آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
صدای مهیب انفجارهای پیاپی، آرامش شبانه کاراکاس، پایتخت ونزوئلا را در هم شکست. این صداها آنقدر قدرتمند بودند که به گفته شاهدان، "تمام زمین میلرزید". ستونهای غلیظ دود در آسمان شهر پدیدار شد و برق بسیاری از محلهها قطع شد. همزمان، صدای پرواز هواپیماها در ارتفاع پایین، بر وحشت شهروندان افزود. این حوادث مرموز که در ساعات اولیه بامداد شنبه روی داد، بلافاصله مردم را به خیابانها کشاند. سؤال همه این بود: چه کسی و چرا کاراکاس را هدف قرار داده است؟ اولین واکنش مهم از سوی گوستاوو پترو، رئیسجمهور کلمبیا، همسایه ونزوئلا آمد. او در شبکه ایکس فریاد زد: «به ونزوئلا حمله شد! آنها با موشک بمباران میکنند».
این اظهارات، در حالی مطرح شد که تنش بین آمریکا و ونزوئلا در روزهای اخیر به شدت افزایش یافته بود. دونالد ترامپ، ناوگان دریایی آمریکا را به منطقه کارائیب اعزام کرده و اعلام نموده بود روزهای ریاستجمهوری نیکلاس مادورو «شمارهدار» است. واکنش دولت ونزوئلا سریع بود. نیکلاس مادورو دستور فعالسازی طرح دفاع ملی و اعلام وضعیت اضطراری در سراسر کشور را صادر کرد. وزیر خارجه ونزوئلا تأکید کرد این حملات، هم مراکز غیرنظامی و هم نظامی را هدف گرفته است. شبکه سیبیاس آمریکا نیز با استناد به مقامات آمریکایی گزارش داد که ترامپ چند روز قبل از عملیات، چراغ سبز را به ارتش برای انجام حملاتی در ونزوئلا داده بود. اما واشنگتن و کاراکاس هنوز به طور رسمی درباره منشأ حملات سخنی نگفتهاند. این حملات مرموز، در حالی رخ میدهد که ونزوئلا روز قبل از آن، اعلام آمادگی برای مذاکره با آمریکا در مورد مبارزه با قاچاق مواد مخدر کرده بود. آیا این یک عملیات نظامی یکجانبه آمریکاست یا اتفاقی دیگر در جریان است؟ تحلیل این بحران ناگهانی نیازمند واکاوی ابعاد مختلف آن است.
انفجارهایی در فرودگاه ایگوئروته (Higuerote Airport) در شرق کاراکاس، پایتخت ونزوئلا گزارش شده است. گزارشها از وقوع انفجارهای ثانویه پس از یک حمله آمریکا به هدفی که بهنظر میرسد انبار مهمات در ونزوئلا بوده، حکایت دارد. این انفجارهای پیدرپی میتواند نشاندهنده اصابت به ذخایر تسلیحاتی باشد
مقام ارشد آمریکایی:
احتمالا قبلاز طلوع آفتاب ونزوئلا سقوط کند.
تحلیل نظامی و استراتژیک الگوی حملات گزارششده
گزارشهای میدانی از «انفجارهای متعدد»، «پرواز هواپیما در ارتفاع پایین»، «قطع برق» و «لرزش زمین» حاکی از یک حمله هماهنگ و احتمالاً ترکیبی است. این الگو میتواند نشانهای از یک «ضربه اول» نظامی برای فلج کردن مراکز فرماندهی و مخابراتی باشد. هدف از پرواز در ارتفاع پایین میتواند دور زدن رادارها و اجرای دقیقتر عملیات باشد. قطعی برق نیز میتواند ناشی از دو عامل باشد: یا هدف قرار گرفتن مستقیم تأسیسات برق، یا استفاده از جنگافزارهای الکترومغناطیسی (MPI) که برای از کار انداختن سیستمهای الکترونیکی طراحی شدهاند. وقوع همزمان این حوادث، احتمال یک برنامهریزی دقیق قبلی را افزایش میدهد. نکته کلیدی، تأکید وزیر خارجه ونزوئلا بر هدف قرار گرفتن «مراکز غیرنظامی و نظامی» است. این امر، اگر تأیید شود، میتواند نقض قوانین بینالمللی جنگ محسوب شود. با این حال، بدون تأیید ناظران مستقل، قضاوت درباره ماهیت اهداف دشوار است.
تحلیل گفتمان سیاسی منطقهای و نقش کلمبیا
واکنش فوری و بیسابقه گوستاوو پترو، رئیسجمهور چپگرای کلمبیا، بسیار قابل توجه است. پترو که خود منتقد سیاستهای آمریکا در منطقه است و روابط نسبتاً خوبی با مادورو دارد، با قاطعیت از عبارت «حمله» و «بمباران با موشک» استفاده کرده است. این نشان میدهد که اطلاعات در دسترس او یا شدت حوادث به حدی بوده که احساس کرده باید بلافاصله موضع بگیرد. درخواست او از سازمان ملل و سازمان کشورهای آمریکایی برای تشکیل فوری جلسه، نشاندهنده تلاش برای «بینالمللی کردن بحران» و جلوگیری از یک حمله گستردهتر است. این موضع، نقش کلمبیا را از یک ناظر به یک «مدافع فعال حاکمیت ملی همسایه» تغییر میدهد و میتواند موازنه سیاسی در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. این اقدام پترو همچنین فشار دیپلماتیک بر آمریکا را افزایش میدهد، زیرا اتهام حمله مستقیم از سوی رئیسجمهور یک کشور همسایه و متحد سنتی واشنگتن، قابل اغماض نیست. این امر میتواند فضای منطقه را برای یک محکومیت گسترده فراهم کند.
