آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
بازار نقلوانتقالات زمستانی، همیشه مملو از شگفتیها و ماجراهای پرهیجان است. امسال اما یکی از جذابترین این ماجراها، حول محور بازیکنی میچرخد که بسیاری گمان میکردند فصل حضورش در فوتبال پرآشوب عربستان به پایان رسیده است. نام ژوائو کانسلو بار دیگر بر سر زبانها افتاده است. مدافع راست پرتغالی که با سبک بازی انقلابی خود تعریف پست فولبک را دگرگون کرد، پس از یک سال و نیم حضور در الهلال عربستان، آماده بازگشت به اروپاست. خبر خروج او در ژانویه ۲۰۲۴ توسط معتبرترین منابع خبری حوزه نقلوانتقالات تأیید شده است. اما این پایان ماجرا نیست، بلکه آغاز یک نبرد جذاب بین سه غول اروپایی است. سه باشگاهی که هر کدام نماینده فلسفهای متفاوت در فوتبال هستند، به طور همزمان به این بازیکن ۳۱ ساله چشم دوختهاند: اینترمیلان، یوونتوس و بارسلونا.
اینترمیلان، به دلیل مصدومیت بلندمدت دِنزل دامفریس، نیاز فوری به تقویت جناح راست خود دارد. سیمونه اینزاگی، مربی اینتر، به شدت به کانسلو علاقهمند است و مدیریت باشگاه نیز با ژرژ مندز، مدیر برنامه پرنفوذ کانسلو، که روابط بسیار خوبی با اینتر دارد، به طور مستقیم وارد مذاکره شده است. از سوی دیگر، بارسلونا در پی مصدومیت ۴ ماهه آندریاس کریستنسن، به دنبال تقویت دفاع راست است. بازگشت کانسلو به کانپ نو، نه تنها مشکل کناره را حل میکند، بلکه امکان جابجایی ژول کونده به مرکز دفاع را فراهم میسازد. کانسلو نیز بارها علاقه خود به بارسا را نشان داده است. یوونتوس نیز به عنوان سومین مدعی، به دنبال افزودن تجربه و کیفیت به خط دفاعی خود است. بازگشت کانسلو به سری آ و به باشگاهی که پیشتر در آن بازی کرده، از نظر فنی و ذهنی برای هر دو طرف جذاب به نظر میرسد.
چالش اصلی، مسائل مالی است. دستمزد بالای کانسلو در الهلال (حدود ۱۵ میلیون یورو خالص در سال) و تمایل باشگاههای اروپایی به جذب قرضی او، مذاکرات را پیچیده کرده است. اینکه کدام باشگاه بتواند راهحلی خلاقانه برای تقسیم این هزینه بیابد، احتمالاً برنده این رقابت خواهد بود. رقابتی که نتیجهاش نه تنها ترکیب یکی از این سه تیم، بلکه توازن قدرت در کنارههای میادین اروپا را تغییر خواهد داد. در ادامه، این نبرد سهجانبه را از تمام زوایا تحلیل میکنیم.
تحلیل نیازهای تاکتیکی هر سه باشگاه؛ چرا کانسلو؟
نیاز هر سه باشگاه به کانسلو، ریشه در فلسفه تاکتیکی و شرایط خاص آنها دارد. اینترمیلان در سیستم ۳-۵-۲ سیمونه اینزاگی، به فولبکهای کناری نیاز دارد که هم در ساخت بازی نقش داشته باشند و هم به عمق حمله بزنند. مصدومیت بلندمدت دنزل دامفریس، اینتر را در سمت راست با کمبود مواجه کرده است. کانسلو نه تنها میتواند این خلأ را پر کند، بلکه با حضورش، امکان بازیسازی از عمق بیشتری را فراهم میآورد و بار تاکتیکی را از دوش بازیکنانی مانند نیکولو بارلا کم میکند. بارسلونا تحت هدایت فلیک، به مدافعانی نیاز دارد که در مالکیت توپ بینقص باشند و بتوانند در خطوط میانی نیز توپ را پیش ببرند. کانسلو با سابقه درخشان قبلیاش در بارسا، دقیقاً همین مشخصات را دارد. علاوه بر این، مصدومیت کریستنسن باعث شده ژول کونده مجبور به بازی در مرکز دفاع شود و جای خالی در دفاع راست به شدت احساس شود. آوردن کانسلو، هم مشکل دفاع راست را حل میکند و هم امکان استفاده از کونده در پست تخصصیترش را فراهم مینماید. یوونتوس اگرچه ممکن است نیاز فوری به اندازه دو رقیب دیگر نداشته باشد، اما اضافه کردن کیفیتی مانند کانسلو میتواند به تفاوت تبدیل شود. یوونتوس اغلب در بازیسازی از عمق مشکل دارد و کانسلو میتواند با نفوذهایش از کناره و ارسالهای دقیق، خلاقیت لازم را به خط حمله بدهد. همچنین، تجربه او در سری آ و آشنایی با فرهنگ فوتبال ایتالیا، از موانع احتمالی کم میکند.
