پنج شنبه / ۱۱ دی ۱۴۰۴ / ۰۳:۰۰
کد خبر: 35685
گزارشگر: 548
۸۴
۰
۰
۲
منصوره زارع - نویسنده و کارشناس ارشد علوم سیاسی

آزادی سیاسی در جایی که ایمان تحمیل می‌شود؛ تأملی شخصی در نسبت دین و دولت از منظر جان لاک

آزادی سیاسی در جایی که ایمان تحمیل می‌شود؛ تأملی شخصی در نسبت دین و دولت از منظر جان لاک
منصوره زارع، نویسنده و کارشناس علوم سیاسی، در یادداشتی شخصی، از مواجهه روزمره با صحنه «تذکر اجباری حجاب» به اندیشه‌های جان لاک، فیلسوف لیبرال کلاسیک، پناه می‌برد. او با روایت یک تجربه ساده خیابانی، پرسش از مرزهای دخالت در آزادی فردی و نسبت دین با دولت را مطرح می‌کند. زارع با استناد به کتاب «نامه‌ای در باب تساهل» جان لاک، استدلال می‌کند که ایمان امری درونی و انتخابی است و دولت هیچ‌گاه صلاحیت دخالت در این قلمرو شخصی را ندارد. از نگاه او، تبدیل توصیه‌های اخلاقی دینی به وظیفه‌ای اجتماعی و کنترل‌گرانه، نه تنها به دین آسیب می‌زند، بلکه بنیان آزادی سیاسی را ویران می‌سازد. این یادداشت، هشداری است درباره عادی‌شدن نظارت اجتماعی و درونی‌شدن نقش‌های کنترلی توسط خود شهروندان.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

منصوره زارع - نویسنده و کارشناس ارشد علوم سیاسیاولین بار که به رفتار «کنترل اخلاقیِ انسان توسط انسان دیگر» فکر کردم، نه در یک کلاس فلسفه سیاسی بود و نه در میان کتاب‌های قطور فلسفی .  صحنه‌ای ساده بود، روزمره و تکراری؛ زنی در خیابان، با لحنی آمرانه، به زن دیگری گفت: «حجابت را درست کن.» نه فریاد بود، نه خشونت آشکار؛ فقط یک «تذکر». اما همان لحظه، چیزی  ذهنم را درگیر کرد .  و این پرسش ساده اما عمیق  مرا به فکر واداشت : چه کسی به ما این حق را داده که انسان های دیگر را کنترل کنیم؟ 

در ظاهر، این رفتار با مفهومی دینی توجیه می‌شود: «امر به معروف و نهی از منکر». مفهومی که قرار بوده یادآور خیر باشد، نه ابزار کنترل. اما در تجربه زیسته ما، اغلب به ابزاری تبدیل شده برای نظارت، قضاوت، کنترل و در نهایت، حذف آزادی فردی. آنچه در خیابان دیدم، نه دعوت به اخلاق بود و نه دلسوزی برای ایمان؛ بیشتر شبیه اجرای یک نقش اجتماعی بود، نقشی که فرد در آن خود را نماینده حق می‌دانست. همان‌جا بود که فهمیدم مسئله فقط حجاب یا پوشش نیست. مسئله، حق مداخله در زندگی فردی انسان‌هاست ! و این دقیقاً همان جایی  است که سیاست، دین، و آزادی در هم تنیده می شود. جان لاک،  قرن 17 میلادی، در جغرافیایی کاملاً متفاوت، با مسئله‌ای مشابه روبه‌رو بود. در کشور انگلیس که او در آن می‌زیست، اروپا درگیر  جنگ‌های مذهبی بود؛ جایی که دولت‌ها می‌خواستند با زور،  مردم را به ایمان «راستین» دعوت کنند  و  کلیساها نقش مهمی  در ایجاد  مشروعیت سیاسی داشتند. آن‌ها قدرت حاکمان را به‌عنوان اراده‌ای الهی توجیه می کردندو این کار باعث می‌شد مردم فرمانروایان را مشروع و قابل اطاعت بدانند. لاک، برخلاف بسیاری از متفکران پیش از خود، پرسشی بنیادین مطرح کرد: آیا دولت اصلاً صلاحیت دخالت در ایمان انسان را دارد؟

پاسخ او، روشن بود:

او در کتاب «نامه ای در باب تساهل» بیان می دارد:

  1. اولا که مراقبت از ارواح انسان ها به هیچ حاکم مدنی واگذار نشده است چه رسد به این که به دیگران اعطا شده باشد؛
  2. دوما مراقبت از ارواح انسان ها ربطی به فرمانروای مدنی ندارد چرا که قدرت او ظاهری است. از نظر لاک، ایمان امری درونی است؛ امری که نه با اجبار شکل می‌گیرد و نه با ترس پایدار می‌ماند. دولت می‌تواند نظم اجتماعی را حفظ کند، از جان و مال مردم محافظت کند، اما نمی‌تواند و نباید  نجات روح را به عهده بگیرد. ایمان، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید انتخاب شود، نه تحمیل.

