگ جلوه میدهند.
چهارم:
تبارشناسی سیره مرحوم وزیری؛ پیوند خلاقانه شعر، مردمداری و حفاظت از میراث ملموس
سیره عملی و
زیست اجتماعی مرحوم حجتالاسلام والمسلمین حاج سید علیمحمد وزیری، الگویی جامع و
تکرارناپذیر از روحانیت تمدنساز و دردآشناست. آنچه ایشان را در تاریخ ماندگار
کرد، فرارفتن از جایگاه وعظ صرف و ورود مؤثر به میدانهای گوناگون اجتماعی، عمرانی
و حفظ میراث مادی و معنوی شهر بود. ایشان نیک دریافت که صیانت از هویت دینی بدون
محافظت از کالبد تاریخی و آرامش روانی مردم تحقق نمیپذیرد.
روایت نجات
تکایا و منارههای باشکوه امیرچقماق، نشان از ذکاوت سرشار، شجاعت ستودنی و کاربست
لطیف ادب پارسی در بزنگاههای اجتماعی دارد. در دورهای که استبداد وقت با اتکا به
توسعهگرایی ناهمگون قصد داشت نمادهای دیرین شهر را به زیر تیغ بلدوزرها بسپارد،
سرودن یک بیت شعر گزنده و نغز توانست هیبت فرماندار وقت را در هم شکند و این اثر
ارزشمند را نجات بخشد؛ هنری که امروزه نیز باید سرمشق مدیران و اصحاب فرهنگ در
حراست از بافتهای تاریخی قرار گیرد.
مردمداری بیریا،
خوشخلقی نبوی و نگاه تربیتی و پدارنه مرحوم وزیری در مواجهه با خطاهای جوانان یا
رفتار محبتآمیز در پذیرش افراد، آموزهای بس بزرگ برای جامعه امروز است. در جهانی
که فاصلهها و شیوههای خشک اداری میان کارگزاران و مردم دیوار کشیده است،
بازخوانی رفتار ایشان نشان میدهد که چگونه یک عالم دینی با سلاح مهر، شعر، مدارا
و اخلاص میتواند دلهای اقشار گوناگون جامعه را فتح نماید.
پنجم:
مانیفست تحول در دهه هشتم؛ چرخش پارادایمی از «انبارداری مکتوبات» به «اندیشکده
متون»
برنامههای
تحولی تشریحشده توسط رئیس جدید کتابخانه وزیری، بیانگر یک تحول نظری در درک رسالت
کتابخانهها در عصر پساصنعتی است. برای دههها، کتابخانهها صرفاً مکانهایی ایستا
برای طبقهبندی، بستهبندی، امانت و حفاظت کالبدی کتابها بودهاند. این رویکرد
انفعالی، متون ارزشمند را در تاریکی مخازن محبوس میساخت و دسترسی جامعه پژوهشی را
محدود مینمود.
ایده
«اندیشکده متون»، چرخشی سازنده از صیانت انفعالی به تولید فعال معرفت است. هنگامی
که نسخ خطی، اسناد تجاری کهن، وقفنامهها و مکاتبات دیوانی روی میز تصحیح، واکاوی
جامعهشناختی و خوانش فلسفی پژوهشگران قرار گیرد، تاریخ و تفکر از دل کاغذهای کهنه
برمیخیزد و میتواند به حل مسائل کنونی جامعه در اقتصاد، وقف، حقوق و روابط
اجتماعی کمک کند.
تحقق این
مهم، مستلزم تشکیل حلقههای علمی مستمر، کرسیهای نظریهپردازی متنمحور و جذب
پژوهشگران جوان حوزه و دانشگاه است. تبدیل گنجینهای از ۲۵۰ هزار کتاب و دهها
هزار نشریه و نسخه دستنویس به فرآوردههای علمی، تولید کتابهای مرجع و بازنشر
متون تصحیحشده، کتابخانه وزیری را از حاشیه به متن زایشگری علمی کشور منتقل خواهد
کرد.
ششم:
صیانت دیجیتال و بازمهندسی الگوهای دسترسی؛ جهانیسازی میراث مکتوب یزد
در عصر هوش
مصنوعی و دگرگونیهای ساختاری ارتباطات، حبس فیزیکی اسناد به معنای نادیده گرفتن
آنها در عرصه جهانی است. پروژههای بزرگ جهان امروز، رقومیسازی سریع، ایجاد
پایگاههای داده بازمتن و امکان تحلیلهای رقومی بر متون تاریخی را در دستور کار
دارند. کتابخانه وزیری با دارا بودن افزون بر ۵۴۰۰ نسخه خطی و ۱۰۰ هزار سند
تاریخی، نیازمند یک جهش سریع به این جهان نو است.
دسترسیپذیری
دیجیتال، نهتنها خطر فرسایش، آسیبهای فیزیکی و دستخوردگی ناشی از ورق زدن مکرر
نسخههای آسیبپذیر را به صفر میرساند، بلکه جغرافیای پژوهش را دگرگون میسازد.
محققی در قاهره، بیروت، استانبول یا برلین باید بتواند با یک جستوجوی ساده، نگارههای
فنی متون یزد را مطالعه نماید؛ امری که آوازه جهانی یزد را دوچندان کرده و مرجعیت
علمی این پایگاه رضوی را تثبیت مینماید.
فراتر از
تصویربرداری ساده، بهکارگیری فناوریهای بازشناسی خطوط کهن، نمایهسازی معنایی
متون و پیوند پایگاه اسناد وزیری با کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی، زمینهساز
استخراج دادههای کلان تاریخی خواهد شد. این بازمهندسی به پژوهشگران امکان میدهد
تا روند دگرگونیهای زبانی، جریانهای اقتصادی راههای تجاری کویر و شبکههای
نخبگانی تاریخ ایران را با دقتی بیسابقه تحلیل کنند.
