آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
درگیریهای مرزی بار دیگر دو کشور همسایه در جنوب شرق آسیا را به آستانه جنگی تمامعیار کشانده بود. تایلند و کامبوج، پس از هفتهها درگیری مسلحانه سنگین، سرانجام امروز شنبه، ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵، با امضای توافقنامهای تاریخی، به خشونتها پایان دادند. این توافق آتشبس فوری، نتیجه سه روز گفتوگوی فشرده در چارچوب کمیته عمومی مرزی در استان چانتابوری تایلند است. وزرای دفاع دو کشور، ناتهافون نارکفانیت از تایلند و تی سیها از کامبوج، این سند را امضا کردند تا شاید فصل تازهای از آرامش در مرزهای مشترک آغاز شود. آتشبس جدید، تکمیلکننده توافق ژوئیه گذشته است که با میانجیگری مالزی و تحت فشار ایالات متحده به دست آمده بود. اما آن توافق نتوانست مانع از سرگیری درگیریها شود و جنگ تبلیغاتی و خشونتهای کوچک مرزی، نهایتاً در اوایل دسامبر به نبردی گسترده تبدیل شد. آمار تلفات این درگیریها نگرانکننده است. بر اساس اعلام مقامات تایلندی، از ۷ دسامبر تاکنون دستکم ۲۶ سرباز و یک غیرنظامی کشته شدهاند و ۴۴ غیرنظامی دیگر نیز بر اثر پیامدهای جانبی جان باختهاند. کامبوج نیز از کشته شدن ۳۰ غیرنظامی و زخمی شدن ۹۰ تن خبر داده است.
بحران انسانی نیز ابعاد گستردهای یافته است. گزارشها حاکی از آوارگی نزدیک به یک میلیون نفر از دو طرف مرز در سه هفته گذشته است. این آمار، عمق فاجعه انسانی ناشی از درگیریها را نشان میدهد. توافق امروز، اما تنها به توقف درگیریها بسنده نکرده است. بندی مهم در آن، تایلند را موظف میکند ظرف ۷۲ ساعت پس از برقراری آتشبس، ۱۸ سرباز کامبوجی را که از ژوئیه در اسارت داشته، آزاد و بازگرداند. همچنین دو کشور متعهد شدهاند از هرگونه جابجایی نظامی جدید یا نقض حریم هوایی طرف مقابل خودداری کنند. موضوع استفاده از مینهای زمینی نیز که از دلایل اصلی تنش بوده، در این توافق مورد توجه قرار گرفته است. این توافق، اگرچه گامی امیدوارکننده است، اما سوالات زیادی درباره پایداری آن و توانایی دو کشور برای حل ریشهای اختلافات مرزی باقی میگذارد. آیا این بار آتشبس پایدار خواهد ماند؟
ساختار و محورهای کلیدی توافق جدید
توافق امضا شده امروز، یک سند چندبعدی است که فراتر از یک آتشبس ساده عمل میکند. هسته مرکزی آن، آتشبس فوری و پایدار است که بلافاصله لازمالاجرا میشود. این تعهد، باید در بستر نقض مکرر توافق ژوئیه ارزیابی شود. بعد انسانی و اعتمادساز توافق، در بند آزادی ۱۸ سرباز کامبوجی اسیر توسط تایلند تجلی یافته است. این اقدام نه تنها یک پیروزی تبلیغاتی برای کامبوج است، بلکه میتواند فضای لازم برای مذاکرات بعدی را فراهم کند. آزادی اسرا معمولاً به عنوان اولین گام عملی در مسیر کاهش تنش تلقی میشود.
ابعاد امنیتی و مرزی نیز به طور جدی پوشش داده شدهاند: تعهد به توقف جابجاییهای نظامی و نقض حریم هوایی، پایبندی به معاهدات منع مینهای زمینی، و مهمتر از همه، بررسی مجدد و تعیین نقاط اختلافی مرز. این آخرین مورد، اگر با حسن نیت دنبال شود، میتواند به ریشهکنی یکی از عوامل اصلی درگیریهای چند دهه گذشته تبدیل شود. در نهایت، گنجاندن همکاری در مبارزه با جرایم فرامرزی (به ویژه کلاهبرداری اینترنتی که کامبوج را به یک مرکز شناخته شده تبدیل کرده)، نشان میدهد که دو کشور به دنبال گسترش دامنه همکاری به حوزههای غیرامنیتی برای تحکیم صلح هستند.
