آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
کشور ما سالهاست در چنگال خشکسالی شدید گرفتار شده است. منابع زیرزمینی آب به سرعت تهی میشوند و آسمان نیز کمتر از گذشته رحمت خود را نازل میکند. این وضعیت، زندگی و اقتصاد میلیونها نفر را به مخاطره انداخته است. اما اکنون، نویدی از آسمان به گوش میرسد. سامانههای بارشی زمستانی، پس از ماهها انتظار، وارد ایران شدهاند. این ابرها از جنوب و شرق کشور شروع به باریدن کردهاند و امیدها برای جبران بخشی از کمبودهای آبی را زنده کردهاند. با این حال، یک سوال بزرگ وجود دارد: آیا این بارشها، حتی اگر شدید باشند، میتوانند بحران عمیق آب کشور را حل کنند؟ پاسخ بسیاری از کارشناسان به این پرسش، منفی است. بحران آب ایران تنها به کمبود بارش محدود نمیشود. مشکل اصلی، شیوه مدیریت منابع آبی است. الگوی مصرف نادرست در بخشهای کشاورزی، صنعت و شرب، فشار غیرقابل تحملی بر ذخایر کشور وارد کرده است.
نماد بارز این مدیریت ناپایدار، وضعیت اسفبار دریاچه ارومیه است. حتی با وجود بارشهای احتمالی، اگر حقابه این دریاچه تأمین نشود و برداشتهای غیرمجاز ادامه یابد، این نگین فیروزهای نجات نخواهد یافت. در این میان، فناوریهایی مانند بارورسازی ابرها نیز مورد بحث هستند. برخی آن را بیفایده میدانند، اما متولیان این طرح بر علمی و مؤثر بودن آن تأکید دارند و آن را یک ابزار مکمل میخوانند. بارشهای اخیر اگرچه مایه امیدواری است، اما هشدارهای مهمی را نیز به همراه دارد. هشدار سطح قرمز در چند استان جنوبی و هشدارهای نارنجی در بخش کشاورزی و انرژی، نشان میدهد این پدیده میتواند چالشزا نیز باشد. این گزارش به تحلیل همهجانبه این وضعیت میپردازد. از مسیر سامانههای بارشی و تأثیر آن بر بحران آب گرفته تا بررسی علمی بارورسازی ابرها و واکاوی ریشههای اصلی مشکل که به مدیریت بازمیگردد.
تحلیل سینوپتیکی و پیشبینی مسیر سامانههای بارشی اخیر
سامانههای بارشی کنونی حاصل شکست الگوی پایداری و عبور ناوههای عمیق از منطقه است. این سامانهها از سمت جنوب و با استفاده از رطوبت دریای عمان و خلیج فارس تقویت شدهاند. حرکت به سمت شرق و شمال شرق، نشاندهنده تأثیرپذیری از سامانههای کمفشار و جبهههای گرم است. پیشبینی میشود با تقویت ناوه و فرود عمیقتر آن بر روی کشور، بارشها از فردا شدت بیشتری بگیرند. تمرکز بارش ابتدا بر روی نواحی جنوبی، مرکزی و شرقی خواهد بود و سپس استانهای شمال شرق را نیز دربرخواهد گرفت. این الگو، الگویی کلاسیک برای بارشهای زمستانی در نیمه جنوبی فلات ایران است. تداوم فعالیت این سامانه تا روز جمعه و همراهی آن با کاهش محسوس دما، نشان از پایداری نسبی این الگوی جوی دارد. این کاهش دما ناشی از نفوذ توده هوای سرد پشت جبهه و افزایش پوشش ابری است که اثر تابشی زمین را کاهش میدهد.
