آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
متروی پاریس، این شریان حیاتی و نماد مدرنیته شهری، روز گذشته صحنه حادثهای هولناک شد. جایی که هر روز میلیونها نفر برای رسیدن به مقصد، در آرامش و امنیت تردد میکنند، ناگهان به صحنه یک حمله خشونتبار تبدیل شد. بر اساس گزارش روزنامه دیلی استار، مردی مسلح به چاقو، سه زن را در شبکه متروی پاریس مورد حمله قرار داد. این حادثه که ترس و نگرانی عمیقی را در میان شهروندان و مسافران به دنبال داشت، بلافاصله دستگاههای امنیتی فرانسه را به حالت آمادهباش درآورد. نیروهای تخصصی امنیت حملونقل منطقهای (SRT) که مسئولیت تحقیقات جنایی در سیستم حملونقل عمومی را بر عهده دارند، وارد عمل شدند. تحقیقات آنان به سرعت به شناسایی یک مظنون اصلی منجر شد. مهاجم، مرد جوانی است که در سال ۲۰۰۰ میلادی به دنیا آمده و پیش از این نیز به دلیل ارتکاب جرایم مختلف از جمله «تخریب اموال» با قانون درگیر بوده است. این سابقه، نگرانیها درباره الگوی رفتار خشونتآمیز و خطرناک وی را افزایش داده است.
اکنون پرونده این حمله با اتهامات سنگین «اقدام به قتل عمد» و «حمله شدید با سلاح» در دست بررسی است. این اتهامات نشاندهنده جدیت بالای حادثه و عزم مقامات برای برخورد قاطع با عامل آن است. حمله در مترو، پیامدهای روانی فراتر از یک خشونت خیابانی معمولی دارد. مترو به عنوان یک فضای بسته، شلوغ و ضروری، حس امنیت پایهای شهروندان را هدف قرار میدهد. وقتی چنین فضایی ناامن شود، اعتماد عمومی به سیستمهای نظارتی و حفاظتی شهری متزلزل میگردد. این حادثه در پاریس، در حالی رخ میدهد که بحث درباره امنیت در حملونقل عمومی و مقابله با خشونتهای تصادفی یا برنامهریزی شده، در بسیاری از کلانشهرهای جهان داغ است. پلیس پاریس باید هم پاسخگوی این حادثه باشد و هم تدابیر پیشگیرانه خود را تقویت کند. برای سه زن قربانی و خانوادههای آنان، این روز پایان یک روز عادی و آغاز دورانی از ترس و درمان جسمی و روحی است. در حالی که تحقیقات برای کشف انگیزه مهاجم ادامه دارد، این پرسش اساسی مطرح است که چگونه یک فرد با سابقه خشونت، توانسته است با سلاح سرد وارد یکی از شلوغترین نقاط شهر شود.
بررسی امنیت در سیستم حملونقل عمومی کلانشهرها
حملونقل عمومی، به ویژه مترو، به دلیل تراکم جمعیت بالا، فضای بسته و دسترسی آسان، همواره در معرض تهدیدات امنیتی از جمله حملات خشونتآمیز است. این حادثه در پاریس نشان میدهد که حتی در یکی از پیشرفتهترین شبکههای متروی جهان نیز چالش امنیت وجود دارد. مسئولان شهری معمولاً با سه راهکار اصلی سعی در کنترل این فضا میکنند: افزایش نیروهای پلیس و گشتهای قابل مشاهده، نصب دوربینهای نظارتی پیشرفته، و استفاده از سیستمهای بازرسی الکترونیکی یا فیزیکی. با این حال، خلأهای امنیتی، به ویژه در ساعات شلوغی یا ایستگاههای پرتردد، اجتنابناپذیر به نظر میرسد. این حمله همچنین بحث بر سر «توسل به خشونت تصادفی توسط افراد دارای سابقه روانی یا بزهکاری» را دوباره زنده میکند. آیا سیستمهای نظارتی و مداخلهای زودهنگام (مانند نظارت بر افراد دارای سابقه خشونت یا شناسایی رفتارهای مشکوک) میتوانند از چنین حوادثی جلوگیری کنند؟ پاسخ به این سؤال برای همه کلانشهرها حیاتی است.
تحلیل روانشناختی مهاجم و انگیزههای احتمالی
شناسایی مهاجم به عنوان یک مرد جوان با سابقه جرایم خشونتآمیز (تخریب اموال)، الگویی نگرانکننده را نشان میدهد. تخریب اموال اغلب میتواند نشانهای از خشم کنترلنشده، ناامیدی اجتماعی یا تمایل به اعمال قدرت و ایجاد هرج و مرج باشد. این رفتار ممکن است در صورت عدم درمان یا مداخله، به خشونت مستقیم علیه افراد نیز تسری یابد. در این مرحله، انگیزه حمله به وضوح مشخص نیست. ممکن است انگیزههایی مانند انتقام شخصی، تنفر جنسیتی (با توجه به قربانیان زن)، مشکلات روانی حاد، یا حتی تمایل به جلب توجه و ایجاد رعب در سطح شهر مطرح باشد. تحقیقات پلیس باید به دقت این زوایا را بررسی کند. سن مهاجم (متولد ۲۰۰۰) نیز قابل تأمل است. این نسل جوان که بخشی از زندگی خود را در فضای متلاطم اقتصادی و اجتماعی اروپا گذرانده، ممکن است با مسائلی مانند احساس بیهویتی، طردشدگی یا تأثیرپذیری از خشونتهای رسانهای دست به گریبان باشد. البته این موارد توجیهکننده عمل مجرمانه نیست، اما برای درک ریشههای اجتماعی جرم مهم است.