هفتم:
بحران ساختاری؛ هشدار پیرامون چارت سازمانی، کمبود نیرو و فرسودگی پشتیبانی
یکی از حساسترین
فرازهای این رویداد، بازگویی شفاف و جسورانه معضلات ساختاری و اداری کتابخانه
وزیری توسط ریاست جدید بود. تناقض میان داشتن گنجینهای با تراز بینالمللی در
ساختمانی ۶۰۰۰ متر مربعی در قلب منطقه ثبتجهانی، با داشتن تنها یک نیروی خدماتی و
فقدان معاونت، نشاندهنده یک عدم تعادل خطرناک در نظام تشکیلاتی این نهاد است.
کاهش ردیفهای
شغلی و تقلیل سازمانی در سالهای گذشته، فشاری مضاعف بر کارکنان فداکار اما اندک
مجموعه وارد آورده است. سپردن وظایف همزمان و تخصصی حفاظت فیزیکی، امور مخازن،
فهرستنویسی تحلیلی نسخ خطی، ساماندهی اسناد و وظایف روابط عمومی و رویدادسازی به
یک نفر، با هیچیک از موازین بهرهوری نوین سازگاری ندارد و میتواند زمینه فرسایش
انسانی و خطر آسیب به نفایس را افزایش دهد.
رفع این
تنگنای راهبردی، نیازمند ارادهای مصمم در تهران و مشهد و پیگیری ویژه در سطح
استانداری یزد است. احیای بیدرنگ ساختار تشکیلاتی، اختصاص ردیفهای استخدام رسمی
برای کارشناسان ارشد مرمت، سندشناسی، زبانهای باستانی و اطلاعرسانی، و همچنین
تجهیز یگانهای خدمات و حراست ویژه، حداقل اقداماتی است که باید برای نجات این
آبروی ملی و استانی صورت پذیرد.
هشتم:
اجتماعیسازی فرهنگ و محلهمحوری؛ اتصال زیستبوم بافت جهانی به کانون کتابخانه
رویکرد مردمیسازی
و گشودن درهای فضاهای کتابخانهای به روی بافت پیرامونی، پیوندی حیاتی میان فرهنگ
نخبگانی و متن زندگی روزمره مردم برقرار میسازد. دیوارهای کتابخانهها نباید سدی
میان شهروندان و علم باشند. وقتی صحن کتابخانه وزیری میزبان شبهای شعر، گفتوگوهای
آیینی، گردهماییهای دانشآموزی و محافل خوانش متون کهن نظیر حافظ و مولانا میشود،
جریان حیات اجتماعی در کالبد این بافت بازتولید میگردد.
قرارگیری
کتابخانه وزیری در همسایگی بازار سنتی، مسجد جامع کبیر یزد و گذرگاههای گردشگری،
ظرفیتی بیهمتا برای پیادهسازی الگوی «کتابخانه به مثابه پایگاه اجتماعی» پدید
آورده است. این همجواری میتواند کودکان و نوجوانان بومی و فرزندان خانوادههای
ساکن در بافت تاریخی را با هویت درخشان گذشتگان پیوند زند و حس تعلق مکانی و صیانت
از مواریث شهری را در نسل نو بارور سازد.
همچنین،
گردشگری نخبهگرا و مسافران داخلی و خارجی، با گذر از این میدان فرهنگی میتوانند
چهرهای عمیق، اهل قلم، صلحجو و دانشدوست از تمدن ایرانی و اسلامی را مشاهده کنند.
اجتماعیسازی گنجینه وزیری، ضامن ماندگاری آن در اذهان عمومی است؛ چرا که بزرگترین
حامیان یک نهاد فرهنگی در ادوار تاریخ، نه بخشنامههای اداری، بلکه مردمی بودهاند
که آن پایگاه را خانه امید، آرامش و فرهیختگی خویش میدانستهاند.
جمعبندی
:
آیین تودیع
حجتالاسلام والمسلمین مظفر سالاری و معارفه دکتر سعید زارع را باید فراتر از یک
جابهجایی مدیریتی متعارف ارزیابی کرد؛ این نشست در واقع یک «رستاخیز فرهنگی و
اسنادی» در قلب دارالعباده یزد بود. گرد هم آمدن نوادگان واقف، مدیران ارشد آستان
قدس رضوی، فضلای حوزه علمیه و چهرههای دانشگاهی زیر یک سقف، نشان داد که کتابخانه
و موزه وزیری یزد، سرمایهای زنده، تپنده و الهامبخش است که همزمان به ریشههای
اصیل تاریخ، اکنونِ پرمسئولیت و آینده تحولخواه چشم دوخته است.
برنامههای
نویدبخش ریاست جدید، از راهاندازی اندیشکده متون تا گسترش دیجیتالسازی و محلهمحوری
رویدادها، زمانی به بار خواهد نشست که ندای صریح ایشان پیرامون ضرورت بازسازی چارت
سازمانی، استخدام نیروهای متخصص و تأمین بودجههای حفاظتی در بافت جهانی یزد، با
پاسخی شایسته از سوی سازمان آستان قدس رضوی و استانداری یزد روبهرو شود. همراه با
اهدای تصویر ۵۰۰ نسخه خطی نادر—بهویژه نهجالبلاغه سال ۵۸۷ ق—این پایگاه نشان داد
که افقهای تمدنسازی مکتوب همچنان در آسمان این جهانشهر روشن است و دعای ماندگار
شادروان وزیری، «الهی بابا دلشاد باشی»، تا ابد چراغ راه خادمان علم،
فرهنگ و کتاب خواهد بود.