ریشههای تاریخی و ژئوپلیتیک اختلافات
درگیری مرزی تایلند و کامبوج، ریشه در تاریخ پیچیده و تلخ این دو کشور دارد. قلب اختلاف، بر سر مالکیت معبد پریا ویهر و مناطق اطراف آن است که دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۱۹۶۲ مالکیت آن را به کامبوج اعلام کرد، اما این حکم هرگز به طور کامل از سوی تایلند پذیرفته و اجرا نشد. این منطقه مرزی نه تنها از نظر تاریخی و فرهنگی حساس است، بلکه از نظر استراتژیک و اقتصادی نیز اهمیت دارد. دسترسی به منابع احتمالی، مسیرهای تجاری و موقعیت نظامی، بر آتش اختلافات دمیده است. علاوه بر این، حافظه جمعی ناشی از جنگها و درگیریهای گذشته، به ویژه دوره جنگ سرد که هر دو کشور بازیگران مهمی در رقابتهای بزرگتر بودند، بیاعتمادی عمیقی را ایجاد کرده که به سادگی محو نمیشود. نقش بازیگران خارجی نیز همیشه پررنگ بوده است. میانجیگری مالزی و فشار مستقیم ایالات متحده در به ثمر رسیدن توافق ژوئیه، نشان میدهد که جامعه بینالمللی نگران بیثباتی در این منطقه است. موقعیت ژئوپلیتیک جنوب شرق آسیا و رقابتهای تاثیرگذار در آسهآن، باعث میشود درگیری بین دو عضو این اتحادیه، تهدیدی برای کل منطقه تلقی شود.
ارزیابی تلفات و بحران انسانی
ابعاد انسانی این درگیری کوتاه اما شدید، وحشتناک است. آمار رسمی دهها کشته نظامی و غیرنظامی و نزدیک به یک میلیون آواره در تنها سه هفته، نشاندهنده شدت جنگ و آسیبپذیری بالای جوامع مرزی است. تفاوت در گزارش تلفات نظامی کامبوج (عدم انتشار) و تایلند (انتشار جزئیات) نیز خود گویای فضای بیاعتمادی و جنگ تبلیغاتی است. این آوارگی گسترده میتواند پیامدهای درازمدت اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی جدی به همراه داشته باشد. بازگشت این جمعیت به خانه و بازسازی مناطق ویران شده، به سرمایه و زمان قابل توجهی نیاز دارد و در صورت عدم تحقق، میتواند به نارضایتی پایدار و بیثباتی اجتماعی بینجامد. نکته قابل تأمل، کشته شدن غیرنظامیان است که طرفین یکدیگر را متهم به مسئولیت در قبال آن میکنند. این مسئله، نقض احتمالی قوانین بینالمللی بشردوستانه را مطرح میکند و میتواند در آینده به ابزاری برای فشار بینالمللی تبدیل شود.
چالشهای اجرایی و پایداری آتشبس
بزرگترین چالش پیش روی این توافق، شکست تجربه مشابه در ژوئیه است. توافق قبلی نتوانست مانع از تشدید تنش و نبرد گسترده دسامبر شود. بنابراین، صرف امضای یک سند جدید، ضمانتی برای صلح نیست. چالش اصلی، اجرای بندهای عملی توافق است: آیا تایلند واقعاً و به موقع اسرا را آزاد میکند؟ آیا دو طرف به تعهد خود برای توقف تحرکات نظامی پایبند میمانند؟ فرآیند بررسی مجدد مرز به شدت حساس و پیچیده خواهد بود و احتمال بروز اختلاف نظر در حین اجرا بسیار بالاست. نقش نهادهای نظارتی نیز مبهم است. آیا کمیته عمومی مرزی یا یک نهاد بینالمللی (مثل آسهآن یا ناظران سازمان ملل) اختیارات و توانایی لازم برای نظارت بر اجرای توافق و حل اختلافات پیش آمده را خواهند داشت؟ بدون یک مکانیسم نظارتی قوی و مورد اعتماد طرفین، احتمال بازگشت به درگیری وجود دارد. همچنین، جنگ تبلیغاتی که پس از ژوئیه نیز ادامه یافت، باید به طور جدی متوقف شود، زیرا این امر به تحریک احساسات ملیگرایانه و تضعیف فضای اعتماد کمک میکند.
آینده روابط و نقش جامعه بینالملل
اگر این آتشبس پایدار بماند، میتواند آغازی برای تحول در روابط دوجانبه باشد. گسترش همکاری به حوزههای اقتصادی، گردشگری و مبارزه با جرایم سازمانیافته (مانند کلاهبرداری اینترنتی که در متن توافق آمده) میتواند منافع مشترک جدیدی ایجاد کند که هزینه درگیری را افزایش دهد. نقش آسهآن به عنوان اتحادیه منطقهای حیاتی است. این سازمان در گذشته به دلیل اصل «عدم دخالت» در امور داخلی اعضا، در مدیریت بحرانهای بین اعضا ناتوان ظاهر شده است. این بحران آزمونی برای توانایی آسهآن در ایفای نقش موثر در حل اختلافات داخلی خود است. جامعه بینالمللی به سرکردگی قدرتهایی مانند آمریکا، چین و ژاپن، که همه منافع اقتصادی و استراتژیک در منطقه دارند، باید از این توافق حمایت فعال کنند. این حمایت میتواند در قرض تضمین امنیتی، کمک به بازسازی یا سرمایهگذاری اقتصادی باشد. در نهایت، موفقیت این توافق به اراده سیاسی رهبران دو کشور و توانایی آنها در فروکاستن احساسات ملیگرایانه افراطی و متقاعد کردن افکار عمومی داخلی برای دادن فرصت به صلح بستگی دارد. مسیر پیش رو طولانی و پر از سنگلاخ است، اما توافق امروز حداقل یک چراغ امید روشن کرده است.