آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
جامعه ورزشی ایران از صبح سوم دی ماه 1404 غمی سنگین را بر دوش میکشد. خبری ناگهانی و تلخ از دنیای هنرهای رزمی، قلب بسیاری از علاقهمندان و ورزشکاران این عرصه را به درد آورد. محمد منصوری، قهرمان پرآوازه و پیشکسوت جوجیتسو و هنرهای رزمی ترکیبی (امامای) ایران، صبح امروز چهارشنبه سوم دیماه در چهل سالگی چشم از جهان فروبست. خبر درگذشت او مانند شوکی ناگهانی، فضای مجازی و رسانههای ورزشی را درنوردید. او که سالهاست نامش با افتخارات ملی و بینالمللی در رشتههای رزمی عجین شده، در اوج جوانی و با آیندهای درخشان در ورزش و هنر، تن به نبردی سختتر از هر میدان مبارزه داد: نبرد با سرطان. منصوری نه تنها یک قهرمان، که یک معلم و الگو برای نسل جوان هنرهای رزمی بود. عضویت بیش از ده ساله در تیمهای ملی جوجیتسو و امامای ایران، تنها بخشی از کارنامه درخشان اوست. او سابقه قهرمانی کشور و کسب مقام در مسابقات معتبر آسیایی را در کارنامه دارد.
خدمت او به ورزش کشور تنها به حضور در میادین مسابقه ختم نشد. او در دورهای مسئولیت سنگین سرمربیگری تیم ملی امامای جوانان ایران و همچنین مربیگری تیم ملی جوجیتسو را بر عهده داشت و تجربیاتش را بیچشمداشت به نسل بعد منتقل کرد. علاوه بر عرصه ورزش، محمد منصوری استعداد خود را در زمینه هنر نیز محک زد. او در سالهای اخیر در چند فیلم و سریال تلویزیونی، از جمله سریال پرمخاطب «وحشی»، به ایفای نقش پرداخت و چهرهای آشنا برای مخاطبان عمومی نیز بود. درگذشت او در چهل سالگی، سنی که برای یک رزمیکار حرفهای میتواند اوج بلوغ و تجربه باشد، ضایعهای جبرانناپذیر برای ورزش رزمی ایران محسوب میشود. او از جمله افرادی بود که در توسعه و محبوبیت ورزشهایی مانند جوجیتسو و امامای در ایران نقش مؤثری ایفا کرد. اکنون جامعه ورزش ایران، یکی از فرزندان سختکوش و بااستعداد خود را از دست داده است. یاد و خاطره محمد منصوری، به عنوان قهرمانی شجاع، مربیای دلسوز و هنرمندی بااستعداد، در دلها جاودان خواهد ماند. خانواده ورزش و هنر ایران در این غم بزرگ، با خانواده او همدردی میکنند.
جایگاه محمد منصوری در توسعه هنرهای رزمی نوین در ایران
ورزشهای رزمی مانند جوجیتسو برزیلی و امامای (هنرهای رزمی ترکیبی) در دو دهه اخیر به سرعت در ایران محبوبیت یافتهاند. محمد منصوری از جمله پیشگامان و سفیران این رشتهها در کشور بود. در دورانی که این ورزشها برای بسیاری ناشناخته بود، حضور او در تیم ملی و کسب موفقیت، نقش تبلیغاتی و تشویقی مهمی برای جذب نسل جوان ایفا کرد.
او نه تنها به عنوان یک ورزشکار، بلکه به عنوان یک مربی و چهره عمومی، در معرفی ابعاد فنی، فلسفی و ورزشی این هنرهای رزمی کوشید. مربیگری در تیم ملی جوانان، نشان از اعتماد و دیدگاه بلندمدت او برای پایهریزی استعدادیابی و پرورش نیروهای جوان داشت. درگذشت او، جامعه هنرهای رزمی ایران را از وجود یکی از تجربهشدهترین و تأثیرگذارترین چهرههای خود محروم کرد. فقدان چنین افرادی که همزمان در میدان مبارزه و پشت میز مربیگری تجربه دارند، میتواند روند انتقال دانش و تجربه به نسل جدید را با کندی مواجه سازد.