ارزیابی اثرات بارشها بر بحران آب و منابع زیرزمینی
بارشهای فعلی اگرچه قابل توجه است، اما در مقیاس کلان کشور و برای جبران کسری مخازن زیرزمینی ناکافی خواهد بود. بخش عمده این بارشها به صورت روانآب و با توجه به خشکی شدید خاک، امکان نفوذ کمی خواهد داشت. این بارشها میتواند موجب آبگیری مقطعی سدها و افزایش دبی چشمهها و قناتها در مناطق تحت پوشش شود. با این حال، تأثیر آن بر سفرههای آب زیرزمینی عمیق، با تأخیر و بسیار محدود خواهد بود، چرا که نیاز به بارشهای ممتد و گستردهتری است. نکته حیاتی، مدیریت این روانآبها و هدایت آن برای تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی است. بدون برنامهریزی برای مهار سیلاب و نفوذ دادن آن به زمین، بخش بزرگی از این آبها از دسترس خارج شده و تنها موجب خسارت میشود.
واکاوی چالش دریاچه ارومیه و نقش بارشها در نجات آن
دریاچه ارومیه به وضعیت بحرانی خود نزدیک میشود. حتی با ثبت ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر بارش در حوزه آبریز آن در سامانه قبلی، این مقدار برای جبران حجم عظیم آب از دست رفته و مقابله با نرخ تبخیر بالا، کاملاً ناچیز است. مشکل اصلی دریاچه ارومیه، عدم تأمین حقابه زیستمحیطی آن به دلیل برداشتهای بیش از حد از منابع آب سطحی و زیرزمینی حوضه آبریز است. تا زمانی که مدیریت یکپارچه و کاهش برداشتها محقق نشود، هیچ میزان بارشی به تنهایی نمیتواند دریاچه را نجات دهد. بارش برف در ارتفاعات حوزه آبریز، به مراتب باارزشتر از باران است. ذوب تدریجی برف، منابع پایدارتری برای تغذیه دریاچه فراهم میآورد. بنابراین، کیفیت و نوع بارش در این حوزه، موضوعی تعیینکننده است.
بررسی علمی و فنی عملیات بارورسازی ابرها
ادعای بیفایده بودن بارورسازی ابرها، برخلاف یافتههای علمی مؤسسات معتبر جهانی در این زمینه است. این فناوری بر پایه اصول فیزیک ابرها و با تزریق مواد هستهساز به منظور افزایش راندمان تبدیل بخار آب به قطرات باران عمل میکند. ارزیابیهای کمی نشان میدهد بارورسازی ابرها در شرایط جوی مناسب، میتواند بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بر میزان بارش بیفزاید. این افزایش، هرچند معجزهآسا نیست، اما در مقیاس یک حوضه آبریز بزرگ، معادل میلیونها مترمکعب آب اضافی است. اجرای این عملیات نیازمند شرایط خاص جوی (وجود ابعاد مناسب و دمای بهینه در ابر)، هواپیماهای مجهز و تحلیلهای دقیق هواشناسی است. تمرکز بر حوزههای بحرانی مانند ارومیه و زایندهرود، نشاندهنده رویکرد راهبردی و هدفمند در استفاده از این ابزار است.
ضرورت مدیریت یکپارچه منابع آب به عنوان راه حل پایدار
بحران آب ایران، یک بحران مدیریتی است. تمرکز صرف بر افزایش منابع (مانند بارورسازی یا انتظار برای بارش) بدون حل معضل مصرف بیرویه، مانند پر کردن استخر بدون درزگیری آن است. راه حل پایدار، تدوین و اجرای الگوی کشت مناسب، بازچرخانی آب در صنعت، کاهش هدررفت در شبکههای آبرسانی و اصلاح قیمتگذاری آب است. این اقدامات باید در قالب یک طرح ملی و با عزمی جدی پیگیری شوند. همافزایی بین راهحلها ضروری است. مدیریت تقاضا، افزایش راندمان، استحصال آبهای غیرمتعارف و بهرهگیری از فناوریهایی مانند بارورسازی به صورت مکمل، میتواند کشور را از بنبست کنونی عبور دهد. بارشهای اخیر باید زنگ خطری باشد برای آغاز تحولی اساسی در حکمرانی آب.