به گزارش آسیانیوز ایران ؛ به نقل از یورونیوز فارسی طی چهارمین گفتگوی اختصاصی خود با جک گلدستون، استاد دانشگاه جرج میسون آمریکا و متخصص «تئوریهای انقلاب»، منتشر کرده است؛ گفتگویی که محور آن این پرسش عنوان شده: «آیا این بار در ایران انقلاب میشود؟» گلدستون در این مصاحبه با مقایسه موج جدید اعتراضات با دورههای پیشین، میگوید اعتراضات اخیر نشانههایی از حرکت به سمت ائتلافی گستردهتر از گروههای اجتماعی مختلف دارد؛ ائتلافی که به گفته او، از منظر نظریههای انقلاب میتواند اهمیت تعیینکننده داشته باشد.
گلدستون در توضیح تفاوت اعتراضات اخیر با موجهای قبلی، استدلال کرده است که در دورههای پیشین، اعتراضات در ایران اغلب به گروهها یا جغرافیای خاص محدود میشد؛ برای نمونه «دانشجویان»، «تهران»، «استانهای روستایی» یا «زنان و جوانان». او در مقابل میگوید انقلابها معمولاً به «ائتلاف گسترده» نیاز دارند؛ یعنی همزمانی و همگرایی گروههایی مانند دانشجویان، کارگران، بازاریان، جمعیت شهری و روستایی، بهعلاوه بخشی از نخبگان که از ساختار قدرت فاصله میگیرند. به روایت یورونیوز، گلدستون معتقد است موج کنونی اعتراضات نشانههایی از حرکت به سمت چنین الگوی ائتلافی را نشان میدهد.
در بخش دیگری از گفتگو، خبرنگار یورونیوز به این موضوع پرداخته که اعتراضات اخیر ابتدا با محرکهای اقتصادی مانند جهش نرخ ارز و فشارهای معیشتی آغاز شد و برخی ناظران میگویند طبقات فقیرتر در آغاز درگیرتر بودهاند، در حالی که طبقه متوسط هنوز بهطور کامل وارد میدان نشده است. گلدستون در پاسخ تأکید میکند بدون مشارکت طبقه متوسط، اعتراضات نمیتواند به سرنگونی نظام منجر شود؛ هرچند او اضافه میکند طبقه متوسط نیز به دلیل اثرگذاری تورم بر درآمد، و همچنین به دلیل نارضایتی از عملکرد کلی حاکمیت، میتواند در صورت تداوم اعتراضات به آن بپیوندد.
گلدستون در ادامه، روی یک مؤلفه که آن را در مصاحبههای پیشین نیز کلیدی میدانسته، توقف کرده است: «اختلال در عملکرد نیروهای دستگاه سرکوب». او میگوید در شرایط فعلی، نشانهای مشاهده نمیشود که نیروهای امنیتی در استفاده از سرکوب شدید برای متوقف کردن اعتراضات تردید داشته باشند. به روایت یورونیوز، گلدستون یادآوری میکند در موجهای قبلی نیز تا زمانی که شکاف در نیروهای امنیتی شکل نگرفت، حکومت توانست اعتراضات را مهار کند؛ بنابراین معیار مهمی که باید دنبال شود، نشانههایی از تزلزل یا تغییر محاسبات در سطوح بالای نیروهای امنیتی و نظامی است.
او درباره امکان «سقوط قریبالوقوع» نیز موضعی مشروط دارد: گلدستون میگوید انقلابها اغلب پیش از وقوع بعید به نظر میرسند، اما اگر شرایط لازم مهیا شود، سقوط میتواند «ناگهانی» رخ دهد. در عین حال، او تصریح میکند تا وقتی جدایی نخبگان و تردید نیروهای امنیتی رخ ندهد، نمیتوان با قطعیت گفت که کل ساختار کنار زده خواهد شد.