چالش سرطان در میان قهرمانان و ورزشکاران
درگذشت محمد منصوری بر اثر سرطان، بار دیگر این پرسش تلخ را به ذهن متبادر میسازد که چرا بیماریهایی مانند سرطان، حتی از قهرمانان ورزیده و به ظاهر فولادین نیز در امان نمیماند؟ این رویداد نشان میدهد که سرطان، فرقی بین یک ورزشکار حرفهای با بدن بسیار آماده و یک فرد عادی قائل نمیشود. با این حال، مبارزه طولانی مدت او با بیماری، خود نشاندهنده روحیه مقاوم و جنگنده یک رزمیکار تا آخرین لحظات است. این نبرد، متفاوت اما به همان اندازه سخت از هر مسابقه قهرمانی بود. سبک زندگی ورزشی و انضباط بدنی بالا اگرچه ممکن است عاملی پیشگیرانه باشد، اما تضمینی قطعی در برابر چنین بیماریهایی نیست. این فقدان، لزوم توجه بیشتر به مقوله سلامت، غربالگریهای دورهای حتی برای ورزشکاران حرفهای، و پشتیبانی مالی و درمانی از قهرمانان ورزشی، به ویژه پس از دوران اوج فعالیت حرفهای را پررنگ میکند. جامعه ورزش باید از سلامت کهنهسربازان خود نیز مراقبت کند.
تلفیق ورزش و هنر؛ الگویی برای ورزشکاران نسل جدید
محمد منصوری تنها به عنوان یک ورزشکار شناخته نمیشد. ورود موفقیتآمیز او به عرصه بازیگری در سریالهایی مانند «وحشی»، نشان داد که یک قهرمان ورزشی میتواند استعدادهای خود را در عرصههای دیگر نیز به نمایش بگذارد و بر جذابیت شخصیت عمومی خود بیفزاید. این تلفیق، میتواند الگویی برای ورزشکاران دیگر باشد تا خود را تنها در قالب یک رشته ورزشی محدود نکنند و با توسعه مهارتهای فردی و هنری، هم بر غنای شخصیتی خود بیفزایند و هم برای دوران پس از بازنشستگی ورزشی راههای جایگزین و پربارتری داشته باشند. حضور او در رسانه ملی (سریال وحشی) نیز به نوعی موجب آشتی و معرفی بیشتر هنرهای رزمی به طیف وسیعتری از مردم شد. این نقشآفرینی، بر محبوبیت شخصی او و به تبع آن، توجه به ورزشهای تخصصیاش افزود.
نقش خانواده ورزش رزمی در پاسداشت چهرههای پیشکسوت
درگذشت ناگهانی یک چهره شاخص مانند محمد منصوری، آزمونی برای انسجام و حس همبستگی جامعه هنرهای رزمی ایران است. انتظار میرود فدراسیونهای مربوطه (کشتی، بوکس یا فدراسیون مستقل در صورت وجود)، باشگاهها، شاگردان و هم نسلان او، با برگزاری مراسم مناسب، نام و یاد او را گرامی بدارند. تهیه مستند یا کتابی از خاطرات و تجربیات او، نامگذاری یک رویداد یا مسابقه به نام او، یا ایجاد بورسیه آموزشی برای استعدادهای جوان در رشتههای تخصصیاش، میتواند راههایی ماندگار برای پاسداشت این قهرمان باشد. این اقدامات نه تنها ادای دین، که تشویق و ترغیب نسل آینده است. نکته مهم، حمایت از خانواده بازمانده اوست. قهرمانانی که سالها برای پیراهن کشور و توسعه ورزش زحمت کشیدهاند، شایسته آن هستند که در زمان مشکلات و به ویژه پس از درگذشت، جامعه ورزشی و نهادهای متولی پشتیبان خانواده آنان باشند.
تأثیر روانی فقدان یک الگو بر جامعه ورزشی
مرگ زودهنگام یک قهرمان در اوج نامآوری و خدمت، همواره تأثیری ژرف بر جامعه پیرامونش میگذارد. برای جوانان و نوجوانانی که محمد منصوری را به عنوان یک اسطوره و الگو میشناختند، این اتفاق میتواند هم غمانگیز و هم درسآموز باشد. از یک سو، آنان شاهد از دست رفتن مربی و الگویی هستند که مسیر موفقیت را رفته بود. از سوی دیگر، مبارزه بیامان او با بیماری تا آخرین لحظه، میتواند درس پایداری، صبر و روحیه جنگندگی را حتی خارج از میدان ورزش به آنان بیاموزد. برای همردهها و همنسلان او نیز، این اتفاق یادآور گذرا بودن و ارزشمند بودن زندگی است. آنان را وامیدارد تا بیش از پیش به انتقال تجربیات، ثبت تاریخ شفاهی ورزش و حمایت از یکدیگر بیندیشند. فقدان منصوری، شاید بتواند باعث تقویت پیوندهای انسانی و حرفهای در جامعه هنرهای رزمی ایران شود و اهمیت توجه به سلامت و همراهی در شرایط سخت را برجسته نماید.