واکنش نهادهای امنیتی و قضایی (SRT و سیستم قضایی فرانسه)
واکنش سریع نیروهای امنیت حملونقل منطقهای (SRT) نشان میدهد که سیستم نظارتی و پیگردی در متروی پاریس از کارایی نسبی برخوردار است. شناسایی سریع مظنون، حاکی از هماهنگی بین دوربینهای مداربسته، گزارشهای شهودی و پایگاههای داده پلیس است. طرح اتهامات سنگین «اقدام به قتل عمد» و «حمله شدید با سلاح» نیز نشان از عزم قضایی برای برخورد جدی و ایجاد بازدارندگی دارد. در سیستم قضایی فرانسه، این اتهامات میتوانند مجازاتهای طولانیمدت زندان را به دنبال داشته باشند. این رویکرد قضایی، پیام روشنی برای سایرین ارسال میکند. با این حال، پرسش مهمتر درباره «پیشگیری» است. آیا این نهادها در زمینه شناسایی و نظارت بر افراد پرخطر قبل از ارتکاب جرم نیز عملکرد موفقی داشتهاند؟ آیا همکاری بین نهادهای اجتماعی، سلامت روان و پلیس برای مداخله در زندگی افرادی که نشانههای خشونت را بروز میدهند، کافی است؟ این حادثه آزمونی برای ارزیابی سیستم پیشگیرانه فرانسه است.
تأثیرات اجتماعی و روانی بر جامعه و قربانیان
این حمله، احساس ناامنی را در میان شهروندان، به ویژه زنان که هدف حمله بودهاند، به شدت افزایش میدهد. بسیاری از زنان ممکن است برای استفاده از مترو در ساعات خلوت یا حتی پرتردد دچار ترس و اضطراب شوند. این امر میتواند بر استقلال رفت و آمد و فعالیت اجتماعی آنان تأثیر منفی بگذارد. برای قربانیان مستقیم، عواقب این حمله میتواند شامل آسیبهای جسمی شدید، ترومای روانی عمیق (PTSD)، ترس از مکانهای شلوغ و اختلال در عملکرد طبیعی زندگی باشد. حمایتهای پزشکی، رواندرمانی و قضایی طولانیمدت از این افراد ضروری است. در سطح کلان، چنین حوادثی اعتماد عمومی به توانایی دولت در تأمین امنیت پایه را خدشهدار میکند. ممکن است خواستهها برای افزایش بودجه پلیس، نظارت بیشتر یا حتی محدودیتهای مدنی (که خود بحثبرانگیز است) افزایش یابد. این حادثه، بحث قدیمی «تعادل بین امنیت و آزادی» را دوباره داغ میکند.
درسهایی برای سایر کلانشهرها از جمله تهران
هرچند این حادثه در پاریس رخ داده، اما درسهای جهانی برای تمام کلانشهرها، از جمله تهران، دارد.
- اولاً، اهمیت سرمایهگذاری روی امنیت غیرقابل مشاهده (مانند تحلیل دادههای دوربینها، پروفایلینگ رفتاری) در کنار امنیت قابل مشاهده (گشت پلیس). حضور فیزیکی پلیس اگرچه مهم است، اما کافی نیست.
- ثانیاً، لزوم ایجاد سیستمهای هشدار و واکنش سریع در داخل ایستگاهها و قطارها. وجود دکمههای اضطراری، ارتباط مستقیم با مرکز کنترل و آموزش پرسنل مترو برای مدیریت بحران میتواند در کاهش تلفات مؤثر باشد.
- ثالثاً، توجه به بعد اجتماعی و روانی امنیت. سرمایهگذاری بر برنامههای اجتماعی برای شناسایی و کمک به افراد در معرض خطر (جوانان بزهکار، افراد دچار اختلال روانی درماننشده) میتواند از ریشه، برخی خشونتها را کاهش دهد.
امنیت واقعی تنها با دستبند و دوربین حاصل نمیشود، بلکه با ساختن جامعهای منسجم و حمایتگر نیز محقق میگردد. حادثه پاریس، زنگ خطری است برای همه مدیران شهری که امنیت در حملونقل عمومی یک کالای لوکس نیست، یک ضرورت اساسی برای زندگی شهری است.