آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
در یازدهمین روز از قطعی گسترده اینترنت بینالمللی، جامعه ایران درگیر منظومهای زیرزمینی و پرهزینه برای دسترسی به شبکه جهانی است. بازار سیاه اینترنت، با تمام مکارهبازیهایش، این روزها رونقی بیسابقه یافته و هر وسیلهای که دریچهای به بیرون باز کند، به کالایی لوکس و گرانقیمت تبدیل شده است. از سیمکارتهای عراقی و افغانستانی در مرزها تا کانفیگهای مرموز متصل به دیتاسنترهای داخلی، همه و همه در حال خرید و فروش با قیمتهایی سرسامآور هستند.
گزارشهای میدانی از مرزهای غربی و شرقی حکایت از شکلگیری یک «اقتصاد کوچک اضطراری» دارد؛ مردمی که با پرداخت عوارض خروج و بیمه، تنها برای چند دقیقه اتصال به اینترنت، خود را به آن سوی مرز میرسانند. در این میان، دلالان فضای مجازی نیز بیکار ننشستهاند و با فروش کانفیگهای ۱۰ گیگابایتی به قیمت ۱۵ دلار رمزارزی یا پروکسیهای داخلی تا ۱۵ میلیون تومان، از این شرایط سودهای کلانی میبرند.
این صحنهها در حالی رخ میدهد که اعتماد بین کاربران به شدت فرسایش یافته و هرکس به دنبال راهی انفرادی و محرمانه برای رفع نیاز ارتباطی خود است. از جمعهای ۲۰۰ نفری کنار مرز برای دریافت آنتن تا سفرهای ماراتنگونه دور مرزهای کشور برای یافتن یک نقطه اتصال، همه نشان از عمق وابستگی زندگی مدرن به جریان آزاد اطلاعات دارد. این گزارش، تصویری از پیچیدهترین و پرتنشترین بازار مکاره دیجیتال ایران در روزهای اخیر را ترسیم میکند.
اقتصاد اضطراری مرز؛ هزینهکرد مادی و روانی برای چند مگابایت
تصویری که از مرزهای غربی و شرقی ترسیم میشود، نشان از تولد یک «اقتصاد اضطراری» موقت دارد. افراد برای دسترسی به اینترنت، حاضرند هزینههای مستقیم (عوارض خروج، بیمه، کرایه تاکسی) و غیرمستقیم (زمان، خطرات سفر) قابل توجهی را متحمل شوند. این رفتار، ارزش واقعی دسترسی به اطلاعات آزاد در زندگی اقتصادی، اجتماعی و روانی افراد را عیان میسازد. برای بسیاری از کسبوکارها، ارتباط با دنیا مساوی با بقاست. بنابراین، پرداخت چندصد هزار تومان برای خرید یک سیمکارت عراقی یا سفر به مرز، در واقع یک «سرمایهگذاری اضطراری» برای حفظ منافع اقتصادی بزرگتر محسوب میشود. این اقتصاد موقت، آسیبپذیری شدید جامعه و اقتصاد ایران در برابر قطعی اینترنت را به وضوح نشان میدهد.
دلالی دیجیتال؛ سوداگری بر بحران ارتباطی
بازار داغ فروش VPN، پروکسی و کانفیگ، نمونه کلاسیکی از شکلگیری یک بازار انحصاری در شرایط بحران است. زمانی که تقاضا برای یک کالای ضروری (اینترنت) از مجاری رسمی قطع شود، بازار سیاه با قیمتهای انحصاری جایگزین آن میشود. نکته جالب و همزمان نگرانکننده، منشأ برخی از این کانفیگهاست: دیتاسنترهای داخلی. این موضوع نشان میدهد قطعی اینترنت بینالملل مطلق نبوده و برخی مراکز خاص (احتمالاً نهادهای امنیتی، دولتی یا نظامی) همچنان دسترسی داشتهاند و این دسترسی به صورت غیرقانونی و با قیمت گزاف به بیرون درز کرده است. این امر علاوه بر بیعدالتی آشکار، فساد بالقوه در دل سیستم را نیز نشانه میگیرد.
فروپاشی اعتماد اجتماعی؛ هرکس برای خود
یکی از عمیقترین پیامدهای این وضعیت، فرسایش شدید «سرمایه اجتماعی» و اعتماد میان شهروندان است. جمله «چطوری وصلی؟» که به اولین سوال در گروهها تبدیل شده، همراه با بدگمانی و ترس از فاش شدن راههای محرمانه، فضایی از رقابت و انزوا را ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، همکاری و اشتراکگذاری اطلاعات مفید (که در بحرانها معمولاً افزایش مییابد) جای خود را به پنهانکاری و انحصارطلبی داده است. این مسئله میتواند در بلندمدت، همبستگی اجتماعی را تضعیف و هر گونه امکان سازماندهی جمعی برای حل مشکلات را با دشواری مواجه کند.
نابرابری دیجیتال عمیقتر؛ شکاف طبقاتی در دسترسی به اطلاعات
قطع اینترنت، تبعیض و نابرابری موجود در جامعه را تشدید و شکاف جدیدی به نام «شکاف دسترسی دیجیتال اضطراری» ایجاد کرده است. ثروتمندان، کسبوکارهای بزرگ و افراد مرتبط با مراکز قدرت میتوانند با پرداخت ۳۰ میلیون تومان برای یک سیمکارت یا خرید کانفیگهای گرانقیمت، به زندگی عادی خود ادامه دهند. اما اقشار کمدرآمد، اصناف خرد، دانشجویان و افراد عادی از جریان اطلاعات جهانی کاملاً محروم میمانند. این امر نه تنها به بیعدالتی آموزشی و اقتصادی دامن میزند، بلکه حق دسترسی به اطلاعات که از حقوق اولیه بشر است را نیز به امتیازی طبقاتی تبدیل میکند.
آینده مبهم؛ عادت به انزوا یا تلاش برای گریز؟
این شرایط دو سناریوی محتمل برای آینده رقم میزند. سناریوی اول، «عادیسازی انزوا» است: اگر قطعیها طولانی شود، جامعه به تدریج به زندگی بدون اینترنت جهانی عادت میکند، بازارهای داخلی جایگزین میشوند و فشار برای اتصال کاهش مییابد. اما هزینه این سناریو، عقبماندگی فزاینده علمی، اقتصادی و فرهنگی است. سناریوی دوم، «توسعه زیرساختهای گریز» است: مردم و کسبوکارها به دنبال راهحلهای پایدارتر و فناورانهتر (مانند استفاده پنهان از استارلینک، توسعه شبکههای نقطهبهنقطه یا استفاده از فناوریهای جدید دورزن فیلتر) خواهند رفت. این سناریو میتواند به یک «مسابقه تسلیحاتی دیجیتال» بین دولت و مردم منجر شود. در هر دو صورت، آسیبهای روانی، اقتصادی و اجتماعی وارده بسیار عمیق و احتمالاً جبرانناپذیر خواهد بود.