آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
فضای مجازی ایران بار دیگر در هالهای از ابهام و کندی شدید فرو رفته است. کاربران در سراسر کشور از قطعیهای مکرر، کاهش چشمگیر سرعت و دسترسی ناپایدار به اینترنت گزارش میدهند. این اختلالها که از روزهای گذشته آغاز شده، اکنون طبق دادههای معتبر بینالمللی، به اوج جدیدی رسیده است. رادار سرویس معتبر «کلودفلر» نشان میدهد ترافیک اینترنت در ایران افت بیسابقهای را تجربه میکند. کاهش ۳۵ درصدی ترافیک نسبت به روزهای عادی، تنها یک عدد خشک نیست. پشت این آمار، میلیونها کسبوکار آنلاین متوقف شده، دانشآموزان و دانشجویان قطع شده از کلاسهای مجازی، و مراکزی که خدمات خود را دیجیتالی ارائه میدهند، قرار دارند. شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای پیامرسان و حتی برخی از خدمات داخلی با مشکل مواجه شدهاند. کاربران برای ارسال یک عکس یا برقراری یک تماس ویدیوی ساده با اعصابی خرد شده دست و پنجه نرم میکنند.
این شدتگرفتن اختلال، سوالات زیادی را درباره دلایل فنی یا احتمالات دیگر به وجود آورده است. آیا این یک مشکل زیرساختی گسترده است؟ یا سیاستهای جدیدی در جریان است؟ برای شهروندان عادی، دلیل قطعی هرچه باشد، نتیجه یکسان است: انزوا و اختلال در زندگی روزمره. در عصری که اینترنت شریان اصلی ارتباط، کار و آموزش است، قطع آن به معنی فلج بخش بزرگی از فعالیتهای جامعه است. اثرات اقتصادی این اختلال گسترده نیز غیرقابل انکار است. از فروشگاههای اینترنتی کوچک گرفته تا استارتآپهای بزرگ، همه درآمد خود را از دست میدهند و اعتماد مشتریان مخدوش میشود. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این قطعی گسترده، تحلیل دادههای موجود و پیامدهای آن بر زندگی دیجیتالی ایرانیان میپردازد.
بررسی دادههای فنی و مقیاس اختلال
دادههای «رادار کلودفلر» به عنوان یک منبع مستقل بینالمللی، نشاندهنده افت ۳۵ درصدی ترافیک اینترنت ایران است. این کاهش، تنها به یک سرویس خاص محدود نیست و کل شبکه را تحت تأثیر قرار داده است. کاهش ترافیک به این سطح، معمولاً نشانهای از اختلالات گسترده در زیرساختهای اصلی اتصال، مسیریابی بینالمللی (BGP) یا اعمال فیلترینگ و کاهش عمدی سرعت در سطح ملی است. مقایسه این آمار با روزهای مشابه در هفتههای گذشته، نشان میدهد که این یک افت موقت یا محلی نیست، بلکه روندی نزولی و فراگیر در سطح کشور است که به طور خاص در ساعتهای اوج مصرف، محسوستر میشود.
تأثیر بر جامعه و زندگی روزمره شهروندان
مهمترین تأثیر این اختلال، مختل شدن زندگی میلیونها ایرانی است که برای کار، آموزش، ارتباط و سرگرمی به اینترنت وابستهاند. کلاسهای آنلاین، جلسات کاری، خدمات بانکی و حتی خریدهای روزمره با مشکل مواجه شدهاند. کسبوکارهای آنلاین و استارتآپها که بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال را شکل میدهند، زیانهای مستقیم مالی میبینند. کاهش دسترسی مشتریان و اختلال در تراکنشها، اعتبار و درآمد این بخش را تهدید میکند. افزایش نارضایتی عمومی و احساس انزوا نیز پیامد اجتماعی این اختلال است. در شرایطی که اینترنت دریچه اصلی ارتباط با جهان است، قطع آن میتواند باعث افزایش تنشهای روانی و احساس بیپناهی شود.
دلایل احتمالی از منظر فنی و سیاسی
از دیدگاه فنی، دلایل ممکن میتواند شامل خرابی زیرساختهای کلان (مثل فیبرهای نوری بینالمللی یا مراکز داده اصلی)، مشکلات فنی در سرویسدهندههای بزرگ داخلی یا اجرای طرحهای فنی جدید باشد. با توجه به سابقه، احتمال اعمال محدودیتهای گسترده برای اهداف امنیتی یا کنترل فضای مجازی نیز توسط تحلیلگران مطرح میشود. کاهش عمدی پهنای باند یا فیلترکردن پلتفرمهای خاص میتواند چنین تاثیری داشته باشد. عدم ارائه توضیح شفاف و سریع از سوی نهادهای مسئول، بر ابهامات و گمانهزنیها دامن میزند. شفافسازی میتواند به کاهش تنش و همکاری کاربران برای عبور از بحران کمک کند.
واکنشها و تبعات بینالمللی
اختلال گسترده در اینترنت یک کشور، نگاه نهادها و شرکتهای بینالمللی فعال در حوزه فناوری را جلب میکند. این میتواند بر اعتبار فنی کشور و جذب سرمایهگذاری خارجی در بخش دیجیتال تأثیر منفی بگذارد. سرویسهای جهانی که کاربران ایرانی زیادی دارند (مانند شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای ابری) نیز از این اختلال متأثر میشوند و ممکن است در گزارشهای خود به آن اشاره کنند که بازتاب رسانهای بینالمللی دارد. این رویداد، ضرورت داشتن اینترنت پایدار و باکیفیت را به عنوان یک نیاز زیربنایی و حق شهروندی در جهان مدرن، بار دیگر برجسته میکند.
چشمانداز و راهکارهای احتمالی
برای عبور از این وضعیت، نیاز به اقدام فوری و شفاف نهادهای مسئول مانند وزارت ارتباطات و شرکت زیرساخت است. ارائه اطلاعیههای منظم درباره دلیل مشکل، اقدامات در دست انجام و زمان تخمینی حل آن، اضطراب عمومی را کاهش میدهد. در بلندمدت، این اتفاقات نشاندهنده آسیبپذیری شبکه ملی اطلاعات است. سرمایهگذاری روی زیرساختهای مقاوم، متنوعسازی مسیرهای ارتباطی بینالمللی و ایجاد مکانیزمهای شفاف برای گزارشدهی مشکلات، ضروری به نظر میرسد. تجربه این اختلالات مکرر، همچنین لزوم توسعه سرویسهای داخلی قدرتمند و کموابسته به زیرساختهای حساس را یادآوری میکند تا در زمان بحران، حداقل خدمات ضروری داخلی قابل ارائه باشد.