آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
بازار سوخت ایران امروز شاهد تولد یک بازیگر کاملاً جدید است. بازیگری که قواعد قبلی را به هم میزند و فصل تازهای از عرضه و تقاضا را کلید میزند. از صبح امروز، چهارم دیماه، خبری مهم در گوشه و کنار پایتخت پیچید: بنزین سوپر وارداتی، حالا نه به عنوان یک کالای سهمیهبندیشده، بلکه به عنوان یک کالای آزاد، راهی بازار مصرف شده است. این بار نه از مسیر همیشگی جایگاههای ثابت، بلکه از پنجرۀ خودروهای سیاری که مانند تاکسیهای سوخت در نقاط مشخصی از تهران پهلو گرفتهاند. این خودروهای سبزرنگ با نشان E+95، نماد یک تغییر بزرگ هستند. آنچه آنان عرضه میکنند، بنزینی است با اکتان بالاتر، اما با قیمتی که نفس را در سینه حبس میکند. سوختی که هیچ ردپایی از یارانه دولتی در آن نیست و کاملاً در اختیار سازوکار عرضه و تقاضای بخش خصوصی قرار گرفته است.
قیمت پایه این سوخت در بورس انرژی، هر لیتر ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومان تعیین شده است. اما این فقط شروع ماجراست. وقتی هزینه حمل و نقل، سود جایگاهدار و مالیات بر ارزش افزوده به آن اضافه شود، رقم نهایی به مرز جدیدی میرسد. برآوردهای کارشناسی حکایت از آن دارد که هر لیتر بنزین سوپر آزاد، میتواند بین ۷۵ تا ۸۰ هزار تومان برای مصرفکننده نهایی تمام شود. رقمی که آن را به یک کالای لوکس و مخصوص قشر خاصی از جامعه تبدیل میکند. با این حساب، پر کردن یک باک متوسط ۵۰ لیتری، میتواند هزینهای معادل ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار تا ۴ میلیون تومان به همراه داشته باشد. این یعنی هزینه یک سفر کوتاه درونشهری، میتواند با هزینه یک ماه بنزین یارانهای بسیاری از خانوادهها برابری کند. این حرکت را میتوان آزمایشی بزرگ برای ایجاد یک بازار موازی سوخت دانست. بازاری که فشار کمآوری بنزین با کیفیت بالا را کم میکند، اما در عین حال پرسشهای مهمی درباره عدالت توزیع، تأثیر بر تورم و آینده کلی بازار سوخت در کشور ایجاد مینماید.
تولد یک بازار دوگانه و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی آن
ورود بنزین سوپر با قیمت آزاد، به معنای ایجاد یک بازار کاملاً دوگانه در کنار بازار یارانهای و سهمیهبندیشده فعلی است. این حرکت میتواند چند هدف داشته باشد: کاهش فشار تقاضا برای بنزین یارانهای (به ویژه از سوی دارندگان خودروهای لوکس و پرمصرف)، تأمین نیاز واقعی بخشی از بازار که حاضر به پرداخت مبلغ بیشتر برای کیفیت بالاتر است، و آزمایش آب برای حرکت تدریجی به سمت هدفمندسازی یارانهها در بلندمدت. با این حال، این دوگانگی عمیقاً حاوی پیامدهای اجتماعی است. این طرح به وضوح خطی بین داراها و ندارها میکشد. برای قشری که حتی تأمین بنزین یارانهای را به سختی انجام میدهند، قیمت ۸۰ هزار تومانی در حد یک شوخی است. در مقابل، برای قشر مرفه، این قیمت نه تنها مانعی نیست، بلکه راه حلی برای دسترسی مطمئن به سوخت با کیفیت محسوب میشود. این میتواند به افزایش احساس نابرابری و شکاف طبقاتی دامن بزند.
