آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
جلسه شورای امنیت سازمان ملل درباره ایران، بار دیگر صحنه تقابل دو روایت کاملاً متضاد بود. روایتی که یکی بر مبنای اتهام و دیگری بر پایه دفاع از حقوق مسلم شکل گرفته است. از یک سو، نمایندگان کشورهای غربی—انگلیس، فرانسه و دانمارک—پشت تریبون این شورا ایستادند و با ادعاهایی تکراری اما این بار با اعداد و ارقامی جدید، برنامه صلحآمیز هستهای ایران را زیر سؤال بردند. آنها از «۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی با توجیه غیرنظامی نامشخص» سخن گفتند و حتی ادعا کردند آژانس بینالمللی انرژی اتمی قادر به ردیابی محل این مواد نیست. ادعایی که اگر درست باشد، بیشتر نشاندهنده ضعف سیستم بازرسی آژانس است تا تقصیر ایران. نماینده فرانسه با فرافکنی آشکار، مدعی «توانایی ایران برای تولید ۱۰ بمب اتم» شد و دانمارک نیز ذخایر اورانیوم ایران را بیش از هر کشور غیردارای سلاح هستهای دیگر خواند. این اظهارات در حالی مطرح میشود که خود این کشورها دارای زرادخانههای هستهای عظیم هستند. در سوی دیگر این جدال دیپلماتیک، نماینده چین ایستاد. کشوری که با یادآوری خروج یکجانبه آمریکا از برجام و حمله نظامی به تأسیسات هستهای ایران، سعی کرد روی دیگر بحران را نشان دهد.
پکن به صراحت اعلام کرد که اجرای «مکانیسم ماشه» پس از آن حملات، تنها به تشدید تنشها دامن زده است. آن ها خواستار احترام به حقوق ایران به عنوان عضو NPT و توقف سوءاستفاده از شورای امنیت برای اهداف سیاسی شدند. نماینده آلمان نیز، اگرچه خواستار ازسرگیری همکاری ایران با آژانس شد، اما بر ضرورت دستیابی به راهحلی جامع از طریق گفتگو تأکید کرد. این در حالی است که اروپا عملاً در انجام تعهدات برجامی خود ناتوان بوده است. این نشست، یک بار دیگر نشان داد که حل مسئله هستهای ایران در گروی واقعبینی و عدالت است، نه تکرار اتهامات بیپایه و اصرار بر سیاستهای شکستخورده تحریم و فشار حداکثری.
بازی با اعداد؛ از اتهام «۴۰۰ کیلوگرم» تا ادعای «۱۰ بمب»
اظهارات نمایندگان غربی در این نشست، مملو از ارقامی بود که ظاهراً برای ایجاد رعب و وحشت طراحی شدهاند. عدد «۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد» و ادعای «توانایی ساخت ۱۰ بمب»، بیش از آن که مبتنی بر یک ارزیابی فنی بیطرفانه باشد، یک جنگ روانی حسابشده است. این ادعاها دو هدف اصلی دارد: نخست، منحرف کردن افکار عمومی جهانی از شکست سیاست «فشار حداکثری» و ناتوانی در بازگرداندن آمریکا به برجام. دوم، ایجاد زمینه روانی برای توجیه تشدید تحریمها یا حتی اقدامات قهری بیشتر علیه ایران. نکته قابل تأمل، سکوت این کشورها در قبال ذخایر هزاران کلاهک هستهای رژیم صهیونیستی و افزایش کمی و کیفی زرادخانههای هستهای خودشان است. این معیار دوگانه، مشروعیت اخلاقی این اتهامات را به طور کامل زیر سؤال میبرد.
نقض حق حاکمیتی؛ محدودسازی دسترسی آژانس یا محافظت از امنیت ملی؟
اتهام «محدود کردن دسترسی آژانس» توسط غرب، بدون در نظر گرفتن زمینههای آن مطرح میشود. ایران بارها اعلام کرده که همکاریهایش با آژانس، داوطلبانه و فراتر از تعهدات پادمانی است. کاهش این همکاری، پاسخی مستقیم به اقدامات خصمانه بوده است؛ از قطعنامههای بیاساس شورای حکام تا حمله تروریستی به تأسیسات هستهای که خود ناقض صریح قطعنامههای شورای امنیت است. از دیدگاه حقوق بینالملل، هر کشوری حق دارد برای صیانت از امنیت ملی و داراییهای حیاتی خود، در برابر بازرسیهای بیضابطه که ممکن است سوءاستفاده شوند، اقدامات حفاظتی انجام دهد. سؤال اینجاست که آیا آژانس به عنوان یک نهاد فنی، مستقل از فشارهای سیاسی غرب عمل کرده است؟ عملکرد آژانس در پرونده ایران، این اعتماد را به طور کامل ایجاد نکرده است.
دوگانگی غرب؛ از وعده رفع تحریم تا اصرار بر مکانیسم ماشه
نماینده انگلیس در یک جمله متناقض، هم از امکان رفع تحریمها در صورت همکاری ایران سخن گفت و هم خواستار بازگشت تحریمها از طریق اجرای مکانیسم ماشه شد. این سخن، عصاره سیاست دوگانه و ناکارآمد غرب در قبال ایران است. از یک سو، با زبان دیپلماسی صحبت میکنند و از گفتگو میگویند و از سوی دیگر، همزمان به دنبال تشدید ابزارهای فشار هستند. اروپا که خود به دلیل ترس از واکنش آمریکا، عملاً از انجام تعهدات اقتصادی برجام سرباز زده، اکنون ادعا میکند که به تعهداتش عمل کرده و حالا نوبت اجرای مکانیسم ماشه است! این تناقض گویا، نشان میدهد که غرب—به ویژه اروپا—هنوز در دام توهم «فشار برای مذاکره» گیر کرده و نمیپذیرد که این سیاست، سالهاست که به بنبست رسیده و فقط باعث تقویت موضع مقاومتی ایران شده است.
آینده پرابهام؛ بنبست ادامه دارد
این نشست به وضوح نشان داد که هیچ تحول مثبت یا ابتکار جدیدی در افق دید نیست. غرب، در چارچوب ذهنی شکستخورده تحریم و اتهام، درجا میزند و ایران نیز به دلیل عدم احترام به حقوقش و ادامه رفتار خصمانه، انگیزهای برای عقبنشینی بیشتر ندارد. ادعای نماینده انگلیس مبنی بر درخواست از ایران برای «بازگشت به مذاکرات مستقیم با آمریکا» نیز غیرواقعبینانه است، چرا که آمریکا نه به برجام بازگشته و نه تضمینی برای پایبندی به هر توافق جدیدی داده است. در چنین شرایطی، تنها سناریوی محتمل، تداوم وضعیت موجود است: ایران بر اساس قانون مصوب مجلس، به فعالیتهای هستهای صلحآمیز خود در چارچوب NPT ادامه میدهد و غرب نیز به صدور قطعنامههای بیاثر و تشدید بیهوده تنشها. خروجی این دور باطل، چیزی جز افزایش ریسک درگیری و کاهش اعتبار نهادهای بینالمللی مانند آژانس و شورای امنیت نخواهد بود.