آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
پایتخت ایران در آستانه یک بحران بیسابقه آبی قرار گرفته است. آخرین گزارشهای رسمی از وضعیت سدهای تهران، تصویری هشداردهنده و بسیار نگرانکننده را ترسیم میکند. بررسی ذخایر سدهای اصلی تأمینکننده آب تهران نشان میدهد که این مخازن به مرز «حجم مرده» رسیدهاند. حجم مرده به حداقل آبی گفته میشود که برای جلوگیری از آسیب فیزیکی به سازه سد و حفظ کیفیت نسبی آب باقی میماند و عمدتاً غیرقابل استفاده است.
سد کرج (امیرکبیر)، یکی از حیاتیترین منابع آبی کلانشهر تهران، در وضعیتی اسفبار به سر میبرد. از حجم مخزن این سد تنها ۳ درصد پر است و ۹۷ درصد آن به کلی خالی شده است. این بدان معناست که عملاً آبی برای بهرهبرداری از این سد باقی نمانده و هرگونه برداشت بیشتر میتواند به ساختار سد آسیب بزند یا کیفیت آب باقیمانده را تا حد غیرقابل مصرف کاهش دهد. وضعیت سایر سدها نیز بهتر نیست. سد لار که ظرفیتی نزدیک به یک میلیارد مترمکعب دارد، اکنون تنها ۱۰ میلیون مترمکعب آب در خود ذخیره کرده است. این رقم به معنای افت ذخیره به حدود ۱ درصد از ظرفیت کل است.
سد لتیان نیز وضعیتی مشابه دارد. از ۹۵ میلیون مترمکعب ظرفیت این سد، تنها ۵ میلیون مترمکعب (معادل ۵ درصد) آب باقی مانده است. رسیدن سدها به حجم مرده، زنگ خطر نهایی برای مدیریت آب در منطقه تهران-البرز محسوب میشود. این وضعیت، تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی پاییندست را با مخاطرهای جدی مواجه میکند. این بحران تنها نتیجه یک سال خشکسالی نیست، بلکه حاصل سالها مدیریت ناپایدار منابع آب، مصرف بیرویه، فرسودگی شبکه توزیع و عدم تطبیق توسعه با ظرفیتهای آبی منطقه است. حال باید دید مسئولان چه برنامه فوری و بلندمدتی برای عبور از این شرایط اضطراری دارند.
مفهوم «حجم مرده» و پیامدهای فاجعهبار رسیدن به آن
«حجم مرده» آبی است که به دلایل فنی و کیفی، قابل برداشت نیست. رسیدن به این حد، به معنای اتمام عملی ذخیره مفید سد است.
-
پیامدهای فنی
برداشت از حجم مرده میتواند باعث کفکنی و آسیب به دریچههای خروجی، افزایش غلظت املاح و آلایندهها، و کاهش شدید کیفیت آب تا حد غیرقابل تصفیه شود.
-
پیامدهای انسانی
این وضعیت به معنای قطعی جریان آب پایدار برای مصارف شرب، بهداشت و صنعت است. شهروندان با قطعیهای طولانیمدت یا کاهش فشار مواجه خواهند شد.
-
پیامدهای اقتصادی
صنایع وابسته به آب مجبور به تعطیلی یا کاهش شدید تولید میشوند و کشاورزی در دشتهای پاییندست به طور کامل از بین میرود.
ریشهیابی بحران: ترکیبی از تغییر اقلیم و سوءمدیریت چند دههای
این بحران یکشبه ایجاد نشده است.
-
عوامل طبیعی
کاهش بارشها و افزایش دما (تغییر اقلیم) در حوضههای آبریز، روانآب ورودی به سدها را به شدت کاهش داده است.
-
عوامل انسانی و مدیریتی
الف) توسعه بیرویه
رشد جمعیت و صنعت تهران بدون در نظر گرفتن ظرفیت آبی منطقه.
ب) بهرهبرداری بیضابطه از آبهای زیرزمینی
که باعث افت شدید سطح آبهای زیرزمینی و کاهش جریان پایه رودخانهها شده است.
ج) الگوی مصرف ناپایدار
هدررفت بالا در شبکه توزیع فرسوده (آب به حساب نیامده) و مصرف سرانه بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی در بخش خانگی.
د) اولویتدهی نادرست
تخصیص بخش عمدهای از آب به کشاورزی ناکارآمد در بالادست.
تأثیر بر زندگی روزمره مردم تهران و البرز
مردم در کوتاهمدت با آثار ملموس این بحران مواجه خواهند شد: قطعیهای متناوب آب به ویژه در مناطق مرتفع و حاشیه شهر، کاهش فشار آب حتی در ساعات پیک مصرف، تغییر کیفیت آب (کدورت، افزایش املاح) و تشدید محدودیتهای آبیاری فضای سبز. در میانمدت، این وضعیت میتواند به افزایش قیمت آب بستهبندی شده، رشد نارضایتی اجتماعی و حتی تخلیه تدریجی بخشی از جمعیت از پایتخت منجر شود. همچنین، سلامت عمومی به دلیل مشکلات بهداشتی ناشی از کمبود آب میتواند به خطر بیفتد.
ارزیابی اقدامات گذشته و کفایت برنامههای اضطراری
در سالهای گذشته، اقداماتی مانند کشاورزی گلخانهای، آبیاری نوین، اصلاح شبکه و فرهنگسازی مطرح شده، اما این اقدامات یا کند بودهاند یا مقیاس اجرای آنها در برابر وسعت بحران ناچیز است. برنامههای اضطراری کنونی عمدتاً مبتنی بر انتقال آب از حوضههای دیگر (مانند طرحهای انتقال آب به تهران) و تقسیمبندی و جیرهبندی آب است. اما انتقال آب، خود هزینههای مالی، اجتماعی و زیستمحیطی گزافی دارد و حل دائمی بحران نیست. جیرهبندی نیز تنها یک اقدام تنشزدا و موقتی است. به نظر میرسد برنامهای جامع، فوری و با بودجه کافی برای کاهش واقعی مصرف و افزایش راندمان در دست اجرا نیست.
راهکارهای فوری و بلندمدت برای جلوگیری از فاجعه کامل
الف) راهکارهای فوری (۶ ماهه)
۱. اجرای دقیق و عادلانه جیرهبندی آب با نظارت شدید بر مصارف پرت (استخرها، کارواشها، صنایع پرمصرف).
۲. افتتاح و بهرهبرداری سریع از پروژههای تصفیه پساب و استفاده از آبهای بازیافتی برای فضای سبز و صنعت.
۳. ایجاد سامانههای هشدار سریع و شفافسازی کامل وضعیت برای مردم.
ب) راهکارهای بلندمدت (۵ ساله)
۱. بازسازی کامل شبکه توزیع برای کاهش فاجعهبار هدررفت فیزیکی آب.
۲. تغییر الگوی کشت در بالادست حوضههای آبریز و توقف کشت محصولات پرآببر.
۳. اصلاح ساختار قیمت آب به گونهای که مصرف بیش از حد مجاز، هزینهای کمرشکن داشته باشد.
۴. توقف توسعه صنایع پرمصرف آب در منطقه.
۵. تهیه و اجرای طرح جامع سازگاری با کمآبی برای کلانشهر تهران که مبتنی بر پذیرش واقعیت محدودیت منابع باشد، نه تلاش برای تأمین نامحدود تقاضا.