آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
باران آمد. رگبارهای پاییزی در برخی شهرها جاری شد و زمین خشک، بوی خیسشدن گرفت. نفسهای امید در سینه مردمی که سالها خشکسالی را تحمل کردهاند، تازه شد. اما واقعیت منابع آبی کشور چیست؟ آیا این بارانها، تشنگی سالهای طولانی را درمان کرده است؟ آیا میتوانیم بگوییم بحران آب تمام شده است؟ پاسخ مقامات مسئول، همچنان هشداردهنده و واقعبینانه است. سخنگوی صنعت آب با قاطعیت اعلام کرده که بارندگیهای اخیر، تأثیر محسوسی بر ذخایر استراتژیک آبی کشور نداشته است. آمارها گویای حقایق تلخی هستند. بیش از دو سوم از حجم مخازن سدهای بزرگ کشور، هنوز خالی است. این عدد به تنهایی نشان میدهد که راه نجات از بحران، بسیار طولانیتر از چند بارندگی پراکنده است. وضعیت در پایتخت حتی بحرانیتر است. استان تهران تا این زمان باید حدود ۶۲ میلیمتر بارش دریافت میکرد، اما حجم بارندگی ثبتشده تنها ۱۵ میلیمتر است.
این به معنای یک عقبماندگی ۷۶ درصدی در بارندگیهای پایتخت است. خشکسالی هنوز مهمان ناخوانده و سمج کلانشهری است که با مشکل کمآبی دست و پنجه نرم میکند. اما چرا این بارانها تأثیر فوری ندارند؟ پاسخ در نحوه تغذیه منابع آبی نهفته است. بارش باید به اندازه، مستمر و در حوضههای آبریز اصلی باشد تا بتواند جریان رودخانهها و ورودی به سدها را به طور چشمگیری افزایش دهد. این گزارش، به واکاوی دقیق وضعیت سدها پس از بارندگیهای اخیر میپردازد و دورنمای واقعی منابع آبی کشور را با استناد به اظهارات رسمی تحلیل میکند.
تفاوت بین "بارش" و "ذخیره استراتژیک"؛ چرا بارانها سدها را پر نکرد؟
یک تصور رایج اما نادرست این است که هر بارندگی بلافاصله منجر به پر شدن سدها و پایان خشکسالی میشود. واقعیت این است که تأثیر بارش بر منابع آبی سطحی مانند سدها، پیچیده و با تاخیر است. بخش عمدهای از بارشهای پراکنده و کوتاهمدت، یا توسط گیاهان جذب میشود، یا در خاک نفوذ میکند و یا به سرعت تبخیر میگردد. برای تغذیه سدها، بارش باید در مقیاس وسیع، با شدت مناسب و در حوضههای آبریز بالادست سدها اتفاق بیفتد تا بتواند جریان رودخانههای منتهی به مخزن را افزایش دهد. بارندگیهای اخیر فاقد این ویژگیها بودهاند.
آمار هشداردهنده؛ تشریح وضعیت بحرانی مخازن
ادعای "خالی بودن بیش از دو سوم سدهای کشور" یک هشدار جدی است. این آمار نشان میدهد کشور از مرز ایمنی در ذخیره آب گذشته و در وضعیت آسیبپذیری شدید قرار دارد. سدهای خالی نه تنها کمبود آب برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعت، بلکه به معنای کاهش توان کنترل سیلابهای احتمالی، افت کیفیت آب در مخزن و ایجاد خسارت به اکوسیستمهای وابسته است. این وضعیت به ویژه برای سدهای پراهمیت در مناطق مرکزی و شرقی کشور که سالهاست با خشکسالی مطلق دست به گریبانند، نگرانکنندهتر است.
بحران در پایتخت؛ عقبماندگی ۷۶ درصدی به چه معناست؟
اعداد مربوط به استان تهران به تنهایی گویای عمق فاجعه است. وقتی یک منطقه تنها ۲۴ درصد از میانگین بلندمدت بارش خود را دریافت کرده باشد، وارد یک خشکسالی هیدرولوژیک شدید شده است. این کمبود، فقط به معنای کاهش باران نیست، بلکه به معنای کاهش جریانهای سطحی، افت سطح آبهای زیرزمینی و کاهش ذخیره برفی است. تهران با جمعیت انبوه و تقاضای آبی بالا، چنین کسری بزرگی را به سادگی جبران نمیکند. حتی اگر بارشهای خوبی در ادامه فصل رخ دهد، این عقبماندگی سنگین همچنان بر منابع آبی سال آینده سایه خواهد انداخت.
ارزیابی اثرات با تاخیر؛ چرا هنوز زود است قضاوت کنیم؟
اظهارنظر سخنگوی صنعت آب مبنی بر زود بودن قضاوت، ناشی از فرآیندهای هیدرولوژیک است. پس از بارش، روزها یا حتی هفتهها طول میکشد تا آب از طریق شبکه زهکشی طبیعی (رودخانهها و مسیلها) به سدها برسد. همچنین، بخشی از بارش به صورت برف در ارتفاعات ذخیره میشود که ذوب تدریجی آن در بهار و تابستان وارد سدها خواهد شد. بنابراین، ارزیابی نهایی تأثیر بارندگیهای اخیر نیازمند پایش مداوم جریان رودخانهها در روزهای آینده و نیز بررسی ذخیره برف در حوضههای آبریز است. فعلاً نبود افزایش چشمگیر در ورودی سدها، نشانهای منفی است.
چشمانداز و توصیه؛ خشکسالی تمام نشده است
پیام کلیدی مسئولان و کارشناسان این است: خشکسالی تمام نشده و بحران آب ادامه دارد. نباید اجازه داد چند روز بارانی، جامعه را نسبت به مدیریت مصرف آب بیتفاوت کند. این بارشها در بهترین حالت، میتوانند مقداری از کمبودهای جزیی را جبران و وضعیت روانآبهای فصلی را کمی بهبود بخشند، اما قادر به پر کردن مخازن عظیم سدها و احیای آبهای زیرزمینی تخلیهشده نیستند. راهبرد اصلی باید همچنان بر صرفهجویی شدید، افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی، مدیریت تقاضا و توسعه منابع غیرمتعارف (مانند آبشیرینکنها و بازیافت) استوار باشد. خروج از این بحران ساختاری، نیازمند عزم ملی و تغییر الگوی مصرف است.