لاک در «نامه‌ای درباره تساهل» تأکید می‌کند که وظیفه دولت، حفظ حقوق طبیعی انسان‌هاست؛ نه هدایت اخلاقی آن‌ها به سوی خیرِ مورد نظر حاکمان. او میان «قانون مدنی» و «وظیفه دینی» مرزی شفاف می‌کشد. عبور از این مرز، هم سیاست را فاسد می‌کند و هم دین را. اگر با این نگاه به صحنه ساده خیابان برگردیم، آن «تذکر» دیگر رفتاری بی‌اهمیت یا صرفاً اخلاقی به نظر نمی‌رسد. اینجا، فردی ـ با پشتوانه عرف، دین یا قدرت سیاسی  خود را مجاز می‌داند که وارد حریم انتخاب دیگری شود. حتی اگر نیتش خیر باشد، نتیجه یکسان است: تضعیف آزادی فردی.

لاک مخالف دین نبود؛ بلکه عمیقاً به ایمان شخصی باور داشت. او اتفاقاً معتقد بود دین زمانی اصیل است که از قدرت سیاسی جدا بماند. دینی که به ابزار اجبار تبدیل شود، دیگر نه ایمان می‌سازد و نه اخلاق؛ فقط اطاعت تولید می‌کند. اطاعتی که با برداشته شدن ترس، فرو می‌ریزد. در این چارچوب، «امر به معروف» اگر از سطح توصیه اخلاقی شخصی فراتر رود و به وظیفه اجتماعیِ الزام‌آور تبدیل شود، دیگر در حوزه ایمان نیست؛ وارد قلمرو قدرت می‌شود. و هر جا قدرت وارد ایمان شود، آزادی سیاسی نخستین قربانی است.

از دید لاک، آزادی سیاسی بدون آزادی فردی بی‌معناست. انسانی که نتواند درباره بدن، باور، یا شیوه زیست خود تصمیم بگیرد، حتی اگر حق رأی داشته باشد، آزاد نیست. دولتِ دینی یا جامعه‌ای که افراد در آن نقش دولت را بازی می‌کنند ـ به‌تدریج انسان‌ها را به مراقبان یکدیگر تبدیل می‌کند. نتیجه، جامعه‌ای پر از ترس، تظاهر و سکوت است؛ نه جامعه‌ای اخلاقی. شاید یکی از تلخ‌ترین پیامدهای این وضعیت، همین عادی شدن دخالت باشد. وقتی زنی به خود اجازه می‌دهد زن دیگری را کنترل کند، نه از سر شرارت، بلکه از سر «وظیفه»، نشان می‌دهد که قدرت چگونه درونی شده است. دیگر نیازی به اجبار رسمی نیست؛ جامعه خودش کار را انجام می‌دهد. این دقیقاً همان وضعیتی است که آزادی را تهدید می کند .جایی که مرز میان ایمان شخصی و فرمان سیاسی از بین می‌رود.

به قلم: منصوره زارع - نویسنده و کارشناس ارشد علوم سیاسی
https://www.asianewsiran.com/u/i9h
اخبار مرتبط
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی و استاد دانشگاه، پس از مناظره جنجالی‌اش با حامد کاشانی درباره ماجرای شهادت حضرت زهرا، در کانون توجهات قرار گرفت. این مناظره که از رسانه «آزاد» پخش شد، واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. سلیمانی اردستانی که سابقه انتقادات سیاسی و دینی متفاوتی دارد، در این مناظره بر تبیین عقلایی و تاریخی تأکید کرد، اما با استدلال‌های مستند حامد کاشانی و دفاع او از روایت سنتی مواجه شد. بسیاری از کاربران و تحلیلگران، انسجام فکری کاشانی را تحسین و رویکرد پراکنده اردستانی را نقد کردند. این رویداد، فراتر از یک بحث دینی، به موضوعی برای تحلیل‌های جامعه‌شناختی درباره تحول دینداری، نقش روحانیت و شکاف رسانه ملی با جامعه تبدیل شده است.
آیت‌الله سیستانی در پاسخ به استفتایی درباره اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق دریافت می‌کنند، به مؤمنان توصیه کردند پشت سر چنین افرادی نماز نخوانند. ایشان تأکید کردند این توصیه نه برای طعن در عدالت امامان جماعت، بلکه برای حفظ استقلال مساجد از هرگونه دخالت احتمالی حکومت است. این استفتا در پی شیوه رایج در برخی کشورهای اسلامی مطرح شده که در آن دولت‌ها برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهیانه تعیین می‌کنند و بخشی از این امامان جماعت از روحانیان شیعه هستند. پاسخ مرجع شیعیان نشان می‌دهد که اولویت اصلی در این موضوع، حفظ استقلال کامل نهاد دین و مساجد از حکومت‌ها و دور ماندن از هرگونه تأثیرپذیری احتمالی است.
نیکی میناژ، خواننده مشهور آمریکایی، در نشست سازمان ملل با حمایت دونالد ترامپ درباره وضعیت مسیحیان در نیجریه سخنرانی کرد. او در این نشست از ترامپ برای برجسته‌سازی موضوع «آزار دینی» مسیحیان در نیجریه تشکر و بر لزوم دفاع از آزادی دینی تأکید کرد. ترامپ نیز در این مراسم با هشدار درباره «تهدید وجودی» مسیحیان نیجریه، از احتمال قطع کمک‌های آمریکا و حتی مداخله نظامی سخن گفت. این اظهارات واکنش‌های گسترده‌ای در محافل دیپلماتیک برانگیخته است. منتقدان اما این روایت را ساده‌سازی شده و سیاسی می‌دانند و معتقدند خشونت در نیجریه ریشه در مسائل قومی، اقتصادی و سیاسی دارد و تنها محدود به یک دین خاص نیست.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید