آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
در میانه انتقادات تند از سیاستهای اقتصادی و توزیع ناعادلانه منابع، دولت سیزدهم دست به تغییراتی در ترکیب مشاوران خود زده است. این تغییرات نشان میدهد که کادر اقتصادی دولت در حال بازچینشی است. محمدرضا فرزین، رییس سابق بانک مرکزی ، پس از مدتی دوری از مناصب دولتی، دوباره به دولت بازگشت. او این بار نه به عنوان رئیس بانک مرکزی، بلکه در مقام دستیار ویژه اقتصادی رئیسجمهور منصوب شده است. این انتصاب در شرایطی انجام میشود که رئیسجمهور در سخنرانیهای خود بر عدالت اقتصادی و مبارزه با رانت تأکید میکند. سخنان تند ایشان در نشست شهرکرد، نشان از نارضایتی از عملکرد برخی سیاستهای گذشته دارد. رئیسجمهور با پرسشهایی بنیادین، سیاستهای کنونی را به چالش کشیده است: «این چه سیاستی است که یارانه میدهیم ولی سفره آدمهای پولدار رنگین میشود؟» این سؤال، نشاندهنده تغییر نگاه دولت به مقوله توزیع ثروت است.
در بخش دیگری از صحبتها، رئیسجمهور قاطعانه اعلام کرد: «ما دیگر دلار ۲۸۵۰۰ تومانی به کسی نمیدهیم.» این جمله میتواند نشانه تغییر جدی در سیاست ارزی دولت باشد. سیاستی که سالها منتقدان زیادی داشته است. رئیسجمهور با صراحت به سودجویی برخی افراد از دلار مردم اشاره کرده و گفته است: «نباید یک عده با دلارهای مردم سود کنند.» این سخنان حاکی از عزم دولت برای مقابله با فساد و رانت در بازار ارز است. در چنین فضایی، انتصاب محمدرضا فرزین میتواند پیامهای مهمی داشته باشد. آیا این انتصاب به معنای تغییر جهت در سیاستهای پولی و ارزی است؟ یا تنها یک جابجایی معمولی در ساختار مشاوران دولت است؟ حالا نگاهها به سمت فرزین و تیم اقتصادی دولت دوخته شده است. انتظار میرود که این انتصاب، آغازگر تحرکی جدید در مدیریت اقتصادی کشور باشد.
تحلیل جایگاه و سوابق محمدرضا فرزین
محمدرضا فرزین از اقتصاددانان با سابقه کشور است که تجربه مدیریت در سطوح عالی بانکی و اقتصادی را دارد. مهمترین سمت او ریاست بانک مرکزی در دولت سیزدهم بود. در آن دوره، سیاستهای ارزی خاصی اجرا شد که هنوز مورد بحث است. فرزین علاوه بر تجربه دولتی، سابقه فعالیت در بخش خصوصی و دانشگاهی نیز دارد. این ترکیب تجربه میتواند به او کمک کند تا دیدگاهی متعادلتر به مسائل اقتصادی داشته باشد.
تحلیل سخنان رئیسجمهور در شهرکرد و پیامهای آن
سخنان رئیسجمهور در شهرکرد را میتوان به چند بخش کلیدی تقسیم کرد:
- اول، انتقاد از توزیع ناعادلانه یارانه؛
- دوم، اعلام پایان تخصیص دلار ۲۸۵۰۰ تومانی؛
- سوم، مخالفت با سودجویی از دلار مردم.
این سخنان چند پیام مهم دارد: دولت به دنبال بازتوزیع عادلانهتر منابع است. دولت قصد دارد سیاست ارزی خود را تغییر دهد. دولت مصمم است با رانت و فساد در بازار ارز مقابله کند. تغییر سیاست ارزی میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد داشته باشد. از کنترل بازار موازی گرفته تا تأثیر بر قیمت کالاهای وارداتی. موفقیت این سیاست نیاز به همراهی سایر بخشهای اقتصادی دارد.
تحلیل ارتباط بین انتصاب فرزین و سیاستهای جدید اقتصادی
این انتصاب میتواند نشان دهنده چند جهتگیری باشد: ممکن است دولت به دنبال استفاده از تجربیات فرزین در مدیریت انتقال سیاست ارزی باشد. شاید دولت قصد دارد با استفاده از روابط فرزین با نهادهای مختلف، سیاستهای جدید را به خوبی پیش ببرد. از طرف دیگر، انتخاب فرزین که در دوره قبلی خود با سیاستهای خاص ارزی همراه بود، ممکن است متناقض با سخنان تند رئیسجمهور به نظر برسد. اما احتمالاً دولت از تجربیات او — چه مثبت و چه منفی — برای طراحی سیاستهای جدید استفاده میکند. نکته کلیدی این است که فرزین این بار در جایگاه مشاوره قرار دارد نه اجرا. این به او امکان میدهد با دید گستردهتری مسائل را بررسی کند و در طراحی کلان سیاستها مشارکت داشته باشد.
بررسی چالشهای پیش روی دولت در اجرای سیاستهای جدید
دولت برای اجرای سیاستهای جدید با چالشهای متعددی روبرو است: مقاومت ذینفعان قدیمی که از رانت ارزی سود میبردند، خطر تورم ناشی از تغییر نرخ ارز، نیاز به حمایت اجتماعی از اقشار آسیبپذیر، و هماهنگی با سایر قوا. قطع یارانه از ثروتمندان نیز اگرچه عادلانه است، اما نیاز به شناسایی دقیق این گروه دارد. طراحی مکانیزمهای دقیق برای هدفمندسازی یارانهها یکی از دشوارترین بخشهای کار است. علاوه بر این، تغییر سیاست ارزی باید به گونهای انجام شود که به تولید داخلی آسیب نزند و موجب افزایش بیرویه قیمتها نشود. این امر نیازمند محاسبات دقیق و همراهی بانک مرکزی است.
چشمانداز آینده و تأثیرات احتمالی بر اقتصاد ایران
اگر دولت بتواند سیاستهای جدید را به درستی اجرا کند، میتواند به چند دستاورد مهم برسد: کاهش فساد و رانت در بازار ارز، توزیع عادلانهتر منابع ملی، افزایش شفافیت در اقتصاد، و تقویت اعتماد عمومی به دولت. اما خطرات نیز وجود دارد: اگر تغییر سیاست ارزی بدون پشتوانه لازم انجام شود، میتواند به بیثباتی بازار و افزایش تورم منجر شود. اگر هدفمندسازی یارانهها دقیق نباشد، ممکن است به جای ثروتمندان، اقشار متوسط تحت فشار قرار گیرند. نقش محمدرضا فرزین در این مرحله بسیار کلیدی است. او باید با استفاده از تجربیات خود، به طراحی سیاستهایی کمک کند که هم عادلانه باشد و هم قابل اجرا. موفقیت یا شکست این سیاستها میتواند بر آینده اقتصادی کشور تأثیر بلندمدت داشته باشد.