آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
لیسبون در شب لیگ قهرمانان صحنه یک صحنهسازی دراماتیک و نفسگیر بود. صحنهای که در آن یک غول پولدار فرانسوی، در برابر اراده آهنین یک تیم پرتغالی زانو زد. پاریسنژرمن با آن ستارههای درخشان و هزینههای میلیاردی، برای یک برد راحت به نظر میرسید آمده است. اما فوتبال همیشه حساب دیگری باز میکند. از همان ابتدا، نشانههای هشداردهنده بود؛ شوتهای به بیرون، پاسهای نادرست و یک گل مردود. گویی شانس امروز همراه پاریسیها نبود. اسپورتینگ لیسبون، با فروتنی و انضباط تاکتیکی کامل، منتظر فرصت بود. آنها میدانستند در برابر این حریف، تنها یک فرصت کوچک نیاز است و آن فرصت با نام لوئیس سوارز گره خورد. بازیکنی که دو بار در کمتر از بیست دقیقه، قلب دفاع پیاسجی را درید و رویاهای آنها را به کابوس تبدیل کرد.
تساوی موقتی پیاسجی با گل کواراتسخلیا، تنها مایه امیدواری کوتاهی بود. تیم انریکه نتوانست آن شادی را حفظ کند و دوباره در دفاع دچار اشتباه مرگبار شد. سوت پایان، تصویری گویا را ثبت کرد: ستارههای پاریسی با چهرههایی درهمرفته و مربیشان که از درک چگونگی این شکست عاجز بود. در مقابل، شادی دیوانهوار لیسبونیها. این شکست، تنها از دست دادن سه امتیاز نیست. این یک زنگ خطر جدی برای تمام پروژه پرهزینه پاریسنژرمن و آزمونی سخت برای روحیه این تیم پرستاره است.
بیماری مزمن پیاسجی: اتلاف فرصتها و نبود کارایی نهایی
بار دیگر، ضعف اصلی پیاسجی در دقیقههای حساس آشکار شد: ناتوانی در تبدیل سلطه به گل. تیم انریکه در نیمه اول موقعیتهای واضحی ساخت، اما انتخاب ضربه نادرست، دقت پایین و تصمیمگیریهای ضعیف در آخرین لحظه، مانع از پیشدستی شد. این مشکل فقط مربوط به مهاجمان نیست؛ کل سیستم حمله در مرحله نهایی، کند و قابل پیشبینی عمل میکند. وقتی تیمی با این حجم هزینهکرد، نمیتواند از موقعیتهای کلیدی استفاده کند، در بازیهای حذفی محکوم به شکست است.
شکاف خطرناک بین خطوط: نقطه ضعفی که سوارز هدف گرفت
دو گل اسپورتینگ، هر دو حاصل بهرهبرداری از یک نقطه ضعف تاکتیکی در پیاسجی بودند: فاصله زیاد بین خط دفاع و خط میانی. در هر دو گل، مهاجم اسپورتینگ توانست در فضای بین این دو خط جاگیری کند و بدون مارک شدن شوت بزند. این نشان میدهد سازمان دفاعی پیاسجی، به ویژه در مواقعی که تیم برای گل جلو میزند، دچار گسست میشود. هافبکهای میانی در پوشش این فضاها کند عمل میکنند و مدافعان مرکزی در تصمیمگیری برای بیرون آمدن یا ماندن دچار تردید هستند.
تاثیر روانی گل مردود و مدیریت نادرست تساوی
گل مردود وارن زئیر-امری در دقیقه ۳۰، یک نقطه عطف روانی در بازی بود. به نظر میرسد این اتفاق بر روحیه بازیکنان پیاسجی تأثیر منفی گذاشت و اعتماد به نفس اولیه را کاهش داد. پس از گل تساوی، به جای تثبیت بازی و کنترل ریتم برای حفظ نتیجه، پیاسجی دوباره به شکل نامنظمی به جلو هجوم آورد و خود را در معرض ضدحمله قرار داد. این بیصبری و نبود مدیریت عاقلانه در دقایق پایانی، هزینه گزافی داشت و نشان از نبود رهبری روانی در زمین است.
ستایش از اسپورتینگ: انضباط، برنامه و اجرای بینقص
در مقابل ناکارآمدی پیاسجی، اسپورتینگ لیسبون نمونه کامل یک تیم منظم و با برنامه بود. آنها میدانستند که نباید در بازی باز با حریف درگیر شوند. خطوط دفاعی فشرده، پوشش هوشمندانه فضاها و انتقال سریع به حمله در کمترین فرصت، نقشه بازی آنها بود. دو گل سوارز، اجرای دقیق تاکتیک "دفاع جمعی و حمله سریع" بود. این تیم نشان داد که با روحیه جمعی و تاکتیک صحیح، میتوان بر برتری فردی حریف غلبه کرد.
پیامدهای فاجعه: بحران اعتماد و مسیر دشوار صعود
این شکست فقط سه امتیاز از دسترفته نیست. این یک ضربه مهلک به اعتماد به نفس تیمی است که همیشه زیر سوال "نبود شخصیت در شرایط سخت" قرار دارد. حالا صعود آنها به مرحله حذفی به نتیجه هفته آخر و عملکرد دیگر تیمها وابسته شده است. این وضعیت، فشار روانی زیادی را بر بازیکنان و کادر فنی وارد میکند. سوال اصلی این است: آیا انریکه میتواند این تیم را از این بحران روانی بیرون بکشد و آیا بازیکنان پرستاره، اراده لازم برای نجات فصل اروپایی را دارند؟