چالش مالی؛ معمای دستمزد ۱۵ میلیون یورویی
بزرگترین مانع در مسیر انتقال کانسلو، دستمزد بسیار بالای او است. گزارشها از حقوق خالص سالانه حدود ۱۵ میلیون یورویی او در الهلال حکایت دارد. هیچ یک از سه باشگاه اروپایی مذکور حاضر یا قادر به پرداخت چنین مبلغی در ساختار مالی کنونی خود نیستند. راهحل پیشرو، یک قرارداد قرضی ۶ ماهه است. در این صورت، دستمزد او باید بین باشگاه مبدأ (الهلال) و باشگاه مقصد تقسیم شود. حتی نصف این مبلغ (حدود ۷.۵ میلیون یورو برای ۶ ماه) نیز برای باشگاهی مانند اینتر که با محدودیتهای مالی شدیدی روبروست، رقم سنگینی است. بنابراین، مذاکره بر سر درصد مشارکت الهلال در پرداخت دستمزد، کلید موفقیت خواهد بود. بارسلونا نیز با مشکلات فراپلی فایننشال دستوپنجه نرم میکند و تنها به لطف مصدومیت طولانیمدت کریستنسن است که میتواند از قاعده «بازیکن جایگزین» استفاده و بخشی از حقوق آزاد شده را صرف کانسلو کند. یوونتوس نیز وضعیت مالی چندان منعطفی ندارد. بنابراین، مهارت مذاکرهکنندگان در کاهش سهم مالی باشگاه اروپایی، تعیینکننده است.
مزیتهای رقابتی هر باشگاه از نگاه کانسلو
از نگاه خود کانسلو، هر یک از این سه گزینه مزایا و معایبی دارد. اینترمیلان بزرگترین مزیت را دارد: نیاز فوری و تضمین بازی. او به دلیل مصدومیت دامفریس، بلافاصله به ترکیب اصلی راه مییابد. همچنین، حضور در تیمی که در صدر سری آ است و احتمال قهرمانی و حضور در مراحل حذفی لیگ قهرمانان را دارد، جذاب است. رابطه خوب مدیر برنامه او با مدیریت اینتر نیز یک امتیاز مثبت است. بارسلونا از جذابیت عاطفی و سبکی برخوردار است. کانسلو بارها علاقه خود به این باشگاه و شهر بارسلون را نشان داده است. سبک بازی بارسا نیز کاملاً با ویژگیهای او همخوانی دارد. اما مشکل، عدم تضمین بازی دقیقاً در پست مورد نظرش است، زیرا ژول کونده نیز در آن پست رقابت میکند، مگر اینکه کونده به مرکز دفاع منتقل شود. یوونتوس مزیت بازگشت به لیگ و کشوری آشنا را دارد. او پیشتر در یووه بازی کرده و با فشارها و انتظارات آشناست. اما در یوونتوس رقابت برای جایگاه سمت راست ممکن است سختتر باشد و همچنین پروژه ورزشی فعلی یووه از نظر جذابیت، ممکن است کمی پایینتر از اینتر یا بارسا به نظر برسد.
نقش ژرژ مندز و بازی سیاسی پشت پرده
هیچ تحلیل انتقالاتی درباره کانسلو بدون در نظر گرفتن ژرژ مندز، ابرمشاور پرنفوذ فوتبال جهان که مدیر برنامه اوست، کامل نیست. مندز رابطهای تاریخی و بسیار قوی با باشگاه اینترمیلان دارد. همین ارتباط میتواند دلیل پیشتازی فعلی اینتر باشد. مندز همیشه به دنبال بهترین قرارداد برای موکلش است، اما به روابط بلندمدت با باشگاهها نیز اهمیت میدهد. او باید بین دریافت دستمزد مناسب (که احتمالاً الهلال باید بخش عمده آن را بپذیرد)، تضمین زمان بازی برای کانسلو (به منظور حفظ جایگاهش در تیم ملی پرتغال برای جام جهانی 2026) و حفظ روابط خوب با باشگاههای بزرگ اروپایی تعادل برقرار کند. او ممکن است از علاقه بارسلونا و یوونتوس به عنوان اهرم فشاری برای به دست آوردن بهترین شرایط از اینتر استفاده کند. بازی او در پشت صحنه، احتمالاً به اندازه رقابت روی زمین جذاب و تعیینکننده خواهد بود.
پیامدهای احتمالی برای فصل دوم؛ برنده واقعی کیست؟
انتقال کانسلو به هر یک از این تیمها میتواند تأثیر شگرفی بر روند فصل آنها بگذارد. اگر به اینتر برود، میتواند عامل تعیینکنندهای در رقابت فشرده قهرمانی سری آ باشد و عمق و خلاقیت تیم را در مراحل حساس لیگ قهرمانان افزایش دهد. این انتقال میتواند نقطه عطفی برای قهرمانیهای احتمالی اینتر باشد. اگر راهی بارسلونا شود، میتواند مشکل مزمن دفاع راست این تیم را به شکل خلاقانهای حل کند و به ژاوی (یا هر مربی دیگر) امکان دهد تا ترکیب متعادلتری را روی زمین بچیند. این میتواند بارسا را در رقابت لالیگا و لیگ قهرمانان خطرناکتر کند. اگر یوونتوس بتواند او را جذب کند، یک قدم به رقابتپذیری بیشتر در سری آ و اروپا نزدیک میشود و کیفیت بازیسازی تیم را به شکل محسوسی ارتقا میدهد. در نهایت، الهلال نیز باید راضی باشد. پرداخت بخشی از دستمزد یک بازیکن بیاستفاده (که در این فصل حتی یک بازی هم نکرده) برای آزاد کردن سهمیه خارجی و احتمالاً دریافت کمیته قرضی، معامله خوبی است. برنده نهایی این نبرد سهجانبه، باشگاهی خواهد بود که بتواند بهترین ترکیب از جذابیت ورزشی و چارهاندیشی مالی را ارائه دهد.