آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
گرانی در ایران نفسگیر و بیامان ادامه دارد. این بار نوبت به دو قلم پرمصرف و اساسی در سبد خانوار رسیده است؛ کالاهایی که در روزهای سخت اقتصادی، شاید به عنوان ذخیره و پشتوانه غذایی بسیاری از خانوادههای کمدرآمد محسوب میشدند. بر اساس رصد هفتگی بازار کالاهای اساسی در هفته منتهی به چهارم دیماه ۱۴۰۴، نرخ برخی از تنماهیهای ساده با جهشی قابل توجه، از رقم ۱۱۹ هزار و ۹۰۰ تومان به ۱۳۸ هزار تومان افزایش یافته است. این افزایش بیش از ۱۵ درصدی، در بازه زمانی تنها یک هفته رخ داده است. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. رب گوجهفرنگی، این چاشنی ثابت و ضروری آشپزخانه ایرانی، نیز از مرز نمادین ۱۰۰ هزار تومان عبور کرده است. قیمت این کالا از ۹۹ هزار و ۹۰۰ تومان به ۱۱۵ هزار تومان رسیده که نشاندهنده افزایشی حدود ۱۵ درصدی است.
این ارقام خشک و بیروح، در واقعیت زندگی میلیونها خانواده ایرانی به معنای کاهش بیشتر قدرت خرید، حذف مواردی از سبد غذایی و فشار مضاعف بر دوش زنان خانهدار برای مدیریت بودجه محدود خانوار است. زمانی که قیمت یک قوطی رب گوجه به بیش از ۱۱۵ هزار تومان و یک قوطی تن ماهی ساده به نزدیکی ۱۴۰ هزار تومان میرسد، طبیعی است که مصرف این کالاها در خانوادههای کمدرآمد و حتی متوسط به شدت کاهش یابد یا به کلی حذف شود. این افزایش قیمت در آستانه فصل سرما و در حالی رخ میدهد که هزینههای دیگری مانند گرمایش و پوشاک نیز بر بودجه خانواده فشار وارد میکند. فصل زمستان، همواره با افزایش قیمت برخی مواد غذایی همراه است، اما امسال این افزایش از حد معمول و تحملپذیر فراتر رفته است. نکته نگرانکننده سرعت این افزایشهاست. تغییر قیمت به میزان ۱۵ تا ۱۸ هزار تومان در عرض تنها هفت روز، نشان از بیثباتی و تلاطم شدید بازار دارد. این بیثباتی، برنامهریزی حتی کوتاهمدت را برای خانوارها دشوار و هراسآور کرده است. این گزارش تازه، زنگ خطر دیگری است درباره تشدید فشار تورمی بر معیشت مردم. وقتی کالاهای اساسی و نسبتاً ارزانقیمت گذشته، چنین روند صعودی تندی را تجربه میکنند، وضعیت برای کالاهای لوکستر و پروتئینی دیگر چگونه است؟ پاسخ این سؤال برای بسیاری از خانوادهها روشن و دردناک است.
تحلیل دلایل اقتصادی افزایش قیمت رب گوجهفرنگی و تن ماهی
افزایش قیمت رب گوجهفرنگی میتواند ریشه در چند عامل داشته باشد: اول، افزایش قیمت ماده اولیه اصلی، یعنی گوجهفرنگی تازه، به دلیل کاهش عرضه در فصل سرما، هزینههای حمل و نقل و یا کاهش سطح زیر کشت. دوم، افزایش هزینههای تولید مانند دستمزد، انرژی و بستهبندی. سوم، نوسانات نرخ ارز که بر قیمت مواد اولیه وارداتی (مانند قوطی، ادویه) و هزینه ماشینآلات تأثیر میگذارد. در مورد تن ماهی، با توجه به وابستگی بالای این محصول به مواد اولیه وارداتی (ماهی)، نوسانات نرخ ارز و قیمت جهانی ماهی، تعرفههای گمرکی و هزینه حمل و نقل دریایی و زمینی، تأثیر مستقیم و سریعی بر قیمت نهایی دارد. همچنین، افزایش قیمت قوطی حلبی و روغن نیز در هزینه تمام شده مؤثر است. این افزایشها در شرایطی رخ میدهد که تورم نقطهبهنقطه و شتابان در اقتصاد ایران ادامه دارد. وقتی نقدینگی رشد میکند اما تولید افزایش نمییابد، طبیعی است که فشار تورمی ابتدا بر کالاهای اساسی و ضروری ظاهر شود، زیرا تقاضا برای این کالاها کمکشش است.
