محمدصادق قاضیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، تشکیل «سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی» را فرصتی برای یکپارچهسازی تصمیمات نفت و نیرو و رفع ناترازیهای ساختاری دانست و تاکید کرد انتخاب اسماعیل اصفهانی به ریاست این سازمان میتواند امیدوارکننده باشد.
محمدصادق قاضیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: موضوع تشکیل یک «سازمان مستقل برای بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی» از این جهت اهمیت دارد که سالها در کشور، دو نهاد جداگانه در وزارت نفت و وزارت نیرو مسئول این حوزه بودند. در وزارت نفت «شرکت بهینهسازی مصرف سوخت» و در وزارت نیرو «سازمان بهرهوری انرژی (سابا)» که بعدها با بخش تجدیدپذیر ادغام شد و «ساتبا» را تشکیل داد، متولیان این حوزه بودند. وی گفت: انتظار میرفت این دو نهاد بتوانند نقش مؤثری در مدیریت انرژی و بهینهسازی ایفا کنند، اما چنین اتفاقی نیفتاد.
وی افزود: کاری که امروز در حال انجام است، نسبت به گذشته یک «موضوع اضافه» دارد و آن نیز ایجاد یک «صندوق بهینهسازی» در کنار سازمان متولی است. به گفته او، این صندوق میتواند موتور محرکی برای اجرای پروژهها باشد و منابع مالی لازم را در اختیار اقدامات اصلاحی قرار دهد.
وی با اشاره به سابقه اختلافات نفت و نیرو بیان کرد: یکی از بخشهای مغفولمانده در سالهای گذشته، نبود هماهنگی راهبردی میان دو وزارتخانه نفت و نیرو بوده است و اکنون این سازمان جدید بنا دارد که این هماهنگی را ایجاد کند. او تأکید کرد که نبود تصمیمات منسجم و یکپارچه، به ناترازیهای کنونی در انرژی دامن زده است.
قاضیزاده گفت: علاقهمندان این حوزه سالها دنبال تشکیل «وزارت انرژی» بودند و این موضوع حتی دو بار تا مرحله نهایی هم پیش رفت اما عملی نشد. او افزود: اگرچه حتی بدون تشکیل این سازمان هم میشد برخی اقدامات را انجام داد، اما امیدواری بیشتر آنجاست که این نهاد جدید بتواند دیدگاههای یکپارچه و راهبردی را در حوزه انرژی تقویت کند و بهینهسازی را با جدیت بیشتری دنبال کند.
وی گفت: در مدتی که مطالعات مربوط به تشکیل این سازمان انجام میشد، تلاش شد نگاه جامعی به توسعه بهینهسازی شکل بگیرد. به گفته او، در مصاحبهای که آقای سقاباصفهانی داشتند و از تلویزیون هم پخش شد، تأکید شد که دولت قرار نیست عملیات اجرایی بهینهسازی را خودش انجام دهد. وی افزود: عملیات باید توسط بخش خصوصی انجام شود؛ بخشی که باید انگیزهمند باشد و از فضای کاری مطمئن برخوردار شود. نقش سازمان جدید ایجاد بستر برای فعالیت و کسبوکارهای حوزه بهینهسازی است.
وی ادامه داد: با توجه به کارهایی که در این مدت توسط تیم مطالعاتی انجام شد و همفکریهایی که شکل گرفت، ساختار سازمان و صندوق و اولویتهای کاری طراحی شده است. او گفت: این طراحیها امیدواری ایجاد کرده که سازمان جدید بتواند حرکت موفقی شکل دهد، نقاط مثبت اقدامات گذشته را تقویت کند و در موارد ناکام نیز مسیر اصلاح و موفقیت را ادامه دهد.
قاضیزاده در پاسخ به انتقادها درباره انتخاب مسئول سازمان گفت: از زمانی که رئیسجمهور مأموریت طراحی این ساختار را به آقای سقاباصفهانی سپرد، این چالش مطرح بود که آیا فردی با تخصص مدیریت ـ و نه انرژی ـ مناسب این مسئولیت است یا باید فردی با تخصص انرژی انتخاب میشد؟ وی اظهار داشت: اختلافنظرهای زیادی میان علاقهمندان و متخصصان این حوزه وجود داشت.
وی افزود: آنچه برای من مهم است این است که با توجه به تجربههای گذشته آقای سقاباصفهانی، او نشان داده که نگاه همهجانبه دارد و علاقهمند است مباحث اجرایی با مسائل سیاسی رایج در جامعه مخلوط نشود. قاضیزاده گفت: اینکه ایشان تأکید دارند مسائل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با انرژی را کنار مسائل تخصصی مورد توجه قرار دهند، یک نقطه قوت است.
وی تصریح کرد: اتفاقاً اینکه رشته ایشان مدیریت است، میتواند یک مزیت باشد؛ زیرا نشان دادهاند توان درک نظرات متخصصان را دارند و بستری فراهم میکنند تا دیدگاههای مختلف مطرح شود. این ویژگی، نقطه قوتی برای اداره چنین سازمانی است.
وی درباره دیدگاههای متفاوت پیرامون اصلاح قیمت انرژی گفت: برخی معتقدند تنها راه بهینهسازی، اصلاح قیمتهاست تا مردم با قیمتهای واقعی به سمت مصرف کمتر هدایت شوند. او افزود: این دیدگاه کامل نیست، زیرا قیمتهای واقعی انرژی نسبت به قیمتهای فعلی در ایران بسیار بالاتر است و عملاً در بسیاری از حوزهها امکان اعمال آن وجود ندارد.
قاضیزاده تأکید کرد: حتی در کشورهایی مثل اروپا و آمریکا که قیمت انرژی واقعی است، باز هم بهینهسازی یک فرآیند ساختارمند و ضروری است و تنها با قیمت حل نمیشود. به گفته او، استانداردهای مناسب، الزامات اجرایی و سازوکارهایی که جامعه بتواند آنها را بپذیرد، بخش مهمی از اقدامات غیرقیمتی هستند.
وی گفت: سازمان جدید باید به هر دو جنبه قیمتی و غیرقیمتی توجه کند؛ از یک سو به کمک ابزارهای مختلف کاری کند که قیمت در مسیر معنادار شدن حرکت کند و از سوی دیگر، استانداردها، مشوقها و سازوکارهای لازم را برای مدیریت مصرف فراهم کند. او توضیح داد: کمبود انرژی ممکن است بهصورت صف، سهمیه یا محدودیت مصرف بروز کند و سازمان باید برای این واقعیت مجموعهای از تدابیر قیمتی و غیرقیمتی اتخاذ کند.
وی افزود: طراحیهای انجامشده قرار نیست شوکی به جامعه وارد کند. هدف این است که اصلاحات تدریجی و قابل مدیریت باشد. قاضیزاده در پایان گفت: امیدوارم سازمان جدید بتواند حرکت موفقی شکل دهد و ناترازیهای انرژی را با سیاستهای اصولی و هماهنگ برطرف کند./