آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
کوهستانهای سر به فلک کشیده آذربایجان غربی، امروز شاهد فاجعهای تلخ بود. طبیعت آرام و سفیدپوش، در طوفانی از برف و یخ، جان چهار تن از فرزندانش را نشانه گرفت. بامداد امروز، آرامش چوپانان سختکوش منطقه آلواتان در شهرستان میرآباد، با غرش وحشتناک بهمن درهم شکست. تودهای عظیم از برف، ناگهان از دامنه کوه جدا شده و بر سر آنها فرود آمد. در این حادثه ناگوار، چهار چوپان که مشغول انجام وظیفه روزمره خود بودند، زیر آوار برف مدفون شدند. فریادهای کمک و تلاش برای نجات، فوراً فضای منطقه را پر کرد. همراهی و همدلی مردم محلی، تنها نقطه امید در این صحنه هولناک بود. آنها با سرعت و با وجود خطرات احتمالی، خود را به محل حادثه رساندند و عملیات نجات را آغاز کردند. تلاش بیوقفه و دلیرانه همسایگان و دوستان، نتیجه بخشید. دو نفر از چوپانان، با معجزهای از جنس ایثار، از زیر تودههای مرگبار برف بیرون کشیده شدند و جان سالم به در بردند.
اما این معجزه برای دو تن دیگر دیر رسید. پیکر بیجان این دو چوپان زحمتکش، پس از ساعتی جستجو، از زیر بهمن خارج شد و غم سنگینی را بر دوش خانوادههایشان و جامعه محلی گذاشت. این حادثه تلخ، بار دیگر خطرات نهفته در آغوش طبیعت بکر و زیبا را به ما یادآوری میکند. کوهستان، با تمام شکوهش، میتواند در لحظهای ناگهانی تبدیل به مکانی مرگبار شود، به ویژه برای کسانی که محل کار و زندگیشان در دل این طبیعت است. حادثه ریزش بهمن در آلواتان، نه تنها یک فاجعه انسانی، که زنگ خطری است برای ضرورت توجه بیشتر به ایمنی و آموزشهای لازم برای جوامع محلی و کوهنوردان در فصل زمستان. فقدان این دو عزیز، برای خانوادههایشان و جامعه چوپانی منطقه ضایعهای جبرانناپذیر است.
جغرافیا و شرایط جوی حادثهخیز
منطقه آلواتان در شهرستان میرآباد آذربایجان غربی، به دلیل موقعیت کوهستانی و ارتفاع قابل توجه، همواره در معرض ریزش بهمن به ویژه در فصل زمستان و بهار است. بارشهای سنگین برف، تغییرات ناگهانی دما و وزش باد میتواند لایههای برف را ناپایدار کند. چوپانان به دلیل شغل خود، ناگزیر از تردد در چنین مناطق پرخطری هستند. مسیرهای کوچ عشایری و چراگاههای دام، اغلب در دل همین دامنههای بهمنخیز قرار دارند. عدم آگاهی کافی از شرایط جوی لحظهای و شناسایی نقاط خطر، میتواند فاجعهآفرین باشد. این حادثه نشان میدهد که حتی برای ساکنین بومی که سالها با کوهستان آشنا هستند، خطر بهمن همیشه حاضر و امکان وقوع آن ناگهانی است. تغییرات اقلیمی و الگوهای غیرقابل پیشبینی آب و هوایی نیز بر پیچیدگی و مخاطرهآمیز بودن این شرایط افزوده است.