تأثیرات اجتماعی و تغذیهای بر خانوارهای کمدرآمد و متوسط
رب گوجهفرنگی و تن ماهی، به دلیل ماندگاری بالا، سهولت استفاده و قیمت نسبتاً پایینتر در مقایسه با سایر پروتئینها، همواره جایگاهی ویژه در سبد غذایی خانوادههای کمدرآمد و متوسط داشتهاند. رب، پایه بسیاری از غذاهای ایرانی است و تن ماهی نیز منبع پروتئین سریع و آسان محسوب میشود. با گرانی شدید این دو کالا، این خانوادهها مجبور به کاهش مصرف، جایگزینی با مواد غذایی کمکیفیتتر یا حذف آن از سبد خود میشوند. این امر میتواند به کاهش دریافت مواد مغذی، ویتامینها و پروتئین منجر شود که به ویژه برای کودکان، نوجوانان در حال رشد و زنان باردار آسیبزاست. از نظر اجتماعی، این گرانی احساس ناامنی غذایی و اضطراب معیشتی را تشدید میکند. وقتی خانوادهها نتوانند حتی کالاهای اساسی و سنتی را به راحتی تهیه کنند، احساس محرومیت و نارضایتی افزایش مییابد. این فشار روانی میتواند بر آرامش خانواده و انسجام اجتماعی تأثیر بگذارد.
واکنش بازار و احتمال ایجاد بازار سیاه یا قاچاق
وقتی قیمت رسمی کالاهای اساسی با سرعت زیاد افزایش مییابد، ممکن است دو پدیده رخ دهد:
- اول، احتکار و انبار کردن کالا توسط دلالان به امید فروش با قیمت بالاتر در آینده نزدیک، که خود موجب کمبود مصنوعی و افزایش بیشتر قیمت میشود.
- دوم، رونق گرفتن بازار سیاه و قاچاق کالاهای مشابه ارزانقیمت از کشورهای همسایه
در مورد رب گوجه، ممکن است شاهد ورود ربهای قاچاق با بستهبندی تقلبی و فاقد استانداردهای بهداشتی به بازار شویم که سلامت مصرفکننده را تهدید میکند. در مورد تن ماهی نیز، قاچاق محصولات نامرغوب و تاریخ مصرف گذشته افزایش مییابد. این پدیدهها، علاوه بر آسیب به سلامت مردم، نظم بازار داخلی و تولیدکنندگان قانونی را نیز بر هم میزند. تولیدکننده داخلی که با هزینههای واقعی تولید میکند، نمیتواند با کالای قاچاق ارزانقیمت رقابت کند و ممکن است با مشکل فروش مواجه شود.
نقش دولت و سازوکارهای نظارتی در کنترل قیمتها
دولت در قبال نوسان شدید قیمت کالاهای اساسی دارای مسئولیت است. سازوکارهای نظارتی مانند سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان و وزارت صمت باید بر روند قیمتگذاری، عرضه و تقاضا نظارت دقیق داشته باشند. آیا این افزایش قیمت، منطبق با نرخنامههای اعلامی است یا دلالی و سفتهبازی در کار است؟ یکی از راهکارهای دولت برای کنترل قیمت کالاهای اساسی، عرضه کوپنی یا سهمیهای این کالاها از طریق بازار مرجع یا با قیمت مصوب است. اما این روش نیز چالشهای خود را دارد، از جمله شناسایی واقعی نیازمندان، ایجاد صف و توزیع ناکارآمد. راهکار پایدارتر، کنترل تورم کلان اقتصادی از طریق سیاستهای پولی و مالی انضباطی، حمایت از تولید داخلی با ثباتبخشی به قیمت نهادهها، و تسهیل تجارت برای واردات به موقع و مناسب مواد اولیه است. بدون این اقدامات ساختاری، اقدامات مقطعی نظارتی تأثیر محدودی خواهند داشت.
آیندهنگری و راهکارهای کاهش فشار بر خانوارها
در کوتاهمدت، احتمالاً شاهد تداوم روند افزایش قیمت این کالاها و سایر کالاهای اساسی در آستانه سال نو خواهیم بود. فشار تقاضا در فصل سرما و نزدیکی به عید نیز ممکن است به این روند دامن بزند. راهکارهای فوری میتواند شامل تقویت و گسترش سیستم توزیع کالاهای اساسی با قیمت تنظیمشده (بازار مرجع) برای دهکهای آسیبپذیر، افزایش شدید نظارت بر بازار و برخورد قاطع با محتکران و گرانفروشان، و شفافسازی در مورد دلایل افزایش قیمت و برنامه دولت برای مدیریت آن باشد. در بلندمدت، تنها راه نجات سفره مردم، مهار تورم افسارگسیخته، افزایش تولید داخلی با کیفیت و رقابتپذیر، و ایجاد ثبات در بازار ارز و قیمتهاست. بدون تحقق این اهداف کلان، گزارشهای هفتگی از افزایش قیمت کالاهای اساسی به روال غمانگیز و همیشگی اخبار اقتصادی ایران تبدیل خواهد شد و فشار بر زندگی مردم روزبهروز بیشتر میشود.