تحلیل زمینهسازیهای پیش از حمله و نقش ترامپ
افزایش حضور نظامی آمریکا در کارائیب تحت عنوان مبارزه با قاچاق مواد مخدر، اظهارات تهدیدآمیز ترامپ علیه مادورو، و گزارش سیبیاس درباره «چراغ سبز ترامپ به ارتش»، همگی مانند پازلی هستند که تصویر یک عملیات از پیش برنامهریزی شده را کامل میکنند. دکترین «فشار حداکثری» ترامپ که پیشتر علیه ایران نیز اجرا شد، اکنون ممکن است علیه ونزوئلا در حال ورود به فاز نظامی باشد. ادعای مادورو درباره هدف دستیابی آمریکا به نفت ونزوئلا، اگرچه قدیمی است، اما در این بافتار جدید معنای جدیتری پیدا میکند. نکته حائز اهمیت، زمانبندی این حوادث است. این حملات تنها یک روز پس از اعلام آمادگی ونزوئلا برای مذاکره با آمریکا صورت گرفته است. این میتواند نشانهای از این باشد که برخی حلقههای امنیتی در واشنگتن، به هیچ گونه مذاکرهای اعتقاد نداشته و خواهان تغییر رژیم از طریق زور هستند. این عدم هماهنگی بین دیپلماسی و نظامیگری، خطرناک و بیثباتکننده است.
تحلیل وضعیت داخلی ونزوئلا و تابآوری نظام مادورو
واکنش سریع مادورو در فعالسازی طرح دفاع ملی و اعلام وضعیت اضطراری، نشان میدهد که دولت ونزوئلا برای چنین سناریویی برنامه داشته است. این امر میتواند ناشی از سالها تهدید و تحریم از سوی آمریکا باشد. گزارشهای ضد و نقیض درباره محل استقرار مادورو (از عدم اطمینان نیویورکتایمز تا تأکید المیادین بر سلامتی او) خود بخشی از جنگ روانی است. اگر رهبری کشور بتواند به صورت مؤثر و قابل مشاهده فرماندهی کند، میتواند به ثبات داخلی کمک کند. در غیر این صورت، هر گونه ابهامی میتواند به هراس و بیثباتی داخلی دامن بزند. نکته کلیدی، واکنش مردم و ارتش ونزوئلا خواهد بود. آیا این حمله (در صورت اثبات منشأ خارجی) باعث انسجام ملی حول پرچم میشود یا شکافهای داخلی و مشکلات معیشتی موجود، توان پاسخگویی را تضعیف میکند؟ پاسخ به این سؤال، آینده بحران را تعیین خواهد کرد.
سناریوهای محتمل و پیامدهای بینالمللی
-
سناریوی اول (حمله محدود آمریکا یا متحدانش)
محتملترین سناریو، یک عملیات محدود و انکارپذیر از سوی آمریکا یا با استفاده از نیروهای نیابتی (مثل مزدوران یا مخالفان مسلح) است. هدف میتواند ترساندن دولت، ایجاد بیثباتی یا ترور شخصیتهای کلیدی باشد. در این صورت، آمریکا ممکن است به طور رسمی مسئولیت نپذیرد و آن را به «درگیری داخلی» یا «عملیات ضد تروریسم» نسبت دهد.
-
سناریوی دوم (شروع یک درگیری گستردهتر)
اگر این حملات آغازگر یک تهاجم تمامعیار زمینی یا هوایی باشد، منطقه با یک فاجعه انسانی و سیاسی روبرو خواهد شد. ونزوئلا اگرچه ضعیف شده، اما ارتش بزرگی دارد و احتمال مقاومت شدید و جنگ طولانی وجود دارد. این امر میتواند به یک بحران پناهندگی عظیم برای همسایگان منجر شود.
-
سناریوی سوم (حادثه داخلی یا تحریف واقعیت)
احتمال کوچکتر این است که این انفجارها ناشی از یک سانحه داخلی (مثلاً انفجار تأسیسات) یا حتی یک عملیات پرچم دروغین توسط خود دولت ونزوئلا برای ایجاد انسجام داخلی و مقصر نشان دادن آمریکا باشد. اما مقیاس و همزمانی حوادث، این سناریو را کمتر محتمل میسازد.
پیامدهای بینالمللی
در هر صورت، این رویداد تنش بین آمریکا و متحدانش با بلوک چپگرای آمریکای لاتین (کوبا، نیکاراگوئه، بولیوی) را شدت خواهد بخشید. همچنین میتواند همگرایی کشورهای مخالف مداخله خارجی (روسیه، چین، ایران) را در حمایت از ونزوئلا افزایش دهد و صحنه جدیدی از رقابت قدرتهای بزرگ را باز کند. سازمان ملل و نهادهای منطقهای در آزمونی جدی برای جلوگیری از یک جنگ تمامعیار دیگر قرار گرفتهاند. جمعبندی آنکه، انفجارهای کاراکاس ممکن است جرقه یک بحران بزرگتر باشد. جهان در انتظار واکنش رسمی واشنگتن و شفافسازی درباره این حوادث مرموز است. ادامه این ابهام و سکوت، خود میتواند به عنوان یک سیگنال خطرناک تفسیر شود و منطقه را به سمت درگیری بیشتری سوق دهد.