جامعه چوپانی و مخاطرات شغلی
شغل چوپانی از مشاغل سخت و پرخطر به ویژه در مناطق کوهستانی به شمار میرود. چوپانان، سربازان خط مقدم تعامل با طبیعت خشن هستند. آنها برای تأمین معاش، مجبورند در تمامی شرایط جوی، در مناطق صعبالعبور و دورافتاده حضور داشته باشند. این حادثه، فقدان یا ناکافی بودن سیستمهای هشدار سریع و آموزشهای تخصصی مقابله با بهمن برای جوامع چوپانی و عشایری را برجسته میسازد. دسترسی نداشتن به تجهیزات ابتدایی نجات مانند بیپِر (بیجیپی)، پروب و بیلچه برفی، شانس بقا را در چنین حوادثی به شدت کاهش میدهد. علاوه بر این، ضعف پوشش شبکههای ارتباطی در مناطق کوهستانی، باعث میشود در صورت وقوع حادثه، درخواست کمک با تأخیر مواجه شده و عملیات نجات به کندی پیش برود. این مسئله لزوم تجهیز این مناطق به سیستمهای ارتباطی اضطراری را آشکار میکند.
واکنش جامعه محلی و فرهنگ ایثار
نقش حیاتی مردم محلی در نجات دو تن از چوپانان، نشاندهنده روحیه همبستگی و فرهنگ غنی تعاون در مناطق عشایری و روستایی است. بدون فداکاری و اقدام سریع این افراد، آمار تلفات این حادثه میتوانست فاجعهبارتر باشد. این واکنش خودجوش، هرچند ارزشمند، اما نمیتواند جایگزین حضور تیمهای امداد و نجات آموزشدیده و مجهز شود. افراد محلی ممکن است دانش فنی کافی برای انجام عملیات نجات ایمن و مؤثر را نداشته باشند و حتی خود در معرض خطر ثانویه قرار گیرند. لذا، ضروری است که با برگزاری دورههای آموزشی اولیه برای داوطلبان محلی، توان واکنش بهموقع و ایمن این جوامع را ارتقا داد. تشکیل تیمهای داوطلب محلی و تجهیز آنها به وسایل ابتدایی، میتواند در «دقایق طلایی» پس از حادثه معجزه آفرین باشد.
کاستیهای سیستم هشدار و مدیریت بحران
حادثه آلواتان، پرسشهایی جدی درباره سیستمهای هشداردهی بهمن و مدیریت بحران در مناطق دورافتاده مطرح میکند. آیا نقشههای مناطق بهمنخیز به درستی تهیه و در اختیار جوامع محلی قرار گرفته است؟ آیا هشدارهای جوی به موقع و به زبان قابل فهم به چوپانان و ساکنین میرسد؟ به نظر میرسد شکافی بین دادههای هواشناسی و هشدارهای عملیاتی برای مردم در معرض خطر وجود دارد. ایجاد یک سامانه هشدار سریع چندرسانهای (پیامک، رادیو محلی) که بتواند خطر وقوع بهمن در مناطق خاص را اطلاعرسانی کند، ضروری است. همچنین، دسترسی سریع تیمهای امداد کوهستان و هلیکوپترهای نجات به چنین مناطقی نیازمند برنامهریزی و تمرین قبلی است. بهبود زیرساختهای دسترسی و تقویت نیروهای امدادی محلی باید در اولویت قرار گیرد.
ضرورت آموزش و پیشگیری
پس از هر حادثه تلخ، فرصتی برای درس آموزی و پیشگیری از تکرار فاجعه فراهم میشود. آموزش مهارتهای بقا در کوهستان، شناخت علائم هشداردهنده بهمن و نحوه رفتار در صورت وقوع آن، باید به بخشی از آموزشهای ضروری برای کلیه افرادی که در مناطق کوهستانی زندگی یا کار میکنند، تبدیل شود. این آموزشها میتواند از طریق مدارس، شوراهای روستا، ادارات دامپزشکی و جهاد کشاورزی به چوپانان و عشایر ارائه گردد. توزیع بروشورهای آموزشی ساده و تصویری نیز میتواند مؤثر باشد. در نهایت، حمایت از طرحهای بیمهای خاص برای مشاغل پرخطری مانند چوپانی و همچنین ایجاد صندوقهای حمایتی برای خانوادههای قربانیان چنین حوادثی، از وظایف اجتماعی و حکومتی است. این فاجعه، دردی است که باید با تدبیر، آموزش و اقدام جمعی، از تکرار آن جلوگیری کرد.