در بخش مربوط به شکافهای اپوزیسیون، گلدستون با اشاره به اختلافات میان جریانهای مخالف جمهوری اسلامی، میگوید این شکافها میتواند به حکومت امکان دهد گروههای مخالف را جداگانه هدف قرار دهد و همچنین مانع شکلگیری یک رهبری واحد برای جایگزینی شود. او در عین حال، سناریوهایی را مطرح میکند که در آن حتی بدون رهبری واحد اپوزیسیون، تغییر ممکن است رخ دهد؛ اما شکل آن میتواند متفاوت باشد، از جمله احتمال اینکه در صورت فقدان نیروی وحدتبخش، وضعیت به «کودتا» یا «کشمکش قدرت» میان بازیگران مختلف بینجامد.
در ادامه گفتگو، بحث به توازن قدرت درون حاکمیت کشیده میشود و این پرسش مطرح میشود که آیا با توجه به نقش نهادهای نظامی و امنیتی، منطق بقای ساختار تغییر کرده است یا نه. بر اساس روایت یورونیوز، گلدستون میگوید سپاه پاسداران قدرت بالایی دارد اما وجود مشروعیت و پوشش مذهبیِ رژیم روحانیت را برای تثبیت موقعیت خود مفید میداند؛ با این حال اگر هزینه دفاع از ساختار موجود به سطحی برسد که منافع اقتصادی و موقعیت نیروهای نظامی را به خطر اندازد، ممکن است محاسبات تغییر کند و بخشی از آنان «کنار مردم ایستادن» یا کنار کشیدن از دفاع از حاکمیت را راه مطمئنتری برای حفظ موقعیت خود بدانند.
گلدستون در پاسخ به پرسشی درباره واقعبینانه بودن سناریوی کودتا، میگوید میتوان تحولاتی را تصور کرد که طی آن، در صورت گسترش اعتراضات و استقبال از فراخوانهای اعتراضی، بخشی از رهبران نظامی وارد معامله سیاسی شوند؛ چه با چهرههایی خارج از کشور و چه با چهرههایی که به گفته او در داخل کشور مقبولیت بیشتری دارند. او این سناریو را بهعنوان یک امکان نظری در چارچوب تحلیل خود مطرح میکند.
در محور «نقش قدرتهای خارجی»، خبرنگار یورونیوز درباره احتمال مداخله آمریکا پرسیده و گلدستون گفته است اگر اپوزیسیون و سپاه پاسداران به این جمعبندی برسند که فشارهای خارجی ادامه خواهد یافت، ممکن است این عامل بر محاسبات آنان اثر بگذارد؛ اما او تأکید میکند این را دلیل اصلی تغییر نمیداند. گلدستون همچنین احتمال مداخله نظامی مستقیم آمریکا برای تغییر رژیم در ایران را در شرایط فعلی «دور از دسترس» توصیف میکند و میگوید آمریکا ممکن است به تضعیف جمهوری اسلامی یا حمایت لفظی از مخالفان بسنده کند.
در بخش پایانی گفتگو، گلدستون به برخی مخاطرات مرحله گذار اشاره میکند؛ از جمله اینکه در انقلابها معمولاً بخشی از مدیران و مقامات پیشین به دلیل نیاز به اداره دولت و بازسازی ساختارها در نظم جدید نقش مییابند، و این مسئله غالباً پس از تغییر قدرت موضوع مذاکره میشود. او همچنین درباره خطر تمرکز قدرت در دست بازیگران نظامی در دوره پس از تغییر هشدار میدهد و میگوید اگر نظم جدید نتواند برای رفع تحریمها و احیای اقتصاد به توافقهایی برسد، زمینه برای ظهور یک رهبر اقتدارگرا در آینده افزایش مییابد. در عین حال، او از ورود به پیشبینی قطعی درباره آینده ایران خودداری کرده و به روایت یورونیوز تأکید کرده است که مردم ایران باید خودشان آیندهشان را تعیین کنند.