تأثیر بر بازار خودرو و الگوی مصرف
ورود بنزین سوپر آزاد میتواند تأثیر مستقیمی بر بازار خودروهای وارداتی و برخی خودروهای داخلی با موتورهای حساس داشته باشد. دارندگان این خودروها که تاکنون مجبور به استفاده از بنزین معمولی یا ترکیب آن با افزودنیها بودند، اکنون یک گزینه مطمئن (هرچند گران) در اختیار دارند. این میتواند از استهلاک موتورهای آنان بکاهد و حتی بر ارزش نگهداری این خودروها تأثیر مثبت بگذارد. از سوی دیگر، این حرکت ممکن است به صورت غیرمستقیم، الگوی مصرف را در بین دارندگان خودروهای معمولی نیز تغییر دهد. اگر عرضه بنزین آزاد گسترده شود و در دسترس قرار گیرد، ممکن است برخی افراد برای سفرهای مهم یا مواقع ضروری، سراغ این سوخت بروند. اما در مقیاس کلان، به دلیل قیمت بسیار بالا، بعید است تأثیر محسوسی بر کاهش مصرف بنزین یارانهای داشته باشد، مگر آنکه محدودیتهای خرید بنزین یارانهای افزایش یابد.
چالشهای نظارتی و اطمینان از کیفیت
یکی از حساسترین نقاط این طرح، مسئله نظارت است. وقتی توزیع از مسیر غیرمتعارف جایگاههای ثابت و توسط خودروهای سیار انجام میشود، کنترل کیفیت و کمیت سوخت پیچیدهتر میشود. اگرچه اعلام شده که شرکتهای تأییدشده توسط سازمان استاندارد بر کار نظارت دارند، اما اجرای این نظارت در سطح گسترده و به صورت مستمر نیازمند سازوکارهای دقیق و شفاف است. هرگونه تخلف در کیفیت (مانند مخلوط کردن با بنزین معمولی) یا کمیت (ندادن مقدار دقیق) میتواند به سرعت اعتماد به این بازار نوپا را از بین ببرد و کل طرح را با شکست مواجه کند. همچنین، باید از انحراف این سوخت به سمت قاچاق یا اختلاط در بازار سیاه جلوگیری شود. موفقیت طرح شدیداً وابسته به ایجاد یک سیستم رهگیری و نظارت دیجیتال قدرتمند است.
تأثیرات تورمی و روانی بر بازار
قیمت ۷۵ تا ۸۰ هزار تومانی برای هر لیتر بنزین، یک شوک قیمتی بزرگ محسوب میشود، حتی اگر برای کالایی لوکس باشد. این قیمت میتواند به عنوان یک «نشانگر» در اقتصاد عمل کند و انتظارات تورمی را افزایش دهد. مردم به طور ناخودآگاه این رقم را با قیمت بنزین یارانهای (حدود ۳ تا ۱۵ هزار تومان) مقایسه میکنند و این شکاف عظیم، میتواند احساس گرانی کلی را در جامعه تقویت کند. از سوی دیگر، این حرکت ممکن است سیگنالی به بازار بدهد که دولت در حال ایجاد بستر برای آزادسازی تدریجی قیمتهاست. این انتظار میتواند بر رفتار مصرفکنندگان و فعالان اقتصادی تأثیر بگذارد. با این حال، باید توجه داشت که این طرح فعلاً محدود به یک نوع سوخت خاص و در یک منطقه محدود است و تعمیم نتایج آن به کل بازار سوخت نیاز به زمان دارد.
آیندهنگری؛ آیا این آغاز یک تحول بزرگتر است؟
این اقدام را میتوان به عنوان یک «پایلوت» یا آزمایش در مقیاس کوچک برای تغییرات آینده بازار سوخت تفسیر کرد. موفقیت یا شکست آن میتواند درسهای ارزشمندی برای سیاستگذاران داشته باشد. اگر این طرح بتواند بدون ایجاد حاشیه و با رعایت نظارت کیفی به کار خود ادامه دهد، ممکن است شاهد گسترش آن به سایر شهرهای بزرگ و حتی عرضه بنزین معمولی با نرخ آزاد در آینده باشیم. اما این مسیر پر از چالش است. هرگونه گسترش نیازمند پاسخگویی به پرسشهای بنیادین درباره عدالت، هدفمندی یارانهها، جایگزینی درآمدهای حاصل از آزادسازی و حمایت از دهکهای آسیبپذیر است. در غیر این صورت، این طرح میتواند به جای حل مشکل، به عاملی برای تشدید نارضایتیها و بیعدالتیها تبدیل شود. نگاه همه ذینفعان، از مصرفکننده عادی تا تحلیلگر اقتصادی، به نتایج این آزمایش دوخته شده است.